نخستین 200 خط.
= قسمت 32 =-
حالا دیگه برو
چقدر سرده
کجا تشریف میبرین؟
به نزدیکترین فروشگاه لطفا
چشم
قیمتش 763 دلار میشه
اون کیفم میخوام
از امروز دیگه چوی دو کیونگ عضو این خانواده نیست
...منشی مین گفت
دوکیونگ دست خالی بدون هیچی رفته
معلومه که باید دست خالی بره
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.
...وقتی اینطوری شرکت ندید میگیره
حق نداره چیزی از هسونگ ببره
برا چی باید ببره؟
...دارم بهتون هشدار میدم
کسی حق نداره به چوی دو کیونگ کمترین کمکی بکنه
هرگز به هیچ عنوان
اون شخص نمی بخشم
می تونین با ما صحبت کنید
با شما که نتونستین بچه تونو کنترل کنید
تا اینکه یهویی از خانواده رفت؟
پدر
هسونگ همه چیز منه
...کسی عضو این خانواده نیست
مگر اینکه در جهت رشد و حفاظت از اون باشه
چه اتاقی میخواین؟
دولوکس ، نقد می پردازم
میشه 350 دلار
موضوع چیه؟
چرا یهویی اوپا گذاشته رفته؟
چطوری تونستن دست خالی بفرستنش بره؟
نمی دونم
من هیچ وقت نمی دونم توی این خونه چی اتفاقاتی میفته
به اوپا زنگ بزن
اون هیچی به من نمیگه
چرا؟
ما هیچ وقت در مورد افکارمون حرف نمیزنیم
اوپا
میدونم با خانواده درگیری
متاسفم که نمی تونم کمکت کنم
خیلی دلم میخواست باهات حرف بزنم
توی خانواده ما چیزی به این عنوان وجود نداره
احتمالا دیگه امروز متوجه شدی
از اونجایی که خودت تصمیم گرفتی بیای اونجا
خودتم باید باهاش مبارزه کنی
بخاطر همین تصمیم گرفتی واسه خودت زندگی کنی؟
چرا اینکارو کردی؟
این چیزی بود که میخواستم
زنگ زدم ازت خداحافظی کنم
به سو هیونم بگو براش بهترین رو آرزو دارم
باشه
اگه به کمک نیاز داشتی باهام تماس بگیر
نگران من نباش
طبق قوانین خانواده رفتار کن
موفق باشی
مرسی
اگه غرور و وجدان داری
باید بدون هیچی از هسونگ بری بیرون
موافقی یا نیستی؟
حالا دیگه برو
داره تلاش میکنه منو منصرف کنه
آره
شما همینطوری پدر بزرگ
این کار همیشکی رئیس نو یانگ هو هستش
...یادم رفته بود
پدر بزرگم کیه
دستیار
بله رئیس
تمومش کن
امروز کل روز پریشون بودی
اگه میخوای در امان بمونی
فقط ابزارهارو تیز کن
معذرت میخوام
سونووهی تو دبگه برو
بیداری؟ - گفتم برو -
نمی تونم برم هیشکی مراقبت نیست
...هر چی میخواد بشه تو برو
از اینجا برو
اگه الان نری
دیگه نمی تونی بری
...من
نمی تونم بچه دار بشم
نمی تونم بهت بچه بدم
میدونم تو هیچ خانواده ای نداری
...اگه با من زندگی کنی
نمی تونی از خودت بچه داشته باشی
هی ، سونوو هی
برای چی الان داری اینو بهم میگی؟
آخه این موضوع کجاش مهمه؟
بخاطر همین منو پس میزدی؟
بچه؟
اگه این برام مهم بود قبلا زن گرفته بودم
...فکر کردی واسه چی
تا حالا واسه چی با عشق تو زندگی کردم؟
نام گو
...مثل اینکه یادت رفته
تو برای من چه معنایی داری؟
بعد از کلاست اینجا وانسا
چرا؟
همه در مورد ما حرف میزنن این خیلی بده
زود باش برو ...برو
چرا اومدی کنارم وایسادی؟
چرا نتونم وایسم؟ تو دوست پسرمی
خیلی خب اینطوری نکن زود باش برو ...برو
چراااااا؟ - برو دیگه -
تو هیچ وقت بخاطر من خجالت نمی کشیدی
من بی پول بودم
