نخستین 200 خط.
اون چیه؟
نسخۀ کپی از وصیتنامۀ «اسمورف»
- بهتر بخونیش - این چه کوفتیـه؟
«پاملا جانسون» کدوم خریـه؟
آدرس فعلی «پاملا» رو دارم،
شماره تلفن، سوابق کیفری.
- قبول شدم؟ - آره
بهم گفتن 20 سال میافتم زندان
اون یارو کارآگاهـه پیداش شد،
و شروع کرد به پرسیدن سوال درمورد تو و برادرات.
خب برنامه چیه؟ «اندونزی»؟
موجسواری اونجا حرف نداره، پیمان استرداد هم ندارن.
تنها چارهمون همینه؟
حالا با من طرفی
عموهات خبر دارن که قصد داری اداره امور رو بدست بگیری؟
- خبردار میشن - خیلی خب
بچه چطوره؟
گمونم بچۀ توئـه
حواسم جمعـه که وقتی برمیگردید خونه همه چی واسه
شما دو تا آماده باشه.
چطور شد بهم نگفتی آنجلا رو دیدی
وقتی دیروز داشتم دنبالش میگشتم؟
میدونم اون برات اهمیت داره. ولی این کاریه که اون میکنه.
مستی که میپره، باز برمیگرده سر خونۀ اول
درست مثل مادرم
با خاکسترش چیکار کنیم؟
اون قطعه قبرها رو برامون خریده
جایی که جولیا رو برده.
ما رو هم اونجا دفن میکنن
یه جورایی واسه اسمورف خسته کنندهـست
فکر نکنم این همه جا به جا شدن خوب باشه
- چرا؟ - فقط فکر میکنم که اندرو بیشتر...
- بیشتر چی؟ - یه چیزی کم داره
برادرت چیزیش نمیشه
« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:
ترجمه از: امـیـر سـتـارزاده AM1Я H1tmaN
احتمالاً 15 دقیقهای دیگه بریم
این زن رو چطور پیدا کردید؟
اون پیدامون کرد
اون وکیل املاک اسمورف بوده
لباس عوض میکنی یا نه؟
بدون من هم از پسش برمیای
توی این کارا واردی، نه؟
خب، بهتره همگی اونجا باشیم
کیه؟
الو؟
سلام، «کِن روبرز» هستم، بازم اومدم سر بزنم.
«آنجلا کِین» اینجاست؟
«پوپ» تویی؟
اون دیگه اینجا زندگی نمیکنه
من افسر عفو مشروطش هستم،
و از آخرین باری که حرف زدیم دو هفته گذشته.
اگه پیداش نشه، مجبورم گزارش
عدم همکاریـشو بدم تا حکم بازداشتش رو صادر بشه
شرمنده. کمکی ازم برنمیاد.
قبلاً هم اومده بود؟
یه چند باری
آنجلا کلیدای خونه رو داره؟
خیلی خب، بهتره قفلها رو عوض کنیم
میتونم به قفلساز زنگ بزنم، شاید یارو...
خودم این کارو میکنم
خیلی خب
«برای دندون 'تیم' کمک مالی کنید»
این آخریش بود
خیلی خب، تیم 10 درصد برمیداره
به علاوه هر چی که داخل این بندازن.
فکر میکنی چقدر جمع میکنیم؟
شاید یه دو سه هزار دلاری
رفیق، اگه تیم رو با دو سه هزار دلار از اینجا بفرستیم بره
بعید میدونم پولو خرج دندونش کنه
آره. من میرم.
کارم با وکیله تموم شد برمیگردم
هی، آدریان حالش چطوره؟
یه مدتی میشه ندیدمش
حالش خوبه. رفته سفر دریایی، و...
امروز از نوشیدنی مجانی خبری نیست، خب؟
آدمای این دوره اطراف فکر میکنن من توی پول غلت میزنم
باشه
هیچ کدوممون نمیدونیم پاملا جانسون کیه
میدونم از تصمیم مادرتون برای
نحوه تقسیم اموالش ناامید شدید،
ولی اون این حق رو داشته که هر طور دلش بخواد
اموالش رو تقسیم کنه.
اون بیمار بود
میتونیم بر اساس این حقایق که
اون مدام مُسکن و دارو میخورده
- اعتراض کنیم؟ - خانم «کودی» چهار هفتۀ پیش
ازم خواست اینا رو تهیه کنم.
اون در مورد نحوه تقسیم داراییهاش
خیلی متعادل و واضح بود.
پس ما هیچ اَدله محکمی برای اعتراض نداریم؟
بایستی اثبات کنید موقعی که داشته اسناد رو امضاء میکرده
عقلش سر جاش نبوده.
محاله عقلش سر جاش بوده باشه
متأسفم. کاری از دستم برنمیاد.
هی، این درست نیست.
