نخستین 200 خط.
"آناتومی گری" "فصل هشتم - قسمت اول"
!شیر نداریم-
.لعنتی، حواسم نبود-
.من ازت خواسته بودم که مواد غذایی بخری-
.و من فراموش کردم. ببخشید-
می دونی، من..من هم همینجوری اینجا نشستم که
.من...من دارم دنبال کار می گردم
خب، حالا مجبوریم قهوه نخوریم-
.قبل از اینکه تو من رو از کار بیکار نکردی
حتی ازدواج های موفق هم به مشکل می خورند"
یه دقیقه روی زمین سفت وایسادی
"ولی یه دقیقه دیگه اونجا نیستی
.بچه بیدار شد-
تو کهنه اش رو عوض کن تا من .براش شیشه شیرش رو بیارم
و قضیه همیشه دو نوع داره"
...برای تو
"و برای دیگران
کپنر می گه اونا توی خونه تو-
با هم زندگی می کنن
.این خونه منه-
اون گفت که اونا در چه حالن؟
.نه، من نپرسیدم-
.اهمیتی نمی دم
...تو
می خوای برات بپرسم؟
.نه، منم برام مهم نیست-
.یه تکه سنگ به من میدی
...باشه. من- ...نمی تونم. نمی تونم. نمی تونم
آم...، من نمی تونم وقتی یه بچه
از یه خونه درهم شکسته توی .اتاق بغلی داره گریه می کنه، سکس کنم
...من
به هر حال، هر دو نوع" یه راه رو می رن
".هر دو، عاشق دو تا آدم میشن
.چرا تو می تونی-
فقط به من نگاه کن
.فقط خودمم و خودت
،رفیق ... صدای خر و پوفت مثل تراکتوره-
،من روی چارتت این رو می نویسم
برای اینکه قلب لعنتی تو داره
.از کار میوفته و قبل از شصت سالگی می میری
.ببخشید
.سلام- .سلام-
بچه ها شما برای صبحونه میاین؟
.آره، بعد از اینکه این رو گذاشتیم مهد
وای خدا. نگاش کن. اون .خیلی خوشگله
...سلام، تو خیلی خوشگلی- بفرمایید
.و تو بهترین مامان ها رو داری
.این رو می دونستی؟ آره، می دونی
.تو می دونی
.اوه، تو می دونی
.سلام. سلام. سلام. سلام
مشکلش چیه؟
.مم، اون مثل یه فرشته اس .اون خیلی خیلی بامزه اس
.آره تو با نمکی
یک ماه پیش شما توی مدرسه پزشکی بودید
.و داشتید یاد میگرفتید که پزشک بشید
.و حالا شما پزشک هستید
ما امروز می ریم اتاق عمل؟-
.اوه، امیدوارم
.اَنترن های جدید
.از اَنترن های جدید متنفرم
جداً؟-
.من عاشق اَنترن های جدیدم
،آینده مال اوناس
...نسل آینده
.پر از امید و آرزو، پر از ابداع و نوآوری
.واو
.سکس با هنری باید خیلی خوب باشه
.زمین رو گاز می گیرم
حتی یَنگ هم نمی تونه به من انرژی بده
.نه، اون نمی تونه
.صبح بخیر
.و به سال پنجم رزیدنتی خوش اومدید
.اوه، صبح بخیر- .صبح بخیر-
.بالا می بینمتون بچه ها-
.تو غذاخوری صبحونه املت هست
.ممنون- .باشه-
.روز خوبی داشته باشی
.باشه، من رفتم. خدافظ
...باشه، آم... بعداً می بینمت
.باشه .یه چیزی-
...اون همه شب رو خوابیده
.سلام، زولا- .و مثل یه اسب هم غذا خورده-
.دلم برات تنگ شده بود-
می تونیم حرف بزنیم؟
می خوام وقتم رو با زولا بگذرونم
.قبل از اینکه بذارمش مهد
امروز به گِلِن زنگ میزنی؟
.نمی دونم-
...من، تو میدونی، اون یارو .اون یارو یه عوضیِ
تو واقعاً می خوای من با اون کار کنم؟
.تو باید دست از دنبال کار گشتن برداری
خب، من فقط 4 ماهه که بیکارم، خب؟
.منظورم اینه که این وقت می گیره
اونایی که استخدام می کنند تا با .دیگران ارتباط برقرار کنند و تصمیم بگیرن
من می دونم چه جوری باید کار .پیدا کرد، دَنی
من خودم هم کار میکنم، یادت رفته؟
..صبح بخیر
.به سال آخر رزیدنتی خوش اومدید
این ... این صبحونه رو توی
تمام این پنج سال داشتیم و
.همیشه هم توی این اتاق خواهیم داشت
،... پس از وقتتون لذت ببرید ...رزیدنتها
...یه مربی پیدا می کنید
