Little House on the Prairie

Little House on the Prairie

دانلود زیرنویس Farsi/persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Little House on the Prairie 2026 S01E02 Soul
ناشر Soul
🔥 Soul | t.me/cinemaeticket 🔥

برچسب‌ها

webdl
netflix_synced
تاریخ انتشار: 2026-07-10
تعداد دانلود: 28
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi/persian

نخستین 200 خط.

‫اوه جورج، اینجا چیکار میکنی؟

‫- چطوری؟ چطور پیدامون کردی؟ ‫- تو بیخیال من شدی، چارلی.

‫نشدم.

‫بابا؟

‫بابا.

‫داشتی با کی حرف میزدی؟

‫هیچکس.

‫یالا، بریم.

‫مادرت میگفت تا راه افتادی،

‫نصفه‌شب نیم مایل اونورتر ‫توی جاده پیدات میکرد.

‫میگفت پاهات آروم و قرار ندارن.

‫خب، امیدوارم پسرمون به تو بره، نه به من.

‫داشتم به اسم جورج فکر میکردم.

‫خوشم میاد.

‫نمیشه نگهش داشت.

‫خبر خوبیه.

‫منتظر چی هستیم؟

‫آخجون دختره! میدونم دختره. باید دختر باشه.

‫- فکر نمیکنی دیگه نوبت یه پسره؟ ‫- نه.

‫میتونم من اسمشو بذارم؟

‫خواهش میکنم. فکر میکنی بتونم یه کم ‫پارچه متقال بگیرم و براش کلاه درست کنم؟

‫- هنوز هیچی معلوم نیست، عجله نکن. ‫- مامان!

‫تو چی فکر میکنی نیم‌وجبی؟ شرط میبندی؟

‫نه.

‫در هر صورت، خوش‌شانسه ‫که خواهری مثل تو داره.

‫- عمو جورجم همیشه اینو میخوند. ‫- با خودم هدیه آوردم.

‫قهوه، آبنبات و گل‌های وحشی.

‫بفرمایین.

‫آبنبات‌های نعنایی!

‫و اینا هم

‫برای مامانته.

‫ممنونم.

‫قرارمون اول صبح بود، مگه نه؟

‫همینطوره.

‫آره.

‫من مالمو نگه میدارم.

‫بخورش.

‫توی جیبت آب میشه و میچسبه.

‫تو نجار بهتری از من هستی.

‫تا الان راحت میتونستی یه خونه بسازی.

‫خب، همونطور که گفتم، مطمئن ‫نبودم که میمونم یا نه. آماده‌ای؟

‫ولی تعریفتو میپذیرم.

‫دائم دارم به حرفت فکر میکنم. ‫این زمین برای سکونت آزاد نیست.

‫من همچین حرفی زدم؟

‫نه، من نگفتم.

‫گفتی مال اوسیجه. گفتی برمیگردن.

‫خب، اگه مال اونا باشه پس میان.

‫یه نگاه به دور و برت بنداز، اینگالز.

‫این مهاجرها مثل آتیش دشتن. ‫جلوی آتیش دشت رو نمیشه گرفت.

‫گاوچرون‌هایی داری که از مکزیک اومدن.

‫سرخ‌پوست‌ها، دورگه‌ها و پسرای ‫پولدار خوشگل شرقی داری...

‫…قاتل‌ها و خانواده‌ها،

‫آدمای خداشناس و بیوه‌ها.

‫سربازایی داری که توی جنگ داغون شدن.

‫بفرما.

‫شاید اصلا لازم نباشه مال هیچکدوممون باشه.

‫شاید فقط بتونیم در آرامش زندگیمون رو بکنیم.

‫- امنیتش کجاست؟ ‫- هوم. کی گفته اصلا همچین چیزی وجود داره؟

‫هان؟

‫تو جنگیدی؟

‫توی جنگ؟

‫برادرام جنگیدن.

‫کوچیکترینشون 13 سالش بود، جورج.

‫فرار کرد تا طبل‌زن بشه.

‫خب، تو باهوش بودی که ‫خودتو قاطی این بلبشو نکردی.

‫کاش منم همین کارو کرده بودم.

‫یا میتونیم اسمشو بذاریم جین، مثل جین ایر.

