Charlotte's Web

Charlotte's Web

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Niloofar---Charlottes Web 2006 Farsi
ناشر niloofar khanoom
:) نظر یادتون نره

برچسب‌ها

web
تاریخ انتشار: 2011-02-17
تعداد دانلود: 39
مخصوص ناشنوایان: Yes

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

ايالت سامرست، هيچ ويژگي فوق العاده اي نداشت

يه جاي کاملا معمولي بود

.هيچ وقت هيچ چيز شگفت آوري رخ نمي داد

مردمي که اونجا زندگي مي کردن .فقط مردم معمولي بودن

....و حيوانات .خب ، فقط حيوانات پير و معمولي بودن

.اونا هيچ وقت چيز جديدي سفارش نمي دادند

روزها هر کدوم دقيقا مثل روز قبل سپري مي شد

...اما، در يک بهار، توي يه مزرعه کوچيک

يه دختر کوچولو يه کاري کرد

.کاري که همه چيز رو تغيير داد

ترجمه از نيلوفر شهريور 1389

چي کار مي کني؟

.فرن، برگرد به تختت

نمي خواي که بکشيش، مي خواي؟

.اين کوچيکه. حالا برگرد به تختت

!نه، اين عادلانه نيست .خودش که نخواسته کوچولو به دنيا بياد

.مراقب باش

اگه منم کوچولو به دنيا ميومدم، من و مي کشتي؟

.البته که نه

.يه دختر کوچولو يه چيزه و يه خوک کوچيک يه چيز ديگه

!فرقي نداره .اين ناعادلانه و بي رحمانست

چطور مي توني اينقدر بي احساس باشي؟

.بيا اينجا .مي خوام يه چيزي بهت نشون ميدم

مي بيني؟

.اينجا 11 تا خوک و 10 تا پستان

.اين ماده خوک نمي تونه بهش غذا بده، عسلم

.پس من بهش غذا مي دم

...من بهت غذا مي دم و ازت مراقبت مي کنم

.و مطمئنا نمي زارم اون رو بکشي

- هي! فرن کي يه خوک گرفت؟ - .اَوري، اين بي ادبيه که اين طوري اشاره کني، بده من اون رو

