نخستین 200 خط.
تو این جایی که فقط مرگ و زندگی وجود داره
"تلالو صبحگاهی"
تو اینجا، جایی که اومدم تا زندگیمو سر و سامون بدم
!ولم کن تا با زبون خوش میگم- !اونا مو میکشن-
احساس گرما کردم
دوباره احساس شادی کردم- یک دو سه-
(سونگ می دو و مدیر گروه ال جی کو جی پیو با هم ازدواج میکنند)
معنی نیلوفر دره "شادی ای که تازه پیدا شده"ست
ولی عجیبه. چون این گل سمیه
ینی ممکنه شادی تازه به دست اومده... سمی باشه؟
...چون نمیتونی بیخیالش بشی
...چون نمیتونی ازش دست بکشی
الو؟
...اوپا
می دو؟
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش میباشد
دارین میگین این قتل زنجیره ای نیست؟- بله-
پس پرونده اول با هایونگ گون و دومی با پارک دوجین چی؟
نگفتین پیو این سوک خودشو تحویل داده؟
برنامه داریم از نو تحقیقات به عمل بیاریم
الان داری چیکار میکنی؟
چرا؟ نباید بکنم؟
چطوری... اونا چرا اینجان؟
اخبارو ندیدی؟ پلیس گفت میخوان همه تحقیقات رو از نو شروع کنن
چی؟ از اول؟
دیگه تا کی؟
به خاطر این سوک تا الان خودمو نگهداشتم
ولی همه چیز همش تکرار میشه! چرا باید کوتاه بیام؟
این سوک گفت همه چیزو گردن میگیره
آره ولی چرا یهویی اینطوری شده؟
اون الان تو شرایط بدیه
منم تو شرایط بدی ام! منو نمیبینی؟
!دارم همه تلاشمو میکنم خودمو نگهدارم
...جوری که انگار هیچی نشده
فکر کنم الان دارم میشناسمت
حتی اگر از گزارش تو این سوک مجرم شناخته بشه
حتی اگر به اون ازدواجی که انقد دلت میخوادش برسی
بازم هیچوقت خوشحال نخواهی بود
هیچوقت قلبت راضی نمیشه. ذاتت همینه
جیهو ببین
می دو برات اکانت ساخت چون عکس میگرفت آره؟
آره تو مهمونی
انگار عروسک بازی کنه
لباس تنم کرد و از این شیطون بازیا درآورد
مامانبزرگ! یه کا فالوور گرفتی
فالوور چیه؟- آدمایی که میخوان باهات دوست باشن-
میخوان با من دوست باشن؟
چرا؟ کی؟- اینا نظراته-
اونایی که نظر گذاشتن گفتن میخوان باهات دوست باشن
"مادربزرگ افسانه ای" "این ژست دیوانه کننده نیست؟"
"حاجی خیلی خوشگله"
اونا منو میبینن و میگن دیوونه ام؟ آیگوووو
حاجی گفتنش ینی چی؟- ینی ذوق کرده-
!...حاجی حاجی
حس کردم باید اون آشغالی که با جون مردم بازی میکنه رو بگیریم
بله درسته... اما این تو وظایف ما نیست
شما چی کارآگاه؟ من فقط به شما اعتماد دارم
بله خب فکر کنم یه امتحانی بکنم
مادربزرگ گفت معامله در خونه ش انجام شده- واقعا؟-
...ولی با وجود پیو این سوک در حال فرار، چرا اون باید دردسر گرفتن اون دارو رو به جون بخره
حرف منم همینه. دوربین مداربسته تو اون ناحیه نیست
ولی گویا پلیس اون ناحیه رو تحت نظر قرار داده چون اون در حال فراره
تو جعبه سیاه چیزی نیست؟
خب احتمالا شاید
ینی اگه چک کنین اون پیرزن لعنتی یه جورایی ضبط نکرده چیزی رو؟
واو ولی شما چطوری اینهمه چیز سردرمیاری خانم راهبه؟
وو چون- ورونیکا-
بودا
بله؟- ...بودا-
آها...بودا؟- آره-
چرا مامان بزرگ نمیاد؟
...بعد اینکه اونطوری بهش عصبانی شدی چه انتظاری
گفت امروز استراحت میکنه
سانا رو گذاشت و رفت
اونا کلاهبردار رو میگیرن نگران نباش
پشیمون میشم
همونطور که از دست مامانبزرگ عصبانی میشدم فکر میکردم
وقتی بمیرم به خاطر این کار پشیمون میشم، نه؟
همونطور که عصبانی بودم با خودم میگفتم این صحنه رو یادت خواهد موند
تو عمرم همه اش ازش عصبانی شدم
چون اینطوری راحته
تو مجبور نیستی تلاش کنی و خوب و خوشگل به نظر برسی
چون اینطوری هم اون دوستت داره
میتونی اینکارو با منم بکنی
بیا غذا بخوریم
گفتم بخور
چیه؟
خوبی؟
چیکار میکنی؟
چرا دارویی که نمیدونی چیه رو میخوری؟ فکر کردی چی توشه؟
داروییه که مامانبزرگ برام گرفته
حتما خوبه دیگه
حتما حداقل یه نفعی داره
این سوک
اونی؟
دوباره همو دیدیم
از کجا میدونستی؟
اخبارو دیدی آره؟
اخبار چی؟
گفتن قتل زنجیره ای نبوده
اعلام کردن همه تحقیقات رو از نو شروع میکنن
به خاطر همین نیست که اینجایی؟
ولی می دو چی؟
یکم سعی کن می دو رو درک کنی