سئوالاتون رو می پرسید، نظراتتون .رو در آینده ابراز میکنید
و، من می بینم که شما دارید با هم بحث می کنید
.پس... این خوبه
.پس ادامه بدید
دکتر بیلی، چه کار کردین؟
،من اول یه مافین انگلیسی بر داشتم
.بعد بیکن، بعد تخم مرغ ...اوه، نه-
بعضی از آدما ممکنه از این روش سورپرایز بشن
تو فکر می کنی که بیکن ها باید روی تخم مرغ باشه
و این آدما
...ممکنه حق داشته باشن، برای اینکه
تو ببین من چی کار می کنم؟
و یه لایه بیکن اضافی
.درست بالای اون
بعد نیمه دیگه مافین رو روش می ذاری
.و بعد ساندویچ صبحونه ات آمادس
.آ.. نه، نه، نه. منظورم اینه
چطوری مردم به حرفات مثل یه رییس
رزیدنتها به حرفات گوش میدن؟
دکتر کپنر، من دارم غذا می خورم. من .رو با غذام تنها بذار
.و برو دنبال کار خودت
اون باهات حرف زد؟
.نه، اون حتی بهم نگا نکرد
خب، تو آزمون کلینیکش رو به هم ریختی
اون فکر می کنه که یه جورایی .غیرقابل بخششِ
...این برای آدیل و رییس بود ...می دونی، می دونم
تو پشیمون شدی که آزمونش رو به هم زدی
.اما تو این کار رو نکردی، می دونم
.تو از خودت دفاع نمی کنی
...من یه جورایی
خودم رو نمی بخشم، یادته؟
.اما تو نکردی. حداقل تا الان نکردی
این رو بهش گفتی؟
...خب
.من بهش زنگ زدم، اون تلفنش رو برنداشت
.اون من رو دید، راهش رو عوض کرد
...خب، من داد نزدم
"من هنوز بچه ام رو ننداختم"
.برو راهروی پایین
خب، تو هم می خوای بری
یا می خوای همینجا بشینی و سقط نکنی؟
.امشب ساعت 6 این کار رو می کنم
.می خوای برای تدی خودشیرینی کنی
جراحی پلاستیک می خوای؟
.من نمی فهمم
این راجع به لکسیِ؟
.برای اینکه فکر می کنم تو باهاش خوب بودی
.راجع به سکس نمیگم راجع به پزشکی بود
.پس من درک نمی کنم
تو یه جراح خوبی
،اما عالی نیستی
پس چرا من باید سورپرایز بشم .وقتی لکسی حتی با تو خوب نیست
.اما این راجع به لِکسی نیست
.نه
به هرحال، اون چطوره؟
وای خدا. اون اینجا چی کار میکنه؟
من ... چی؟
به همین داشتی فکر می کردی، درسته؟
منظورم اینه، تو فکر می کردی من فرار کردم و رفتم آلمان
و تو دیگه مجبور نیستی من .رو دوباره ببینی
،چه راحت میشم
منظورم اینه، بعد از همه اون ماجراهای درام
.که ما تو سال پیش با هم داشتیم
.درست می گم. بهم بگو که درست می گم
...من
..خیلی خب، من اینجام من اینجام
و من خوشحالم که اینجام و .همه اون جریانات درام تموم شده
،پس اگه تو بخوای یاد بگیری .من هم یادت می دم
.عا..عالیه
.الکس، این قضیه جدیِ
اگه بخوای سال دیگه جراح کوکان بشی
.باید یاد بگیری
من یه تعدادی بچه مریض از آفریقا اوردم
خب، می خواستی ببینیشون و صحبت کنیم؟
برای اینکه همه می خوان تخصص کودکان بگیرن
.اونها همه دیدنشون
تو الان داری روشون تجربه می کنی؟
.آره ولی خودت رو کشیدی کنار
گوش کن، من بدم یه نفر خودش رو ...دست کم بگیره، اما
.دستِ کم؟ کی ؟ من خودم رو دستِ کم نگرفتم
همه ازت بدشون میاد به خاطر اینکه .تو سر جراحی اون یارو به خودت مغرور شدی
.تو یه آدم مطرودی ،تو توی بیمارستان زندگی می کنی
...و تو مثل یه آدم ولگردی و تو
.خیلی بد نفس می کشی
...واقعاً
...خیلی بد
کاری از دست من برمیاد؟
...من- .نه، من خوبم-
!اوه! ببینید رییس اینجاست
،رییس
می خواین یه صحبتی برای ما
که وارد سال آخر رزیدنتی شدیم بکنید؟
.شما همه می دونید چی کار می کنید
.پس فقط آدم نکشید
آ، مردیت، می شه بیایی دفترِ من؟
.خب، خیلی انرژی گرفتیم
No comments yet. Be the first to leave one.