نخستین 200 خط.
ببینین عمو جویی چی پیدا کرده
مدرکـه کاغذی
خیلهخب، بزار ببینم این تو چی داریم
این دیگه چیه؟ یه شتر لاما؟
آلپاکا
شهردارـه شهر بود مرده
پسرمون، پسرش رو توی انتخابات شکست داد
و حالا پسر ما شهردار جدیده
چی؟ اگه جزئیاتش رو ندونی، احمقانه به نظر میاد
اوه پسر
یکی از تو بدش میاد
اینو نگاه کن
یا تمام پیامبرا
به نظر میرسه چیزی که آرزوش داره رو پیدا کردیم
رفیق، اون مخش تاب داره
همینو بگو باهات ارتباط هم برقرار کرد؟
یهخورده
بزن بریم، بزن بریم زودباشین، زودباشین، زودباشین
سرها بالا، سرها بالا
...مارتین، اون پنگوئن رو وارد بازی کن
یا میکشمت بیرون
زودباش
برو بریم
اون دیگه چه کوفتی بود؟ خطای خط؟
اون توی آفساید بود
پنگوئنـه توی آفساید بود، نه اون
بیخیال مربی، اطرافت رو یه نگاهی کن برای کی داری خودت رو جر میدی؟
یکم خوش بگذرون و منو تاد صدا بزن
گوه بخور تاد
بزن بریم، بزن بریم من دارم رقصیدن زیاد میبینم
ولی اسکیت کردنی نمیبینم
مربی، من...من یه ثانیه وقت میخوام
هی، ممنون که جواب تماسم رو دادی
گوش کن، ازت میخوام یه لطف بزرگ در حقم کنی، باشه؟
...من یه دوستی دارم
برای اون گوی بجنگ
...و امیدوار بودم که شاید بتونی
مکالمههای تلفنی اون رو شنود کنی
بیخیال، خطای خطـه
اون جواب متقابلت رو ببر شهر خودتون لوس-ایلا (شهر واسیلا در آلاسکا
نه، نه
...من من فقط دارم کمکش میکنم
من کمک مربی و دوستش هستم
بزن بریم، بزن برین، بزن بریم
ازش جدا شو، ازش جدا شو ازش جدا شو، ازش جدا شو
خشونت، شد 5تا
چی؟ اون لعنتی روی من افتاده بود
این محوطه منه
این محوطه منه لعنتی
دختره درست مثل پدرشـه
از محوطه من برو بیرون
پارکر پاشو
برو و برای خواهرت توی محوطه بشین، میشه؟
باید حتما توی زمین باشی تا بتونی خطا بگیری
برو توی محوطه بشین
دارم میرم، دارم میرم
هی، محافظ اسکیت رو دربیار
خدای من، کی با محافظ اسکیت میکنه آخه؟
من جدا دارم با نیت آشنا میشم
اون واقعا داره بهم اعتماد میکنه
...و عجیبیش اینه که
اون آدم احمقی که فکر میکردم نیست
راستش اون پدر خوبیـه
و یه مربیـه کاردرسته
میشه خواهشا یکم حرفهای باشی؟
اون یه هدف تحت نظارته
فقط اون شنود تلفنی رو برام جور کن
من الان خشونت رو بهت نشون میدم تاد
اوه خدای من، باید قطع کنم
من توی خونهت بودم تاد از اونجا نمیشه روسیه رو دید
اون هیچوقت این حرف رو نزد
ترجمه از احمد007
لعنتی
نیت
لعنتی
سلام عزیزم، حالت چطوره؟
افتضاح تو...سفرت چطور میگذره؟
خیلی خوبه، اوقات خوشی داریم
با اینکه خیلی ریدهمانیم، ولی همه روحیه خوبی دارن
درسته بچهها؟
هی گوش کن، داشتم فکر میکردم
...شاید بعد از شیفت فردام
بتونم بیام آنکوریج تا شماها رو ببینم
چی گفتی؟ تصویرت قطع و وصل میشه عزیزم
من که تکون نخوردم
من هیچی از حرفات رو متوجه نمیشم بیا با بچهها حرف بزن
...نه، نه، من میخواستم
سلام سلام آقای شهردار
سعی کن یه جای دیگه برای حرف زدن پیدا کنی تصویرت قطع و وصل میشه
آره، همونطور که گفتم من تکون نمیخورم
شاید بهتر باشه شما تکون نخورین
ما نمیتونیم تکون نخوریم
ما سوار اتوبوس هستیم رفیق
داریم میریم بلندیهای اسکاتلند
اون کیه؟ اون کیه؟
این لهجه اسکاتلندیـه
میدونی، همون لهجهای که ما نمیتونیم انجامش بدیم
نه، اینو میدونم میدونم اون لهجه اسکاتلندیـه
ولی کی داشت با اون لهجه حرف میزد؟ من بودم
نه، اون یه صدای زن بود
