نخستین 200 خط.
بونز اين يکي و باورت نمي شه
چي ؟تو اينو در مور اون آدمي که تو تاير گنده ي کاميون چپونده شده بود هم مي گفتي
من اونو باور کردم
آره، اما اون يه دونه خوبش بود اين يکي کلاً يه مدل جديدي ازعجيب غريبه
ووا، باورم نمي شه
اهوم، چي بهت گفتم ؟
چطور ممکنه اين اتفاق افتاده باشه؟
ووا، خب، آم شايد پيچيده بودنش لاي يه فرش
فرشه کجاست ؟
خُب، پوسيده، ميدوني با قسمت هاي گوشتيش
چيه ؟ احتمالش هست
....اون ...اون هزاران سال طول مي کشه
آه، استخون ها بايد يه کُپه شده باشن
يه چيزي داره اونا رو به هم متصل نگه مي داره
!چته تو ؟
!!پيچيده شده تو فرش !!! قسمتهاي گوشتي
!خيلي ببخشيدا؟
چي انقد خنده داره ؟؟ هيچي
بايد اميدوار باشم همينطوره ، چون يه جسد اينجاست که شايسته ي احترامه، درست جلوي شما
چه اتفاقي واسش افتاده ؟
!نمي دونستم مي تونه بخنده
تو تو صحنه ي جرم چيکار ميکني ؟
دکتر برنن از تمام وظايف مرتبط به جرم تعليق شده
چي ؟ چي ؟ واسه خنديدن به بوث ؟
!اون واقعاً من و ناراحت نمي کنه
ما يه تاريخ براي دادگاه پدرت تعيين کرديم
بوث افسريه که دستگيرش کرده
شما نمي تونين تا زماني که اين تموم شه با هم کار کنين
اين لازم نيست لازم نيست ما رو جدا کنن
من خيلي فکرم بخش بندي شده است
خيلي فکرش بخش بندي شده است
با اف .بي.آي حلش کن عزيز
!حالا، اين ديگه مزخرفه
اين يکي جالب به نظر مي رسيد
آره، واقعاً، خيلي جالب
بهت مي گم چي شد
بدون من نمي توني حلش کني
يعني درمان شرکا چه فايده اي داره وقتي ما ديگه شريک نيستيم
چي ؟ شما جدا شدين؟ !نه، جدامون کردن
اف.بي.آي. ميگه ما نمي تونيم با هم کار کنيم چرا ؟
باباي برنن معاون رييس اف.بي.آي و به قتل رسونده
دادگاهش هفته ي ديگه شروع مي شه
من بايد مطلع مي شدم
برنن: از وقت دادگاه؟چرا ؟
اُه، چون پرونده ي روانشناسيه مکس براي دادستاني دسته سوييتزه
چي؟ چرا قبلاً اينو به من نگفتي ؟
چرا براي تو اهميت داره ؟
..سوييتز درماني در کار نيست، مگه الان نگ
گوش کن، چون همونطور که ، بگيم، براي يه آدم عادي اهميت خواهد داشت
من فقط فکر کردم براي تو اهميت نداره
کاملاً حق با توئه
دکتر برنن، هر کسي که شما باهاش کار مي کني
شامل روانشناست روانشناس سابقت
در تلاشن که پدرت و بندازن زندان
!اون به شدت دغدغه آوره
حق با بوثه ، من و آزار نمي ده
نه، بوث اشتباه ميکنه، چرا ، مي ده
ممکنه پيشنهاد بدم که اين براي شما يه موقعيت طلاييه که يه شرايطي و احساس کني
تا اينکه به سادگي عقلاني توجيهش کني ؟
!من خوبم
اگه خوب بودي الان اون گوشه مچاله شده بودي، زاري ميکردي يا نيمه کاتاتونيايي شده بودي کاتاتونيا: نوعي روان گسيختگي است که شخص مبتلا ) به آن دچار اختلالات حرکتي شده و (گاهي تا مدتي طولاني بدون حرکت يا صحبت کردن ثابت مي ماند
اين به نظر تو خوب مي رسه ؟
شرمندتم بونز، اما تو اين يه مورد با سويتز موافقم
...من فکر ميکنم مهمه که بدوني که ما مي دونيم
...هرچه در ظاهر سرد تر و واقع بين تر باشي
داري درد بيشتري ودرونت تحمل ميکني
من خوبم
نه ، نيستي
!خُب، سويتز، من دلم برات تنگ مي شه
واقعاً کار کردن با تو مايه خوشحالي بود واقعاً ؟ اينجوريه؟
منم، به همچنين،اونو به يه روش نامربوط سخت نگيرانه ي عبرت آموز جذاب ديدم
من با ايني که گفت موافقم
