Sleepy Hollow

Sleepy Hollow

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 4

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Sleepy Hollow S04E09 HDTV x264-SVA
Sleepy Hollow S04E09 720p HDTV x264-AVS
Sleepy Hollow S04E09 XviD-AFG
Sleepy Hollow S04E09 480p x264-mSD
ناشر StarTak
►ترجمه از ســــامـــان جــــلالــــی◄ Telgram ID: @sami_prince

برچسب‌ها

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
تاریخ انتشار: 2017-04-02
تعداد دانلود: 44
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫آنچه در "سلیپی هالو" گذشت...

‫من مبتلا شدم

‫تو مسئولِ من نیستی، باشه؟

‫تو دوست منی الکس

‫دو شاهد هستیم و هوای همدیگه رو داریم

‫با هرچی که روبرو بشیم، باهم میشیم

‫ظاهراً آژانس مون یه پیشینه داشته

‫ما نوادگانِ کاری ــه قهرمانان واقعی هستیم

‫از این به بعد قول میدم روراست باشم

‫یه چیزی تو راهه

‫چیزی نه، جنی خانم

‫- یه رویای دیگه؟ ‫- فوق العاده بود

‫من مقدر شدم که تبدیل به بهترین ‫اتفاقی که واسه آمریکا می افته، بشم

‫این چیزی بود که میخواستی درایفس؟

‫زوالِ دموکراسی؟

‫تکون بخور، همه رو معطل کردی

‫و...

‫آپلود شد

‫- با این کارت هیچ کمکی نمیکنی ‫- کمک؟

‫من اصلاً نمیدونم که داریم تو این ‫زمین مسابقه ی بچه ها چیکار میکنیم

‫- تمرین ‫- تمرین؟

‫یه مسابقه ایی هست که باید دخترای ‫دوازده ساله توش مسخره ات کنن؟

‫اگه همینطوره، باید بگم واقعاً شاهکار کردی!

