The Young Indiana Jones Chronicles

The Young Indiana Jones Chronicles

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Young Indiana Jones Chronicles S01E10 WEB-DL DSNP
ناشر warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 10 The Young Indiana Jones Chronicles زیرنویس فارسی سریال

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2025-12-23
تعداد دانلود: 16
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

وایی، آفریقا

همیشه دلم می‌خواست بیام اینجا

فرمانده: به مومباسا خوش اومدید

با انتقالی به آفریقا

همه‌ی سربازها به‌طور خودکار ترفیع می‌گیرن

به رتبه‌ی ستوانی

تبریک می‌گم

گروهان‌های «سی» و «دی» خودشون رو به آسایشگاه ۱۲ معرفی کنن

۹ گروهان «ئی» به آسایشگاه

بقیه هم برن به ایستگاه قطار

همین الان

مسیرتون رو به سمت دریاچه ویکتوریا ادامه می‌دین

و اونجا به واحدتون ملحق می‌شین

حموم و غذای گرم هم که پرید

سرباز: بلیت‌هاتون شامل حمل‌ونقل رایگان می‌شه

با قطارهای طبق برنامه

ببخشید، ما داریم می‌ریم سمت ویکتوریا

شما آخرین نفرایید، عجله کنین

نیگاشون کن

وایسا، وایسا

اون قطارِ موشیه

هی، اون قطارِ موشیه

خب، دیگه باید کم‌کم از کنار کوه کلیمانجارو رد بشیم

همین حالاهاست که از سمت چپمون پیدا بشه

منظورت سمت راسته. همین الان از کنارش رد شدیم

نه، نه، اون حتماً یه کوه دیگه بوده

ما داریم میریم سمت نایروبی

پس قطعاً باید سمت چپمون باشه

مطمئنی؟

بهم اعتماد کن. اگه اون کوه کلیمانجارو بود

داشتیم می‌رفتیم سمت «موشی»

می‌گه: «بهم اعتماد کن»

