نخستین 200 خط.
« تـسخـیـر »
ترجمه و تنظیم از: حــامــد
کاربوندیل، ایلینوی» «خوابگاه دانشجویی
هارپر!؟
شوخیت گرفته؟
این یارو خیلی روانیه!
نمیدونم چرا دارن یهجوری رفتار میکنن
که انگار این مساله یه مشکل نیست
آخه مزخرفه
پسره به معنای واقعی دیوثه
اون لیاقتش خیلی بهتر از اینه. اون نیازی به مفتش نداره
اون الانشم یه مفتش داره
بله؟
سلام
الان دوست پسرت یه کدو کوبید به درمون؟
چی؟
اون از این کارا نمیکنه
نه، نه، نه مزخرفه
بیلی
نه، همین امشب با این کثافت بهم میزنی، خب؟
نکن!
« تموم شد »
بیلی، نکن!
همه چیز مرتبه
اون دایم الخمره هارپر
میخوای بدونی از کجا اینو میگم؟
چون اون دایم الخمره
ببین، من فقط دارم میگم دیشب اومدم توی اتاقت
تا یه سری جواهرات واسه لباس هالووینم بدزدم
و توام بیهوش بودی
مواظب باش. اون مال مامانمه
هارپر، تو صورتت کبود بود
تو کبودی میبینی؟
یه بادکردگی کوچیکه، که بدلیل خون مردگی دور چشمه
بهرحال باید با ما بیای بیرون...
جریان دوست پسرت رو از ذهنت بیرون کنی
من لباس ندارم. بدون لباس عجیبه
هالووینه ها
عجیب بودن درسته
خوشمزست
چه نوع مشروبی داریم؟
ودکای عنکبوت
چرت نگو!
نه جدی میگم، تایلندیه
توی هر بطری یه عنکبوت مخصوص میذارن
نمیخوای بهش دست بزنی؟
نه، میدونم هالووینه. چنین کاری نمیکنم
جدی میگی؟ هنوز از عنکبوتها میترسی؟
آره
خانوما، بگین "هالووین مباااارک"!
هالووین مباااارک!
اوه خدای من نیتان!
نیتان!
سلام، چه خبرا؟
- چطوری؟ - تعجب کردم که پیدام کردی
- اینجا دیوونه خونست... - وای خدای من
تای هافمن!
- چه خبر؟ - چطوری؟
سلام
سلام
چیزی میخواستی؟
چی؟
اوه، الان داشتی با دوستم صحبت میکردی،
و بعدش اشاره کردی که بیام
اوه نه، متاسفم
داشتم درخواست یه نوشیدنی دیگه میکردم
- بفرمایید - ممنونم
خیلی متاسفم...
نه اشکال نداره. خب وایسا ببینم
تو... تو بیلی رو میشناسی؟
آره، آره سال اول با هم آشنا شدیم
یکی از شاگردای کلاس یوگاش هستی؟
- نه - نه؟
من... هم خونهایشم... هارپر
اوه آره، درسته راجع بهت شنیدم
اوه جدی؟ چیا شنیدی؟
- هالووین مبارک! - هالووین مبارک!
- ترسیدی؟ - آره
آره، خب، تعجب کردم که تا حالا همدیگرو ندیدیم
زیاد بیرون نمیام
منم زیاد بیرون نمیام
یه نفر بهم یادآوری کرد که هالووینه
حدود ربع ساعت پیش،
منم از تخت اومدم بیرون و چماق شانسم رو برداشتم
یجورایی از این چیزا متنفرم
آره خب حداقلش تو یه لباس داری
چی داری میگی؟ خودت یه لباس داری
اگه... اگه اشکال نداره، میتونی اینکارو کنی و...
بووم، ببین... شنل قرمزی شدی
- مزخرفه! - اوان
حالم از این کوفتی بهم میخوره!
چه غلطی میکنی رفیق؟
- واقعا متاسفم - لعنت به این نمایش تخمی
الان مثلا تو چی هستی؟
منظورت چیه چی هستم؟
نیمهی جلویی یه انسان هزارپام
اون دوتا گذاشتن رفتن
واسه همین الان میخوام برم قدم بزنم، شبیه یه کله خر بنظر بیام
اوه حالا شبیه یه کله خر شدی؟
رفتن چون نمیخواستن تمام شب کون لیسی کنن؟
نه
شاید رفتن چون ایجا بارش مزخرفه
گمونم فقط داشتن سربسرت میذاشتن رفیق
« لباسمو حدس بزن »
« درخواست تاکسی مقصد: خونهی مامان »
سلام
دیدم اومدی سمت خروجی
داشتم نگرانت میشدم که رفتی
تیم بدترین لباس رو بعنوان پاداش بهم داد
به خودم گفتم اینو با نائب قهرمان سهیم بشم
نمیدونستم هنوز توی تیم هستی
فصل قبل توپ بیسبال خورد به صورتم
استخون گونهام رو از سه جا شکست
حالا روی نیمکت میشینم
خب مشخص نیست
تو چی؟
چی؟
تا حالا اتفاق ترسناکی واست نیفتاده؟
منظورم هالووینه، ها؟
داستانهای ترسناک، همینکارو میکنین دیگه...