‫یا دالی چطور، مثل دالی ‫واردن؟ و اگه چشماش آبی باشن،

‫میتونی روبان‌های صورتیت رو بدی ‫بهش. اگه قهوه‌ای باشن من مال خودمو میدم.

‫من روبان‌هامو به بچه‌ای که نمیخوایمش نمیدم.

‫من میخوامش.

‫من یه خواهر واقعی میخوام، یکی ‫که بذاره بهش خوندن و دوختن یاد بدم

‫و یکی که بذاره موهاشو ببافم

‫و باهام مهربون باشه، اذیتم ‫نکنه یا تو دردسر نندازتم

‫یا تمام توجه بابا رو ‫دائم برای خودش برنداره.

‫بابا دختر نمیخواد.

‫اون پسر میخواد.

‫فکر کنم اون موقع دیگه عزیزدردونه نباشی.

‫فکر کردم شاید شکمت قار و قور کنه.

‫بابات میگه این خرگوش ‫خوشمزه رو مدیون توایم...

‫...چون تو یه شکارچی درجه‌یکی.

‫اون پارسال برای تولدم ‫یه تیرکمون سنگی بهم داد.

‫شاید بتونی چندتا نکته بهم یاد بدی ‫تا توی تیراندازی صرفه‌جویی کنم.

‫بابا واقعا یه پسر میخواد، برای همین...

‫اگه یه برادر داشته باشم، ‫احتمالا باید بدمش به اون.

‫خب، اینجا کانزاسه.

‫تا اون بزرگ بشه، تو دیگه تفنگ خودتو داری،

‫شاید هم تیر و کمان.

‫تا حالا با تیر و کمان شلیک کردی؟

‫خب، من تقریبا با هر چیزی شلیک کردم.

‫به نظر میاد اهل ماجراجویی ‫باشی. جاده مخفی رو پیدا کردی؟

‫وای.

‫یه جاده اوسیج.

‫دشت توی تابستون قورتش میده.

‫اونا بعد از تموم شدن شکار ازش ‫استفاده میکنن تا به خونه برگردن.

‫- به کجا میره؟ ‫- نمیدونم.

‫ولی همیشه میخواستم دنبالش کنم.

‫- شاید به یه دنیای دیگه برسه. ‫- هوم.

‫اگه یه روزی غیبم زد، اینجا پیدام میکنی.

‫دنبال ته این جاده.

‫دنبال اون دنیای دیگه.

‫اوم.

‫ممنون.

‫هوم.

‫من همیشه فکر میکردم همسرم ‫بهترین نون ذرت دنیا رو درست میکنه،

‫ولی باید تجدید نظر کنم، مری.

‫ممنونم.

‫به سلامتی دوستای جدید.

‫ممنون.

‫خب، یکی بهم گفت ویولن میزنی.

‫من گندم کرم‌زده‌تو نمیخوام، ‫من جوی تو رو نمیخوام

‫من نیم‌ساعته یه کم آرد ‫میگیرم و برای چارلی کیک میپزم

‫چارلی، اون یه پسر خوبیه، چارلی خیلی شیکه

‫هر وقت میره به شهر، برای دخترا آبنبات میاره

‫من گندم کرم‌زده‌تو نمیخوام، ‫من جوی تو رو نمیخوام

‫من نیم‌ساعته یه کم آرد ‫میگیرم و برای چارلی کیک میپزم

‫هی!

‫فردا میبینمت.

‫- آقای ادواردز! ‫- هی.

‫- هی! ‫- هی. هی. هی. سلام. سلام.

‫بیا اینجا.

‫آره!

‫خودشه. تا جایی که میتونی سفتش کن.

‫نه؟

‫- آقای ادواردز! ‫- هی!

‫کارت خوب بود.

‫ممنون.

‫هوو. هوو.

‫- ممنونم. ‫- آره.

‫آره.

‫هی.

‫- با اونا دوستی؟ ‫- آره هستم.

‫من اون دختره رو میشناسم.

‫اسمشو نمیدونم، ولی عروسکشو پیدا کردم.

‫مامان میگه نباید برم ‫ببینمش، چون دردسر نمیخواد.

‫خب، اسمش عقاب خوبه(گود ایگل). ‫فکر کنم از هم خوشتون بیاد.

‫یه سری بچه گربه هم به دنیا اومدن.

