نخستین 200 خط.
...نتیجه آزمایشت
منفی بوده
...تو نمی تونی به پدرت
پیوند ریه بدی
چیکار کردی؟
...جزئیات آزمایشت
تو
دستکاریش کردی
درست مثل من
که برای کشتن پدرت آزمایشاشو دستکاری کردم
به خودت بیا چوی جون هیوک
!نه
امکان نداره
نه نه
چی گفتی؟
...جواب آزمایش چوی جون هیوک
منفی بوده
...پس
...برادرتون
نمی تونه پیوند بشه
حالتون خوبه؟
چرا؟
دلیلش چی بوده؟
چرا نمی تونه ؟
طبق آزمایشات نشون میده وضعیت ریه خودش زیاد خوب نیست
...دکتر مین گفت
جزئیات کاملش رو بهتون توضیح میده
پس برادرم چی میشه؟
حالا کی قراره نجاتش بده؟
این نمی تونه باشه
بهشون بگو دوباره چک کنند
یک بار دیگه آزمایش بگیرن
جوابش همونه
نه
زنگ بزن به دکتر مین
باید از خودش بشنوم زنگ بزن بهش
...تو الان
کاری از دستت برنمیاد
...پس
..میگی بشینم و مردن بابامو
تماشا کنم؟
...غیر از اینکه
منتظر یک اهدا کننده مرگ مغری باشی
کاری دیگه ای نمیشه کرد
....تو
میخوای اینجوری بابای منو بکشی؟
فکر کردی من گول این کارتو میخورم؟
قبل از اینکه نگهبان خبر کنم بشین
اصلا مگه میشه
مگه میشه آیتم های من به بابام نخوره
خودت میتونی جواب آزمایش بخونی
اون یک تکه کاغذه
تو باید دستکاریش کرده باشی
درست همونطور که من تو نتیجه آزمایش بابات دست بردم
....تا جلوی جراحی شو بگیرم
تو هم یک روزی می بینی
که بابات جلوی چشمت می میره
تو
...اینکارو میکنی درست
مثل کاری که من با پدرت کردم
درسته؟
اینکارت چیزی رو عوض نمی کنه
به اوه هی وون زنگ بزن
باید خودش بهم بگه ...زنگ بزن بهش
اوه هی وون؟
...تو اوه هی وون درگیر
مسئله کشتن پدرم کردی؟
باشه
میارمش اینجا تا از خودش بشنوی
درست مثل من
...از اوه هی وون اون خبرهای
وحشتناک رو بشنو
تو
!تو
همش نقشه تو بوده
!نگهبان
نقشه همه اینهارو کشیده بودی
من ولت نمی نم
.ولم کنید
!گفتم ولم کنید
من جلوتو میگیرم
چی گفتی؟
...بعد از جواب آزمایش پسرتون
معلوم شد نمی تونه دهنده باشه
مگه میشه
مامان چیکار کنیم؟
چرا جون هیوک نمی تونه؟
تنفس خودش بخاطر انسداد لوله های ریه اش کنده
و تو بافتهای ریه اش آسیب دیدگی داره
معنی اینها چیه؟
اون چش شده؟
اون نمی تونه ریه شو اهدا کنه
نه امکان نداره
چطور ممکنه؟
چطور همچین اتفاقی افتاده؟
نمیشه دوباره آزمایش بده؟
لطفا بذارین دوباره آزمایش بده
معذرت میخوام
چیکار کنیم
ما باید چیکار کنیم؟
چی شد؟
اوپا نمی تونه به بابام ریه اهدا کنه
گوانگ هون ، لطفا کمکمون کن
نمی تونم بذارم اینجوری بره
نمی تونم بذارم قبل ازدیدن جون هیوک بمیره
لطفا بلند شو
.جی هون
کارهایی رو که با تو کردن
من بهای همه شو میدم
پس لطفا دایی تو نجات بده
...جون هیوک می خواست
هر طور شده به باباش ریه بده
ته این رفته باهاش صحبت کنه
چی؟
جون هیوک حتما تا حالا متوجه شده
.نـه
!نه
.نـه
اگه اونجا بشنوه ، میمیره
پسر بیچارم دیوونه میشه
سلام قربان
.بله
زندانی 3785
!شماره 3785 - !شماره 3785 -
.ولم کنید
!ولم کن - .بگیرش -
تکون نخور
!گفتم ولم کنید
باید خودمو برسونم بیمارستان آزمایش بدم
تکون نخور - اون میخواد پدرمو بکشه -
تکون نخور گفتم
!ولم کنین
!ولم کن
.بابا
.بابا
.بابا
.بابا..
.بابا
!بابا
اوه اوه پدر سوخته
اینو باید وشکون بگیری
اینجوری بسته میشه
نباید پاره بشه
نگاش کن
من اومدم
اومدی
آجوشی
داریم دامپلینگ درست میکنیم
از بیرون می گرفتیم
چرا خودتو زحمت دادی
تو از دامپلینگ خونگی خوشت میاد
مادرت رفته دفتر مرکزی
یه کم دیر کرده
یون چان خودتو آردی کردی
برو دستتو بشور
باشه
آردش خشک شده نمی چسبه
.بابا
.بله
...جون هیوک
نمی تونه به باباش ریه بده
چرا نمی تونه؟
گویا خودش مشکل ریوی داره
قرار بود اون و عمه اش ریه بدن
اما الان باید منتظر یک اهدا کننده باشن
در ضمن صف انتظار برای گرفتن ریه طولانیه
اوضاع زیاد خوب بنظر نمیاد
میدونم نباید اینو بگم
...اما اونها دارن پای کارهای خودشونو
که با آقای چا کردن می خورن
...چوی جون هیوک
اینطوری دیوونه میشه
یون دونگ اومده
سلام
دارین دامپلینگ درست می کنین؟
بموقع اومدی
با یون چان درست کردیم بمون بخور
چشم
یون چان سنگینه بدش به من
چیزی نیست ، تو تاکسی بگیر
نمی دونستم جون هیوک ریه اش به پدرش نمیخوره
...واقعا
هر کاری که با تو و آجوشی کرده داره پس میده
دنیایی ترسناکیه
به قول معروف هر چی بکاری همان درو کنی
این منو یاد چوی جون هیوک میندازه
یاد وقتی که من در حال تلاش برای نجات پدرم بود
همینطور یاد تو و پدرتم میفتم
ممنون
اگه بخاطر پدرت نبود
...بابای منم مثل چوی یونگ گوک عمل نمی شد
و امکان داشت الان به رحمت خدا رفته باشه
بابام
...الان به لطف پدرت زنده است
ولی اون خودش زنده نیست
بجاش
...از من و یونچان
اینطوری محافظت کردی
بابام همه اینهارو از اون بالا دیده
.یون دونگ
No comments yet. Be the first to leave one.