نخستین 200 خط.
زمان بندي و ويرايش Soheil9669 91/10/1
نه, يعني نه.
کارل, ميدونم خودتي
او, هي مرد
شمارتو گرفته بودم و مي خواستم دکمه رو فشار بدم چه جالب
شمارت رو بسته بودي؟
آره. اگه بيفته تو هيچوقت جواب نميدي.
خوب, داشتي چيکار ميکردي؟
اوه, فقط تو آپارتمانم لم داده بودم
مگه پياممو نگرفتي؟
چي؟پيام؟کدوم پيام؟
ما همگي امشب ميريم بيرون -
اوه,مرد اين عاليه.فکر نکنم بتونم بيام
بد جوري گير کردم
دارم دست و پا ميزنم مي فهمي چي ميگم؟
اوه, اصلا نفهميدم.
بدجوري سرم شلوغه يه چيزي هست که بايد انجام بدم
باشه يه شب ديگه لعنت به اين شانس
چيز؟ کدوم چيز؟
يه چيزي.ميدوني؟فقط يه چيز
اگه ميدونستم اون چيز چيه بهت ميگفتم
اگه ميدونستم اون چيز چيه بهت ميگفتم ولي فقط مي دونم يه چيزي هست
يه چيزي,ها؟فکر نميکنم توي برنامه دروغينت چيزي باشه
نه اين يه چيز به خصوصه
يه چيز به خصوص,مثل تو صف يه فيلم فروشي وايسادن؟
در مورد چي حرف ميزني؟
من تو فيلم فروشي نيستم تو آپارتمانم هستم
دارم مي بينمت کارل من بيرون فيلم فروشيم
اون من نيستم - نيستي؟ -
اوه,ميدونم چي شده
اين همون ياروه که دقيقا شکل منه که خيلي به اين جور فيلم فروشيا ميره
احتمالا اين همونيه که تو داري مي بينيش
واو,حيرت آوره
آخه دهنشم دقيقا تو همون ريتم لب تو تکون ميخوره
کارل,مي دونم الآن هيچي نمي گي
کارل بيا بيرون ديگه
مي دونم که حرف نمي زني - چي؟ -
ببين کي اينجاست
باورم نميشه کارل آلن
فکر نميکردم ديگه اين روزو ببينم رفيق
فکر ميکردم ديگه کفشاتو آويزون کردي کابوي قديمي
نه من فقط سرم خيلي شلوغه يه چيزايي که بايد انجام ميدادم
مجوزها رو دستم موندن اونا خيلي سرمو شلوغ کردن
مي فهمم رفيق
خوب ما خيلي از اينجا بودنت هيجان زده ايم کارل
چون مي خوايم يه خبريو اعلام کنيم
عزيزم,نشونش بده
اوه,خودشه
ما نامزد کرديم
خداي من . بيخيال واقعا ؟
قدم بزرگيه ها؟ - آره قدم بزرگيه -
چه زود ميگذره
چند وقته با همين؟شش ماه؟
نه - دو سال -
آره همين حدوده
خوب,به هر حال ما مي خوايم بيست و يکم يه جشن نامزدي تو (اوپن بار) بگيريم
اي ناکسا!شما هميشه خوب ميدونين کي منو گير بندازين
کارل. تو موافقي؟
آره,حلش ميکنيم
چيو حل ميکنيم؟
اوه ببين کي اينجاست -
حواسم پرت نشد کارل.چيو حلش ميکنيم؟
کارل.مراسم تو "اوپن باره" تو چه مشکلي داري؟ - جدي ميگم. استفاني تو کافه است -
استفاني؟ - آره زن سابقم -
خداي من,اين استفانيه
به نظر مي ياد يکي باهاشه - آره , انگار دارن حال ميکنن. خوبه -
اوه نيگاه کن دارن با اونجاي همديگه ور ميرن با حال نيست؟
چه خوب که اومدم بيرون
خوبه. ميدوني چيه؟ بايد برم -
نه کارل بايد بموني چي ؟
سه سالي ميشه... هر بار که نبايد بزني بيرون -
كاملا بي ربطه ربطي نداره به استفانـــي
بچه ها. اين استفانيه - هي -
اين دوست پسرم (تد) هست
...فکر کنم ما
نه فکر نکنم ...فکر نکنم ما
داري ميري؟ - آره متاسفانه -
چه بدموقع.آخه تو تازه رسيدي
تو هم تازه رسيدي کارل
آره,ولي اون يه چيزي داره -
..آره اون يه چيزيه. يه چيزي و
وقت ندارم.کمبود وقته بايد بجنبم
بهر حال من سوزاک دارم
...واو. مثل اينکه درست نيست ...اُه.خوب
مي بينمتون
سلام, تايلي - صبح بخير کارل -
مياي صبحونه بخوريم؟ -
عاليه ولي نميتونم
يه کم برشتوک...ماست...يا يه چيز ديگه؟ نه
يا نون تست -
ممنون ولي بايد برم سرکار
امشب يه نمايشه باحاله - ببينيم -
هي مرد مياي امشب يه حالي کنيم؟
بذار حدس بزنم اين خودتي نه؟ آره -
آره؟ - منظورم از آره نه بود -
آره باشه
نه,ممنون
لباس مهموني؟ ...البته که نه
اوه,پسر
بازم شروع شد
کارل آلن براي انجام وظيفه آماده است؟
نورمن من سرباز نيستم
