نخستین 125 خط.
! عوضی ! از سر راهم برو کنار
! نیره-کون
منم فقط به اندازه ی سوو-سان خبر دارم
محرمانه
کیل یه گروه کوچیکه که لباسهایی با نمادی شبیه اسکلت اژدها می پوشند
قوانینشون و اینکه چطور گروهشون شکل گرفته کاملاً ناشناخته است
تنها چیزهایی که شنیدیم شایعاتی در مورد فعالیتهاشون بوده که مشکوک به فعالیتهای مجرمانه است
یعنی چه جور گروهی هستند ؟
مهم نیست
اگه همچین کارهای مزخرف حال به هم زنی انجام میدن ، پس باید حسابی شر باشند
حالم رو به هم می زنند
خوب ، مهم نیست طرف مقابلمون کیه
تنها کاری که باید بکنیم اینه که اون یارو ناگاتو رو برگردونیم
... هرکسی که سر راهمون قرار بگیره رو
قراره حسابش رو برسیم
درسته ، اگه سر راهمون قرار بگیرند باید حسابشون رو برسیم
بچه ها ، ممنون
اما برای کیل ، حتی اگه طرف مقابلشون یه تک نفر هم باشه ، مطمئن میشن که دست جمعی بهش حمله کنند
و توی استفاده از چوب بیسبال و تخته برای زدن تردید نمی کنند
پس لطفاً حالت تدافعیتون رو حفظ کنید
ممکنه همینجا باشه ؟
آره
... اینجا
پناهگاه کیله
قفله
چطوری قراره واردش بشیم ؟
!اون همه سر و صدا چیه از خودت درمیاری ؟
! اون صدای بیب بیب اعصاب خردکنه
... ببخشید ، اما این
سوگیشیتا-سان ، فکر نکنم اون برای باز کردنش کافی باشه
چه خشن
! اوه ! مثل همیشه قدرت فوق العاده ای داره
اوه
! امروز کل دار و دسته رو داریم
فکر کنم رزرو برای یه نفر بود
خوب ، حالا هر چی
هی ، ناگاتو ، رفقات اومدن
چرا براشون دستی چیزی تکون نمیدی ؟
زود باش دیگه
! سلام
!آنزای-سان ؟
! چیکار داری میکنی ؟ از سر راهم برو کنار
اونو رد کنید بیاد
چی ؟ امکان نداره
... این یارو حالا خیلی مونده تا سهمش رو بده ، پس کلی
نیومدم اینجا ازت اجازه بگیرم ، ردش کن بیاد
که اینطور ، اگه سرراهمون قرار بگیری ، چاره ای نداریم
حسابتون رو می رسم و اونو برمی گردونم
ائـ نمی خوام ، چه ترسناک
... با این همه آدم حمله کردید
این کاریه که قهرمانان شهر انجامش بدند ؟
فکر کنم انتخابی بجز دفاع از خودمون نداریم ، درسته ؟
هی هی ، این چیزی نبود که به ما گفتن
کجای این کوچیکه ؟
لعنتی ، بچه ها ، ببخشید
چرا معذرت خواهی میکنی ؟
فقط نفری سه چهارتاست ، آب خوردنه
بیاید سریع ترتیبشون رو بدیم و برگردیم خونه
خوشحالم سوگیشیتا-کون بیشتر از چیزی که انتظار داشتم اشتیاق داره
اومه میا-سان هیچوقت اجازه نمیده کار همچین آدمهایی بی جواب بمونه
شماها می تونید عقب وایسید
خودم تنهایی ترتیبشون رو میدم
اگه بخواهید می تونید هرتوپی که از دستم در رفت رو بردارید
توپی که از دستت در رفت ؟ این که فوتبال نیست
تعبیر خوبی بود
یه جورایی غیرمنتظره بود
فوتبال هم بازی ای نیست که تنهایی بازی بکنی
نمی تونم بذارم کاپیتان رده ی تحصیلی تنها کسی باشه که خوب بنظر برسه
مزخرف نگید ، فکر کردید ما کی هستیم ؟
ائـ ؟
جوشون عوض شد
! خیلی خوب ، شماها
! برید حسابشون رو برسید
! فورین رو دست کم نگیر
! کوریتا
! کارت خوب بود ، کاکی اوچی
نیره-کون ، حالت خوبه ؟
! بله
می دونستم سوگیشیتا قویه
اما ساکورا هم اینقدر قوی بود ؟
اون پنج تا سطحشون خیلی از بقیه بالاتره
آنزای ، چه غلطی داری میکنی ؟
! زود باش بیا بریم
! راه رو باز کنید
! هل بده
! ببینید ! دارن میان
چی ؟
آنزای ؟
معذرت می خوام ، مشتری عزیز
! عوضی
! احتیاجی به این کار نیست
خیلی بدقلقی
مشتری عزیز
آنزای ؟
... خوب دیگه ، تقریباً وقتشه که
اعضای ویژمون به مهمونی ملحق بشن
ها ؟ تو دیگه کی هستی ؟
! بچه ها ! شما از عهده اش برمیاید
! فوری حساب همشون رو برسید
حالا ، بیاید دور دوم رو ادامه بدیم
... تک تکتون پوزخند می زنید
! هی ، بیا
! نمی تونی با فقط جاخالی دادن برنده بشی
هی ، بجنب دیگه . چی شده ؟ چی شده ؟
غر زدنت خیلی اعصاب خردکنه
مشت یا اسلحه ، یه ضربه یه ضربه است
اما همینطور که داستان پیش میره شخصیت پلید همیشه می بازه
با درنظر گرفتن اندازه ی بدنت خیلی فرزی
تو هم سرسخت بنظر می رسی بنظر میاد بهم خوش بگذره
ای بابا ، مثل یه دختر پیچ و تاب می خوری و تلوتلو می خوری
چه بی ادب ، بگو برازنده
و فکر میکنی برازنده مساوی با دختره ؟ اون طرز فکر برای نسل قبلیه
شرمنده ، دختر کوچولو
وقتی داری اون یارویی که پشت سرت هست رو پوشش میدی خیلی خونسرد بنظر میرسی
ببخشید
تو درک نمیکنی ، اینجوری بیشتر قدرت میگیرم
چی ؟ جدی ؟ یا داری بلوف میزنی ؟
لعنتی ، اصلاً تعدادشون کم نمیشه
! مراقب باش
منو ول میکنی تا با یکی دیگه بازی بکنی ؟ ! چه بدجنس ، جرزن
! بهم نخورد
برو کنار
! از سر راهم برو کنار ، عوضی
خوشحالم که فقط به من علاقمندی ، اما باید بیشتر حواست به اطرافت باشه
چون اون پنج تا از بقیه پشتیبانی می کردند برتری داشتند
No comments yet. Be the first to leave one.