نخستین 200 خط.
موضوع چیه؟
چی باعث شده بیای اینجا؟
نمی خوام ببینمت ، پاشو برو
...می خوام بهتون
...هر چی رو که میدونم در مورد
...عمل جراحی پیوند قلب
هفت سال پیشتون بهتون بگم
خیلی خب
بگو
...اون زمان
...ما برای نجات شما
...یکی رو
قربانی کردیم
منظورت چیه؟
...به من گفته بودن قلب
پدر کانگ ته این آقای کانگ
برای نجات شما به اون ندم
...این دیک دستور
از طرف چوی جون هیوک و پدرش بود
چوی جون هیوک ، چوی یونگ گوک
و همینطور اوه هی وون
هر سه نفر تو این کار دست داشتند
چی گفتی؟
...چا یون دونگ به هی وون گفته
همه چی رو بندازه گردن من و شما
این مزخرفات چیه
این با برنامه ای که ما داشتیم فرق داره
اول آماده بشید
برا چی آماده شم؟
اگه بفهمه کار ما بوده که کارمون تمومه
... اینجوری نه تنها مارو به زندان می ندازه
تورم از بیمارستان میندازن بیرون
چی شده؟
...هی وون میخواد
بندازه گردن کی؟
... اون میخواد برای نجات خودش
تو و جون هیوک بفروشه؟
حالا چیکار کنیم ؟
اگه رئیس هان ازمون شکایت کنه چی؟
....نوه من
..تو اون خونه است و اونوقت
اون اوه هی وون اینکارو کرده؟
دیگه نباید در مورد این موضوع کوتاهی کرد
شما هم باید بدونید - جناب رئیس -
... لطفا با آرامش به چیزی
که قصد دارم بهتون بگم گوش بدید
بگو
هفت سال پیش
...پدرم تقریبا داشت زندگی شو از دست میداد
بخاطر دستکاری در برگه عمل جراحی پیوند قلبش
و در نهایت
...اون قلب
از پدرم که همون زمان فوت کرده بود گرفته شد
اگه قلب آقای چا مان جونگ نبود
...پدر من احتمالا
جونش رو از دست میداد
فوری بیا اینجا
...قرار شده اوه هی وون بیاد
در مورد دستکاری مدارک پیوند قلب اعتراف کنه
قصد داره خودش تنهایی فرار کنه
اما نباید بهش اجازه بدیم راحت در بره
باید بیای اینجا و حقیقت رو فاش کنی
چی داری میگی؟
مطمئن نیستم یادتون باشه
...اما پدرم
همون دوره با شما تو بیمارستان بستری بود
یاد میاد
...پدرم مثل شما منتظر نوبتش بود
تا عمل پیوند قلبش انجام بشه
و یهویی یک اهدا کننده پیدا شد
درسته
...من حتی از رئیس چوی خواستم
خیلی مراقب پدرت باشه
بله
...بنابر این
من می تونم بهتون توضیح بدم - اما بطور ناگهانی -
... عمل پیوند پدرم
لغو شد
منظورت اینه که نمی تونه پیوند بگیره؟
بابات معالجه نمی شه؟
چرا تا الان هیچی در این مورد نگفتین؟
یعنی چی که عمل لغو شده؟
باید جزئیاتش رو از دکتر اوه هی وون بپرسید
یادت میاد؟
...پدرم
نتونست عمل بشه
چی؟
منظورت چیه ؟
فکر کردم براش اهدا کننده قلب پیدا شده
...خب - یهویی التهابشون بالا رفت -
بخاطر همین نتونستیم عملشون کنیم
....پس
...اوه هی وون نتایج آزمایش رو دستکاری کرد
و برنامه عمل پیوند پدر کانگ ته این کنسل کرد
...و اون قلب اهدایی رو
به شما دادن پدر
لطفا حرفهای منم بشنوید
...من کاری رو که جون هیوک بهم گفته - خفه شو دهنت ببند -
زنگ بزن جون هیوک بیاد
!زنگ بزن همین الان بیاد
"طبق این " زمان جراحی رئیس هان
"دکتر اوه هی وون مسئول تمام مسائل بوده
"از جمله تصمیم و معاینه بیمار پیوندی "
" شخصی جز جراح مخصوص در گیر این کار نبوده"
این مدارک رو امضا کنید
چی؟