واسه همدیگه داستانای ترسناک میگید
مثلا چی، راجع به زندگیم؟
آره. هیچ چیز ترسناکی تا حالا واست پیش نیومده؟
نمیدونم
آخه کودکی خیلی خوبی داشتم
رابطهی خیلی خوبی با پدر مادرم داشتم
خب، قبلا رابطهی خیلی خوبی باهاشون داشتم
منم زیاد با پدر مادرم صحبت نمیکنم
گمونم باید برم
گمونم بهتره بمونی
وایسا. بعدش کجا میریم؟
- هزارتوی ذرت تسخیر شده تا دیروقت بازه - نه
آره! بازیگراش رو میشناسم!
نه اونجا پر از انگلـه
دخترداییم کیم... بازرس بهداشته
و بهش نمرهی D داره
چرا نریم از رستورانهای سیار توی محوطهی دانشگاه غذا بگیریم
یه فیلم ترسناک توی نتفلیکس ببینیم، آره؟
- رفیق، غذا رو پایهام - منم گشنمه
بچهها، بچهها، بچهها!
یا...
میتونیم بریم به یه خونهی تسخیرشدهی خفن
- آره - خونهی تسخیر شده
- آره - نه!
- من خوشم نمیاد - بیاید اینکارو کنیم
خب، توی این ناحیه حداقل 5 تا خونهی تسخیرشده هست
یه نفر یکیشو انتخاب کنه شاید امشب یکم بهمون بچسبه
بزن بریم
وایسا اوان، چکار داری میکنی؟
دارم شهریهام رو پرداخت میکنم
هی بچهها، آب میخواید؟ کسی میخواد؟
- آره - آره آره آره
آبنبات نعنایی هم هست
- اوه ایول - ایول
این چه کاریه؟
اون آب معدنی دسانی و آبنبات دارچینی نعنایی بود
آره، نه، اگه فکر کردی ما بهت پول میدیم
تا ما رو ببری به اون خونهی تسخیرشده که خودت میخواستی بری...
من توی امر همسفری و اشتراک خودرو حرفهایم
نمیتونم چون رفقای من هستین مفتکی سوارتون کنم
- اوه خب - در حق مشتریهایی که پول میدن بی انصافیه
بحثم سر عدالت و انصافه
- همیشه همینطور بوده - بایدم منصف باشی
پنج ستاره هستم جیـگر!
خوشحالم که درک میکنی. چکار داری میکنی؟
نه! هی! چه غلطی میکنی رفیق؟
خب بچهها
یه "جیسیس" بعد از آسیاب هست
به جیسیس نمیریم. نه
- زیاد رفتیم - راست میگه
باشه یکی دیگه پیدا کن
یکی دیگه پیدا میکنم
هی اوان، میشه اون جلو دور بزنی؟
- ها؟ - اون جلو دور بزن
آره
وایسا ببینم، کجا داریم میریم؟
آره هارپر، کجا داریم میریم؟
کسی دنبالمونه؟
امشب توی بیمارستان خونهی تسخیرشده نیست؟
آره هست ولی دوس ندارم
با نمرههایی که گرفتم اونجا سروکلهام پیدا شه
اوان، چه خبره؟
هارپر فکر میکنه کسی دنبالمونه
نه، فقط...
کسی اون وانت رو که از بار دنبالمون میکرد دید؟
این یکیو نمیشه بیخیال شد
شبیه همونیه که توی آگهی اوان بود
اوان، اگه جاش مزخرف باشه تقصیر توئه
بچهها عاشقتونم ولی من نیستم
باید صبح ماشینمو تعمیر کنم
گور پدر ماشینت! اینجارو بچسب!
بچهها، توی "یلپ" فقط یه نظر داره «اپلیکیشنی برای نظردهی به کسب وکارها و مکانها»
اوه ولی میگه که درآمدش میرسه به صلیب سرخ، پس باحاله
میدونی چیه؟ من با بیلی موافقم
گمونم داره دیر میشه
شاید بهتره...
هارپر، قول دادی امشب خوش بگذرونی
متنفرم از وقتایی که قول میدم
- اوه سرم! - اوان کجاست؟
وایسا. صبر کن
No comments yet. Be the first to leave one.