Animal Kingdom

Animal Kingdom

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 5

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Animal Kingdom S05E02 WEB H264-MiNX
Animal Kingdom S05E02 WEB H264-CAKES
Animal Kingdom S05E02 WEB H264-GOSSIP
Animal Kingdom S05E02 WEBRip x264-ION10
Animal Kingdom S05E02 HEVC x265-MeGusta
Animal Kingdom S05E02 WEB H264-PHOENiX
Animal Kingdom S05E02 WEB HEVC X265-RMTeam
Animal Kingdom S05E02 WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
ناشر Hitman007
██► H1tmaN امـیـر | Bia2Movies.bid ◄◄

برچسب‌ها

webrip
web
BRip
x265
HEVC
2CH
x264
تاریخ انتشار: 2021-07-23
تعداد دانلود: 33
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫اون چیه؟

‫نسخۀ کپی از وصیت‌نامۀ «اسمورف»

‫- بهتر بخونیش ‫- این چه کوفتی‌ـه؟

‫«پاملا جانسون» کدوم خری‌ـه؟

‫آدرس فعلی «پاملا» رو دارم،

‫شماره تلفن، سوابق کیفری.

‫- قبول شدم؟ ‫- آره

‫بهم گفتن 20 سال می‌افتم زندان

‫اون یارو کارآگاهـه پیداش شد،

‫و شروع کرد به پرسیدن ‫سوال درمورد تو و برادرات.

‫خب برنامه چیه؟ «اندونزی»؟

‫موج‌سواری اونجا حرف نداره، ‫پیمان استرداد هم ندارن.

‫تنها چاره‌مون همینه؟

‫حالا با من طرفی

‫عموهات خبر دارن که قصد داری ‫اداره امور رو بدست بگیری؟

‫- خبردار میشن ‫- خیلی خب

‫بچه چطوره؟

‫گمونم بچۀ توئـه

‫حواسم جمعـه که وقتی ‫برمی‌گردید خونه همه چی واسه

‫شما دو تا آماده باشه.

‫چطور شد بهم نگفتی آنجلا رو دیدی

‫وقتی دیروز داشتم دنبالش می‌گشتم؟

‫می‌دونم اون برات اهمیت داره. ‫ولی این کاریه که اون می‌کنه.

‫مستی که می‌پره، باز برمی‌گرده سر خونۀ اول

‫درست مثل مادرم

‫با خاکسترش چیکار کنیم؟

‫اون قطعه‌ قبرها رو برامون خریده

‫جایی که جولیا رو برده.

‫ما رو هم اونجا دفن می‌کنن

‫یه جورایی واسه اسمورف خسته کننده‌ـست

‫فکر نکنم این همه جا به جا شدن خوب باشه

‫- چرا؟ ‫- فقط فکر می‌کنم که اندرو بیشتر...

‫- بیشتر چی؟ ‫- یه چیزی کم داره

‫برادرت چیزیش نمیشه

« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:

‫ترجمه از: ‫امـیـر سـتـارزاده ‫AM1Я H1tmaN

‫احتمالاً 15 دقیقه‌ای دیگه بریم

‫این زن رو چطور پیدا کردید؟

‫اون پیدامون کرد

‫اون وکیل املاک اسمورف بوده

‫لباس عوض می‌کنی یا نه؟

‫بدون من هم از پسش برمیای

‫توی این کارا واردی، نه؟

‫خب، بهتره همگی اونجا باشیم

‫کیه؟

‫الو؟

‫سلام، «کِن روبرز» هستم، ‫بازم اومدم سر بزنم.

‫«آنجلا کِین» اینجاست؟

‫«پوپ» تویی؟

‫اون دیگه اینجا زندگی نمی‌کنه

‫من افسر عفو مشروطش هستم،

‫و از آخرین باری که حرف زدیم دو هفته گذشته.

‫اگه پیداش نشه، مجبورم گزارش

‫عدم همکاری‌ـشو بدم تا ‫حکم بازداشتش رو صادر بشه

‫شرمنده. کمکی ازم برنمیاد.

