نخستین 200 خط.
جراحان
~قسمت 01~
جیلیان، سوم ژوئن سال 1984
!زود باش داداش
!زود باش داداش
!بابا
!داداش! داداش
!داداش! داداش
!بیا بریم مامانو پیدا کنیم - !بیا بریم مامانو پیدا کنیم -
!بیا بریم مامانو پیدا کنیم -
شیو مینچی جراح قفسه سینه مدیر گروه بیمارستان رِنه
امکان نداره، هیچ اشتباهی نشده
مدیر شیو، لطفا به حرفم گوش بدید
امکان نداره، من بهش پنی سیلین نزدم
من فقط لیدوکائین تزریق کردم
باید اون خانم به حرفام گوش بده، خواهش میکنم
خواهش میکنم بهش رسیدگی کنید - !تموم کن -
تو فقط به لو ژونگهه تزریق کردی
اون به پنی سلین حساسیت داره الانم تو اورژانسه
اگه تو نبودی کاره کی بوده؟
~ژانگ شومِی~ ~پرستار بخش جراحی قفسه سینه بیمارستان رِنه~
من کاری که دکتر گفت رو کردم
حتما باید سوتفاهمی به وجود اومده باشه
بهتون التماس میکنم، خواهش میکنم دوباره بررسیش کنید - مدیر عامل شیو -
مدیر شیو، چند دقیقه پیش بیمار درگذشت
داداش، من میترسم
مدیرعامل شیو
از اونجا که شما عضوی از ی خونواده شهید انقلابی هستید
این بیمارستان مطمئنن باهاتو کاری نداره
ما بعدا راجب این مشکل باهاتون حرف میزنیم
بهتره اول بریدش خونش
بذارید اول آروم بشه
مدیر
مدیر
راس میگم پنی سیلین تزریق نکردم
من فقط لیدوکائین تزریق کردم
داروی اشتباهی نزدم
همچین کاری نکردم
خواهش میکنم یبار دیگه بررسیش کنید بخاطر من
من داروی اشتباهی تزریق نکردم
من داروی اشتباهی تزریق نکردم - مامان -
مامان
من داروی اشتباهی تزریق نکردم
~فو بووِن~ ~رزیدنت جراح قفسه سینه بیمارستان رِنه~
کانال تلگرام وبلاگ @twdramaland
لوس آنجلس، آمریکا، سال 2016
لوس آنجلس، دمای هوا 76 درجه فارنهایت
آشنا به دو زبان / چند فرهنگی بودن
اووِن، بیداری؟
آره دارم دوش میگیرم
بیا پایین صبحونه آمادست
همونطوری درست کردم که سفارش داده بودی
بهتره زودتر بیای - باشه -
میدونی که حرف زدنت مثل مامانه؟
بس کن، زودباش بیا
اووم، باشه
ژانگ شو رئیس بخش جراحی قلب کالیفرنیا
جیالین، چین
ورودی بخش خدمات سرپایی
اورژانس
دکتر مسئول: ژانگ موهان پرستار: ژو چی
خانم لیو، خانم لیو، دکتر لو کجاست؟
تا ساعت دو مونده بود
هنوز خوابه
!دکتر لو - !بله -
...ای وای
ببخشید که بیدارتون کردم
چی شده؟
دکتر چِن فرستادنم دنبال شما ی موضوع اورژانسی پیش اومده
اونا نتونستن کارشون رو بکنن، دوباره؟
~لو چِن شی~ ~جراح قفسه سینه بیمارستان رِنه~
...صبر کن
امروز که شیف چن شائوکونگ نیست
برای کارشون نیومدن
پس چرا اینجاست؟
بهتره خودتون ی نیگا بندازید
میدونم
من مستم - دکتر چن -
میدونم مَستم
...میدونم
لطفا مراقب باشید
نمیتونم برگردم خونه
...میرم خونه
...نمیتونم برم خونه اگه برم خونه - دکتر چن -
من نمیتونم بگیرمتون
چرا تو میخوای من و بگیری؟
بهت میگم این گورنی رو بگیر **که اینجا همون تخت ترجمه میکنم**
این تخت رو بگیر
خواهش میکنم اول وایستید - منم تخت نگه میدارم -
خواهش میکنم اینکارو نکنید - منو نگه ندار -
تخت رو نگه دار
لو چن شی کجاست؟
چرا هنوز نیومده؟
خواهش میکنم بلند شید دکتر چن
چرا اون هنوز نیومده؟
من مراقبش هستم
...بیا اینجا
وایستا
شراب یا لیکور؟
آبجو
چند تا؟
پنج تا قوطی
ی سِرم محلول نمکی با نالوکسان آماده کن
میتونه تو اتاقه مشاور بمونه
یا ببریدش دفتر
چن شی - بله -
تو منو خوب میشناسی
میدونی که من خجالتیم
هستی؟