‫هنوز خیلی کوچیکن که از مادرشون ‫جدا بشن، ولی شاید بخوای بیای ببینی،

‫یکیشو انتخاب کنی.

‫عقاب خوب میخواد یکی ببره

‫شاید بتونین با هم انتخاب کنین

‫از بابات میپرسم باشه؟ ‫فقط بسپارش به من

‫کارولین اینگالز

‫جما جیمز

‫کلاغا خبر آوردن که ‫روزای سختی رو میگذرونی

‫پس با خودم گفتم ‫بهتره درست و حسابی خودمو معرفی کنم

‫براتون کادو آوردم

‫خب ممنونم این... خیلی لطف داری... ام...

‫- قهوه میخوری؟ ‫- اوه آره

‫البته از ترک سنت لوئیس متنفر بودم ‫اما شوهرم مرد راه آهنه

‫- و هرجا اون بره منم میرم ‫- درکت میکنم

‫اینجا میتونه خیلی دلگیر باشه ‫نه اجتماعی نه امکانات اولیه ای

‫به نظر میاد مردا براشون مهم نیست مگه نه؟

‫نه

‫به خاطر همینه که زن ها ‫باید دست به کار بشن

‫انجمن بانوانمون ‫نقشه های بزرگی برای ایندپندنس داره

‫یه کلیسا یه مدرسه یه کتابخونه ‫و یه انجمن مبارزه با مشروبات الکلی

‫حتی داریم سعی میکنیم حق رای بگیریم

‫تو ویسکانسین ‫معلم بودی مگه نه؟

‫- آره قبل از اینکه بچه دار بشم آره ‫- تا حالا دلت براش تنگ شده؟

‫دلم برای خیلی چیزا تنگ شده

‫خواهرام مادرم خونه ام

‫جایی که بهش تعلق داشته باشم یه پای سالم

‫تنها نیستی

‫همه مون دلمون واسه زندگی قبلیمون تنگ شده

‫ولی میتونیم یه زندگی جدید بسازیم مگه نه؟ ‫یه زندگی بهتر

‫- امیدوارم ‫- هوم

‫اوه نسوزی

‫میبینم که جان ادواردز ‫براتون کار میکنه

‫هوم آره ‫اون و چارلز با هم معامله کردن

‫وقتی کار این خونه تموم بشه ‫شروع میکنن رو خونه اون کار میکنن

‫مثل یه منجیه نجات دهنده بوده دخترام عاشقشن

‫هوم آره

‫من اگه جای تو بودم مراقب میبودم

‫مطمئنم دلم نمیخواد ‫پشت سر کسی حرف دربیارم

‫اما اون مردی نیست ‫که بخوای دور و بر خانواده ات باشه

‫مشروب میسازه ‫خودشم زیاد میخوره

‫نمیتونم بگم چند بار ‫آدما تو خیابون اصلی

‫مست و پاتیل پیداش کردن

‫فقط چون وسط ناکجاآباد ‫گیر افتادیم

‫دلیل نمیشه ‫ارزش هامون رو زیر پا بزاریم

‫موافق نیستی؟ ولی شاید من اشتباه میکنم ‫شاید آدم دیگه ای شده

‫من کیم که قضاوت کنم؟ ‫میزاری بازم بیام پیشت کارولین؟

‫البته آره

‫اوه

‫و نگران نباش یه مرد جوون میشناسم ‫از یه خانواده خیلی محترم تو بوستون

‫که میتونه تو ساخت خونه به شوهرت کمک کنه

‫فقط کافیه لب تر کنی

‫اوه

‫- ممنون ‫- آره البته

‫- خوبی؟ ‫- ببخشید ببخشید

‫بی دقتی کردم

‫- میخوای استراحت کنی؟ ‫- نه نه بیا ادامه بدیم

‫آره

‫آقای ادواردز؟

‫آره؟

‫اتفاقی درباره پسره تو فروشگاه ‫چیزی میدونی؟

‫کیلب؟

‫چند ماه پیش لاغر و داغون ‫پیداش شد امیلی هم بردش پیش خودش

‫زیاد حرف نمیزنه ‫ولی شطرنجش خیلی خوبه

Little House on the Prairie subtitles in other languages

More Farsi/persian subtitles for Little House on the Prairie

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left