...شما میدونید که تغییر آزمایش قلبی
توسط بخش حقوقی نبوده بلکه توسط خود دکتر اوه بوده ، درسته؟
بله
پس چیزی رو که واقعیته بگین
با اینحال چطوری می تونم مدیر اوه متهم کنم؟
میخوای اخراج بشی؟ امضاش کن
بله عمه
معلوم هست با زنت چیکار کردی؟
من دارم میام اونجا
باید زودتر میومدی همه چی تموم شد
رئیس با عصبانیت گفت فوری بیای اینجا
نمی فهمی یعنی چی؟
...بعدش پدرم
...صدای
اوه هی وون به عنوان مدرک
...در مورد عوض کردن نتایج
شما و پدرم در دست داشت
چی؟
...این شواهد رو
وقتی یون دونگ تو زندان بودداد دست من
... با اینحال مشکل بود
نه تنها پدرم داشت قربانی می شد
....بلکه امکانش هست
پدر یون دونگ هم بخاطر همین موضوع کشته شده باشه
وقتی شما تو اتاق عمل بودی
... یادت میاد
پدر یون دونگ به طرز مشکوکی فوت شد؟
امکان داره بخاطر دخالتش دراین ماجرا بوده باشه
یوبو
نمی شه در جا اونهارو قضاوت کرد
من مطمئنم اونهام برای خودشون دلایلی داشتند
چرا؟
... چه دلیلی باید میتونه باشه
که همچین کار وحشتناکی کردن
بخاطر گرفتن سرمایه گذاری
می بخشید جناب رئیس
بخاطر سرمایه گزاری؟
...دلیل
....چوی جون هیوک و پدرش برای
زنده نگه داشتن شما ، بخاطر گرفتن سرمایه گذاری بوده
فقط این نبوده
بخاطر شما بوده
...نجات جون شما برای من و پدرم
از بیمارستان برامون خیلی مهم تر بود
چی گفتی؟
...بعد از اینکه اوه هیی وون
در مورد راه حلش بهمون گفت
ما فقط آرزو و امیدمون رو بهش گفتیم
اینکه دلمون میخواد هر طور شده شمارو نجات بدیم
!این مزخرفات چیه میگی
فقط دکتر مسئول این توانایی رو داشت
...اینم
تایید کتبی من از کارمندایی که تو عمل جراحی شما بودن
...طبق این اوه هی وون تمام
تصمیمات رو خودش تنهایی گرفته
قضاوت بر عهده شماست
..قضاوت کنید و تصمیم
خودتون بگیرید
...قصد من اون زمان نجات جون شما بود
و اینکه نجات پیدا کنید و زندگی کنین - که چی؟ -
برای نجات جون من پدر کانگ ته این رو بکشین؟
...پس باید می ذاشتیم
شما جونتو از دست میدادی؟
چی گفتی؟
تو الان چه غلطی کردی؟ - یوبو -
...بعد از کارایی که کردی
بعد از اینکه چند نفر به کشتن دادی
هنوزم میخوای تقصیرارو بندازی گردن یکی دیگه؟
...فکر کردی میتونی از زیرش در بری
با این یک تکه کاغذا؟
...این تو بودی که برای من پاپوش ساختی
تا مجبورم کنی باهاتون همکاری کنم
این و پدرش
و بعدش اوه هی وون ارتقاء گرفت
این نشون میده تو هم پیشنهاد اونهارو پذیرفتی
بعد از اون عمل
همونطور که جون هیوک و پدرش برنامه ریزی کرده بودند
سرمایه گذاری توسط شما تایید شد
بهانه دیگه ای هم داری؟
!بهتره دیگه خفه خون بگیری
!بازم میخوای به حرفهات ادامه بدی
کجا میری؟
اینطوری نمیشه منم باید برم
نه تو بشین تو خونه
حداقل باید برم التماسشون کنم
برا همین میگم
...نوه ما اونجاست با خودش چی فکر میکنه
وقتی می بینی تمام خانوادش زانو زدن؟
اون زمان
... آقای کانگ
پدر شوهر آیندت می شد
چطور تونستی قلب اونو ازش بدزدی
و بدی به کسی دیگه ای وقتی میدونستی کارت اشتباهه؟
من خودم قربانی بودم ، ازم سوء استفاده شد
No comments yet. Be the first to leave one.