نخستین 200 خط.
تقدیم به تمامی طرفداران دنیای پسرجهنمی
در سال ۱۹۴۴ شیطانی به زمین احضار شد
تا آغاز کننده جنگی باشد
اما فرزند جهنم توسط انسان هایی خوب نجات پیدا کرد
این انسان ها به او شرافت و مهربانی و حس نیکی را تعلیم دادند
دانشمندان و محققانی که اطراف پسر جمع شده بودند
اداره تحقیقات و دفاع ماوراءالطبیعه تشکیل دادند
یک سازمان بین المللی که ...از جهان در برابر
تهدیدات باستانی و خطرات ماوراء الطبیعه محافظت میکند
موجوداتی وجود دارند که در سیاهی شب برمیخیزند
ما کسانی هستیم که در برابر آنها برمیخیزیم
یعنی این میتونه خودش باشه ؟
همونی که قرن ها صبر کردم تا ببینمش ؟
چقدر عجیبه
...اونقدر از راهش دور شده
که به سختی میتونم پیروزی موعودش رو ببینم
میتونه خودش باشه ؟
همون هل بوی معروف ؟
اوه ، گندش بزنن
مشکلی پیش اومده ؟
نه ... آره ... تا ماتحتم تو عن و گوه گیر افتاده این مشکلیه که پیش اومده
کجایی مگه ؟
نمیدونم انگار دارم دور سرم میچرخم
این جا مثل یه هزارتوی لعنتیه
هزارتوی پر از کثافت
مگه ما واسه همین اینجا نیستیم ؟
مهمون داریم
تف توش
فکر نکنم این به دردمون بخوره
...نه نمیخوره ولی اعصابشو خرد میکنه ... برو
خودشه
باید اون حقه رو یاد بگیرم
فکر کنم قضیه جدی تر از این حرفاس
نه ... خودم کارشو تموم میکنم
یا خدا
خب ... فکر میکنی این جمجمه کیه ؟
!مطمئننا هفاستوس نیست میتونه ددالوس باشه ؟
آخه این هزارتو رو اون طراحی کرده
برام مهم نیست
...اه
هی لیز میتونی به پروفسور بگی حق با اون بود
خودمون حل و فصلش کردیم
میتونی صبح بهش بگی رفته بخوابه
خیلوخب ... به زودی میبینمت
این موجودات فانی ...کی هستن که
تو بخاطرشون به هم نوعان خودت پشت میکنی ؟
کی ؟
پروفسور پروفسور بروم
فکر میکنید اون اینجاست ؟ - یه جایی همین نزدیکیا -
هر دوشون
...پدر
من خوبم ...فقط
نامزدت ... اون هنوز ممکنه زنده باشه
...ولی خیلی زمان نداریم تا وقتی که
چیه ؟
خون
خون تازه
پدر ما به شما نیاز خواهیم داشت
بله ... بله البته
آه ... آنا
نه ... نه
نه ... آنای من نه
آنای عزیز من
پدر ... یه کمکی میکنی ؟
...نه. نه. من
نمیتونم
بله
...اگه موجب آرامشش میشه
هنوزم باید اون زنو پیدا کنیم
پس با این به من کمک کن
خالیه
اون ( افسر ) کجاست ؟
الیزابت آندروشکو
ها
صبر کنید کنار هم بمونید
آها
بیاید پیش من
صبر کنید نباید بترسیم
لطفا ... کنار هم بمونید
باید بریم بیرون - نه -
بدو پروفسور
نه
تو بقیه رو با خودت اوردی با این حال باهاشون فرار نکردی
با اون خودتو آروم میکنی ؟ - آب مقدسه -
...صورتم
...تو
تو زیبایی منو دزدیدی
صبحونه رو از دست دادی
من فقط ... خواب مونده بودم
باشه ... زود میبینمت
نه ... نه نه اونا تو پاکستان بودن
از این بابت مطمئنم چطور میتونم فراموشش کنم ؟
ما اونا رو بعد از برخورد با اون اهریمن شنی یدا کردیم
یا اندیس بود ؟
راستش ، فکر کنم تو تنجیر بود
پسر, نمیتونم صبر کنم تا یه بزن بزن کوچولو ببینم - مراقب باش -
ولی فکر کنم سر اون جریان غول ها تو سیدی قسیم بود - جدی ؟ -
تارهای عنکبوت رو یادمه یه عالمه تار عنکبوت
هر دو تاتون اشتباه میکنید اون قضایا تو بوداپست اتفاق افتاد
البته
...بعد از رو در رو شدن با - اون جونوره -
تو جایگاه ویژه کلیسا
با اون دستاش
آره... اوه ، خدا اسم اونجا چی بود ؟
...ا...ا
پنجه میمون
آره ... پنجه میمون
آره ... اون جا جاییه که پیداشون کردیم
چیو پیدا کردید ؟
بهترین دونات های روی کل زمینو - طعمشون عالیه -
بهترینن
آره
اینا... این... خیلی بدمزس
سلام بچه ها
صبح بخیر به همگی پروفسور بروم
پروفسور کاریگان و من چند تا ماموریت برای شما داریم
و بعدش هممون میتونیم روزمون رو بگذرونیم نظرتون چیه ؟
این قهوه سرد شده
اوه ... زیادی داغ شد
فکر میکنی حساب کار دستش اومد ؟
آره ... فکر کنم اومد
...بسیار خب بیاید شروع کنیم
هل بوی ... تو به تبت میری با آقای کلارک هم گروه میشی