تو يه سرباز در خط مقدم امور مالي هستي
...نورمن,کسي پشت خطه
نمي خواي سر ميز خودت صحبت کني؟ -
نه همينجا خوبه
نورمن صحبت ميکنه
...مطمئني,آخه
باشه
هر چي تو بگي
باشه
اون ترفيع رتبه که راجع بهش گفته بودم يادته؟
بايد بيخيالش شد
من ميخواستم پشت تلفن برات نبرد کنم
اين بين تو و "دمکو" بود و اونا با دمکو موافقت کردند
من در واقع اينکارو اونقدرام نمي خوام
فقط فکر ميکردم بعد از 5 سال انتخاب ...منطقي باشم ولي
هي زياد ناراحت نشو حداقل تو "کنسرو گوه" نشدي
ميدوني اين "کنسرو گوه" يعني چي؟ - اخراج؟ -
از کجا فهميدي منظورم چيه؟ قبلا ديده بودي اينو بگم؟
نه اين رايجه
مال خودمه
خودم اختراعش کردم
احتمالا پخش شده
اين باعث ميشه حالت بهتر بشه ميخوايم تو خونه دور هم جمع شيم
يه "مهموني کلاه گيس" باحاله
اوه,مرد
چه بد .قراره برم خارج شهر
تو که نميدوني کِيه؟ - کِيه؟ -
جمعه - من خارج شهرم -
تو درست همون وقتي که من گُفتم حرف زدي
فقط حرف خودتو ميزدي و
انگار اون چيزي که من ميخواستم بگم برات بي اهميت بود
کسب و کار از رونق افتاده
منظورم اينه که تقاضا خيلي کم شده
براي يه اسکيت فروشي کوچولو با وجود اون مغازه هاي بزرگ
ولي طرح هاي من انقلابي در زمينه اسکيت به پا ميکنه
"مي دونم "مارو ولي شما هيچ سرمايه اي نداريد
... و اعتبارت - خيلي بده -
ولي نمي خوام نااميدت کنم
چاره ديگه اي ندارم
هي کارل خيلي وقته نديدمت
نيک لين؟
ديگه که تو بانک کار نميکني؟
چرا.بهمين خاطره که اينجا نشستم ...نهار ميخورم.اتيکت زدم
تا حالا بايد فرار ميکردي
ميتونستم.پيشنهادهاييم داشتم فقط نخواستم بيکار شم
استفاني چطوره؟ خوب...
خدايا
حالش خوبه
اين مدت چيکار ميکردي؟ - من همه جا بودم -
.زندگي مي کردم از کليمانجارو بالا ميرفتم
تو لائوس يه خفاشو خوردم ...با بازوکا به گاو زدم
به اين آخريه افتخار نمي کنم ولي انجامش دادم,مرد
واو.چه وحشي؟ - ميخواي رازمو بفهمي؟ -
من يه (آقايِ بله)هستم
کلمه (بله)زندگيمو عوض کرد.اينو باش -
ممنون. من خوبم
خوب.من با کلمه (خوب) باسنمو پاک مي کنم - واو. خوبه -
تو نمي خواي اينجا کار کني کارل - مي خوام -
نمي خواي
چرا اين سنگو نميگيري و پرتابش نمي کني
به سمت بانکو و پنجره هاشو خرد نميکني؟
نه.ممنون - از من بخواه اينکارو بکنم -
ميخواي سنگو به سمت بانک پرتاب کني؟ - آره -
خداي من
ديوونه شدي؟ - برو به اين انجمن کارل -
سر جات بمون
ميخواد بشكنتش وايسا
کارل از زندگيت لذت ببر .پشيمون نميشي
صبر كن صبركن
ميخواي باندمو ببيني؟ - نه -
متاسفم
استفاني؟ - کارل؟ -
آره خودمم فقط خواستم زنگ بزنم
دلم برات تنگ شده.عجيبه نه؟
آره کارل من بايد برم
من و تد ميخوايم بريم قايق سواري عاليه
خوش بگذره
خدايا,پيت نيستم يا مشغولم
يالا. الآن وسطاشي فقط خوردش کن
سلام پيت. کجا بودي؟ - تو جواب تماسامو نمي دي؟ -
چي؟
اوه,نه اوه,من موبايلمو گم کردم
چقدر دروغ ميگي
ايناهاش
آره,اوناهاش
ميدوني چيه رفيق؟ تو امشب جشن نامزديمو از دست دادي
اوه نه,لعنتي. دروغ ميگي؟ امشب بود؟
متاسفم.فراموش کرده بودم
گوش کن. جبران ميکنم. قول ميدم
قسم ميخورم. تو بگو چه روزي ...هر روزي که تو بخواي ميريم بيرون جشن ميگيريم
يعني که چي؟ - نمي دونم -
اين يه مهموني علکي نبود کارل ...جشن نامزديم بود
فقط يه بار ازدواج ميکني - مطمئنا من ديگه اينکارو نمي کنم -
ميدونم کارل. استفاني رفته و تو با اين مشکل داري
ولي اين درمورد تو نيست در مورد منه
آخرين باري که يه حالي کردي کي بوده؟ تو همش بهونه مياري
"نمي خوام بهتون بپيوندم" "نمي خوام بيام"
تو حتي فاميل نامزدمو ميدوني؟
No comments yet. Be the first to leave one.