Fukigen na Mononokean Tsuzuki

Fukigen na Mononokean Tsuzuki

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Morose Mononokean - S02E10
ناشر talismannight

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2019-03-23
تعداد دانلود: 14
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 172 خط.

انگار خیلی تحقیق کردی

ولی هنوز داری با یه چیزی دست و پنجه نرم می کنی‏.‏

ببینم مدرکی چیزی پیدا کردی؟

به هر حال زیردستام بهم گزارش دادن

شنیدن یه صداهای تیزی از انبار اسناد میاد‏.‏

ظاهرا این دنیای مادی مسئولشه‏.‏

به جشنواره مودوباشی خوش اومدین

راز دهم‏:‏ ‏"‏پیغام رسان‏"‏

وقت استراحت تمومه‏.‏

آبنو‏-‏سان گفته تا ظهر میاد مدرسه‏.‏

آشیان‏!‏

وقتشه‏.‏

اتاق استراحت‏!‏

اومدم‏.‏

آبنو‏-‏سان‏!‏

آبنو اینجاست‏.‏

کلک یا درمان‏!‏

ها؟

بالاخره اینجائی‏.‏

منتظرت بودیم آبنو‏.‏

این کیه دیگه؟‏!‏

این ساگاست

جشنواره مودوباشی

واسه جشنواره مدرسه دیر کرده بود‏.‏

یواشکی بدون اینکه چیزی بهم بگه کار می کنه؟

نگران نباش‏.‏ یه دست لبام واه تو جور می کنیم‏.‏

وقت لباس عوض کردنه‏.‏

نمی تونی قسر در بری آبنو‏.‏

آبنون‏،‏ آبنون‏.‏

بعدا ازش می پرسم‏.‏

کتاب فروشی دست دوم

کلوب جادو

بخش تردستی

دارت برای هر بازی صد ین

کلا یک دو داره یه کافه هالووین رو می چرخونه‏!‏

بیاین به چشم خودتون ببینین‏!‏

کلک یا درمان‏.‏‏.‏‏.‏

آبنو‏-‏سان ما باید واسشون تبلیغ کنیم‏.‏

باید حرف بزنی‏.‏

ساکت شو‏،‏ جادوگر‏.‏ روحت رو درو می کنما‏.‏

ببخشید شینیگامی‏-‏سان‏.‏

این شینیگامی بی نهایت عبوس اصلا نباید با مشتریا در ارتباط باشه‏.‏

مهارت های خدمت رسانی به مشتری های یوکایش چی شد پس؟

خوش اومدین‏!‏

منوی ما شامل اسموتی کدو حلوایی‏،‏ تاس کباب کدو‏،‏ کدو حلوایی سرخ شده اس‏!‏

کیک پای کدو حلوایی و گشنیز رو بهتون پیشنهاد می کنم‏!‏

نمی تونیم چند تا چیز استانداردتر انتخاب کنیم؟

کدو حلوایی دوست دارین؟ از سرماخوردگی جلوگیری می کنه و گرمتون می کنه‏!‏

اصلا قابل تصور نیست که یه کافه به خاطر خدمات سلامتیش که توسط یه جادوگر و یه شینیگامی ارائه میشه رشد کرده باشه‏.‏

