نخستین 200 خط.
تيــــم تــرجـــمــه ســـايــــت .:: IMDb-Dl::. .تقــديـــم مــي کــند
يك سال بعد
!مادر
!گيرت آوردم
...بسيار خب
!خودت خواستي - ...يه قدم ديگه و -
خدمت شما
!بدرفتاري والدين با بچه
اگه ول كني منم ول ميكنم - آتش بس؟ -
آتش بس
به مادر پيرت كمك كن بلند بشه
!چاخان كردم
خيلي متاسف ميشي اونكار رو نكن
به اندازه تو متاسف نميشم
جري" اومده خونه"
يالا
...يالا عزيزم
خونه شده مال جري
آره
ببخشين بانو
اينجا منزل "بليك"ـه؟ - بله -
استفاني" خونهس؟"
تو حياط پشتيـه
يه سورپرايز براش دارم - چي؟ -
يه چيزي كه هر خانوادهاي بايد داشته باشه - چي؟ -
!استفاني
ميخوام با يكي آشنا بشي
نميتونم بگم اسمش چيه چون هنوز اسمي نداره
به نظر نمياد اسم خيلي مهم باشه
وقتي بچه بودم يه سگ داشتم
نژادش خوب نبود ولي براي من "رينتينتين" بود
رينتينتين؟
خب گمونم سن تو بهش قد نميده
خب چي فكر ميكني؟ ميتونيم به اين كوچولو جا بديم؟
حتما - دختر خودمي -
ميرم تو به "كارن" زنگ بزنم و در مورد توله سگ بگم
عزيزم...چي بايد بگي؟ - "ممنونم "جري -
يكي از اين روزا اون توري رو درستش ميكنم
اميدوارم اون فكر نكنه داشتم سعي ميكردم محبتش رو بخرم
شايد دادن توله سگ كار اشتباهي بود - دادن توله سگ عالي بود -
تو عالي هستي
بهش يكم زمان بده درست ميشه
ميدونم...زمان ميبره
و زمان چيزيه كه من زياد ندارم
حس ميكنم انگار دارم مسابقهي تنيس تماشا ميكنم
استفاني چرا آروم نميشيني؟
اگه تو از خرچنگ قورباغه كشيدن دست برداري منم يورتمه نميرم
باشه تو يورتمه برو منم خرچنگ قورباغه ميكشم تا هردومون خوشحال باشيم
داشتيم...دربارهي پدرت حرف ميزديم
پدرم يه سال پيش مرد
متاسفم منظورم ناپدريته
...اگه پدرم نمرده بود
ناپدرياي هم وجود نميداشت
از اينكه مرده ازش عصباني هستي
من از دست همه عصبانيم
...عدم قبول مرگ پدر
بخشي از دليل مشكلدار بودنته
من اونقدرها هم مشكل ندارم
...سه بار تعليق سال گذشته
دوبار امسال و تازه دو ماه هم از سال نگذشته
ميدونم مشكلم چيه
اون
...اگه اون اينجا نبود
من و مامانم مشكلي نداشتيم
استف
...بايد با اين حقيقت روبه رو بشي كه
مادرت دوسش داره
اون نميفهمه
چي رو نميفهمه استفاني؟
فكر كنم وقتم تموم شده
مگه نه؟
خب جلسه چطور بود؟
خوب
گوش كن عزيزم انگار من و تو هميشه باهم سرشاخ ميشيم
چطوره سعي كنيم يكم بهتر با هم كنار بيايم؟
حتما
يه چيز ديگه و بعدش خفه خون ميگيرم
...اين خيلي براي من و مادرت مهمه كه
سعي كني امسال تو مدرسه بهتر تا كني
چي ميگي؟
!استفاني،دخلشو بيار
دخترا بيخيال بس كنين
!بسه
اين آخرين باريه كه تو كلاس منو بهم ميريزي
آقاي "كنروي" استفاني شروع نكرد
بيكر"هروقت نظرت رو خواستم،ميپرسم"
يالا،هرچي سعي كني بيشتر ازاين نميتوني خودت رو بندازي تو دردسر
املاك عقاب آمريكائي براي فروش جري بليك 5557247
خب "نورا" چي فكر ميكني؟
دوستش دارم - ميدونستم خوشت مياد -
خب اينجا جنوبيه در تمام طول روز آفتاب خواهيد داشت
تو چي فكر ميكني كدو تنبل؟ - نميدونم -
آه يه نكته رو يادم رفت بگم
اينجا تاب هم داره
منم يه دختر دارم
چند سالي از تو بزرگتره اسمش استفانيـه
"ميره دبيرستان "اكريج
