Phoenix 2020 (The Fire Bird / Bul Sae / 불새2020)

Phoenix 2020 (The Fire Bird / Bul Sae / 불새2020)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Phoenix 2020 E41 KoreanAngels
ناشر shahlaz
@KoreanAngelsترجمه و زیر نویس شهلاز

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2020-12-22
تعداد دانلود: 8
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

اینجا که نیست

اوه خوب شد اومدی

میشه کمکم کنی کفشهای گلفو بپوشم

نمیشه یه کم مهربون باشی و به یک آدم معلول کمک کنی؟

البته که به آدمهای معلول باید کمک کنم

اما به آدمهایی که قلب کدری دارن کمک نمی کنم

کیم می ران فیلم بازی کردنتو بذار برای شو

منظورت چیه؟

منظورم اینه که دیدم وایسادی

جی یون ، اول حرفمو بشنو

خودت که میدونی

ویل هنوز بهت احساس داره

اگر او بفهمه که من می تونم دوباره راه برم

...اون بدون اینکه به پشتش نگاه کنه

بر میگرده پیش تو

این باعث میشه تو هم به مشکل بیفتی

جی یون ، لطفا به کسی نگو

این لطف در حق من بکن

نه من بهت التماس میکنم

جی یون ، من هر کاری بخوای میکنم

خواهش میکنم

انتظار داشتی اینهارو بهت بگم؟

فکر میکنی کی حرفتو باور میکنه؟

اینجا هیچ دوربین مداربسته ای وجود نداره

وقتی مدرکی نداری نمیتونی ازم باج گیری کنی

نمیتونی با من کاری کنی

در شرف رفتن روی صحنه ام

و اگه به مردم بگی من میتونم راه برم

کل نمایش دروغ میشه

پس این مشکلی بین ما بوجود نمیاره

گروه سورین وجه اش خراب میشه

...و از اونجا که خودتم مدیر برندی

کارت به عنوان مسئول این برنامه کاملا خراب میشه

...شرط می بندم اخراج میشی

قبل از اینکه بتونی برند جدیدی رو برای پروژه مشترک راه اندازی کنی

یون می رانی که تبدیل به یک ستاره در حال طلوع شده

از نظر اجتماعی طرد میشه

کسی که کل کشور فریب داده

روت میشه جایی ظاهر بشی

پس با هم میخوریم زمین

من چاره ای جز گفتن به همه نخواهم داشت...

که تو باعث شدی من روی این ویلچر بمونم...

تا بتونی ازم برای بازاریابی استفاده کنی

بنابراین باعث بهم ریختگی کارها نشو

من همیشه می دونستم که تو حیله گری

اما فکرش نمیکردم تا این هد مبتذل باشی

...بیا دیگه مزاحم هم نشیم

و کارهای نکنیم که همو به دردسر بندازیم

به هر حال که کل زندگی یک شوی بزرگه

وقتشه که الان برم بالای صحنه و شو رو اجرا کنم

جی یون حتما با لبخند بیا بیرون

خانم لی هنوز اینجایی

وقتی گزارش نوشتم در مورد مراسم امروز بعدش میرم

دیگه داره تموم میشه

شما چی ...چرا برگشتی؟

این روزها فراموشکار شدم

...فکر کنم خانم های یائسه

بخاطر همین کم حافظه بشن

شنیدم که با آقای جانگ نامزدن

بله

خوشگله

به من گفتن داستان عشق اون با آقای جانگ در حال حاضر...

تو دهن همه افتاده

بله ، به نظر میاد

...آقای جانگ هنوز تو شرکت مشهور نیست

چون تازه اومده اینجا

اما این باعث شد رئیس بهش امتیازاتی بده

این واقعیت که آقای جانگ یک دوست دختر معلول داره...

به شرکت ما کمک کرد تا یک وجهه مثبت از خودش بسازه ...

طوری که انگار به مسائل اجتماعی اهمیت میدیم

خانم چوی

...تا حالا به فاصله بین

واقعیت و شعور فکر کردین؟

واقعیت و شعور؟

...خب حدس میزنم

شما همیشه نمیتونی کاری رو که درسته انجام بدین.

چیه؟ مشکلی پیش اومده؟

مطرح کردن مسئله ای درباره چیزی...

و توانایی حلش بسیار متفاوته

اما اگر توانایی حل مشکل رو ندارم باید چه کار کنم؟

این یک سوال مبهمه

بنابراین برای من سخته که بهت جواب بدم

ببخشید که اینقدر مبهم مطرح میکنم

.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.: ( شهنــاز (شـــهلاز :.:.

