نخستین 200 خط.
نمیخواد یه چیزی بگه؟
چطوری با خودت فکر کردی ممکنه این نقشه جواب بده؟
نقشه خوبی بود
ران سلام نیت
سلام جی، خوشحالم میبینمت حالت چطوره جی؟
عاشق این میشی آره، جون عمت میشیم
اینجا خیلی هیجانش بالاست، تو هم احساس میکنی؟
تنها احساسی که دارم کسشعرای بی معنی این شرکته
نیت، این یارو هندیه خود هیجانِ
بهم اعتماد کن که نیست جین، باشه؟
...و همه این مرشد بازیه اقتصادی که راه انداخته
توهینی به تمام فرهنگ خودشه
خانم ها و آقایون
لطفا یه خوش آمد گویی در حد کمپانی پ.ف.آر به مدیر عامل جدیدمون
آقای گوپتا تقدیم کنید
مچکرم، ممنونم
خواهش میکنم، خواهش میکنم
شوخی کردم بابا، به تشویق کردنتون ادامه بدین عاشقشم
اوه خدای من
خیله خب، خیله خب بشینین
...میدونین که همه آدما بطور مداوم در جستجوی
لحظه ای معنادار در زندگیشون هستن
...خوشبختانه برای کارکنان پ.ف.آر و تمامی شما
میتونم همین حالا اون لحظه رو برای شما فراهم کنم
لعنت بهش، این یارو داره جدی حرف میزنه؟ ساکت
لحظه معنابخش من 20 سال پیش رقم خورد
...وقتی که من به همرای راهنمای دوست عزیزم
برای فتح قله کی 2 بودم خدای من (نام دومین قله بلند روی زمین با 8611 متر
رزمی کار معروف چاک نوریس هم همراهمون بود
...بعد از 6 ساعتِ معرکه
...بر روی خطرناکترین
کوهستان دنیا
تصمیم گرفتیم بیایم پایین
ولی همچین خوب و مودبانه هم نبود
...به دلیل مزاحمت هوای خطرناک و طوفانی
مورد اعتمادترین شارپای من، لابسانگ (نام هر یک از بومیان کوهپایههای جنوبی هیمالیا - از نژاد تبت
در بلندترین ارتفاع کوه پاش گیر کرد
البته که من میخواستم نجاتش بدم
ولی چاک نوریس بهم التماس میکرد که اینکار رو نکنم
اون میگفت نرو گوپتا
این کار خودکشیه
اون فکر میکرد من دارم اشتباه میکنم
ولی من به حرف های واکر یا همون پلیس سواره تگزاس اعتنایی نکردم (سریالی که چاک نوریس با همین نام و نشان در آن ایفای نقش میکرد
چون میدونستم حق با منه
...و با وجود اینکه برف و یخ به صورتم میخورد
فقط با استفاده از یخ شکنم تونستم پای لابسانگ رو آزاد کنم
چی؟
و درست همون موقع بود که مانترای خودم رو کشف کردم (یک نوع آئین هندی
چیزی که درست باشه، یعنی خوبه
چیزی که درست باشه، یعنی خوبه
چیزی که درست باشه، یعنی خوبه
چیزی که درست باشه، یعنی خوبه
چیزی که درست باشه، یعنی خوبه
چیزی که درست باشه، یعنی خوبه
این هیچ معنی ای نمیده ساکت
ولی تنها حرف من رو سند قرار ندین
از خود لابسانگ بپرسین چی؟
لابسانگ از کوهستان اومد پایین
اومد پایین
تمام راه رو فریاد میزد
برای کمک فریاد میزد
احسنت و آفرین بر گوپتا
اون منم خدایا، گوپتا اونو نجات داد
من نجاتش دادم
دوست خودش لابسانگ رو نجات داد
چیزی که درست باشه، یعنی خوبه
اگه نجاتش نداده بودم حالا مرده بود
حق با تو بود جین
این یارو یه کثافت آشغاله
چیزی که درست باشه، یعنی خوبه
آره
من نجاتش دادم آره دادی
مچکرم چیزی که درست باشه، یعنی خوبه
چیزی که درست باشه، یعنی خوبه درسته؟ درسته؟
ترجمه از احمد007
دارم بهت میگم اگه گوپتا رو پیدا کنیم
بعدش دیگه تموم روز رو ساحل هستیم
من که نمیتونم صبر کنم
یه لیوان شراب سفارش میدم و همونجا لم میدم و ریلکس میکنم
عالی میشه خیلی دوست دارم
هی نیت واقعا؟ واقعا؟
...چیه؟ من
تو داشتی اون نوجوون رو دید میزدی
نه، اون وارد 20 سالگیش شده
من با اون کار میکنم اون نماینده پ.ف.آر هست
شماها اینجا کارتون همینه
مست میکنین و نوجوون ها رو دید میزنین
نه، اونا برای موفقیت کمپانی حیاتی هستن
هی دخترا، حالتون چطوره؟ دوباره دارم بهت میگم، بهشون زل نزن، خدای من
چی؟ اونا تقریبا همه جا هستن
میخوای کجا رو نگاه کنم؟ چمیدونم، میتونی منو نگاه کنی
این کار برات خیلی سخته؟ اوه، دچار تنش قبل از پریود شدی؟
اوه خدای من، وقتی این رو ازم میپرسی خیلی بهم برمیخوره
معذرت میخوام، حالا هستی؟ نه، پریودم
...عزیزم خودت میدونی تو تنها زنی هستی که
من همیشه و همه وقت بهش نگاه میکنم خیله خب
نیت؟ نیت پارکر
سلام
چه خبر؟ خبری نیست
ملیسا هستم، توی دنور با هم آشنا شدیم
همایش پارسال رو میگم درسته
آره
درسته، آره آره آره آره، حالت چطوره؟
