نخستین 184 خط.
"دیگه نمیتونم "مامان .باید یه کاری کنیم
نمیتونی دیگه اینکارو انجام بدی .و وانمود کنی همه چیز درسته
'چون درست نیست ... درست نیست
.کافیه بهتر باشیم
اگه کاری نکنیم٬ مثله همین٬ همینجا میمیریم
اگه برای خودت اینکارو نمیکنی .پس برای من انجامش بده
متــرجم : رضــا.ب
لعنتی.. پاشو
"والتر"
چی شده بود مامان؟
- یهو ترکید -من..میدونم ولی چطور؟
داشتم اون گوشت اضافی رو میپختم
تو ورق های فلزیشو کندی؟
- .نه -چیزی نیست..مامان
-.متاسفم - چیزی نیست٬ مامان گریه نکن
فکر میکنی چی کار میکنی؟ بوکانان؟
ناهار میخورم
انگار که لباسات قراره ریشه بده بیرون
میدونی؟ مشاورا واقعا باید با زمان اینده مقابله کنن
نه با زمان حال
اره و خب وقتی که دانش اموزی شروع به روییدن کنه .. اینجاست که بلند میشم
ایندت به یه برنامه ریزی عالی بستگی داره
دانشگاه عاشق سوپ نیست که
وقتشه جدی باشی بوکانان
بهتون گفته بودم٬ خانم پارکر سنگ کیسه صفراست
قرار نیست که تب کنم
نمیتونه سنگ کیسه صفرا باشه تو خیلی جوونی
هرچی هست بدشانسی اتفاق افتاده ... این
۹۹ شما خوبید ..دختر خانم
نمیخواید بزاریدش رو شانس که ممکن باشه واگیر دار باشم؟
چیه؟
اه٬هیچی
تو سنگ کیسه صفرا داری؟
من هفته قبل انفولانزا داشتم
باید دیگه رفته باشه
"هاردی" روده هات چطورن؟
-به صورت استاندرارده -هنوز اسهال داری؟
..نه
واسه قبل بوده
واسه قبل بوده
من..نمیدونم چرا اصن کشیدش وسط
یه هفته پیش یه سفر به مزرعه بود
داستانش طولانیه ولی خوب همه الان خوبن
"تو چطور؟"لیک
خب .. مامانم تو ترکیست و بابامم که تو ارامگاش خوابیده
مطمئن باشم که میتونید مراقب خودتون باشید؟
بله
فردا میبینمت
حس...حس بهتری دارم
زودباش . والت
زود باش
- زود بهش غذا نده باد میکنه
نمیکنه
دارم میشنوم که داره سریع میخوره والتر عزیزم
اون خوبه مامان .چیزی نیست واقعا
مامان .. ما راجب سیگار تو خونه حرف زدیم درسته؟
والتر حرکاتش خنده داره حرکاتش خیلی خنده داره
میدونم٬ اره
من چکش کردم نگران نباش
قسم میخورم که شام درست کردم
نگرانش نباش .سر کار خوردم
نه ٬ نه ٬ نه من یه چیز خاص درست کردم واست
- مجبور نیستی .. واقعا - دارمش
هاردی٬ نمیدونم چی بگم
یه توموره که فشار میاره به عصب ها
که باعث برگشت سرطان میشه
والتر .. مثه اینکه زندگی عالی ای داشته
خیلی بهش عشق ورزیده شده
این مشکل سگ هاست زیاد زنده نمیمونن
ببین..من میدونم که تو میتونی درستش کنی
حله؟ این سول نبود
همسایم .. فرانکین رفت استخوانپزشکی واسه تعویض ران استخونش
والتر یه نیمی از سالمندانه
اگه میخوای عمل جراحی کنی من سریعا انجامش میدم
و تو دو هفته اون نمیتونه راه بره
باشه پس چقدر هزینش میشه؟
دور و ور $10,000.