اون ایدی بود
کی؟ تو ایدی رو نمیشناسی؟
نه حق داری، از کجا باید اونو بشناسی؟
بابا اون رو همسر هاکیای خودش صدا میزنه
اون خیلی باحاله عاشقش میشی
اون توی گفتن لهجهها رودست نداره
...خب، منم توی لهجهگویی
خیلی بدک نیستم، اینو گوش کن
...غذای هندی
...بخور، بخور اوه لعنتی
معذرت میخوام، سلام عزیزم بهت خوش میگذره؟
داری موسیقی گوش میدی این حرکتت جدیده
آره، ایدی بهم اجازه میده به مجموعه موسیقیـه فیلم و تئاترش گوش کنم
اون معرکهست من هم دارم از مجموعهش لذت میبرم
ولی به پسرهای شهر چیزی نگو
هر اتفاقی که توی آنکوریج بیفته توی همون آنکوریج میمونه
امیدوارم زودتر حالت خوب بشه عزیزم
میخوای زنگ بزنم مویشا برات سوپی چیزی بیاره؟
شاید یه نصفـه ساندوچ تن ماهی؟
نه، نه، نمیخوام
نیت هنوز اونجاست؟
میتونم با نیت حرف بزنم؟
سلام، سلام
میتونی مربی نیت رو صدا بزنی؟
مربی نیت رو میشناسی؟
مربی نیت
با مربی نیت کار دارم
اون پیش ایدی، مربیـه کون خوشگلمونه
آ...چی چی؟
اون جلوی مربی نیت خم میشد
مربی نیت خوشحال به نظر میرسه درحالیکه اون هیچوقت خوشحال نیست
زنه یه شرت آبی داره
...عزیزم میتونی دوربین رو بچرخونی
تا منم بتونم ببینم چی رو داری نگاه میکنی؟
نیت
هی نیت
خیلهخب، خداحافظ
نه، نه، نه، نه
اوه، شوخی خوبی بود
شوخی خوبی بود
...من...من...من
باورم نمیشه هنوز با رابین آشنا نشدی
همین الان پشت خط بود
هنوز دارم با لهجه اسکاتاندی حرف میزنم، نه؟ لعنتی
باورم نمیشه که تا حالا نیومده یکی از بازیهای ما رو ببینه
اون هاکی دوست نداره
به نظر میرسه یه جندهگویـه یخزده باشه (شوخیـه هاکیای کرد
حرفت تند بود ...به نظر یه خانمی میاد که قدر
آره
جاده پُر دستانداز
آره، درسته
آره
سلام، سلام
میتونی نیت رو برام صدا بزنی؟
اون و ایدی مشغول حرف زدن با لهجه هستن
خیلهخب باشه، این لهجه رو به اون نشون بده
چون منم کارم درسته
تماشا کن
جان دانبار
...جان دانبار تان
تف توش
هی، بابت اون شنود تلفن باهات تماس گرفتم
نظرم عوض شد
نمیخوام توی کاری عجله کنم
میخوام بگم، اون هنوز یه مظنونـه
...ولی گمونم بعضی وقتا به آسونی فراموش میکنم
که اونم یه آدمـه
و آدم جالبی هم هست
سلام سلام
لازم نیست بخاطر من تماست رو قطع کنی
نه
اومدم بیرون تا توی بدبختیهام غرق شم
آره نه، دیگه حرفم تموم شده بود
دوستپسر سابقم بود من هیچوقت باهاش کنار نیومدم
اون متاهل بود
با کارش ازدواج کرده بود چی بود؟
اون با کارش ازدواج کرده بود
منظورم اینه که شغلش چی بود؟
آهان، گرفتم چی میگی
اون تو کار اجرای قانون بود
خوبه، کدوم قسمتش؟ آره
...آ
اون پلیسـه کامیونهاست پلیس کامیون؟
آرها اصلا نمیدونم اون چی هست
درست شبیه آسپسـه
ولی برای کامیونهاست
میدونی، اگه یه چیز از زندگی کردن در اینجا یاد گرفته باشم
اینه که لازم نیست از خودت داستان بسازی
اینجا کسی به کارهایی که توی 48 تا ایالت اصلی انجام دادی اهمیتی نمیده
فقط خودت باش خودم باشم؟
آره این منم، فقط...
آخه اینجا جای عجیبیـه
الان ساعت 11 شبه، ولی انگار لنگ ظهره واقعا هست
تنها راه دوام آوردن در اینجا اینه که ناراحتیهات رو با آبکی فراموش کنی
آره بهترین شراب جعبهای آلاسکا
یکم میخوای؟ آره، آره لطفا
فقط بهترینها چیزا رو بهت میدم بیا، بزار کمکت کنم
فردا بازیـه مهمی داریم میدونم
درسته؟
خیلهخب حرف نداره
No comments yet. Be the first to leave one.