نخستین 200 خط.
بذارین لیوانتون رو پر کنم
هی، اینطوری رسمی باهام حرف نزن
اینجا میتونی راحت هیونگ صدام کنی
هیچی دردناک تر از شک کردن به یه آدم خوب نیست
ولی عمل آدما بهتر از حرفاشون نشونشون میده
وویونگ مدام بهم درمورد کارای تیم تبلیغات پیام می داد
اون روز گوشیم خراب شد، بردمش مغازه تعمیر گوشی
دیشب تحویلش گرفتم، برای همین پیامتو ندیدم
،اگه حرکاتشون مشکوک باشه
هرچقدرم سخت باشه، باید بررسی کرد
هی، تمومش کن
!گفتم تمومش کن
بیا کارا رو پیچیده نکنیم، باشه؟
میدونی که اگه یه دانشجوی دانشکده پلیس، مردمو بزنه چی میشه
،و وقتی شکت به يقين تبدیل شه
فقط یه راه چاره داری
قبولش میکنم
مجازاتو
و میخوام شما هم همین کار رو بکنین
آره الان تو راهم
شرمنده منتظرت گذاشتم
!اون کانگ
خوش بگذره- فعلا-
بهش حسودیم میشه. باز بهش پیشنهاد قرار داده
بابا حالا چیه مگه؟ یه جوری میگی انگار هیچوقت سر قرار دوم نرفتی
ببخشید
هی، نمره های میان ترمو دیدی؟
!محض رضای خدا- ای بابا-
خب بگو ببینم. نمره ت چند شد؟
چرا همچین چیزیو از آدم میپرسی؟ حریم خصوصی خودمه
من نمرهمو بهت گفتم
من که نپرسیدم. تو خودت بهم گفتی
ای بابا. حداقل یه چیزو بهم بگو
نمره هات از اون کانگ بهتر شده؟
بهتره یا بدتر؟ هوم؟
بیخیال نمیشیا. اصلا عین همن. راضی شدی؟
جدا؟
پس تو گروه هفتمی
...هفتم
وایسا ببینم. از نمره همه خبر داری؟
همه که نه. فقط نصفشون
برای زنده موندن تو جنگل باید هم خودت و هم رقیبتو بشناسی
عه سه می، نمیدونم اون چه نمره ای گرفته
!سه می
این نقاشیو دوست داری؟- بله؟-
...اوه، من فقط
این نقاش علاقه داره تخیل و واقعیتو با هم تو نقاشی بیاره
این سمتش واقعیته و اون یکی سمت، حالت ایدهآله
میشه گفت جهان تخیلش
این نقاش کشیدن جنگل و اشیای بیجان مثل درخت و گلو دوست داره
گیج کننده س، مگه نه؟
...این نقاش خواسته نقاشیشو انتزاعی کنه تا مرز بین
واقعیت و ایدهآلو کمرنگ کنه و تدریجا رویایی بودن کارو به حداکثر برسونه
قهوهشون خیلی خوبه
من همیشه بعد از تماشای نقاشیا قهوه میخورم
تو چی میل داری؟
چی؟ خیلی مدل هست که
تصمیمتو گرفتی؟
...من
آمریکانو میخورم
پس اسپرسو دوست داری
ولی قهوه قطره ایشون خیلی معروفه. باید امتحان کنی
قهوه نمکی و ملایم دوست داره یا قهوه سنگین و جون دار؟
خب... با همش اوکیم
پس گِیشا میخوری؟- آره. امتحانش میکنم-
یه گِیشا لطفا
و یه قهوه کوه آبی
تو مجازات سبکی دریافت میکنی ولی دوستت اخراج میشه
ممنون- به سلامت. باهات تماس میگیرم-
باشه
چیزی نخوردی؟
چی؟
چرا. یه رستوران همبرگر رفتیم که تو تلویزیون نشون داده بودن
هم همبرگر خوردم هم سيب زمینی. کلی کالری ریختم تو دلم
...پس
چرا یه جوری غذا میخوری انگار هیچی نخوردی؟
راست میگیا. نمیدونم چرا. گشنمه
...پس
بهت خوش گذشت؟- خوش گذشت؟-
بیشتر آموزنده بود. رفتیم گالری نقاشی
و معلوم شد خیلی تو هنر سررشته داره
عین متصدی اونجا درباره نقاشیا بهم توضیح داد
قرار خردمندانه ای بود
پس خوش گذشته- آره. خوش گذشت-
ولی یه کم گیج شدم
هم شخصیت خوبی داره، هم با من مهربونه
،ازش خوشم میادا
ولی اصلا باهاش راحت نیستم
نمیدونم بخاطر اینه که ازش خوشم میاد یا چی
،میدونی، میگن وقتی کسیو دوست داشته باشی
اینقدر استرس میگیری که نمیتونی باهاش حرف بزنی
و امروز نتونستم خیلی صحبت کنم
"اوه جدا؟" "پس که اینطور"
عین روبات بهش واکنش می دادم
ولی همیشه قشنگ با من حرف میزنی