ببینم کاری هست ک بتونیم به عنوان پرداخت ازش استفاده کنیم؟
-داری اشتباه میزنی - فرقش چیه؟
یه راه درست هست و یه راه اشتباه
کی راجب یه چیز کوچولو اهمیت میده؟
من
من تو این تخت میخوابم
مطمئنی؟ که فقط یه داوطلب نیستی؟
من یه داوطلبم و اونا یه تخت بم دادن که بخوابم
بیخیال ؟ واقعا؟
.اره
خب .. کار تو چیه؟
من رقاصم
اشتباه برداشت نکنیا
ولی راهت خیلی سکسیه تا تو این موقعیتت
از صحنه میترسم
ترس از صحنه توضیحش نمیده
من یه راه جالب واسه این کار دارم
خیله خب
قراره منفجرت کنه
خیله خب دو سرشو بگیر
فقط بگیرش
خرابش که نمیکنی بیخیال
نمیکنم .. با من
فقط ببینش
خیله خب تا سه میریم باشه؟
یک٬ دو٬ سه
بد نبود
باحال بود
باحال؟ این عالی بود
من اینجام به سوالت جواب بدم
پس تو یه بیمار روانی بودی
همون اعداد و ارقام ...
میبینم که کم حرف ترین فرد ما رو بازدید کردی
خب نه هنوز راستش من هاردیم
از دیدنت خوشبختم هاردی بو"هستم"
باید یه ثانیه بدزدمش
باشه .. اره
اره .. میشه؟
اوه میخوای اینجا بدزدیش؟
- اره یه کم به ما .. - باشه
- مرسی - کاری... نکردم
پسره تو اتاق ضبط همون پسره ..
فکر کنم برگرده
باور نکن هر چی که میگه
نمیخوام .. ولی چیزایی که میگی لامصب خیلی سنگینه
تو یکی از اون ادم خوبایی درسته؟
اره
فقط واسه من واستا باشه؟
باشه .. میخوای چی کار کنی؟
قراره از اینجا بزنم بیرون این کاریه که میخوام کنم
- مجبور نیستی اینکارو کنی - مشکلی نیست ... ممنونم
خیله خب فکر کنم دیگه ماله منه
- کجا میری؟ - خونه
حونت کجاست؟
شرق
اونور
بنظر باحاله
فقط .. اره خیلی باحاله .. جالبه
فکر میکنی بتونم باهات بیام خونتون؟
اونا واسه امشب سراغ تختا نمیان منم یه جورایی گیرم
واقعا؟
چرا که نه؟
خب تو میتونی مثه یه بیمار روانی باشی
یه دیوونه روانی ؟ - بنظرت درسته؟
ولی خب من میتونم یه متجاوزگر کاملا متوسط باشم
مخالف یه متجاوز واقعا خوب؟
فقط میخوام که بگم که میتونم یه متجاوز باشم
من میبرمت
باشه
-اره؟ - اره
حتما چرا که نه خیلی خوش میگذره
فقط بد برداشت نکن
فکر کنم فکر بد رو از اول برداشت کردم
ابن والته
سلام والتر
خیلی نازی
خدایا تو بم نگفتی بودی که مهمون داریم امشب
-منو ببین - تو عالی بنظر میرسی مامان عالی هستی
بو .. مامان مامان.. بو
- از دیدنتون خوشبختم - همچنین
بو .. رقاصه
اون همیشه همچین خیال هایی داشته
حتما
بو قراره امشبو پیش ما باشه
- اگه مشکلی نداشته باشه - البته که مشکلی نداره
تو اولین دختری هستی که اصن هاردی اورده
این حقیقت نیست بیا
خب
روزت چجور بود؟
-گه بود - اوه
جلو دوست دخترت نه عزیزم
-اوه ... ما نیستیم -مگه اینکه ...
نه
.باشه
تو نمیری به مدرسه هاردی میری؟
نه من مدرسه نمیرم راستش دنبال کارم
اوه میدونم خیلی سخته
تو چه خطی از کار هستی؟
گفته بودم بت که مامان
-اون رقاصه - خب بدن زیبایی داری
مرسی لورنا
خب پس شما دوتا چیزایی جلوگیری هم میپوشید (کاندوم)
بیخیال مامان .. بیخیال
تو انجام این کار تو هیچوقت نمیدونی
اصلا با عقل جور در نمیاد
مگه چه کاری نیاز به چیزای جلوگیری داره
همه کارش نیاز به این جلوگیری داره
No comments yet. Be the first to leave one.