خوبی؟ شنیدم بیمارستان رفتی
خیلی حالت بد بود؟
خوبم
تو چی؟ خوبی؟
منم خوبم
طلاق چی؟ طلاق چطور شد؟
خنده داره
وسط بحث مرگ و زندگی کلمه طلاق میپره وسط
تویی که وسط مرگ و زندگی داری طلاق میگیری
من ویدیو رو دارم
اوپا، من مریضم
من خیلی حالم بده، دلم برات تنگ شده
این سوک اومده
...لوستر
چی؟
خونهای که قراره من و اوپا توش زندگی کنیم
بالای تخت توی اون خونه، یه لوستر هست
حتی اگه چراغ رو روشن نکنی، برق میزنه و میدرخشه
نمیخوام اینطوری بمیرم
گفتم نمیخوام اینجا اینطوری بمیرم
بعد از اینکه رفتم خونه، و حتی یه روز دیگه باهاش زندگی کردم
اونطوری میخوام بمیرم
پس... نمیتونی همین الان تمومش کنی؟
لطفا، نمیشه همه چی رو اینجا تمومش کنی؟
بعد از اون، من و اوپا هرکاری که در توانمون باشه انجام میدیم
چه تبرئه بشی چه هرچی، نمیشه بعدا اونکارو بکنی؟
به هر حال پلیس به کسی دیگه مشکوکه
حتی اگه این سوکم دخالت کنه، هیچی عوض نمیشه
خب پس اون طرف دیگه کیه کجاست؟
من و تو؟- به هرحال، این سوک و وو چون نیستن-
تو هم میدونی. این سوک موقع مهمونی بیرون نرفت
پس کی بوده؟
پلیس به کی مشکوکه؟
چون یه نفر دیگه هست تو رو اینجا مخفی کردن؟
تا کجا میخواد انقد همه چی بپیچه به هم؟ چی رو داری مخفی میکنی و چرا؟
تمومش کنیم، به هرحال ما هم یه جورایی مسئولیم
آره، هر سه تایمون اون روز رفته بودیم اونجا
اگه من اونجا مسئولیتی بود، فکر کنم به اندازه کافی مسئولیتمو انجام دادم
ولی بعدش، دقیقا هیچی نمیدونم که چه اتفاقی افتاده
مسائل هی دارن بزرگتر و پیچیده تر میشن، ولی تو هیچی نمیگی
منم بی خبر از همه جا اینطوری اینجا غرق دارم میشم
و حتی ممکنه نتونم ازدواج کنم
...این سوک
من همیشه بهت کمک کردم
ولی فکر نمیکنی که یه کم زیادی داری فقط به خودت فکر میکنی؟
نمیتونم اینکارو بکنم؟
چی؟- چون دارم میمیرم، میترسم-
ولی نمیخوام تو زندان بمیرم
میخوام تا موقعی که حقیقت معلوم میشه همینجا قایم بشم
میخوام زمانمو اینجا بگذرونم، ولی اجازشو ندارم؟
پس من چی؟
...من حتی نمیتونم با کسی که دوستش دارم تماس بگیرم، و تنها اینجا موندم
خب پس ببین که چه آدمیه
چی گفتی؟- با اینکه خوب میدونه که تو توی چه شرایطی هستی-
هروقت خودش عشقش بکشه باهات تماس میگیره و هروقت که بخواد میاده و میره، همچین آدمیه
از اولشم هم عجیب بود
یهویی خواستگاری کرد و یهویی نامزدی رو بهم زدش
هیچ وقت احساس نکردی این عجیبه؟
الان داری راجع به چی حرف میزنی؟
داری میگی نمیفهمی اون چرا یکی مثل منو دوست داره؟
واقعا نمیدونم که تو رو دوست داره یا نه
تو چرا باید بدونی؟
تورو خدا تمومش کنین! همه بیرون میتونن صداتون بشنون
...من فقط میخوام که اون آدم
آدم خوبی باشه
چی گفتی؟- فقط تو رو ببینه-
و واقعا تو رو دوست داشته باشه
و بتونه تو رو خوشحال کنه. امیدوارم اینطور آدمی باشه
اگه اینطوری بود، اونوقت من- الان یهو داری چی میگی؟-
فقط عشق توئه که مهمه و با ارزشه؟
عشق من چی؟ عشق من مسخره اس؟
آدم خوب؟ تو عاشق یه قاتل شدی
و الان داری برای من از آدم خوب حرف میزنی؟
!این سوک! تویی
میدونی چقدر نگرانت بودم؟
وو چون، شما دوتا کجا رفته بودین؟
...اونی
میترسیدم دیگه هیچ وقت نبینمت
حالت خوبه؟- آره-
من میخوام به زندگیم ادامه بدم
آفرین بهت
دلم برات تنگ شده بود
ولی، گیر افتادی؟
نه...تو خوبی؟
آره، یه جورایی
خیالت راحت شد؟- بله-
بله؟
بله؟ نظرات عمومی مردم رو دیدی؟
پیش بینی من تا آخر دقیق و درست بود
مردم چون یهویی روند تحقیقات رو عوض کردیم و نتونستیم فراری ها رو دستگیر کنیم ازمون انتقاد میکنن
اینو حدس میزدم- حدس زده بودی؟-
اونا حتی باور نمیکنن که قتل زنجیره ای نبوده باشه
اونا دارن شایعه پراکنی میکنن که پلیس داره این پرونده سرپوش میذاره و لاپوشونی میکنه
من نتیجه دقیق تحقیقاتو به زودی اعلام میکنم
چی داری؟- بله؟-
چون یه چیزی توی آستینت داری این مشکلات رو درست میکنی، نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.