نخستین 200 خط.
مقدمه
بیا یه قولی به هم بدیم ناناکوسا
بیا دوباره یه جا همو ببینیم
این جا... کجاست؟
جزیره کایدن.جایی که مردم رو دور میندازن
اگه بخوای از اینجا بری باید چیزی که گم کردی رو پیدا کنی
این حرفا به نظرم واقعی نیستن
اما اینجا جاییه که میتونم با خودم صادق باشم
جمعیت این جزیره دو هزار نفره
معلوم نیست ما از کجا سر از این جزیره در اُوردیم
زندگی اینجا کاملا نرماله
همه توی خوابگاه زندگی میکنن
هرکسی اتاق خودشو داره
هوی مراقب خودت باش
حتی یه مدیر خوابگاه داره که برامون غذا میپزه
مردم برای مکاتباتشون وابسته اداره پستن
هرچند،هیشکی نمیدونه چرا اومدیم اینجا
همه خاطرات مربوط به اون موقعُ فراموش کردن
اینو ببین بالاخره بازی جدید گرفتم
مگه نگفتی هنوز نیومده؟ مجبورم کردن دو هفته صبر کنم
اما مرد...گرمای این تابستون کشندست
خب بیا بریم ناناکوسا
حواست به من باشه
یو ، چه خبر؟
اوی نماینده کلاس
اینجوری صدام نکن
تمرین دیروز جشنواره موسیقی رو پیچوندی،نه؟
آره بابا ، پیچوندمش
هی،هی،هی !اینو ببین! اینو ببین
صبح بخیر
سنسه
کوگورو-کون نیومده
نگران نباش
اون دیگه نمیاد
یه چیزی ازش گرفته بودم نتونستم پس بدم
خب پس وقتشه کلاسُ شروع کنیم
فقط چهار روز دیگه تا جشنواره موسیقی مونده
بعضی وقتا اتفاقات عجیبی توی جزیره می افته
همه این جزیره رو قبول کردن؟
...از این گذشته مجبوریم قبولش کنیم؟
...حداقل
کسی رو ندیدم که بخواد از اینجا بره
عصر بخیر
نانا-کون
بله؟
چه به موقع
ممنون
چیزی که دنبالش بودی رو پیدا کردی؟
برای اگاهی از جدیدترین ترجمه ها تلگرام و اینستاگرام ما را دنبال کنید Telegram : @mixnonaz2 Instagram : dreams_hearts_
برای اگاهی از جدیدترین ترجمه ها تلگرام و اینستاگرام ما را دنبال کنید Telegram : @mixnonaz2 Instagram : dreams_hearts_
من یه فرضیه در مورد این جزیره دارم
در موردش به هیچکس نگفتم
هیچ وقت به کشف رازهای جزیره فکر نکردیم
!مانابه
توی این داستان هیچی نیست که بتونه تموم بشه
همه چی وقتی شروع شد که اونو دیدم
در آسمون لاجوردی محو شو
فصل اول داری با اون چیکار میکنی؟
فصل اول خیلی سادست
صبح بخیر
امروزُ با این شروع میکنیم یه رفیق جدید دارین
مانابه یو-سان
نمیتونم قبولش کنم
اگه داری در مورد انتقالی حرف میزنی
نگرانی درموردش نرماله
مسئله این نیست
فقط نمیتونم قبولش کنم
هیچکس اینجا قبول نمیکنه که به این جزیره فرستاده شده
از الان به بعد باید وقتتو اینجا بگذرونی
بعد به آرومی به زندگی اینجا عادت میکنی و راهتو پیدا میکنی
جزیره کایدن چیه؟
هیچکس جواب این سوالو نمیدونه
هیچکس به جز جادوگر
جادوگر؟
این جزیره رو یه جادوگر مدیریت میکنه
نمیفهمم چرا اینجا میمونیم
یهویی اُوردنمون اینجا
و داری بهم میگی اینا به خاطر جادوگره و باید قبول کنم اینجا زندگی کنم؟
خب اگه به جای جادوگر بگم پادشاه یا سیاستمدار قبول میکنی؟
نه
نمیتونم قبول کنم
پس حالا که انگیزشو داری میخوای راه فرار از اینجا رو پیدا کنی؟
خیلی وقت پیش باهات همکلاسی بودم
پس قول میدی با من از اینجا بری؟
مانابه یو هستم
لطفا هوامو داشته باشین
نمیتونستم این واقعیت که مانابه یو به این جزیره اومده رو نادیده بگیرم
خب دیگه وقت حضور و غیابه
بیا
به نظرم بهتر دیگه درمورد رفتن از اینجا حرف نزنی
چرا؟
کم کم خودتو با اینجا وقف میدی و بیخیال میشی
اما به نظرم خوب نیست در مورد هدف هام ساکت بمونم
اگه در موردش حرف بزنی ممکنه به کسی آسیب بزنی
هیچ حرفی صد در صد درست نیست