‫هرچقدر میخوای مسخره کن

‫ولی من قراره بدنم رو به بهترین شکل ‫دربیارم تا هروقت جایی لازم شد، آماده باشم

‫درباره ی گنجینه است، نه؟

‫فهمیدی که ما تو همون آژانسی که دیوی کراکت

‫و ساکاگاویا توش کار میکردن، هستیم

‫و حالا میخوای خودتو مثل جیمز باند دربیاری

‫الکس، اونا قهرمان بودن ‫خب؟ اسطوره بودن

‫ما شایسته نیستیم

‫رفیق، سرعقل بیا

‫چی رو میخوای ثابت کنی؟

‫همین تازگیا یه جن شیطانی رو شکست دادی

‫و در همین حین جون خیلیا رو نجات دادی

‫از جمله منو

‫داری میگی که من قهرمانتم؟

‫میدونی چیه؟

‫دفعه ی بعد بذار جن خلاصم کنه، باشه؟

‫سرووضعم داغونه

‫خیلی خب

‫میشه برام تایم بگیری، لطفاً؟

‫خیلی خب

‫خیلی خب

‫ردیفم، ردیفم

‫یادتون نره، فردا باید نقاشی "جیغ" از ‫"ادوارد مونک" رو برام توصیف کنین

‫وگرنه ممکنه خودم جیغ بکشم

‫سلام مالی

‫مثل اینکه تکالیف اخیرت کامل نبودن

‫میخوای اضافه شون کنم؟

‫گمونم

‫کلاس بعدی مون کلی خوش میگذره

‫میدونم که چقدر نقاشی های آمیخته رو دوست داری

‫ما قراره...مالی

‫مالی، آقای دیوید داره باهات حرف میزنه

‫اشکال نداره

‫خیلی متاسفم بابتش

‫اشکال نداره، بی توجهی برام عادت شده

‫آره

‫ولی اگه میشه بپرسم

‫اوضاع مالی تو خونه ردیفه؟

‫- تعریف از خود نباشه ولی فکر میکردم این کلاس مورد علاقشه ‫- نه، درست میگین

‫- اون عاشق هنر ــه ‫- خیلی هم خوب

‫بخاطر همینه که ناخودآگاه متوجه شدم ‫اخیراً تو خودش بوده

‫آره، اخیراً اوضاعش یکم پیچیده بوده

‫دوست داشتم به بحث ادامه بدم

‫ولی یه جلسه دارم

‫میشه بعداً تشریف بیارین؟

‫البته

‫عالیه

‫رفتار خوبی با آقای دیوید نداشتی ها

‫شایدم درست میگی

‫مدرسه رو زیادی بزرگش کردن

‫شغل های زیادی هستن که برای ‫انجامشون نیازی به تحصیل نیست

‫مثلاً دزدای دریایی

‫ببین، میدونم با وجود همه ی اتفاقاتی که داره ‫می افته، به نظرمی یاد مدرسه اونقدرا مهم نباشه ولی هست

‫واقعاً...برامون خوبه که یکم ‫تو زندگی، عادی باشیم

‫از این به بعد دیگه همش همینه، نه؟

‫هیولاهایی که شکل بابا دراومدن

‫لوگان مک دونالد از یه طلسم بیمار میشه

‫رویاهایی از آقای کرین

‫به جز اینکه اون آقای کرین نیست

‫مالی!

‫سلام

‫اون خیلی ترسیده بود مامان، خیلی تنها بود

‫هنوز نمیدونیم که دقیق چی دیدی

‫شاید یه خوابِ بد بوده

‫یه فکری دارم

‫داشتم با بقیه راجب نشون دادن یه ‫چیزی بهت صحبت میکردم

‫ولی...شاید الآن وقتش باشه

‫بهم یه چیزی نشون بدی؟

‫چی رو؟

‫به گنجینه خوش آمدی

‫اینجا دیگه کجاست؟

‫شگفت انگیزترین کتابخانه ی دنیا

‫آرشیوی فوق العاده

‫فضایی از غیرممکن ها

‫انباری از راز های بزرگ و کوچک

‫این...تاریخ ناگفته ی آمریکاست

‫این هم مجموعه ایی از سلاح ‫های افسانه ایی و اساطیری

‫و این هم...

‫اطلاعات محرمانه ی فراطبیعی که فقط ‫رئیس جمهور های وقت بهش دسترسی داشتن

‫و حالا...تو هم همینطور

‫هی بچه...بگیرش

‫این چیه؟

‫یه سنگ آذرخش بومی آمریکا

‫که توسط "خدای ستاره صبح اساطیر پاونی" درست شده

‫باید ازت دربرابر رعدوبرق محافظت کنه

‫اگرچه هنوز تستش نکردم ‫ولی اگه خودت بخوای

‫میدونم که اتفاقات ترسناک و ‫تاریکی رو پشت سر گذاشتی

‫ولی تو جزئی از چیزی هستی که

‫فقط چند نفر تو کل دنیا ازش خبر دارن

‫تو جزئی از یه کلوب مخفی هستی

‫نظرت چیه؟

‫به نظرم این خیلی باحاله

‫خوبه

‫آقای کرین چند دقیقه دیگه میرسه

‫نمیمونی؟

‫یه سری کار دارم ولی...

‫جیک و الکس هرچی بخوای نشونت میدن

‫هرچی که...خیلی خطرناک نباشه، نه؟

‫خیلی خب

‫حالا...