میشه با این پاملا جانسون حرف بزنیم
و باهاش به یه توافقی برسیم؟
این مدت با وکیلش در تماس بودم
ظاهراً از پیامد وصیتنامه خیلی راضیـه
آره، شرط میبندم هست
اگه توی جلسه قرائت رسمی وصیت نامه حضور نداشته باشه چی؟
اون خانواده داره
اموال به اونا منتقل میشه
و حسابهای بانکی و درآمد حاصل از اجاره دادن اونا؟
همگی معلق شدن تا زمانی که تکلیف املاک روشن بشه
خب، کِی باید خونه رو تخلیه کنیم؟
حصر وراثت بین 4 تا 6 ماه طول میکشه
آره، ولی میتونه سریعتر هم باشه
ممکنه. بستگی به خانم جانسون داره.
اون صاحب همه چیزه
چیزی هست که خوشت بیاد؟
مطمئن نیستم
هفتههاست دارم میگم
مسابقات المپیک تابستانی باید
منافع و بازده بیشتری برای جنوب لسآنجلس بیاره،
و تنها چیزی که آورده پلیسای بیشتر بوده
برگردون رو کانال قبلی
میخوام آهنگ گوش بدم، خاله «بردی»
بدش من، قبل اینکه خواهرتو زخمی کنی
منو زخمی نمیکنه
خب، شاید از عمد نکنه
یعنی، از این یکی خوشم میاد
جعبه خوشگلتری ندارید؟
برای مادرمه
- پاملا! - لعنتی!
جولیا، برو صندلی عقب! همین حالا!
سرتو بدزد. برو پایین.
اوووه!
یوهو!
آره!
یالا، یالا، یالا، یالا!
چرا باید باهامون همچین کاری کنه؟
خب اصلاً چرا باید هیچ کدوم این بلاها رو سرمون بیاره؟
سوال اینه: بعدش چیکار میتونیم بکنیم؟
اون اموال مزخرفی که بهمون داده چی؟
میتونیم اونا رو بفروشیم، تا مدتی مخارجمون رو تأمین میکنه.
نه، نمیتونیم
چرا نه؟ من بچه دارم باید بهش نون بدم
چون برای پولشویی از کارهای آینده
به اون اموال نیاز داریم.
باید کاری کنیم حساب کتابها درست باشن
شاید بهتر بود از یکی از پسرعموهای پوپ میپرسیدیم
اون طلا رو کجا قایم کردن، قبل اینکه کار همهـشونو تموم کنیم.
آره، خب، خیلی دیره
اون لیست داراییهای اسمورف، همونی که وکیل بهمون داد،
تمام چیزایی که باید تحویل پاملا جانسون بدیم...
چیزای زیادی هستن که داخل اون لیست نبودن
یعنی لیست همه رو توی ذهنت داری؟
فقط میگم چیزای زیادی واسه فروختن هست که بشه گذران کرد
قبلاً این وکیل رو ملاقات کرده بودی؟
منم مثل شما امروز واسه اولین بار دیدمش
چی؟
یعنی، زنگ زد که قرار بذاره، ولی فقط همین.
هر چی تو بگی، جِی
عجب وضعیت آشفتهای
هی!
آشغال عوضی!
سلام، کریگ
اون بچه خیلی نازه
ممنون
فقط اومده بودی سر بزنی؟
نه، چندتا عوضی اهل «سیلیکونولی» توی ساحل هستن
که حاضرن به قیمتهای «سان فرانسیسکو» پول بدن، منم تو کونم عروسیـه
«رِن» ناجیـه
سلام. ساکت...
تازه خوابوندمش
آها
چیه؟
بیرون از خونه مواد جا به جا میکنی؟
تونیا بود. موردش اضطراری بود.
کوکائین اضطراری؟ امیدوارم حال همه خوب باشه
درموردش حرف زده بودیم
فقط همین یه بار بود
چندتا متخصص فنّی داشتن روی قایقـشون
پشت سر هم پوکر بازی میکردن. هر چی تونیا داشت مصرف کردن.
پس منم یه لطفی بهش کردم
آره خب، دفعه بعدی،
- جایی بهش لطف کن... - هی
که بچهام توی اتاق بغلیش...
- نخوابیده باشه. خب؟ - آروم باش. اوه، بچۀ تو؟
دیگه لطف بی لطف، باشه؟
چیه؟
هر چی داشتم خرید
5 هزار دلار
اسم قایقـشون «بایت حال حاضر»ـه
بایت، واحد ِانتقال ِداده
یا خدا
آخرین بارت باشه
بفرما، رفیق
این همونیه که فکرشو میکنم؟
باید به خاک بسپاریمش
باشه. بیا دفترم.
یه لحظهای برمیگردم
عجله واسه چیه؟
اون مُرده،
- و ما باید باهاش مواجه بشیم - من همین الانشم باهاش مواجه شدم
امروز صبح توی دفتر وکیل بودیم. تو کجا بودی؟
من... سرم شلوغ بود.
اسمورف اون وصیتنامۀ جدید رو چند هفته پیش نوشته، خب؟
No comments yet. Be the first to leave one.