ممنون که به من و بوث کمک کردي که باهم کار کنيم
ممنون سوييتز ...خواهش مي کنم ، اما
..انصافاً، بچه ها
مي شه صورتحساب و بدي؟ آره، البته
...ما مي تونيم به کارمون ادامه بديم
!ضايعست
!من فکر کردم کارم خوب بوده
س گروه ترجمه ي ايران فيلم با افتخار تقديم مي کند== ==ترجمه و زيرنويس از: ســــــــــــــــارا
س استخوان ها -فصل سوم- قسمت سيزدهم راي هيئت منصفه در داستان
ناراحت نشيدا اما من واقعاً ترجيح مي دادم دکتر برنن معروف دانشمند سخنگوم بود
شما قبلاً اين کارو کردين؟
اين اولين دادگاه کلارک نيست
اُه، اون يه دانشمند بالغه ؟
من ريشامو اصلاح مي کنم، قربان
من گواهينامه ي رانندگي دارم، چندتا مبارزه ي بُکس و بردم
من جون يه نفر و نجات دادم، با زنا خوابيدم
تو استخر شوخي کردم از آرزوهاي پدرم سرپيچي کردم
قلب کسي و شکوندم و کساني هم قلب من و شکستن
!بنابراين، با تمام نشانه هاي اجتماعي اين جامعه ، من يه آدم بزرگم
تو با زنا خوابيدي ؟
اون قراره اينجوري تو دادگاه بابا حرف بزنه ؟
گوش کن مکس، ما ميتونيم ليست شايستگي هاي کلارک و الان براي تو بياريم
اما ديگه وقتي تو دادگاه خونده مي شد غافلگيرت نمي کرد
کلارک آخرين انسان شناس قانونيه که من بخوام در مقابلش تو دادگاه بايستم
اون بچه نابغه تو آزمايشگاهت چي پس ؟
اوني که چشاش گندست و کلش شبيه توستره، اون يارو؟
من متاسفم که چشم و سر عادي من اعتماد به نفس شما رو ضعيف کرده
زک براي دادستاني کار مي کنه
باشه، به جمع ما خوش اومدي، بچه
!بابا ممنون
جداً داريد دست من و اينجوري فشار مي ديد ؟
!دست کلارک و پس بده بابا
ممنون
ما بيرون منتظر ميمونيم، تمپي
من هنوزم دلم ميخواد تو دانشمندم مي بودي
بفرماييد
بايد تو دادگاه اين کراوات و بزني
اُه، اما اين يه کراوات خاکستريه
ظاهراً، خاکستري براي هيئت منصفه بيانگر اينه که تو يه مرد جدي هستي که خوب قضاوت ميکنه
آره، يا اينکه من کسل کننده هستم
من نمي تونم جلوي اين و بگيرم منظورت چيه ؟
بوث، هاجينز، زک، آنجلا، کارولاين ...اونا همه دوستاي من هستن اما من نمي تونم
هي، گوش کن، من مي دونم تو دوستم داري،باشه ؟
من ميتونم ببينم، حتي اگه کسه ديگه نتونه پس اين چيزي نيست که تو به خاطرش نگران باشي
من اين کراوات و مي زنم
من از اين بدم مي آد، متنفرم
چي، غريبه ها رو سکوي قانونيمون؟
آنجي خوشش نمي آد که ما تو جهات مختلفي هستيم
همه ي ما با هم و برنن تنها
تنها نيست، اون با اون آدماي آفريقايي-آمريکاييه
اين که مسابقه نيست
من تقريباً مطمئنم دليل اين که سيستم دادگستريه ما رو "رقابتي" مي خونن اينه که رقابتي هست
نه، اين مسابقه ي بين ما و برنن نيست
اين فقط يه موقعيت ناخواستست
آره، آره،اين يه موقعيت ناخواسته است
اگه برنن درک مي کرد که ما ديوونه وار درش رقابت نمي کنيم، اونوقت
ما همگي اينو پشت سر خواهيم گذاشت و دوستيمون هم سرجاش مي مونه
در ضمن، دکتر برنن بايد درک کنه که ما نابودشون مي کنيم
من ديوانه وار رقابت کردن و دوباره و دوباره به زک توضيح مي دم تا وقتي که موضوعو بگيره
باشه، گزارش دادستاني تا 20 دقيقه ديگه شروع مي شه و کارولاين هم از تاخير بدش مي آد
خُب، من تمام شواهد فيزيکي رو که دکتر ادي تهيه کرده بود
و همه ي اونايي که دادستاني تهيه کرده بود خوندم
نظرت چيه ؟