دقیقا. من آدم کم حرفی نیستم
ولی فقط درمورد چیزایی که بلد نبودم، ازم می پرسید
چون نمیخواستم خنگ به نظر برسم، خیلی جوابشو ندادم
...به هر حال مطمئن نیستم
که چون دوستش دارم، استرس داشتم
یا فقط باهاش معذبم
مگه خنگی؟
خودت نمیدونی معذبی یا هیجان زده؟
خب گیج شدم. واسه همینه می پرسم
پس با کسی قرار بذار که گیجت نکنه
اگه واقعا کسیو دوست داشته باشی، گیج نمیشی
فقط برو با یکی که باهاش راحت باشی
یکی که پیشش با خیال راحت بتونی خودت باشی
با هر کسی باشی، باید بخشی از رابطتون باشی
دستتو بریدی؟- نه چیزی نیست-
بذار ببینم- واقعا خوبم-
همش اینطوری میشم
واقعا دست و پا چلفتی ای
همینجا صبر کن
ترجمه: مینولی. خانم گودو مونبو. مهرشید. واتامه. مونلایت
:ادیتور مونلایت
...اوه
...موهات
اوهوم
خوب شد. مرسی. بریم
هی
باید اینو تمیز کنیم
اوه آره. تمیزش کنیم
داشت یادم می رفت
اوه نه
بدش به من- باشه-
خودت چی؟- چی؟-
اگه نگرانی ای داری، بهم بگو من سراپا گوشم
نگرانی ندارم
میگن مشکلات تقسیم که بشه، نصف میشه
انگار اونقدرا برات دوست صمیمی نیستم
باشه- عجبا-
...اگه یکی دوستتو گروگان بگیره و تهدیدت کنه
کی- گفتم اگه-
آها اوکی
خب؟
،میشه به گروگانگیره شلیک کنی
ولی ممکنه دوستت بمیره
چه کار میکنی؟
...اممم
به تک تیرانداز بیسیم میزنم
چی؟- مگه سریال هالیوودی نگاه نمیکنی؟-
...همیشه اینطوریه دیگه. یه تک تیرانداز آماده باش
بالای یه ساختمون اون اطراف هست
پس باید به تک تیرانداز علامت بدی
!بعد تک تیراندازه شلیک میکنه. بنگ
و تو هم گروگانو نجات میدی
گِیم اور
واقعا بابت نصیحتت ممنونم
هی چرا فکر میکنی فقط دو تا گزینه داری؟
سعی کن مثبت فکر کنی
همیشه یه تیرانداز یه جایی آمادهاس تا نجاتت بده
سلام
سلام
هی شام خوردی؟
آره- شما دوتا با هم غذا خوردین؟-
تو راه برگشت دیدمش
اون گفت که نمیخوره ولی من مجبورش کردم چیزی بخوره
....اوهوم خوشحالم که میبینم با همکلاسیات کنار میای
خوبه آدم باید مراقب همکلاسیاش باشه
بهرحال غیر همکارا که کسیو ندارین
دوست دارم باهاتون غذا بخورم مهمون من
واقعا؟ این نهایت لطف شماست
ممنون
پس تو حساب میکنی؟
تو که سال اولی نیستی
....پس جوچان
من میخوام دانشجوی سال اولی بشم
چی میگی؟
تو این نامه رو باور نمیکنی نه؟
میدونم ناراحت کنندس ولی لطفا درک کن که کارم اینه
یه نفر به ما خبر داده که تو قانون رو نقض کردی و تایید این موضوع کار منه
کار کیه؟
کدوم حرومزادهای گفت من تقلب کردم تا نمره خوب بگیرم؟
این نامه ناشناسه پس ما هم نمیدونیم
حتی اگه بدونیم، نمیتونم بهت بگم
ولی یه چیز مسلمه
طرف دانشجوییه که با تو امتحان پروفسور بنگ رو داده
وضعیت اتاق کنفرانس و اقدامات تو به تفصیل شرح داده شده
ناشناس؟
پس ممکنه همه چی دروغ باشه
یااا
،تو یادته وقتی ما سال اولی بودیم
یکی بود که هیچوقت درس نمیخوند ولی همیشه نمرات خوبی میگرفت
یادته شایعاتی بود که عموش اینجا استاد بوده؟
یکی خبر داد که برگه های امتحانو بهش لو داده
بعدش چی شد؟
معلوم شد که اصلا با هم ارتباطی ندارن
اینم دقیقا همینطوره، تهمته
انگار همه اینا به این دلیله که من خوب نبودم
پس تو داری میگی که هیچ تقلبی نکردی؟
!معلومه که نه
خیلی خب. سخت نگیر
وی سونگ هیون حرومزاده
پس میخواد باهام دربیفته؟
بچه ها کجایید؟
کاراگاه کانگ
شما کاراگاه کانگ نامگی هستین درسته؟
خدایااا خیلی وقته ندیدمتون
آره
No comments yet. Be the first to leave one.