‫قبلاً هم اومده بود؟

‫یه چند باری

‫آنجلا کلیدای خونه رو داره؟

‫خیلی خب، بهتره قفل‌ها رو عوض کنیم

‫می‌تونم به قفل‌ساز زنگ بزنم، شاید یارو...

‫خودم این کارو می‌کنم

‫خیلی خب

‫«برای دندون 'تیم' کمک مالی کنید»

‫این آخریش بود

‫خیلی خب، تیم 10 درصد برمی‌داره

‫به علاوه هر چی که داخل این بندازن.

‫فکر می‌کنی چقدر جمع می‌کنیم؟

‫شاید یه دو سه هزار دلاری

‫رفیق، اگه تیم رو با دو سه هزار دلار ‫از اینجا بفرستیم بره

‫بعید می‌دونم پولو خرج دندونش کنه

‫آره. من میرم.

‫کارم با وکیله تموم شد برمی‌گردم

‫هی، آدریان حالش چطوره؟

‫یه مدتی میشه ندیدمش

‫حالش خوبه. رفته سفر دریایی، و...

‫امروز از نوشیدنی مجانی خبری نیست، خب؟

‫آدمای این دوره اطراف فکر ‫می‌کنن من توی پول غلت می‌زنم

‫باشه

‫هیچ کدوممون نمی‌دونیم پاملا جانسون کیه

‫می‌دونم از تصمیم مادرتون برای

‫نحوه تقسیم اموالش ناامید شدید،

‫ولی اون این حق رو داشته ‫که هر طور دلش بخواد

‫اموالش رو تقسیم کنه.

‫اون بیمار بود

‫می‌تونیم بر اساس این حقایق که

‫اون مدام مُسکن و دارو می‌خورده

‫- اعتراض کنیم؟ ‫- خانم «کودی» چهار هفتۀ پیش

‫ازم خواست اینا رو تهیه کنم.

‫اون در مورد نحوه تقسیم دارایی‌هاش

‫خیلی متعادل و واضح بود.

‫پس ما هیچ اَدله‌ محکمی برای اعتراض نداریم؟

‫بایستی اثبات کنید موقعی که ‫داشته اسناد رو امضاء می‌کرده

‫عقلش سر جاش نبوده.

‫محاله عقلش سر جاش بوده باشه

‫متأسفم. کاری از دستم برنمیاد.

‫هی، این درست نیست.

‫میشه با این پاملا جانسون حرف بزنیم

‫و باهاش به یه توافقی برسیم؟

‫این مدت با وکیلش در تماس بودم

‫ظاهراً از پیامد وصیت‌نامه خیلی راضی‌ـه

‫آره، شرط می‌بندم هست

‫اگه توی جلسه قرائت رسمی وصیت نامه ‫حضور نداشته باشه چی؟

‫اون خانواده داره

‫اموال به اونا منتقل میشه

‫و حساب‌های بانکی و ‫درآمد حاصل از اجاره دادن اونا؟

‫همگی معلق شدن تا زمانی که ‫تکلیف املاک روشن بشه

‫خب، کِی باید خونه رو تخلیه کنیم؟

‫حصر وراثت بین 4 تا 6 ماه طول می‌کشه

‫آره، ولی می‌تونه سریع‌تر هم باشه

‫ممکنه. بستگی به خانم جانسون داره.

‫اون صاحب همه چیزه

‫چیزی هست که خوشت بیاد؟

‫مطمئن نیستم

‫هفته‌هاست دارم میگم

‫مسابقات المپیک تابستانی باید

‫منافع و بازده بیشتری برای ‫جنوب لس‌آنجلس بیاره،

‫و تنها چیزی که آورده پلیسای بیشتر بوده

‫برگردون رو کانال قبلی

‫می‌خوام آهنگ گوش بدم، خاله «بردی»

‫بدش من، قبل اینکه خواهرتو زخمی کنی

‫منو زخمی نمی‌کنه

‫خب، شاید از عمد نکنه

‫یعنی، از این یکی خوشم میاد

‫جعبه خوشگل‌تری ندارید؟

‫برای مادرمه

‫- پاملا! ‫- لعنتی!

‫جولیا، برو صندلی عقب! همین حالا!

‫سرتو بدزد. برو پایین.