جنابِ پیشاهنگ با اون نقشه‌اش

آخه چطوری سر از یه قطار اشتباهی درآوردیم؟

ببین، اصلاً چه فرقی می‌کنه؟

بیا فقط سعی کنیم برگردیم، باشه؟

ببخشید. ببخشید. ببخشید

ما... ما می‌ریم ویکتوریا

آهان

این قطار رو از دست دادی

قطار می‌ره لونگیدو

لونگیدو

لونگیدو. از لونگیدو می‌ره نایروبی

از نایروبی می‌ره ویکتوریا

لونگیدو، نایروبی، ویکتوریا

ویکتوریا

آسانتا. ممنون. خیلی ممنون. متشکرم

بیا بریم. گفت قطار بعدی واسه لونگیدوئه. همونیه که می‌خوایم

با این وضع، تا خودِ ویکتوریا رو می‌تونیم بدویم

نریم سوبادا

بریم لونگیدو

اِ؟

دست‌کم داریم تو مسیر درست میریم

امیدوارم

خب، تا اونجایی که من می‌فهمم

اون داره می‌تازه جلو تا یه گروه تعمیرات بیاره

چقدر طول می‌کشه؟

یه هفته

یا خدا، نمی‌تونیم یه هفته منتظر بمونیم

باید خودمون رو به واحدمون معرفی کنیم

می‌دونم، می‌دونم

خب، ببین

اگه اون راهِ لونگیدو باشه

پس اونجا شماله، مگه نه؟

خب، طبق این نقشه

یه خط آهن دیگه حدود ده مایل اون‌طرف‌تر در شرقه

که موازی با همین یکی میره

پس تنها کاری که باید بکنیم اینه که ده مایل اون‌وری پیاده بریم

و بپریم رو یه قطار دیگه

خب، یا راهش اینه

یا اینکه یه هفته اینجا منتظر بمونیم

اون غروب رو نگاه کن

قشنگه

فوق‌العاده‌ست

اون

جای اشتباهیه

ایندی، اگه خورشید تو غرب غروب می‌کنه

و ما داریم به سمت شرق میریم

پس خورشید باید اون‌طرف باشه

کله‌پوک! باورم نمیشه

اگه آلمانی‌ها نکشنمون

بلژیکی‌ها به جرم فرار از خدمت هردومون رو تیرباران می‌کنن

احتمالاً قبل از اینکه اون اتفاق بیفته

از گشنگی و تشنگی می‌میریم

آآآخ

صدای موسیقی می‌شنوی؟

روسینی

ایندی، دارم توهم می‌زنم؟

آلمانی‌ها هستن؟

نمی‌تونم تشخیص بدم

متوجه چیز عجیبی شدی

در مورد این آدم‌ها؟

اونا خیلی پیرن

داری پروانه می‌گیری، آقای گولو؟

ممکنه جاسوس‌های آلمانی باشن

ما جاسوس آلمانی نیستیم

یه آمریکاییه

بزن قدش، رفیق

تگزاس؟

نیوجرسی

خجالت نداره که پسرم

این یونیفرم‌های مضحک دیگه چیه؟

ما سربازهای بلژیکی هستیم

شما کی هستید؟

شما یه واحد انگلیسی هستید؟

هنگ بیست و پنجم تفنگداران سلطنتی

عالیه. حالا که فهمیدیم هم‌رزمیم

می‌خوایم فرمانده‌تون رو ببینیم

ژنرال به هفت نفر احتیاج داره

با مهارت‌های خیلی خاص

توی این مورد خیلی جدی به ما تأکید کرد

نمی‌تونم با یه نفر کمتر اونجا ظاهر بشم

فهمیدم، ولی آخه کدوم گوری

قراره یه نفرو پیدا کنیم

که از ریز و بم قطارها سر در بیاره

و آلمانی هم بلد باشه؟

ایندی: کاپیتان

فردریک: تو دیگه کدوم گوری هستی؟

ستوان دیفنس

و ایشون هم ستوان بودوان هستن

از ارتش بلژیک

ارتش بلژیک؟

همین‌طوری خسته و کوفته از تو دشت و صحرا پیداشون شد

ایندی: متأسفانه راه رو گم کردیم

داشتیم سعی می‌کردیم به واحدمون ملحق بشیم

حدود یه روز دیر کردیم

برای رسیدن به دریاچه ویکتوریا

لعنتی! اونجا که ۳۰۰ مایل با اینجا فاصله داره

شما پسرا وقتی گم می‌شید، واقعاً سنگ تمام می‌ذارید

ببخشید قربان، ما قبلاً همدیگه رو ندیدیم؟

تا جایی که می‌دونم نه. کاپیتان سلوس هستم

از دیدن دوباره‌تون خوشحالم، قربان

از دیدنت خوشحالم

شما... شما منو یادتون نیست

فکر کنم اون موقع حدوداً نه سالم بود

هنری جونز جونیور

پسرِ... پسرِ پروفسور جونز؟

بله

یادم اومد، اون موقع هم گم شده بودی

این یکی واقعاً تقصیر من نبود

فکر کردیم سوار قطار درست شدیم

ولی یهو دیدیم اشتباه سوار شدیم

بعد سوار یه قطار دیگه شدیم

و خب، اون قطار هم خراب شد

ولی فکر کنم اصلاً قطار اشتباهی بود

چون سر از اینجا درآوردیم

گفتنش برای تو راحته

به نظر نمیاد زیاد از قطارها سر در بیاری

در واقع، خیلی هم از قطارها سر در میارم

تابستون‌ها رو کار می‌کردم

توی قطار زغال‌سنگ پارو می‌کردم

اما این کار چیز زیادی به آدم یاد نمی‌ده

درباره‌ی جدول زمانیِ حرکت

اونم اینجا وسطِ آفریقا

که اینطور

بعید می‌دونم آلمانی بلد باشی

اما بازم این کمکی بهم نمی‌کنه

که برم به دریاچه‌ی ویکتوریا

ما واقعاً به یه وسیله‌ی نقلیه به سمت شمال نیاز داریم

به طرف خطوطِ بلژیکی‌ها

می‌تونی کمکمون کنی؟

اوه عزیزم، شانس باهات یار نیست

کامیون تدارکاتمون تا چند هفته دیگه نمی‌رسه

قربان، نظرتون درباره‌ی ژنرال چیه؟

این شد یه فکری

همین الان داشتیم می‌رفتیم دیدنِ

دوست عزیزمون ژنرال اسماتس، لبِ ساحل

چرا با ما نمیای؟

مطمئنم اون می‌تونه یه کاری براتون ردیف کنه

سفر به ساحل؟

عالیه

پس حله

دونالد، ماشینِ ستاد رو بیار

بله قربان

همین الان قربان

واقعاً، واقعاً ازتون ممنونیم

اوه، بله، همین‌طوره

حرفش رو هم نزن

دونالد: از راه میان‌بر برم قربان؟

فردریک: حتماً، حتماً

خطوطِ انگلیسی‌ها دقیقاً همون جلوئه

ایست

هنگ بیست‌ و پنجم تفنگداران سلطنتی، طبق دستور گزارش می‌دهیم

رمز عبور «مرجان»ـه

آقایان

قراره یه سواریِ پر دست‌انداز داشته باشیم

اون اوضاعِ به هم ریخته‌ی ساحل رو ببین

به نظر می‌رسه آلمانی‌ها ژنرال اسماتس رو زمین‌گیر کردن

محکم بچسبید

باید یه کم جاخالی بازی کنیم

مکلین: بیاین از اینجا بزنیم به چاک

خب، اینم از ماشین

ستوان دیفنس

بگو دوستت همین‌جا بمونه

تو با من بیا

نگران نباش، رمی

همه چیز رو ردیف می‌کنم

چند دقیقه دیگه برمی‌گردم

اوه! خدای من

ژنرال اسماتس: فردریک، بالاخره رسیدی

The Young Indiana Jones Chronicles subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Young Indiana Jones Chronicles

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left