...ولی تو تنها کسی بودی
که منو دوست داشتی
این اهمیت تو برای من بوده
...تو باهام
طوری رفتار میکردی انگار من مثل همه ام
تو اولین کسی بود که با من مثل آدم رفتار میکردی
چطوری میتونم فراموش کنم؟
چطوری میتونم دوستت نداشته باشم؟
امروز تعطیلی ، برنامه ات چیه؟
صبر کن ، باید کل روز بخوابی
میخوام برم بیرون
خسته نیستی؟ - سلام صبح بخیر -
سلام زود باش بیا - چه خبره ؟ -
امروز براتون فرنی پختم
فرنی؟
یه سری سبزیجات پیدا کردم براتون فرنی سبزیجات درست کردم
اگه اینو بخورم عوضش منم باید برات غذا درست کنم
پس نمیخوری؟
نه منظورم این نبود
اوه راستی میتونم ظرفهارو من بشورم
آفرین خوب گفتی
نوش جونتون
هی به نظر میاد جی آن واقعا خوشحاله
بهت گفتم که برمیگرده به خودش
راستی رابطه شماها به کجا میره؟
منظورت چیه؟
براش کیمچی با برنج سرخ شده درست میکنی
جی آن برات صبحانه درست میکنه
پس الان احساسات متقابل پیدا کردین؟
یونگ گوک
الان این فرصتی نیست که من باهاش قرار بذارم
عشق نیازی به تلاش نداره بچه
...عشق خودش
همه چی رو جلو میبره
این تجربه منه
خوشمزه است
آقا بفرمایید بقیه پولتون
بقیه اش باشه
خیلی ممنون
خوش اومدی رفیق
این چیه؟ الان حال قهوه خوردن ندارم
مگه کار ضروری نداری که الان اینجایی
حالا که میدونی بریم سر اصل مطلب
.....نظرم فعلا در مورد شروع کار عوض شده
تو میخوای من اول سرمایه بذارم برا تجارت درسته؟
از کجا فهمیدی؟
منشی مین بهم زنگ زد
به دستور پدر بزرگم زنگ زده؟
...اون از تو یه قدم جلوتره ، اما
حتی اگه پدر بزرگتم نمی گفت من کمکت نمی کردم
کیم گی جه من فقط 300 دلار دارم
نه بعد از پول تاکسی شد 290 دلار
290دلار؟
290دلار؟
نخند این کجاش خنده داره؟
جواب خودتو دادی
امشب برگرد خونه
مسخره بازی در نیار به منشی ت بگو پول نقد بگیره
میدونی که من به سورا گفتم سو جی آن کجاس؟
بهش گفتم چون امیدوار بودم اونو از رو ببره
مونگول ، جی آن اصلا منو به هیچ جاش حساب نمی کنه
سورا چیزی نبود که بخواد از رو ببرش
مشکل خود منم
می بینم فقط با یه کوله زدی بیرون
پدر بزرگم میخواد یه کاری کنه من وا بدم
پس زودتر وا بده
نمیخوام- نخوای میخوای چه غلطی کنی ؟ -
من که بهت گفتم کمکت نمی کنم
جدی میگی؟
پدر بزرگامون باهم رفیقن
اون کسی نیست که من از پسش بر بیام
اما راستش
جالب شده کنجکاوم بدونم آخرش چی میشه
جالب شده و کنجکاوی؟
خودتم میدونی
زنها همه مثل همن ، یهو احساس شون عوض میشه
...بنابر این من فکر کن بازنی ازدواج کنم
که از هر دو خانواده سود ببرم
اگه میخوای با کسی قرار بذاری
با زنی قرار بذاری که هر دو خانواده به هم بخورن
اینقدر حرف نزن
تو
فکر میکنی خیلی زود کم میارم ، مگه نه؟
...مگه اینکه از خونه چیزی بگیری
یا از چیزایی که به اسمته استفاده کنی
استفاده نمی کنم
درسته ، تو آدمی نیستی که استفاده کنی
اما ، ببینم تا حالا کی شده ما بخاطر چیزی لنگ بمونیم؟
مخصوصا تو که همیشه هر کار خواستی کردی
میخوام بدونم تا کی میتونی بدون پول دووم بیاری
و زنده بمونی
No comments yet. Be the first to leave one.