نخستین 200 خط.
آنچه در "سلیپی هالو" گذشت...
من مبتلا شدم
تو مسئولِ من نیستی، باشه؟
تو دوست منی الکس
دو شاهد هستیم و هوای همدیگه رو داریم
با هرچی که روبرو بشیم، باهم میشیم
ظاهراً آژانس مون یه پیشینه داشته
ما نوادگانِ کاری ــه قهرمانان واقعی هستیم
از این به بعد قول میدم روراست باشم
یه چیزی تو راهه
چیزی نه، جنی خانم
- یه رویای دیگه؟ - فوق العاده بود
من مقدر شدم که تبدیل به بهترین اتفاقی که واسه آمریکا می افته، بشم
این چیزی بود که میخواستی درایفس؟
زوالِ دموکراسی؟
تکون بخور، همه رو معطل کردی
و...
آپلود شد
- با این کارت هیچ کمکی نمیکنی - کمک؟
من اصلاً نمیدونم که داریم تو این زمین مسابقه ی بچه ها چیکار میکنیم
- تمرین - تمرین؟
یه مسابقه ایی هست که باید دخترای دوازده ساله توش مسخره ات کنن؟
اگه همینطوره، باید بگم واقعاً شاهکار کردی!
هرچقدر میخوای مسخره کن
ولی من قراره بدنم رو به بهترین شکل دربیارم تا هروقت جایی لازم شد، آماده باشم
درباره ی گنجینه است، نه؟
فهمیدی که ما تو همون آژانسی که دیوی کراکت
و ساکاگاویا توش کار میکردن، هستیم
و حالا میخوای خودتو مثل جیمز باند دربیاری
الکس، اونا قهرمان بودن خب؟ اسطوره بودن
ما شایسته نیستیم
رفیق، سرعقل بیا
چی رو میخوای ثابت کنی؟
همین تازگیا یه جن شیطانی رو شکست دادی
و در همین حین جون خیلیا رو نجات دادی
از جمله منو
داری میگی که من قهرمانتم؟
میدونی چیه؟
دفعه ی بعد بذار جن خلاصم کنه، باشه؟
سرووضعم داغونه
خیلی خب
میشه برام تایم بگیری، لطفاً؟
خیلی خب
خیلی خب
ردیفم، ردیفم
یادتون نره، فردا باید نقاشی "جیغ" از "ادوارد مونک" رو برام توصیف کنین
وگرنه ممکنه خودم جیغ بکشم
سلام مالی
مثل اینکه تکالیف اخیرت کامل نبودن
میخوای اضافه شون کنم؟
گمونم
کلاس بعدی مون کلی خوش میگذره
میدونم که چقدر نقاشی های آمیخته رو دوست داری
ما قراره...مالی
مالی، آقای دیوید داره باهات حرف میزنه
اشکال نداره
خیلی متاسفم بابتش
اشکال نداره، بی توجهی برام عادت شده
آره
ولی اگه میشه بپرسم
اوضاع مالی تو خونه ردیفه؟
- تعریف از خود نباشه ولی فکر میکردم این کلاس مورد علاقشه - نه، درست میگین
- اون عاشق هنر ــه - خیلی هم خوب
بخاطر همینه که ناخودآگاه متوجه شدم اخیراً تو خودش بوده
آره، اخیراً اوضاعش یکم پیچیده بوده
دوست داشتم به بحث ادامه بدم
ولی یه جلسه دارم
میشه بعداً تشریف بیارین؟
البته
عالیه
رفتار خوبی با آقای دیوید نداشتی ها
شایدم درست میگی
مدرسه رو زیادی بزرگش کردن
شغل های زیادی هستن که برای انجامشون نیازی به تحصیل نیست
مثلاً دزدای دریایی
ببین، میدونم با وجود همه ی اتفاقاتی که داره می افته، به نظرمی یاد مدرسه اونقدرا مهم نباشه ولی هست
واقعاً...برامون خوبه که یکم تو زندگی، عادی باشیم
از این به بعد دیگه همش همینه، نه؟
هیولاهایی که شکل بابا دراومدن
لوگان مک دونالد از یه طلسم بیمار میشه
رویاهایی از آقای کرین
به جز اینکه اون آقای کرین نیست
مالی!
سلام
اون خیلی ترسیده بود مامان، خیلی تنها بود
هنوز نمیدونیم که دقیق چی دیدی
شاید یه خوابِ بد بوده
یه فکری دارم
داشتم با بقیه راجب نشون دادن یه چیزی بهت صحبت میکردم
ولی...شاید الآن وقتش باشه
بهم یه چیزی نشون بدی؟
چی رو؟
به گنجینه خوش آمدی
اینجا دیگه کجاست؟
شگفت انگیزترین کتابخانه ی دنیا
آرشیوی فوق العاده
فضایی از غیرممکن ها
انباری از راز های بزرگ و کوچک
این...تاریخ ناگفته ی آمریکاست
این هم مجموعه ایی از سلاح های افسانه ایی و اساطیری
و این هم...