جايي كه تو هم همين ...روزا خواهي رفت
بعد از اينكه والدينت خونه رو خريدن
كلاس چندمي "سيندي"؟ - سوم -
!...كلاس سوم
وقتي "جيل" كلاس سوم بود يادمه
هر روز از مدرسه مياوردمش خونه
جيل كيه؟ - دخترم -
گفتي اسمش استفانيـه
درسته استفاني
ميره دبيرستان اكريج
تو شوراي دانش آموزيه
شاگرد اوله
من خيلي بهش افتخار ميكنم
دوباره معلق شدي؟ - اخراج -
نه!ميخواي چكار كني؟
شايد مدرسه شبانه روزي
واقععا؟ - مطمئنا سعيم رو براش ميكنم -
وقتي ناپدريت بفهمه چكار ميكنه؟
منو ميكشه
اخراج؟شوخي ميكني
مدير گفت اينجوري فايده اي نداره
متاسفم مامان
دخترا اخراج نميشن
خب تموم شده كاريه كه شده
حالا
قراره واسه آينده چكار كنيم؟
ميخوام برم مدرسه شبانهروزي
ميخواي خونه رو ترك كني؟
بدون بچه به اين نميگن خانواده
فكر كنم اين براي همه بهتر باشه
براي همه بهتر باشه؟
فرار كردن براي همه بهتر باشه؟
فرار نميكنم كه
...خب
جري تو چي فكر ميكني؟
فكر نميكنم مجبور باشيم خانوادهمون رو از هم بپاشونيم مگه نه كدو تنبل؟
پدر بهتر ميدونه
كارن جوري كه بهم نگاه ميكرد ...عجيب غريب بود
انگار ميخواست منو از رو زمين برداره
مطمئنم
باشه باور نكن
باشه خب راي به چي داده شد؟
جري ترسناك قراره بذاره تو بري مدرسه شبانهروزي؟
نميدونم اون فانتزيهاي خودشو داره ما بايد مثل خانواده هاي توي تلويزيون باشيم
هميشه خندان و لبخند زنان با دندانهاي سالم
انگار به جاي بابا "وارد كيلِوِر" دارم
بايد قطع كنم جوخهي آتش رسيد خداحافظ
بيا تو
خب چشم بند من كو؟
چشم بند چيه؟
فكر ميكردم شخص محكوم هميشه چشم بند داره
...تو واقعا نميخواي خونه رو ترك كني ميخواي عزيزم؟
آره ميخوام
اينجا ديگه خونهي ما نيس
خونهي اونه
البته كه اينجا خونهي ماس
هميشه خونهي ما بوده
...من عاشق پدرت بودم
:و وقتي اون مُرد فكر كردم
خب شايد تموم شد"
شايد فقط يه بار شانس "خوشبختي داشتم
فكر نميكردم هرگز دوباره كسي رو اينقدر دوست داشته باشم
ميدونم مامان
دلم براش بدجوري تنگ شده
ميدونم عزيزم
ما با جري شانس دوباره اي داريم
اون مرد فوقالعاديه و ميخواد ازمون مراقبت كنه
...نميتوني فقط
بهش يه فرصتي بدي؟
دارم سعيم رو ميكنم
واقعا سخت دارم سعي ميكنم
فقط يه چيزي درموردش هست
خب چي؟ - ...نميدونم فقط -
...اميدوارم هنوز سر اين قضيهي
مدرسه دلخور نباشي
الان داشتيم درموردش حرف ميزديم
فردام روز خداس ها؟
يه كاريش ميكنيم
شب بخير عزيزم
شب بخير مامان
خوابهاي خوش ببيني استف
شب خوش جري
ويلبر" صفحه رو برام ورق ميزني؟"
خودت ورق بزن زبون كه داري
نه بهتره من نكنم
ديروز اينكار رو كردم و بخش كميك رو بلعيدم
باشه مثل موش كليسا ساكت ميشم
وقتي بچه بودم از اين نمايش خوشم ميومد
تا وقتي رفتم دبيرستان و فهميدم اسبها نميتونن حرف بزنن
شرط ميبندم اون موقعها با نمك بودي - آره -
دوست دارم يه عكس ازت ببينم
ديدي،نديدي؟
تو هيچوقت از گذشتهت حرف نميزني
تا وقتي با تو آشنا نشده بودم اصلا وجود نداشتم
گذشته مهمه
سعي نكن گذشته رو لمس كني
واقعي نيس
فقط يه روياس
...تنها واقعيتي كه وجود داره
اين لحظهس
من و تو
اينجا و الان
اينجا داريم چكار ميكنيم؟
No comments yet. Be the first to leave one.