‫اوووه!

‫یوهو!

‫آره!

‫یالا، یالا، یالا، یالا!

‫چرا باید باهامون همچین کاری کنه؟

‫خب اصلاً چرا باید هیچ کدوم ‫این بلاها رو سرمون بیاره؟

‫سوال اینه: بعدش چیکار می‌تونیم بکنیم؟

‫اون اموال مزخرفی که بهمون داده چی؟

‫می‌تونیم اونا رو بفروشیم، ‫تا مدتی مخارج‌مون رو تأمین می‌کنه.

‫نه، نمی‌تونیم

‫چرا نه؟ من بچه دارم باید بهش نون بدم

‫چون برای پولشویی از کارهای آینده

‫به اون اموال نیاز داریم.

‫باید کاری کنیم حساب کتاب‌ها درست باشن

‫شاید بهتر بود از یکی از ‫پسرعموهای پوپ می‌پرسیدیم

‫اون طلا رو کجا قایم کردن، ‫قبل اینکه کار همه‌ـشونو تموم کنیم.

‫آره، خب، خیلی دیره

‫اون لیست دارایی‌های اسمورف، ‫همونی که وکیل بهمون داد،

‫تمام چیزایی که باید تحویل پاملا جانسون بدیم...

‫چیزای زیادی هستن که داخل اون لیست نبودن

‫یعنی لیست همه رو توی ذهنت داری؟

‫فقط میگم چیزای زیادی واسه ‫فروختن هست که بشه گذران کرد

‫قبلاً این وکیل رو ملاقات کرده بودی؟

‫منم مثل شما امروز واسه اولین بار دیدمش

‫چی؟

‫یعنی، زنگ زد که قرار بذاره، ولی فقط همین.

‫هر چی تو بگی، جِی

‫عجب وضعیت آشفته‌ای

‫هی!

‫آشغال عوضی!

‫سلام، کریگ

‫اون بچه خیلی نازه

‫ممنون

‫فقط اومده بودی سر بزنی؟

‫نه، چندتا عوضی اهل «سیلیکون‌ولی» ‫توی ساحل هستن

‫که حاضرن به قیمت‌های «سان فرانسیسکو» ‫پول بدن، منم تو کونم عروسی‌ـه

‫«رِن» ناجی‌ـه

‫سلام. ساکت...

‫تازه خوابوندمش

‫آها

‫چیه؟

‫بیرون از خونه مواد جا به جا می‌کنی؟

‫تونیا بود. موردش اضطراری بود.

‫کوکائین اضطراری؟ ‫امیدوارم حال همه خوب باشه

‫درموردش حرف زده بودیم

‫فقط همین یه بار بود

‫چندتا متخصص فنّی داشتن روی قایق‌ـشون

‫پشت سر هم پوکر بازی می‌کردن. ‫هر چی تونیا داشت مصرف کردن.

‫پس منم یه لطفی بهش کردم

‫آره خب، دفعه بعدی،

‫- جایی بهش لطف کن... ‫- هی

‫که بچه‌ام توی اتاق بغلیش...

‫- نخوابیده باشه. خب؟ ‫- آروم باش. اوه، بچۀ تو؟

‫دیگه لطف بی لطف، باشه؟

‫چیه؟

‫هر چی داشتم خرید

‫5 هزار دلار

‫اسم قایق‌ـشون «بایت حال حاضر»ـه

‫بایت، واحد ِانتقال ِداده

‫یا خدا

‫آخرین بارت باشه

‫بفرما، رفیق

‫این همونیه که فکرشو می‌کنم؟

‫باید به خاک بسپاریمش

‫باشه. بیا دفترم.

‫یه لحظه‌ای برمی‌گردم

‫عجله واسه چیه؟

‫اون مُرده،

‫- و ما باید باهاش مواجه بشیم ‫- من همین الانشم باهاش مواجه شدم

‫امروز صبح توی دفتر وکیل بودیم. تو کجا بودی؟

‫من... سرم شلوغ بود.

‫اسمورف اون وصیت‌نامۀ جدید رو ‫چند هفته پیش نوشته، خب؟

More Farsi Persian subtitles for Animal Kingdom

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left