دیر میرین خونه

برنامه وی آی پی استایلین کلاس خوب پیش رفت

...مدیر چوی یهو ازم خواست

یون می ران بره رو صحنه

منم مجبور شدم گوش بدم

بنابراین اونو به عنوان یک مهمان ویژه روی صحنه قرار دادم

و یون می ران این روزها محبوب شده

بخاطر همین بازخورد بدی نداشته

حتماً بخاطر درخواست غیرمنتظرش گیج شدی

...اگه سازش کردم چون نمی خواستم

همه چی به هم بریزه

فقط به عنوان حفظ تعادل بهش فکر کن

از آنجا که این یک سفارش از طرف زن رئیس بوده

هر کس دیگه هم بود همین کارو میکرد

شاید من مدیر عامل شرکت باشم

اما بعضی اوقات احساس بی فایده بودن می کنم

...تنها چیز خوب در مورد موفقیت

اینه که به دیگران پز بدی

بنابراین من گاهی اوقات نمی فهمم که چرا اینقدر سخت کار می کنم

من گزارش رو از طریق ایمیل براتون ارسال کردم

لطفا یه نگاه بهش بندازین

من با اجازه مرخص میشم

حدس میزنم تو هم زندگی راحتی نداشتی

درسته ما خوب با هم کنار نیومدیم

.اما من میدونم تو مرد خوبی هستی

امیدوارم با یک زن خوب آشنا بشی

فکرنمیکنم زمان زیادی برام مونده باشه

اما قلبم مدام تو رو میخواد

و من نمیدونم باید چیکار کنم

جی یون

جی یون ، میتونی کمی دیرتر عاشق سئو جونگ مین بشی؟

میتونی لطفا اینکارو برام بکنی؟

...شرط می بندم بخاطر من امروز فروشتون رفته باشه بالا

هر دومون قول دادیم برای هم دردسر درست نکنیم

پس چرا با هم دوست نشیم؟

یون می ران تحمل منم حدی داره

فقط مطمئن شوکه سر قولت بمونی

به وقتش اینکارو میکنم وقتی که بیشترین تاثیرو داشته باشه

اگه هر صدمه ای به گروه سورین بخوره

...هر کاری بتونم میکنم

تا بهاشو بپردازی

آدمهایی که طرف همن همو تهدید نمیکنن

یون می ران اعصاب من امتحان نکن

...یه وقت دیدی دست گذاشتم

رو مردی که بهش وسواس داری

مگه نقطه ضعفت همین نیست

حالا میخوای چیکار کنی؟

چی رو

درباره جی یون

شنیدم این روزها اوضاعت خوب باهاش پیش نمیره

تو به عنوان جاسوس تو شرکت مایی؟

من و هان ناکیونگ دوستیم

بهم گفته اوضاع بین تو و جی یون خوب نیست

به زور موندن پیش کسی از رقت انگیزترین کارهاس

اما می بینی که این نیز بخشی از عشقه

ما فقط سعی میکنیم نشون ندیم

میدونی از چی خیلی بدم میاد؟

وقتی مردم هنوز عاشقن و از هم جدا میشن

...گفتن اینکه چون دوستش داری ازش جدا میشی

فقط بهانه ای برای پنهان کردن ضعفته

اگر کسی رو دوست داری ، باید بهش بچسبی

و غرورتو هزار تیکه کنی

...باید خودتو رها کنی

بخاطر داشتن اون عشق

فکر میکنی...

من از ترسم جی یون ول میکنم؟

ازچیزی که فکر میکردم دل نازکتری

گذشته فقط گذشته است

اون دوتا خیلی دور شدن تا همه چیی رو برگردونن

رابطه ویل و جی یون...

فقط در خاطرات گذشته شون وجود داره

دیگه الان هیچ معنی نداره

واقعا اینطور فکر می کنی؟

اگر اونها هنوزم نسبت به هم احساس داشته باشن چی؟

مثلا اگه احساس بیخود و پیش پا افتاده باشه چی؟

مثلا میخوان چیکار کنن

میخوای یه چیزی بهت بگم؟

...ویل هرگز نمی تونه من ول کنه

...تا وقتی که

من رو این ویلچرم

اما میدونی از حالا یک مشکلی هست

فکر میکنی چرا من اینو بهت میگم جونگ مین؟

...چون ممکنه

بخاطر انگیزه برگشتن جانگ سه هون به جی یون

همینه؟

احساسات ما بسیار لحظه ایه

مخصوصاً وقتی صحبت از افرادی می شه که زمانی عاشق هم بودن

می تونن دقیقا همینطور عوض بشن

...احساساتشون میتونه در لحظه عوض بشه

بخاطر یک چیز غیر منتظره

جونگ مین

پس خوب حواستو جمع کن

خبر خوبیه که بالاخره دوباره پاهامو احساس می کنم

...اما از طرفی

ممکنه باعث بشه کسایی رو که دوست داریم از دست بدیم

گفتم ببینمت که اینهارو بهت بگم

نمیخوای ازم تشکر کنی؟

هیچ وقت تو رو دست کم نگرفته بودم

اما الان دیگه ازت می ترسم

...من نمیخوام مردی رو که دوست دارم از دست بدم

و بقه عمرم با قلبی شکسته زندگی کنم

من لیاقت اینو دارم که تا زمانی که زنده ام شاد باشم

چیزی رو که میخوای فقط بخاطر غرورت از دست نده

...اینو میدونی

که رازها رابطه آدمهارو محکم میکنه

نمی دونم این آخرین چیزیه که بهش فکر میکنم

زود باش برو

صحبتم باهات تموم شد

اعتماد به نفست پر از بلوفه

اما از طرفی باعث چذابیتت شده

بذار یه چیز دیگه بهت بگم

تو این دنیا آدمهای غیر اخلاقی زیادی وجود داره

خوب بودن تضمین خوشبختی نیست

شما باید به آقای جانگ اختیارات بیشتری بدی

...اون مدیر عامله ولی مدام بهش دستور میدی

حتی ناکیونگم گذاشتی تو تیم تی اف

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left