هميشه تصميمات تجربي وجود دارن اما
اونو باهم نگه ميداره
من ممکنه احساس بهتري نسبت به موقعيتمون داشته باشم وقتي که آزمايشات فشرده ي خودم و انجام دادم
به من بگو اولين اتفاقي که مي افته وقتي به عکس هاي راديولوژي نگاه ميکني چيه ؟
و همينطور به لاشه ي استخواني جسد ؟
قاتل بخشنده بوده
اين کاملاً غير علميه
قرباني چندين بار چاقو خورده، آتيشش زدن و دل و رودش و در آوردن
بخشش اين کجاست ؟
مرگش در يه لحظه اتفاق افتاده
يه ضربه ي ساده به زائده ي ماستويد
دل و روده در آوردن، سوزوندن، همه ي اونا بعد از مرگ اتفاق افتاده
بخشش
زک کارشناس شاهد دقيق تري خواهد بود
کلارک درک بيشتري خواهد داشت و متقاعد کننده تر خواهد بود
در پيگرد قانوني بي طرفي علمي فضيلت حساب مي شه
در دفاع، ما متهم رو انسان نمايي کرديم
من منطق شما رو قبول مي کنم
من ميخوام يه مقدار سعي کنم که دکتر ادي و بد جلوه بدم
ممنون مي شم اگه هيئت منصفه متوجه نشه که شما به من شک کرديد
خُب، سخته چون پدر من در واقع گناهکاره
دکتر برنن، ميخوام اين آخرين باري باشه که اون افکار و بلند مطرح کرديد
چرا ؟ چون چيزي که ما درمورد گناهکار بودن يا بيگناه بودن موکلينمون فکر ميکنيم نامربوطه
اين شغل اوناست که بفهمن پدر شما گناهکاره يا نه بدون هيچ شکي
چقدر زمان با اسکلت لازم داريد؟
هر چقدر که شما بتونيد در اختيارم قرار بديد
من همينطور دوست دارم يه نگاهي به پرونده هاتون بندازم اگه اشکالي نداشته باشه
چرا ؟
چون شما به دکتر ادي آموزش دادين
دوست دارم درک کنم عليه کي دارم مي ايستم
من بهتون اون چيزي و مي گم که هميشه قبل از دادگاه ها مي گم
چون اين يکي هيچ تفاوتي با دادگاه هاي ديگه نداره
شما هيچ وقت قبلاً اين و نگفته بوديد چي؟
شما هيچ وقت تا حالا به ما نگفتيد که يه دادگاه تفاوتي با دادگاه ديگه نداره
که معنيش اينه که اين يکي تفاوت داره
کنترلي رو اين جماعت نداري ؟
اصلاً و ابداً
ببين، کارولاين، اين بونزه، فرق مي کنه بيا قبول کنيم
اين چيزيه که فرق نمي کنه
اون سگک کمربند خودنمايي رو از خودت جدا کن
هيچ نشاني بيانگر "مقاومت در برابر مقامات" نباشه يا اينکه حقيقت برملا مي شه
موهاي خودتون هم روز قبل از دادگاه کوتاه نکنين
يه ذره خودتون و زشت کنين، زناي زشت توي هيئت منصفه از شما متنفرن
از کلمات آدم بزرگا استفاده کنين، غذا بخورين
دفعه قبل شکماتون بيشتر از شهادتون قار و قور ميکرد
پس من و کله ي صبح روي صحن نبريد
من بهتون اطمينان مي دم که تو جايگاه کاملاً بالغ باشم
خانم جوليان من رو جايگاه نمي رم
بايد بري
ببينيد، من به کس ديگه اينجا نميگم که چيکار کنه اما من شهادت نمي دم
بوث ؟
باشه، خيله خُّب، گوش کنين ملت
بونز، به سيستم اعتقاد داره
اگه اون بفهمه که آنجلا شهادت نمي ده ناراحت ميشه
اون از ما مي خواد که کارمون و انجام بديم
دکتر برنن به نظر توانايي حسادت برانگيزي
در بخش بندي کردن فکرش داره
هي، اون به عنوان کلمات کاملاً بالغ چطوره ؟
تميز و مستقل جماعت
درست همونجور که دکتر برنن دوست داره
من مشکلي ندارم
من مستقيماً از دکتر برنن مي پرسم
اگه اون بگه باشه ، بعدش هستم
همتون و تو دادگاه مي بينم
گوش کن کارولاين، مي دوني راستش وقتي که من دارم شهادت مي دم
No comments yet. Be the first to leave one.