اطلاعات محرمانه ی فراطبیعی که فقط رئیس جمهور های وقت بهش دسترسی داشتن
و حالا...تو هم همینطور
هی بچه...بگیرش
این چیه؟
یه سنگ آذرخش بومی آمریکا
که توسط "خدای ستاره صبح اساطیر پاونی" درست شده
باید ازت دربرابر رعدوبرق محافظت کنه
اگرچه هنوز تستش نکردم ولی اگه خودت بخوای
میدونم که اتفاقات ترسناک و تاریکی رو پشت سر گذاشتی
ولی تو جزئی از چیزی هستی که
فقط چند نفر تو کل دنیا ازش خبر دارن
تو جزئی از یه کلوب مخفی هستی
نظرت چیه؟
به نظرم این خیلی باحاله
خوبه
آقای کرین چند دقیقه دیگه میرسه
نمیمونی؟
یه سری کار دارم ولی...
جیک و الکس هرچی بخوای نشونت میدن
هرچی که...خیلی خطرناک نباشه، نه؟
خیلی خب
حالا...
از کجا شروع کنیم؟
از این بابت مطمئنی؟
مرتاض های هندی قرن ها از این روش
برای جستجوی رویاهاشون استفاده میکردن
ولی تو که برای دسترسی به رویاهات مشکلی نداری
تا یه حدی، جوب
من آینده رو تا یه حدی دیدم
حالا باید به فراتر از چیزی که دیدم برسم
باید از حد و حدود گذر کنم
امیدوارم به چیزی که میخوای برسی مالکوم
هی تکون نخور، هنوز تموم نکردم
همیشه کشیدن چشمات برام یه دردسره
جدی؟
خب شاید بخاطر اینه که به طرز شگفت انگیزی پر از حکمت ان
خب اگه اینو خراب کنم
خب وقتی هدیه ام به تو بی نقص نباشه مقصرش فقط خودتی
هدیه ام؟
البته
یه هدیه ی کوچولو برای تشکر بخاطر همه چیز
میشه فردا بادبادک بازی کنیم؟
یه دختر شبیه خودم
دیگه نمیتونم درخواست هات رو قبول نکنم، نه؟
خب...آینده ایندفعه فرق داشت؟
هنوزم همون آینده ایی ــه که برام مقدر شده
ولی این دفعه خیلی بهتر بود
چطور مگه؟
من تنها نیستم
آقای ولز و الکس خانم بزودی با غذامون برمیگردن
عالیه. پیتزا است؟
یه چیز خوشمزه تر از "نون گردِ ناپولی" (منظورش همون پیتزاست که درابتدا نوع مدرنش در شهر ناپلِ ایتالیا پُخت میشد)
اینو نیگا
میدونی دراصل اینو دیوی کراکت میپوشید
درسته
حالا، تو افسانه ها نوشتن که این از پوست یه راکون درست شده
ولی بین من و خودت باشه
این در اصل پوستِ "وندیگو" ــه
وند چی؟
وندیگو
یه موجود تغییرشکل دهنده از اساطیر شاونی و آلگانکوئینها (اساطیر سرخ پوستان)
هیولا
هیولا
از کجا می یان؟
برزخ
ابعاد جهنم
گونه های پنهانی که خیلی راجبشون نمیدونیم
و مثل حیوونای وحشی همینجوری ول میچرخن؟
بعضیاشون آره
اکثراً فقط در صورت احضار، ظاهر میشن
وقتی یکی دنبال ایجاد شرارت باشه
پس آدمای بد یعنی هیولاهای بد
زدی تو خال
من یه هیولای خوب میشناسم
یه هیولای خوب؟
چه عجب
آره
وقتی کوچیکتر بودم درستش کردم
از اولین چیزایی که کشیدم
بدنش از پتوی موردعلاقه ام بود
هروقت ترسیده یا تنها بودم
اون کنارم بود
بهش میگم آقای بخیه
از ملاقاتتون خوشوقتم آقای بخیه!
اون همیشه برام این آهنگ رو میخوند
ترجمه و زیرنویس از ســــامـــان جـــلالــــی
حتی با وجود اینکه اهل واشنگتن هستی و اینجا بزرگ شدی
به نظرم از راه های زیرزمینی مخفی شهر خبر نداری
واقعاً هم واو
طی جنگ سال 1812 از این راه ها برای انتقال مهمات استفاده میشد
و جاسوس ها برای رفتن به نقاط حیاتی اطراف شهر ازشون رد میشدن
این روزا آقای ولز بطری مشروب هاش رو اینجا ذخیره میکنه
ســـلام!
ســـلام!
چه خبر شده؟
مطمئن نیستم
خب...
چیزی نیست مطمئنم یه...
راهی برای غیرفعال کردن شون هست
No comments yet. Be the first to leave one.