باید به مکانی به نام خانقاه قوچ برید
میگن اونجا از استخون های 9000 راهب ساخته شده
یه ساختمون متروکه که تو قرن سیزدهم توسط مغول ها به آتیش کشیده شد
هشتصد سال ازش میگذره حالا برگشته
فقط منم این نظرو دارم ؟ یا میتونیم از یه میز کنفرانس بزرگ قشنگ استفاده کنیم ؟
فقط خودت این نظرو داری
خانوم شرمن آقای سیپین
شما به کلمبیای بریتانیا خواهید رفت
اوگوپوگو دوباره تو دریاچه ی اوکانگان دیده شده
این دفعه ظاهرا یه جفت خانه قایقی رو به هم ریخته
فکر نمیکنی منو گذاشتن رو پرونده ای که بهم بخوره ؟ - ها ... مگه برای هممون اینطوری نیست ؟ -
پروفسور بروم ... ازتون ممنونم
خیلوخب ... امروز صبح یدونه دیگه داریم
چیز کوچیکیه بیشتر یه لطف حساب میشه
یه دوست از اداره درخواست انجام یه تحقیق و بررسی رو کرده
یک خانه قدیمی در هامپتون به تازگی توسط آقای الیور ترامبولت خریداری شده
ترامبولت ؟ همون یارو که صاحب یه هتل و کازینوئه ؟
...آره اون میخواد اونجا رو به یه مکان تفریحی تبدیل کنه
و ... میگه اونجا تسخیر شدس
...آه ... خدا
میشه گفت برای جلب مشتریه دیگه
وقت تلف کردنه
...ببینید ترامبولت یکی از دوستان خوب سناتور لانگ اسفورده
و سناتور بودجه اداره ما رو تامین میکنه
پس اگه راجب اون خونه تسخیر شده تحقیق نکنید دیگه از اون دونات ها خبری نیست
...و دیگه هیچ وسیله ای برای تحقیق در دسترسمون قرار نمگیره ... دیگه - این کارو به اون بچه جدیده بسپارید -
آقای لیچ - ممنونم - ببخشید -
اما من فکر میکنم اگه هل بوی
مسئولیت خونه ی هامپتون رو به عهده بگیره عاقلانه تره
درسته ... سناتور از اینکه یه مامور درجه یک
مثل هل بوی برای این کار حاضر بشه خوشش میاد
عجب ... مامور درجه یک
ولی این کار اونقدرا به نیروی انسانی نیاز نداره
و خب ... ما به هل بوی و آقای کلارک در تبت نیاز داریم
...اون داستان 9000 راهب
لیز و ابراهام هم باید برن
من چی پس ؟ شاید منم باید برم
نه ... نیازی نیست
...این کار نیروی انسانی ببینید ... این کار فقط یه لطف سیاسیه
اوه ... محض رضای خدا خبر مرگشون این فقط یه بهونه برای جلب توجهه
من یه حسی دارم - حس ؟ آهان ... البته ... برید -
ما هم کنار دریاچه اوکانگان یه تابلوی " لطفا شنا نکنید " نصب میکنیم
آره ... اصلا همه برن
میتونیم 800 سال دیگه برای اون استخون هایی که دوباره تو تبت سر و کلشون پیدا میشه صبر کنیم
یا من میتونم بدون هل بوی یه تیم به تبت ببرم
والر از جاکارتا برگشته
خوبه ... فقط حواست باشه کی کجا میره
فکر بسیار خوبیه
عنصر شانس به سرونوشت اجازه میده تا کارشو بکنه
حالا ... بیاید شروع کنیم من باید وسیله هامو جمع کنم
ما تا یه ساعت دیگه حرکت میکنیم
ما ؟
منظورم اینه که ... از آخرین ماموریتش شش هفت سال گذشته نه ؟
بیشتر از 15 سال
فقط میخوام بگم ... فاصله بین ماموریت هاش یکم زیاده
نمیدونم
خب نباید هم بدونی این تصمیم اونه
ولی خب ... باید مراقبش باشیم
آه ... حواستون به جلوی پاتون باشه ، قربان
هل بوی ... من حالم خوبه لازم نیست نگران باشی
بفرمایید پروفسور - ممنونم ابراهام -
یه کم سنگینه
یه سری ابزار مخصوص توش گذاشتم فقط محض احتیاط
خب پس ... شنیدم ترامبولت این پولو به ارث برده
فکر کنم اگه قراره چیزی به ارث ببرید بهتره پول باشه تا چیز دیگه ای
خانوم شرمن میشه یه نگاهی به پوشه اطلاعاتمون بندازم ؟
بهم بگو لیز
منو هم ایب صدا کن
فقط اگه واقعا بهم نیاز داشتی اسممو صدا کن
ولش کن اینو هر سال که میگذره بداخلاق تر میشه
و البته از اون چیزی که نشون میده خیلی پیر تره واسه همین خیلی بداخلاقه
کسی برای ناهار سیر با خودش اورده ؟
...به من نگاه نکن حالا ... درباره این پرونده
ممکنه یه چیزی اینجا باشه من یه کم تحقیق کردم
خونه هامپتون کلی ماجرا پشت خودش داره
اون خونه توسط یه میلیونر عجیب غریب ساخته شده یه دیوونه به تمام معنا
تو 20 سالگی اون عضو یه فرقه بت پرستی شد
No comments yet. Be the first to leave one.