وقتی باید به دادم برسی اینقدر از تبلیغ کردنم شکایت نکن‏!‏

می خوای دعوا کنی؟‏!‏

اون جادوگر و شینیگامی با هم درگیر شدن‏!‏

اینم یکی از نمایش های کلوب کندوئه؟

دعوا نکنین‏.‏

سلاح هاتون رو توقیف می کنم‏.‏

کلاسس یک دو یه کافه هالووین رو می گردونه‏،‏ ها؟

باید یه سر بهش بزنی‏.‏

باشه‏.‏

تنها داری واسه خودت چرخ می زنی‏،‏ زنکو؟

نه‏،‏ دو نفریم‏.‏

دیروز تصادفی حرف جشنواره رو زدم‏.‏‏.‏‏.‏

نه‏!‏ نه‏،‏ نه‏،‏ نه‏!‏

می خوام بازی کنم‏!‏

بدجوری اوقاتش تلخ شده‏.‏

می خوام به اون خونه متروکه برم‏!‏

خیلی نازه‏!‏

می خوام بستنی بخورم‏!‏

منو با خودت ببر زنکو‏!‏

نه‏.‏

اگه بی اجازه بری مدرسه آبنو بهت گیر می ده‏.‏

هارویتسوکی وقتی عصبانی میشه ترسناک میشه‏.‏

یعنی تسلیم شد؟

تو تمیزکاری کمکت می کنم زنگو‏.‏

حالا که اینطوره می تونی بری راهرو رو تمیز کنی؟

البته‏.‏

حتی یه ذره گرد و خاک از زیر جاروی دمش جا نمی مونه‏.‏

جاروی دم

حالا که پسر خوبیم می تونم تو جشنواره فرهنگی شرکت کنم‏،‏ درسته؟

هنوزم نمی تونی‏.‏

چی؟‏!‏ نه‏،‏ نه‏!‏

می خوام یه پشمک گنده تر از خودم درست کنم و بچرخونمش‏!‏

می خوام تو استخری از بستنی شنا کنم‏!‏

می خوام ارواح رو از اون خونه متروکه بکشم بیرون و مردم رو بترسونم‏!‏

دقیقا واسه همینه که نمی تونی بیای‏.‏

اون یاهیکو ناقلا اومده تو محطوه بازی مدرسه؟

پس با خودت آوردیش‏.‏

نباید میاوردم؟

خب یاهیکو کجاست؟

خب‏.‏‏.‏‏.‏ توی شلوغی از هم جدا شدیم‏.‏

گمشده؟

اون گم نمیشه‏.‏

اگه بخواد زنکو رو پیدا کنه

می تونه از بوش یا حضورش راحت پیداش کنه‏.‏

ولی اون یه جوری حضورش رو مهار کرده و به مدرسه اومده که نه من و نه آشیا نتونیم متوجه ش بشیم‏.‏

اون یه فراریِ که به قصد اینکه بار خطاش رو خودش به دوش بگیره پا شده اومده‏.‏

امکان نداره طوری نشه‏!‏

باید یاهیکو رو بگیریم‏!‏

یاهیکو می خواست بره یه جایی‏.‏

کجا؟

بیمارستان وحشت شب ارواح خونین

اینجا‏.‏

یه خونه متروکه‏،‏ ها؟

بعدی‏.‏‏.‏‏.‏ سه تا بیمار‏.‏‏.‏‏.‏ لطفا‏.‏‏.‏‏.‏

بیان داخل‏.‏

تمومش کن‏!‏

آخرش خیلی متحول شدم‏.‏

آره‏.‏

یه پایان خوش تو یه خونه متروکه خیلی ضایع اس‏.‏

اصلا دنبال یاهیکو گشتین؟

یاهیکو رو دیدی؟

خودش رو به چیزی تبدیل نکرده بود‏.‏

دیگه کجا ممکنه رفته باشه؟

بستنی قیفی

خوش اومدین‏.‏

یه بستنی لطفا‏.‏

بفرما‏.‏

چی؟‏!‏

نوکش غیب شد؟

چرا؟

هورا‏!‏ جشنواره های فرهنگی خیلی باحالن‏!‏

خیلی شیرینی های خوش مزه ای توش پیدا میشه‏!‏

اون کرپ داره پرواز می کنه‏!‏

کلی جا واسه بازی هم هست‏!‏

عاقا نامردیه که آدما اینهمه واسه خودشون کیف کنن‏!‏

بعدش کجا باید برم؟

تو‏.‏‏.‏‏.‏

حس می کنم پشمالو داره بهم یه علامت می ده‏.‏

یعنی یاهیکو رو پیدا کرده؟

خوب کردیم گوله مو رو خبر کردیم‏.‏

یاهیکو پیش پشمالوئه‏!‏

بیا بریم آشیا‏.‏ نذار فرار کنه‏.‏

باشه‏!‏

ولم کن‏!‏ اینجوری نمی تونم بازی کنم‏!‏

آشیا؟

هارویتسوکی‏.‏‏.‏‏.‏

ای شیطون‏.‏

متاسفم‏.‏

هارویتسوکی‏،‏ بیا بازی کنیم‏!‏

چی؟ به نظر خیلی هم ناراحت نمیای‏.‏

به خاطر شلوغ کاری های یاهیکو‏.‏‏.‏‏.‏

چند تا دارت خوردن به هدف و امتیاز بالائی به دست اومد‏!‏

من با یه روح طبل زن برخورد کردم‏!‏

قلم مو یهویی شروع به حرکت کرد

و یه شکل قرمز روشن روی یه بوم خالی کشید‏!‏

قبل اینکه بیشتر از این دردسر درست کنی برگرد به معبد‏.‏

چی؟‏!‏

نمی خوام‏!‏

برو خونه‏.‏

نه‏!‏

نه‏،‏ نه‏،‏ نه‏،‏ نه‏!‏

یاهیکو امروز خیلی سمج تر از همیشه اش شده‏.‏

نه‏،‏ نه‏،‏ نه‏،‏ نه‏!‏

نه‏،‏ نه‏،‏ نه‏،‏ نه‏!‏

نمی خواستم بیارمش ولی‏.‏‏.‏‏.‏

باشه‏.‏ به جشنواره فرهنگی نمیام‏.‏

از جشنواره های فرهنگی متنفرم‏.‏

یاهیکو؟

انسانها بدجنسن‏.‏

بی انصافیه که هر چی خوشیِ مال آدماست‏.‏

ما هم تو دنیای خاکی زندگی می کنیم‏.‏

چرا باید بی سر و صدا مخفی بشیم؟

یاهیکو‏.‏‏.‏‏.‏

دیگه واسم مهم نیست‏.‏

از فردا می رم تو جنگل اوکینا زندگی می کنم‏.‏

برای خوراک فردات چی می خوای؟

کیناکو موچی و کاکائو داغ‏!‏

من که کیناکو موچی یا کاکائو داغ ندارم‏.‏

اوه‏.‏‏.‏‏.‏

پس جاش چی می تونم بخورم؟

ولی فردا‏،‏ کرپس‏،‏ بستنی و پشمک هست‏.‏

بیا با هم بریم به جشنواره فرهنگی‏.‏

واقعا فکرش رو نکرده بودم‏.‏

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left