کم پیش میاد ببینم توی کلاس چیزی میخوری ناناکوسا-کون
میشه همراهتون بشم؟
بفرمایین
میزوتانی-سان
میتونی بعدا مدرسه رو نشونه مانابه بدی؟
مشکلی نیست
ممنون
میزوتانی-سان واسه پرسیدن سوالای مربوط به مدرسه بهترینه
لطفا نشونم بده
بعد این گردش ،خوشحال میشم توی آماده سازی جشنواره موسیقی کمکمون کنی
نمیتونم قول بدم چون به هر حال برنامه دارم از این جزیره برم
مانابه
هر کاری بتونم میکنم
اما نمیتونم قول الکی بدم
پس بیا تلاشمونو بکنیم
واسه من رفتن از این جزیره بنظر خوب میاد
پس بهم کمک میکنی؟ آره بسپارش به من
سوسا اوکا ام
خوشبختم خوشبختم
اسمت چیه؟
هوری
خوشبختم
رابطه ات با اون چیه؟
یه همکلاسی دوران دبستان و راهنمایی
فکر نمیکردم ممکن باشه کسی باهاش موافق باشه
آخه اینجا نمیتونی بازی های جدی رو همون موقع که میان داشته باشی
نمیتونی دانلودشون کنی
فقط چند روز صبر کن
نمیفهمی نه؟
روز دوم پخششون یه عالمه اسپویل ازشون هست
آنلاین مجبور نیستی ببینیشون
میدونی انگار بگی وقتی باد میزنه زیر دامن یه دختر یواشکی نگاه نکن " ، محاله"
منظورت چیه؟ من اینکارو نمیکنم اما خیلیا اینکارو میکنن
اگه بتونیم به نت وصل بشیم میتونیم نجات پیدا کنیم
این بچه دزدیه، اگه میتونیم پیام بدیم پس بیایین به پلیس زنگ بزنیم
پیام ها ارسال نمیشن
همشون اخطار "ارسال نشد" میگیرن
تازه نه میتونیم کامنت بذاریم نه کسی رو فالو کنیم
در واقع ، اینجا اینترنت فقط واسه دریافت اطلاعاته
نمیفهمم
چرا راضی نیستی؟
هیچ آزادی ای نیست
و هیچ سختی نیست
کوفته برنجی ها هم خوشمزن
چیز خوبی نیست؟ ولی این آرزوهامونو خراب میکنه
زوری اینجا گیرمون انداختن مجبورمون میکنن فرزندخونده بشیم
ما نه
فقط تو
تو از این رابطه ناراضی نیستی؟
همه اینجا از زندگیشون لذت میبرن و دست از مقاومت کشیدن
ممکنه جایی دور از خوشبختی باشه
اما در عین حال... جایی دور از ناامیدیه
شاید جادوگر داره ازمون محافظت میکنه
...حداقل
اینجا چیزی نیست که دیگه بهمون آسیب بزنه
در موردش کنجکاوم
مانابه یو
به نظرت چجور شخصیتی داره؟
بی شیله پیله ست
بی شیله پیله؟
صاف و ساده و بی شیله پیله ست
توی یه جهت پیش میره
واقعا نمیفهمم
به عبارت دیگه
ایده آل گراست
آهان
انگار قراره به زودی رها بشه
ساسا اوکا-کون؟ نه اینطوری نیست،اینطوری نیست
سیم ویولونش
سیم یدکی نداری؟
نماینده کلاس میشناسیش؟
تویوکاوا-سان از کلاب جودو
ما توی یه خوابگاه زندگی میکنیم
بهش پیشنهاد دادم بیاد توی جشنواره موسیقی
یه کاری براش بکن
در اصل میخواستیم یه آهنگ برای برنامه اصلی اجرا کنیم
پس من یه دونه پیدا میکنم
اینجا توی جزیره سیم نمیفروشن بسپرش به من
همینه،همینه،خودشه
هرگونه استفاده از اين زيرنويس = = بدون ذکر منبع ، ممنوع و غير مجاز است
برای مامان
فصل دوم - جادوگر
منظورت از رها شدن چیه؟
همین معنی رو میده
یا از طرف عشقت یا شرکتت رها شدی
کی رهامون کرده؟
نمیدونم
میشه توسط کسی که نمیشناسی رها بشی؟
غیرممکن های زیادی اینجا رخ میده
::: مترجم : مُنا :::
ببرم دفتر گم شده و پیدا شده ها
چیزی که دنبالش بودی رو پیدا کردی؟
نه
هنوز ندیدتش
در واقع ناناکا سان میخواد در مورد جادوگر یه چیزی ازت بپرسه
جادوگر رو میشناسی؟
نمیتونم بگم میشناسمش
من میخوام از جزیره برم
لطفا در مورد جادوگر بهم بگو
جادوگر آدم قابل ترحمیه
قابل ترحم؟
چطور؟
چون باید این جزیره رو مدیریت کنه
من نمیتونم همچین چیزیو تحمل کنم
اسمت چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.