نخستین 200 خط.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
ترجمه و زیرنویس توسط اپلیکیشن فیلامینگو مترجم
سلام
آره، متوجه شرایط قرار هستم
بهنظرم خیلی کند عمل کردیم
مجبور شدم سریع انجامش بدم
اما همونطور که یادته، رئیست ... میخواست یهخرده بیشتر
شرایط رو بررسی کنه اما یه طرف دیگه، محصول رو خرید
... خیلیخب، تو گفتی
تو گفتی دو ماه اول هیچ سودی روش نمیاد
و بعدش، 20 تا 33 درصد وام بهره میاد روش
اما هنوز دو ماه نشده
... منظورت چیه که میگی
دست تو نیست؟
... نه، متوجهم همینطوری
پشت سر هم بهم فرصت دادی
آره، میدونم میدونم پول زیادیه
میدونم مردم سر کمتر از این حرفها کُشته میشن
آره، البته که فرار نمیکنم
من یه تاجرم تازه، تو پاسپورتم رو گرفتی
... پس حتی اگه میخواستم هم
... که نمیخوام
نمیتونم فرار کنم
آره، خب دارم یه نقشهای میکشم
چندتا طرح دارم
بله قربان ممنونم
مارو، بیدار شو
هوم؟
باید بریم
کجا بریم؟
شام با آلبا فونتانا برای پروژهام
یادت رفته؟
... نه، من فقط فکر کردم چند ساعت دیگهست
تو سه ساعت خوابیدی
نه نخوابیدم واقعا؟
آره
چرا بیدارم نکردی؟
الان دارم بیدارت میکنم بیا بریم
باید دوش بگیرم
نه، وقت نداریم بیا بریم
... و ساعت 9 یه جلسه دارم
پس خیلی اونجا نمیمونیم
با کی جلسه داری؟
وقتی حتی هیچی درمورد ... کسب و کار من نمیپرسی
پرسیدن این سوالها چه فایدهای داره؟
خدای من، سوال سادهایه جرم که نکردم
... آره، خب
... اخیرا عادت کردی همهاش
سوال میپرسی
واقعا آدم رو عصبی میکنه بیا بریم
!سلام سلام روبرتو
آره آره، با هم صحبت کردیم
خب، بهش تضمین دادم ... که چندتا برنامه دارم
که میخوام اجرایی کنم
منظورت چیه "چطور"؟
... چون دریانورد از چیزی که
باور کرده بودم بزرگتر بود
و بهم گفته شده بود ... تحت هر شرایطی
یا باید پا پیش بذارم ... یا فرصت کار کردن
باهاشون در آینده رو از دست میدم
خب، بهش گفتم نمیتونم بهره رو پرداخت کنم
فقط میتونم مبلغ وام رو برگردونم
آره، گفت
من با یه شوخی جمعش ... کردم و اون گفت
گذران عمر از بازار سیاه مُردن از بازار سیاه
آها آها
آره، آره، دارم میخندم خیلی خندهداره، آره
نه، دارل رو با چوب بیسبال زدن، مرد
نه، تا یک سال نمیتونه درست راه بره
کمرش کاملا به گا رفته
آره، حتی نمیتونه صاف وایسته
... میدونی، پاسپورتم رو گرفتن
چون فکر میکنن از کشور فرار میکنم
آره، باشه
امشب میبینمت خیلیخب
این رو میپوشی؟
فکر کردم از این لباس خوشت میاد
بهنظر ارزون میاد یه چیز دیگه بپوش
کاری کردم که ناراحت شدی؟
میشه توی ماشین دعوا کنیم؟ خیلی دیرمون شده
من اصلا نمیخوام دعوا کنم
آره، منم همینطور
پس هر چی زودتر لباست رو عوض کنی زودتر میتونیم بریم
سلام آره
آره، البته البته که میخواستم جواب بدم
چی؟ صبرکن، صبرکن، صبرکن
مسخرهبازی در نیار با هم قرار داشتیم
البته البته که میتونم تحت کنترل بگیرمش
ببین، هیچکس بهتر از من نمیتونه این رو مدیریت کنه
و خودشون هم میدونن تو هم میدونی
... چون اون چوبها و کامیونها
یه پوشش عالی برای جابهجایی کوکائین هستن
نمیتونم تمیزتر از این کار رو در بیارم
اره، آره، همین عالیه یه پوشش کاملا عالیه
... امشب قراره با آلبا فونتانا شام بخورم
و درمورد جزئیات دکتر باهاش صحبت میکنم
آره قاعدتا
اما میدونی، چندتا سوال کوچولو داره
اما سر شام حلش میکنیم
شوخی میکنی؟ شوخی میکنی؟
اون طرف رو دیدی که ... بهخاطر اتفاقی که موقع
ساخت سریال افتاد محکوم شد؟
خیلیخب، این فقط یه ایدهست
اما در عمل، خیلی حرف داره
در عمل، خیلی چیز بزرگیـه