‫از کجا شروع کنیم؟

‫از این بابت مطمئنی؟

‫مرتاض های هندی قرن ها از این روش

‫برای جستجوی رویاهاشون استفاده میکردن

‫ولی تو که برای دسترسی به ‫رویاهات مشکلی نداری

‫تا یه حدی، جوب

‫من آینده رو تا یه حدی دیدم

‫حالا باید به فراتر از چیزی که دیدم برسم

‫باید از حد و حدود گذر کنم

‫امیدوارم به چیزی که میخوای برسی مالکوم

‫هی تکون نخور، هنوز تموم نکردم

‫همیشه کشیدن چشمات برام یه دردسره

‫جدی؟

‫خب شاید بخاطر اینه که به طرز ‫شگفت انگیزی پر از حکمت ان

‫خب اگه اینو خراب کنم

‫خب وقتی هدیه ام به تو بی نقص نباشه ‫مقصرش فقط خودتی

‫هدیه ام؟

‫البته

‫یه هدیه ی کوچولو برای تشکر بخاطر همه چیز

‫میشه فردا بادبادک بازی کنیم؟

‫یه دختر شبیه خودم

‫دیگه نمیتونم درخواست هات رو قبول نکنم، نه؟

‫خب...آینده ایندفعه فرق داشت؟

‫هنوزم همون آینده ایی ــه که برام مقدر شده

‫ولی این دفعه خیلی بهتر بود

‫چطور مگه؟

‫من تنها نیستم

‫آقای ولز و الکس خانم بزودی ‫با غذامون برمیگردن

‫عالیه. پیتزا است؟

‫یه چیز خوشمزه تر از "نون گردِ ناپولی" ‫(منظورش همون پیتزاست که درابتدا نوع مدرنش در شهر ناپلِ ایتالیا پُخت میشد)

‫اینو نیگا

‫میدونی دراصل اینو دیوی کراکت میپوشید

‫درسته

‫حالا، تو افسانه ها نوشتن که این ‫از پوست یه راکون درست شده

‫ولی بین من و خودت باشه

‫این در اصل پوستِ "وندیگو" ــه

‫وند چی؟

‫وندیگو

‫یه موجود تغییرشکل دهنده از ‫اساطیر شاونی و آلگانکوئین‌ها ‫(اساطیر سرخ پوستان)

‫هیولا

‫هیولا

‫از کجا می یان؟

‫برزخ

‫ابعاد جهنم

‫گونه های پنهانی که خیلی راجبشون نمیدونیم

‫و مثل حیوونای وحشی همینجوری ول میچرخن؟

‫بعضیاشون آره

‫اکثراً فقط در صورت احضار، ظاهر میشن

‫وقتی یکی دنبال ایجاد شرارت باشه

‫پس آدمای بد یعنی هیولاهای بد

‫زدی تو خال

‫من یه هیولای خوب میشناسم

‫یه هیولای خوب؟

‫چه عجب

‫آره

‫وقتی کوچیکتر بودم درستش کردم

‫از اولین چیزایی که کشیدم

‫بدنش از پتوی موردعلاقه ام بود

‫هروقت ترسیده یا تنها بودم

‫اون کنارم بود

‫بهش میگم آقای بخیه

‫از ملاقاتتون خوشوقتم آقای بخیه!

‫اون همیشه برام این آهنگ رو میخوند

‫ترجمه و زیرنویس از ‫ســــامـــان جـــلالــــی

‫حتی با وجود اینکه اهل واشنگتن هستی و اینجا بزرگ شدی

‫به نظرم از راه های زیرزمینی مخفی شهر خبر نداری

‫واقعاً هم واو

‫طی جنگ سال 1812 از این راه ها ‫برای انتقال مهمات استفاده میشد

‫و جاسوس ها برای رفتن به نقاط ‫حیاتی اطراف شهر ازشون رد میشدن

‫این روزا آقای ولز بطری مشروب ‫هاش رو اینجا ذخیره میکنه

‫ســـلام!

‫ســـلام!

‫چه خبر شده؟

‫مطمئن نیستم

‫خب...

‫چیزی نیست ‫مطمئنم یه...

‫راهی برای غیرفعال کردن شون هست

More Farsi Persian subtitles for Sleepy Hollow

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left