اوه خدای من، اون شب بدجور نئشه کردیم
یادت میاد؟
میخواستم بدونم ماریجوانای قانونی چه طعم و مزه ای داره
گمونم مزه ش مثل همون ماریجوانای غیر قانونی باشه
آره
آره؟
بزار بهت بگم، این آدم ماشه رو میکشه
...ما هممون میخواستیم بریم بخوابیم ولی این حرومی
اون گفت امشب خواب بی خواب
ما حتما باید ماشه رو بکشیم
تو خیلی چیزا رو اون شب بهم یاد دادی رفیق
اوه آره
بهرحال خوشحال شدم دیدمت آره
ملیسا آره
...نه، تو قرار نیست جایی بری، چون میخوام
بیشتر درباره این ماشه کشیدن بشنوم
چیز خاصی نیست، فقط یه اصطلاح مسخره ست
صبر کن ببینم، چی؟
من زندگیم روی این اصطلاح میچرخه نیت جدی؟
مثل... مثل یه آئین شده برام خیله خب، دقیقا معنیش چیه؟
هیچی
خب یعنی وقتی یه فرشته خوبی روی شونه هاته
...و از دستش دیگه خسته شدی آره
...اونموقع هست که آخ
ماشه رو میکشی و دخلش رو میاری
اوه، تو ماشه رو کشیدی
چقدر خوب شد فهمیدم آره
آره آره، بهرحال...گوپتا
تو گوپتا رو ندیدی؟
ما بخاطر همین اینجاییم
اوه نه، خیلی حالگیریه، مگه نشنیدی چی شده؟ نه
اون قرار نیست به همایش بیاد زد زیرش
چی؟
آره امکان نداره
نه، غیب شده رفته تو زمین
متاسفم رفیق تو واقعا دوسش داشتی، مگه نه؟
...چیزی نیست، آخر هفته
چه گوپتا باشه، چه نباشه ماشه رو میکشیم، درسته؟
نه، ما قرار نیست اون کار رو کنیم خداحافظ
اون چیزی که فکر میکنی نیست من...این دیگه چیه؟
این نیست، اینه
خب حالا بهرحال نقشه ات چی بود؟
میخواستم باهاش صحبت کنم اون آدم منطقی ای هست
میخواستم پیشش بشینم و همه چیز رو بهش بگم
فقط همین؟ هیچ نقشه دومی نداشتی؟
نمیشه که نقشه دومی داشته باشی وگرنه از نقشه اولت دلسرد میشی
مگه اینکه نقشه اولت تخمی باشه اوهوم
آره مامان، وقتی خودت ما رو حامله شدی که نقشه دومی نداشتی (پلن بی اسم یه قرص هم هست
خب، چون هنوز پلن بی به بازار نیومده بود عزیزم (قرصی با اسم دارویی لوونورژسترول که بعد از رابطه جنسی برای جلوگیری از بارداری مصرف میشه
چی؟ اون که نمیدونه معنیش چیه
میتونه دربارش جستجو کنه آره، الان جستجو میکنم
نه، جستجو نمیکنی جستجو نکن
دارم جستجو میکنم خواهش میکنم جستجو نکن
جستجو نکن
اصلا ما اینجا چه غلطی میکنیم؟
تو که سر اون کار عذاب میکشی
فقط...بیا یه کار جدید برات پیدا کنیم
آره چرا به فکر خودم نرسید؟
آره
...من 40 سالم هست بدون هیچ استعداد قابل ملاحظه ای
با یه حقوق گزاف که همچین لایقش هم نیستم
میگم هی نیروی کار بهم یه کار جدید بده
آروم باش، ما چیزیمون نمیشه اوه چرا، خیلی هم خوب چیزیمون میشه
آره میشه همه چی عوض میشه
با این سایه روشن گرون موهات خداحافظی کن
بجاش میرم زیر آفتاب، از آبلیمو استفاده میکنم
عضویت پیست دوچرخه سواری نه
پرید رفت
نه نه، با دوچرخ سواریه که کونم رو فرو مونده
میدونم، و کون معرکه ای هم داری تو عاشق کونم هستی
...فقط من میتونم برم سر کار
تو دوست داری بری سر کار؟ نه
درسته، میبینی؟ نه، من... من زندگی الانمون رو دوست دارم
من زندگیمون رو دوست دارم و از فکر کردن درباره یه شروع دوباره متنفرم
میدونم، خیلی خسته کننده به نظر میرسه
خیله خب، بیا همون کار قبلیت رو پس بگیریم بیا همین کارو کنیم
چطوری؟ اون که اینجا نیست
اون توی این پیست مسابقه ست
چی؟ چی؟
...آره. 30 دقیقه پیش گوپتا گفته
...داره آماده میشه که تموم بعد از ظهر رو
مشغول روندن این خوشگلا باشه
از اینجا خیلی دور نیست شاید بهتر باشه بریم
آره، باید بریم احمق جون به این میگن نقشه دوم، بزن بریم
آره، ما نمیایم
چرا میاین، چون ما میخوایم بریم شما هم میاین پس همگی بیاین بریم
از نشستن توی ماشین خسته شدیم
خب شما که نمیتونین تنهایی اینجا بمونین
...توی این هفته ای که گذشت ما دستگیر شدیم
راننده های کامیون دنبالمون کردن اسلحه گرفتن توی صورتمون
شاهد این بودیم که تو عاقد یه بچه باز شدی درسته، من این کارو کردم
...آره، فکر کنم بتونیم خودمون تنهایی یه بعد از ظهر رو
تو این تفریحگاه بگذرونیم اوهوم
باشه جدی؟
آره خیله خب
خیله خب باشه
صبر کن ببینم، چرا داری گریه میکنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.