چطوره بگیم بهخاطر اینه که تو یه وکیل هستی، روبرتو؟
... چون تو مجبوری طبق
قانون پیش بری همین رو بهشون بگو
!موافق نیستم
خیلیخب، ساعت نُه میبینمت
موافق نیستم
درمورد فال گوش وایستادن بهت چی گفته بودم؟
گوش نمیکردم - ... خب، اتفاقی -
برای چی حسابی نزدیک در بودی؟
فقط میخواستم ببینم این لباس بهتره یا نه
اما تو داشتی با تلفن صحبت میکردی
اگه فکر کردی این حرف ... رو باور میکنم
خیلی خری
وای، میبینم که حسابی از دنده چپ بلند شدی
باید خیلی خوب باشه که ... بتونم با هوا کردن لنگهات
مشکلات قدیمی رو حل کنم
چرا انقدر باهام با بیادبی حرف میزنی؟
اوه، من بیادبم؟ - خیلی بیادبی -
اوه، پوزش بنده رو پذیرا باشید جنده خانم
دنیا حتما برای تو خیلی فرق داره
این چه ربطی داره؟
... میدونی، مردم از مرگ نمیترسن
چون از اعماق وجودمون میدونیم که آخرش میمیریم
اما درد چی؟
این یه موضوع دیگهست
ما کل زندگیمون رو صرف این میکنیم که از درد دوری کنیم
یعنی، زندگی مگه چیزی جز تلاش روزانه برای دوری از درده؟
داریم درمورد چی حرف میزنیم؟
درد
کدوم بخشش برات گیچ کنندهست؟
میدونی، شاید درد برای تو معنایی نداره
... چون میتونی کون کوچولوت رو تکون بدی
و برقصی و خودت رو ... بندازی روی یه تخت
و مثل یه شعبدهباز کاری کنی !که مشکلات محو بشن
تو عاشق وقتهایی هستی که میرقصم
عشق" یهخرده کلمه سنگینیـه"
حرکات رقصت مثل یه بچه هشت ساله میمونه
برام توضیح بده ببینم ... چطور میتونی وقتی
داخل من هستی ... انقدر باملاحظه و خوشرفتار هستی
اما بعدش در کسری از ثانیه تبدیل به این بچه عصبی میشی؟
این قشنگ برعکس ابرقدرت میمونه
عزیزم، متاسفم متاسفم
بهخاطر کاره یهخرده مضطربم
لباست خیلی قشنگه
زودباش، بیا بریم دیرمون شده
دیگه بسه
هی، سعی کن امشب مست نکنی
باید این معامله رو جوش بدم
بچهها، میدونم زمان مناسبی نیست اما الان میشاشم توی خودم
یه کلمه از حرفهات رو هم نمیفهمم
شما دوتا واقعا حرفهای همدیگه رو میفهمید؟
حرفهای تو رو هم نمیفهمم
خیلی زشته اگه در عرض 24 ساعت دو بار توی خودم بشاشم
اما اصلا شوخی نمیکنم
خیلیخب
نزدیک بود اما خودم رو نگه داشتم
خیلیخب
خوبی؟
آره
کف زمین از چیزی که بهنظر میاد، خیلی سفتتره
خیلیخب، بیاید از اینجا بریم ... قبل از اینکه
داری چی کار میکنی؟
میدونی، شاید اگه من برم ... و کمک بیارم
بیشتر با عقل جور در بیاد
چی؟ چطور؟
خب، وقتی که میان اینجا ... که محموله رو تحویل بگیرن
... اگه ببینن همهمون رفتیم
شاید فکر کنن یه تلهست و ممکنه غوغا به پا بشه
من نمیتونم وقتی انقدر دستم به خون آلودهست، زندگی کنم
میرم کمک بیارم
چه کمکی بیاری؟ دست و پامون رو باز کن
بازتون میکنم ... به شرط اینکه
حقیقت درمورد مرگ آرچی رو بگی
به هیچکس نمیگم
اما اگه خدایی نکرده ... امروز اینجا بمیرم
و زنده نمونم که یه روز دیگه ... به مبارزه ادامه بدم، واقعا واقعا
این پارچه رو از روی دهنت بر نمیدارم پس بیخودی نفست رو هدر نده، باشه؟
تو دیوونهای
تا بر نگشتن، ما رو باز کن
متاسفم مجبور بودم بپرسم
یکی از هدفهای زندگیم این بوده که پرده از یه قتل بردارم
مخصوصا مغز متفکر یه قتل بینقص
قاتلهای مکزیکی خیلی یهویی عمل میکنن
با کمک بر میگردم
باشه
آلبا هیچ ربطی به این قضیه نداشت
بتی، خفه شو
همونطور که فکر میکردی مسمومش کردم
حالا ما رو از اینجا ببر
الان این حرف رو میزنی که آزادت کنم
دقیقا درسته
چه سمی؟
تترودوتوکسین
... از یه ماهیفروش پیر که
متخصص فوگو توی رستوران غذای دریایی مایا بود گرفتم
No comments yet. Be the first to leave one.