...ااااوه
چن شی، باید بهت بگم
نیازهای اورژانسی
!این بچه ها مثل تو فقط میخوان جسارت کنن
...خیلی تاثیر گذاره منم که
....آآآآی
بهم بگو، چخبر شده
بازم با کسی بهم زدی؟
مسالمت آمیز بهم زدیم - همچین چیزی برای هر کسی پیش میاد -
احساس تهی بودن دارم
وقتی که هم دانشگاه بودی
هروقت که شکست میخوردی، همین ریختی میشدی
روشت رو عوض کن
آی... این خلاقانه بود
من و مال خودش کرده بود حتی قبلش بجز من کسی رو نمیدید
ساعت 7 صبح بیدارش کن و ازش آزمایش خون بگیر ببین سطح الکلش تا چه حده
اگه نخواست آزمایش بده نذار بره سرکار
من خروپف میکردم؟
شیو مینچی
فو بوون
بیماران شماره 1 تا 9 لطفا به پذیرش 2
بیماران شماره 1 تا 9 لطفا به پذیرش 2
لطفا به اتاق اعلام شده برید
بابا یکم دیگه تحمل کن
بهمون گفتن یکمی اینجا بمونیم، یکمی آب بخور
نه، نه
ببخشید از کجا میتونم آب بگیرم؟
اون اتاق پشتی آب هست
برم یکمی آب بیارم زودی برمیگردم
چی شده؟ - چی شده -
حالتون خوبه؟
!زودتر ی دکتر بیاد
!بابا! بابا! بابا
چه اتفاقی برات افتاده بابا
!دکتر! دکتر
!زود یکی به پدرم کمک کنه
ببخشید میشه برید کنار؟ باید وضعیت بیمار رو ببینم
!بابا! بابا
!بهتره ببریمش اتاق اورژانس - !برید کنار! از این سمت -
اجازه بدید زودتر ببریمش بخش اورژانس - نمیشه اونو جایی ببریم -
ممکنه در حال حاضر خفه بشه
زود برگرد اورژانس و با دکتر تماس بگیر - باشه -
بابا! بهتر نیست ببریمش اورژانس
صورت بیمار شبیه سیانوتیک شده همین الانشم براش خیلی دیره
بلندش کنیم و بذاریمش روی زانوهای من
!سرفه کن
!محکم تر
بابا
بچرخونش
برش گردون، برش گردون - حالش بهتر شد -
بابا
دیگه مشکلی نداره
بابا
از دست دادن خون بعد از عمل خوب نیست
دوواحد خون بهش تزریق کنید - باشه -
چراب به تخت شماره دو جلبک دادید؟ - ...این -
زودتر متوقفش کنید - فهمیدم -
تخت سوم دیروز ی انتقال خون داشته
کی دستورش رو داده؟
من
معاون و پزشک ها شماها میتونید برید
بقیه بمونن
چهاردقیقه قبل هموپتیزی شدید شد بیمار داشت خفه میشد
بعد از اینکه راه نفس کشیدنش رو تمیز کردید از آسانسور خفگی استفاده شه
بنظر خونریزی بیشتر از 400 میلی لیتر بوده
باشه، ممنونم
با لو چن شی تماس بگیر
بهش بگو شخصا بیاد پایین - باشه -
ممنونم، ممنونم - ببخشید منو -
متفرق شید
خوانوادش درخواست دادن
فکر کردن که آدمای پیر از لحاظ جسمی ضعیفن
و فکر کردن که ممکنه خوب نشه
بخاطر همین خواستن که خون بشه تزریق شه و اینطوری بتونن بدنش رو ثابت کنن
دکتر چو
این درمان خونی
اینجا که فروشگاه باله کوسه نیست
تو نمیتونی خرید کنی اونم بخاطر اینکه پول داری
خونوادش موقع اهدای خون تعهد دادن
که این دفعه از خونی که بیمارستان میده استفاده کنن
بطوری که قول دادن آدمایی رو پیدا کنن و برن خون بدن
پس بدو بِستون کردید که خونی که گرفتن و پس بدن
پس تو داری میگی استاندارد ی بیمار به اندازه خونی که میدست
این بستگی به این داره که اون خونواده میتونن خون رو برگدونن یا نه
یمدتی که ما دانشجوهای زیادی در مورد این موضوع داریم
و همینطور دکترایی که تو این زمینه فعالیت میکنن
پس دوباره تاکید میکنم
اول، استفاده از خون خیلی سخت گیرانه باید بشه
واحد های خونی برای بیمارانِ در واقع برای کسایی که بهش نیاز دارن استفاده میشه
دوم
با پیشرفت های امروزه
No comments yet. Be the first to leave one.