نخستین 200 خط.
:ویراستار آرشین
دلیل اینکه یه دادخواست برای ازدواج ...با شاهزاده خانم نوشتم
...این بود که نبود من تو کابینه ی دولت
تلف کردن منابع چوسان عزیزمونه
همون طور که تو اون دادخواست گفته شده ...شیوه ی زندگی من
دقیقا مثل یه محققه
...علاوه بر تحصیل
من برای تسلط پیدا کردن رو هنر هم تلاش میکنم
چه شگفت انگیز
فقط بعد از شش ماه
تونستین به مهارت های من دست پیدا کنین
اگرچه دقیقا عین هم نیستیم
...گفتید اصول اولیه دگوم اینه که
رو ضرب بزنی و بتونی نفست کنترل کنی
...بهترین حالت اینه که
با شیوه ی و روش خودت بنوازیش، درسته؟
درسته
اگرچه اجرای شما، اون شخصی سازی شیوه رو نداشت
چطور میتونی خودت رو با نوازنده عالی ای مثل من مقایسه کنی؟
به نظر میاد دیگه اینجا چیزی نیست که بتونم یاد بگیرم
دوباره برنمیگردم
انگار که نور خورشید از بین کاغذ عبور میکنه
نقاشیت انگار زنده است
...شما هم نباید تو خونه بشینید و
فقط تصوراتتون رو بکشید
سعی کنید بیاید بیرون و نور و مناظر چوسان رو به تصویر بکشید
اگرچه دنبال کردن یه الگو و نمونه ی جدید سخته
خسته نباشین
به نظرم باید یکم پایین تر باشه؟ من انجامش بدم؟
نجات پیدا کرد
گرم نیست؟
خوبم
اجازه بده خنکت کنم- میگم حالم خوبه-
!هی
خدایا، استرس گرفتم
خیلی ساله که بهت آموزش میدم
و حتی نمیتونی یه سوزن بزنی
چطورق بدون اینکه کسی بهت آموزش داده باشه انقدر تو قرار گذاشتن مهارت داری؟
چه میشه کرد
...قرار گذاشتن برای احمقا و سطح پاییناییه که
که نمیتونن احساساتشون رو کنترل کنن
شما پس چرا میخوای پزشکی که انقدر سطح پایینی توی جامعه داره رو یاد بگیری؟
...میخوای دلیل اتفاقی که
هشت سال پیش افتاد رو پیدا کنی؟
نه نمیخوام
...تو چوسان پزشکی نیست که
بتونه دردای مزمن قفسه ی سینه م رو درمان کنه
برای همین خودم دارم تلاش میکنم انجامش بدم
!فورا به این خائن زهر بدید
بله سرورم
سرورم این یه مجازات ناعادلانه است
ناعادلانه است
اگه حس میکنی خیلی ناعادلانه است یه فرصت دیگه بهت بدم؟
ازدواج ولیعهد آسونه
...ازدواج ولیعهد
به خاطر پیردخترا و مجردا متوقف شده
اگه بتونیم از شر پیردخترا، خلاص بشیم همه چی حل میشه
که اینطور
حتی شاه قبلی، و پادشاه قبل از ایشون
...و حتی شاه های قبلتر از اونها هم نتونستن
مشکل این پیردخترا و مجردا رو حل کنن
من دوماهه حلش کنم؟
...چرا، تو
...همه تو چوسان میدونن که
نمیتونیم الان این مشکل انقدر آسون رو حل کنیم
...یه نمونه از پیر دخترا رو
با ازدواجشون با پیر پسرا الگو قرار بدید
،از این طریق
علاقه دربار رو به موضوع پیردخترها و پیرپسرها اعلام کنید
و وقتی عروسی ولیعهد رو انجام دادید
کسی نمیتونه متوقفش کنه
داره میگه سر ملت شیره بمالیم
چرا سرت رو تکون میدی؟
اگه توجه تون رو به این مسئله نشون بدین
دیگه سرشون شیره نمیمالین
نمیخواین بذارین این مشکل ادامه دار باشه که، نه؟
چی؟
بله؟
البته که نه
...اگرچه این فکر استفاده از پیردخترا به عنوان الگو
ایده ی خیلی نشدنی ایه، اینطور نیست؟
!سرورم
پیردخترایی هستن که به ذهنم رسیدن
به ذهنت رسید؟- بله سرورم-
...سه تا دختر منگ سانگ چون که تو دره ی کوه نام هستن
هر سه پیردخترن
هرسه شون؟- بله-
اون...اسمش چه آشناست
بله وقتی ولیعهد بودید همبازیتون بودن
میشناسمش
درسته. اون از مطالعه لذت میبرد
پنج سال پیش بود؟ شنیدم که مرده
چطور هیچکدوم از دختراش ازدواج نکردن؟
از جزئیاتش خبر ندارم
ولی عجیبه که هر سه تا خواهر ازدواج نکردن
...برای همین مردم بهشون
پیردخترای دره ی کوه نام میگن
با دیدن اینکه چطور همچین شایعاتی حتی به گوش منم رسیدن
...فکر کنم برای پیردخترای مدلی که
ارباب گیونگوونجه فرمودن، خوب باشن