.بيا، بشين، صبحانت رو بخور .اتوبوس ممکنه هر لحظه برسه

.صبح بخير

هي، بابا، منم مي تونم يه خوک داشته باشم؟

.نه. فقط به سحرخيز ها خوک مي دم

فرن قبل از سپيده دم بيدار شد و .دنيا رو از بي عدالتي نجات داد

.فرن، اون خوک رو بذار زمين و برو مدرسه

.اوري

- .مي بينمت - .خداحافظ بابا

.روز خوبي داشته باشي، رفيق

.اينجا نوشته اين ماه کلي بارون مياد

!فرن! کتاب هات

.باي

بايد ساکت باشي، خب؟ .وگرنه من رو تو دردسر ميندازي

.اين رو بخور

فرن، چه خبره؟

.هيچي

فرن، چي تو ميزته؟

- .هيچي - .بازش کن

.ممنون، خانم اربل

.فرن، خودت خوب مي دوني

اين يه خوکه، باشه؟ .نه يه اسباب بازي، نه يه عروسک، نه يه بچه

.يه خوک

.و تو بايد شروع کني باهاش مثل يه خوک رفتار کني

.اون ديگه داره زياده روي مي کنه

مي دونم که حيوون ها رو دوست داره .اما تو بايد بهش بگي

- .مي دونم ولي اون خيلي باهاش خوشحاله - .مي دونم

فرن، من واقعا متاسفم ، عزيزم .اما ديگه کافيه

چي؟

.ببين، اون ديگه بچه نيست

نمي تونم بزارم يه حيوون که به زودي 300 .پوند ميشه رو اطراف خونه نگه داري

.نه

نمي تونه تو طويله بمونه؟ خواهش مي کنم، بابا؟

- .نه - لطفا؟

...نه، فرن. مي دوني من همه حيوون ها رو فروختم

.تا تجهيزات درو جديد بخرم

.خيلي زود ديگه تو طويله جايي براي يه خوک پيدا نميشه

.قول دادم ازش مراقبت کنم

.خب، من اجازه مي دم که قولت رو بشکني

.من که به تو قول ندادم، به ويلبر قول دادم

هومر چي؟

.اون حيوون داره

عمو هومر؟

.مطمئنم مي تونه يه جا براي يه خوک پيدا کنه

.آره

.اون درست وسط جادست

بخواب کوچولوي من

خورشيد ديگه بهت شب بخير گفته

ماه به صورت زيبات مي تابه

.مامانم هميشه اين رو برام مي خوند تا احساس امنيت کنم

...شب بخير

.ويلبر

فرن تا حالا صد بار از اون جاده به طويله عموش رفته بود

اما تا حالا احساس نکرده بود که اينقدر دوره

اون فقط يه انبار بزرگ قرمز بود .پر از وسايل هاي معمولي

.اگه بخوايم فکر کنيم، از اين معمولي تر نمي شد

اما بعضي وقت ها، اگر که دو تا چيز معمولي رو

تو يه زمان درست کنار هم بزاري

.اين شانس بوجود مياد که اونا کمتر معمولي باشن

براي مثال، اون خوک کوچولو .و اون طويله بزرگ قديمي بدبو

کافيه يه بار بو بکشي تا بفهمي .اينجا جايي پر از چيزهاي زنده

.اما معنيش اين نيست که پر از زندگيه

.چيزي نيست. چيزي نيست

نه، براي اون، اين طويله به يه خوک احتياج داره

.خيليم بد نيست

.هنوز کسي اين رو نمي دونه

.نترس

.عادت مي کني

.هر روز ميام و مي بينمت

.اينقدر ميام که از ديدنم خسته بشي

.دوستت دارم

!اوري، اتوبوس اومده

- نهار خواهرت رو برداشتي؟ - !آره

چه غلتي داره مي کنه؟

- داره چي کار مي کنه؟ - .احتمالا يه کار هوشمندانه

- .خوک ها باهوشن - !خوک ها باهوش نيستن

.ظاهرا به اندازه دلفين ها باهوشن

.بيشتر از دلفين ها

- .داره خودش رو مي کوبه به حصار - .آره، اين يعني از سر استفاده کردن

چند بار مي خواد سعي کنه؟

- !خوک فرار کرد - !بهت گفته بودم که خوک ها با هوشند

.داره از مرز مي گذره

- !اوه، ببين، بيت، خوک فرار کرد - !البته که فرار کرد

!اون ديوونه شده

!هومر

!لاروي

- !خوک فرار کرد - !خوک فرار کرد، خوک فرار کرد، خوک فرار کرد

- !چطوره يه کم سريعتر بري - !وايستا نوبتت بشه

!صبر کن! صبر کن! فرن، برگرد

!فقط بدو

.فرار کن، خوک! آزاد باش! منم اگه مي تونستم مي رفتم