ولی من شاه این ملتم
اگه فقط برای کمک به این خواهرا از راهم منحرف بشم
مردم راجع به عدالتم انتقاد میکنن
...خب، اون
آها - آها؟ -
خب
...خب- !سرنوشت بین دوستان-
فقط یکی نیست که، هر سه تا دخترِ دوستِ شما، درگیرن
اگه اجازه بدین همینطوری پیردختر بمونن
علیه آرمان هاتون عمل میکنین
...سرورم به اندازهی کافی و حتی بیشتر دلیل برای
منحرف شدن از راهتون و تلاش برای کمک به اون خانم ها دارن
پسر باهوشیه- آره-
...اگه اینطوره، جونگ وو. تو باید
هر سه دختر محقق منگ رو طی دو ماه مزدوجشون کنی
ببخشید؟ چطور میتونم مزدوجشون کنم؟
من همه ی دادخواست هات رو خوندم
به نظر میاد تو چوسان
تو بیشتر از همه راجع به معنی و روند ازدواج میدونی
اگه تو موفق بشی
با ذهنی بازتر و دقیق تر دادخواست هات رو بررسی میکنم
ولی اگه شکست بخوری
متهم به تحقیر حکومت میکنمت
و باید این سم رو بخوری
این سم رو سالم نگه دارید
!سرورم
بهتون گفتن خائنین؟
چطور همچین چیزی ممکنه؟
اوبونگ
بالاخره راه ورود به دولت پیدا کردم
پادشاه دادخواستتون رو پذیرفته؟
هنوز نه
ولی تو مشتمه
من برجسته ترین استعداد چوسانم
دلال ازدواج بودنم واسم مثل آب خوردنه
اگه موفق بشه
اجازه ازدواج جناب گیونگوونجه رو میدین؟
مسخره است
مرگ دختر من تو اون کم سن به انداز ی کافی ترحم برانگیز بود
نمیتونم اجازه بدم یه روح باکره باشه
...اینکه میدونم بعد از ازدواج قرار نیست ببینمت
باعث میشه توی قلبم احساس سنگینی کنم
بانوی من
میتونیم برای همیشه باهم باشیم
اگه این رو بنوشیم
بی هیچ دردی یه خواب طولانی رو تجربه میکنیم
باشه، ارباب جوان
دوتایی رد دادین؟
چی؟
اگه اینجا نبودم چی میشد؟
بانو یوجو؟
لطفا اینو به مادرم نگین
شمایی که برنامه ریختی بری اون دنیا
از مامانت میترسی؟
...امیدوار بودم که معشوقه ت
یه نجیب زاده باشه
ولی خیلی دیگه نجیبه
بانوی من، ایشون کی هستن؟
ارباب جوان کیم هو، پسر دوم منشی ارشد سلطنتی
شمایین، درسته؟
بانوی من، وقتی گفتین میتونین شخصیت ...یه نفر رو بفهمین
...یعنی اینکه فقط از روی ظاهرش
خانواده و اسمش رو بفهمین؟
...معلومه که
اسمش رو نمیتونم بفهمم
اما مثل پسر یکی از مقامات عالی رتبه لباس پوشیده بود
....و وقتی فهمیدم پولداره که دیدم خیلی عادی
به بزرگترین آسیاب شهر، رفت و آمد داره
اون پلاک هویتی که روی زمین بود رو دیدم
اگه پسر منشی ارشد سلطنتی باشه
سطحش خیلی بالاتر از اون بانوی جوان نیست؟
مشکل همینه
هرچقدرم که خانواده جناب هونگ ثروتمند باشن
منشی ارشد سلطنتی اونا رو تازه به دوران رسیده و بدون ارزش می بینه
نمیذاره اونا ازدواج کنن
...به هرحال، من اونی نیستم که بیخیال ازدواج
این زوج جذاب، بشم
چرا انقد سخت تلاش میکنین؟
چی؟
...با جور کردن زوج هایی که
برای همدیگه مناسبن، پول بیشتری هم که درنمیارین
اما همیشه یکم بیش از حد سخت تلاش میکنین
چون این یه اتفاقیه که یه بار تو زندگی آدم میفته
یه زن از خانواده اشرافی فقط یه بار فرصت ازدواج پیدا میکنه
...برای همینه که باید با کسی که
توی سرنوشتش هست، ازدواج کنه
...ازدواج، یکی کردن قدرت دو خانواده
...برای خدمت به اجدادشون
و ادامه دادن اصل و نسب و دودمانشونه
با این تفاسیر، نباید کسی که قراره باهاش ازدواج کنید رو ببینید؟
اوهو! من هشت ساله که درخواست ازدواج نوشتم
درباره رسوم ازدواج همه چیز رو میدونم
...طبق رسوم، فرآيند ازدواج وقتی شروع میشه
...که دو خانواده پیش دلال ازدواج میان
تا ببینن خانواده های مناسب ازدواج چطورین
میتونم بذارم دلال ازدواج اون زن رو ببینه
پس
.... تا وقتی این ازدواج اتفاق بیفته
...لازم نیست، زنهای دره کوهستان نام رو
ملاقات کنم
No comments yet. Be the first to leave one.