!عقب نشيني

- !عقب نشيني - !عقب نشيني نکن خوک! گيج نشو

- !اوه، نه، دودخانه نه - !دودخانه نه

- داره نگاش مي کنه؟ - !آره، ديدش

- فکر مي کني مي دونه اون چيه؟ - .البته که نه

.اون خوک بهاره، هيچ چي نمي دونه

.به خاطر اين برنگرد، تو فرار کرده بودي

!و برگشتي

.بيا، خوک

.بخور

.آزادي رو به اين پس مونده ها فروخت .تا حالا بايد به مرز ايالت رسيده بود

.اگه مي ذاشتي من حرف بزنم اين کار رو مي کرد

- !که بره کجا؟ اون يه خوکه - !اون يه خوکه

.متاسفم که اينقدر آشوب به پا کردم ،تشويق هاتون واقعا خوب بود

.اما فکر کنم بهتره که همين جا بمونم .به هر حال فرن به زودي بر مي گرده

.اون فقط يه احمق بي چارست

- بايد باهاش حرف بزنيم؟ - !اصلا

!اصلا

...عزيزم، فکر کنم صدات رو شنيدم که گفتي

.تو هم اگه مي تونستي فرار مي کردي و آزاد مي شدي

.منظورم اين بود که اگه يه خوک بودم

.مي دوني که اين طرفا چه اتفاقي براي خوک ها ميوفته

.اره، ولي اين چيزيه که هرگز، هرگز نبايد دربارش حرف بزني

.امروز دلم برات تنگ ميشه

وقتي برگشتم مي بينمت، خب؟

.خيلي خوب، دارم مي رم، باشه؟ مي بينمت

.باي

.خداحافظ، فرن. زود برگرد

.سلام

.اسم من ويلبر

کسي مي خواد بازي کنه؟

هيچ کس؟

.داره بارون مياد، مي دونيد و مي دونيد با بارون چي همراه بارون مياد؟

.داره بارون مياد، مي دونيد و مي دونيد با بارون چي همراه بارون مياد؟

- .رعد و برق - .طوفان

- .وبا - .تب

- .مو هاي فرفري - .احساس غم

!نه، گل

داره چه غلتي مي کنه، حالا؟

هي، بياين. مي خواين به من ملحق شين؟ !زود باشيد، بياين

!بريم، بريم، بريم

!نمي ريم چند بار بايد بهتون بگم؟

چون گوسفنديم معنيش اين نيست که بايد !هر کسي رو دنبال کنيم

!از طرف خودت حرف بزن

- !خودت، کاملا درسته - !منو ببين

- .نه، نه، نه، خودت - خودم؟

.هي، بچه، اينجا يه طويلست .ما اينجا کار مي کنيم، بازي نمي کنيم

- .البته بعضي هامون - بعضي هامون؟

يعني داري مي گي که ما کار نمي کنيم؟ ايک؟

!اما ما سخت کار مي کنيم، ممنون

!سخت؟ شما فقط موهاتون رو رشد مي دين

!مو رشد ميدن، اي ول

.ببخشيد

و سهم تو هم تو کار کردن اينه، گوزوي چشم تخم مرغي؟

!توپ پشمي چرک

- !چشم تخم مرغي - !توپ کرکي کثيف

!زيپ دهنت رو بکش

- !دوباره شروع شد - !چشم تخم مرغي

!واقعا ليزه، کيفش به همينه

خوک کوچولو، ميشه بياي اينجا، لطفا؟

گفتي اسمت ويلبره، درسته؟

بله، اسم تو چيه؟

- .گسي - کسي؟

- !چه اسم فوق العاده اي - !ممنون، ويلبر

تو خيلي ناز و صورتي هستي .اما داري وقتت رو تلف مي کني

.اين حيوون ها نمي خوان بازي کنند

- تو چي؟ - من؟

.خب، من بايد روي تخم هام بمونم

!اوه، واو، اين رو ببين

.وگرنه، البته من دوست دارم بازي کنم

پس، تو چرا نمي توني بازي کني؟

.چون غاز نر هم بايد پيش غاز ماده بمونه

بقيتون چي؟ هيچ کدومتون دوست ندارين بازي کنين؟

.با سه تا معده خالي که نمي شه بازي کرد

.خب، براي ما حتي يه ذره خيسي هم وحشتناکه

.ميبيني؟ مي ترسم اينجا به درد بازي کردن نخوره

اما شماها با هم دوستين درسته؟

.البته. ما تمام عمرمون رو اينجا بوديم

.تو يه جا بودن که معنيش دوست بودن نيست

.من گرسنم نيست. فقط يکي رو مي خوام که باهام بازي کنه

More Farsi Persian subtitles for Charlotte's Web

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left