نخستین 200 خط.
اگه همین حالا به ما ملحق شدید
باید بگم از ساعت 5 به بعد خبرها یه کم هیجان انگیز شده
پس بریم تازه ترین خبرها رو با تیلور کِلی شروع کنیم
تیلور از دنیای بیرون چه خبر ؟
اِن و دوایت ترافیک وحشتناکی باعث شده که
از ده دقیقه قبل ماشین ها در اتوبان ایست کامل داشته باشن
ولی از مرکز کنترل ترافیک به من اطلاع داده اند که این ترافیک مایل ها ادامه داره
تمایل دارید بدونید چرا یه دفعه همه چی متوقف شده ؟
به خاطر این خانوم ، اسمش رو نمی دونیم
ولی می دونیم که ایشون به شدت تلاش می کنه
توجه شخصی به نام نورمن رو به خودش جلب کنه
اولین مامور نزدیک به صحنه فوراً خودش رو به اینجا رسونده
و خوشبختانه برنامه ای در نظر دارن که این خانم رو
از اون بالا به پائین بیارن و راه رو باز کنند
گزارش زنده با تیلور کِلی
از برنامه اخبار صبحگاهی شبکه 8
عمرا پائین نمیام! تا زمانی که نورمن نیاد... پائین نمیام
و سعی نکنید به اجبار منو پائین بیارید !
کسی شما رو مجبور به کاری نمی کنه
ما فقط میخوایم باهات صحبت کنیم
اسمت چیه ؟
لولا
لولا
اسم من آتینا ست
- مشکلت چیه ؟ - مشکلم ؟
مشکلم اینه بعد از 30 سال که از ازدواجمون میگذره
من حتی نمیتونم 30 ثانیه توجه شوهرم رو به خودم جلب کنم
یه جوری رفتار می کنه که انگار من نامرئیم
ولی من نامرئی نیستم
من اینجام ، لعنتی
نورمن ، منو ببین !
می بینی ؟
اوه محض رضای خدا
قطعا نامرئی نیست
لطفا می تونید نورمن رو قبل از اینکه
دیونه بازی در بیاره پیدا کنید ؟
باور کردنی نیست
بعد از سی سال که از ازدواجمون میگذره...
من نمی تونم 30 ثانیه توجه شوهرم رو جلب کنم
سلام خوبید ؟ میشه به من...
یه شیرینی و یه لیوان بزرگ قهوه بدید ؟
می دونید چه خبره ؟
یه خانوم فکر می کنه که شبکه های اجتماعی به اندازه کافی عمومی نیست
و هم زمان داره از زندگی متاهلیش انتقاد میکنه
اوه ، نه
یه نفر به اسم نورمن گند زده به زندگیش
نورمن منو می بینی ؟ منو الان ببین
خدای من
911 ، مورد اورژانسی تون چیه ؟
اون همسر منه ، عقلشو از دست داده
اون توی بزرگراهه
نورمن ؟ شما هستید ؟
بله من نورمن هستم
نورمن ، کجایی ؟
توی ترافیک گیر کردم
یه خروجی به سمت جنوب هست
من یه نفر رو دنبالت میفرستم
لولا یه خبر خوب
ما شوهرت رو پیدا کردیم ، تو راهه اینجاست
تا زمانی که نیاد منو ببینه از اینجا پائین نمیام
خانوم شما همین الانشم به اندازه کافی مشهور شدید
هیچکس تو این شهر شما رو یادش نمیره
- اصلا برام مهم نیست
باک تو موقعیت قرار بگیر
خیلی خب چیم
نه ، نه ، نه !
چیکار می کنید ؟
بهتون که گفتم !
- بهتون گفتم - لولا ما فقط میخوایم تو در امنیت باشی
بهتون گفته بودم!
گفتم...
شلیک نکنید ! شلیک نکنید
آروم باشید ، شلیک نکنید
لولا با دقت به حرفام گوش کن
بهترین افرادمون با تفنگشون
تو رو نشونه گرفتن
اگه به تهدید علیه اون مرد ادامه بدی
بهت شلیک می کنند
فهمیدی چی گفتم ؟
فهمیدی ؟
من نمی خوام به کسی آسیب بزنم
من دیگه نمی تونم طرد شدن رو
تحمل کنم
می دونم منظورت چیه
بیخیال بابا
من مطمئنم تو هم همیشه نادیده میگیری
تو تو زندگیت نورمن داشتی
منم یه نفر به اسم اَبی داشتم
داره باهاش حرف میزنه ؟
اره ممکنه خوب پیش بره
یا برعکس...
فکر می کنی که کسی رو تو زندگیت داری
می دونی ، یه فرد خاص !
اون بهترینته
پس منتظرش میمونی
بعدش یهو میزنه زیر همه چی
و تو تنها میشی
و اون دیگه هیچوقت برنمیگرده
و تو فقط نامه هاشو جمع آوری می کنی
و کلی نامه روی هم تلنبار میشه ، درسته ؟
بعدش می فهمی که ...
می دونی چیو می فهمی ؟
اینکه همه چی تموم شده
فقط کافیه این واقعیت رو بپذیری و به زندگیت ادامه بدی
شما نورمن هستید ؟
بله منم
نمی دونم چرا این اتفاق افتاد
ما حتی باهم دعوا نمیکردیم !!!
پس مطمئنم به خاطر همینه که این اتفاقات افتاده
- جدی می گی ؟ - خیلی خب ، با من بیا
لولا
لولا عزیزم ، منم
من اینجام و دارم نگات می کنم
- دقیقا مثه همون چیزی که رو تابلو نوشتی - دروغگو
تو بهم نگاه می کنی
ولی حتی متوجه من نیستی
من همه ی نامه هاتو جمع کردم
نمی دونم چی میگه ، همیشه من نامه ها رو از صندوق پستی میاوردم
- فقط باهاش حرف بزن
لولا ، عزیزم
عزیزم به حرفام گوش کن
من اینجام و می بینمت
و ازت میخوام اسلحت رو زمین بزاری ، باشه ؟
اسلحه ات رو زمین بزار و اجازه بده اونا کمکت کنند
تو رو پیش من بیارن
و بعدش می تونیم زندگیمون رو باهم ادامه بدیم
و من بهت نشون میدم که چقدر دوستت دارم
حرفات رو باور نمی کنم نورمن
تو حتی دیگه نمی دونی من کی هستم
در واقع ، خودم هم نمی دونم کی هستم
من گیج شدم ، اون میگه من نادیده گرفتمش
یا اونو کلا نمی شناسم ؟
من باید از کجا بدونم ؟
اون همسر توئه
من 18 سال مادر بودم
اما حالا که زک رفته
و من یادم نمیاد قبل از زک چطور آدمی بودم
زمانی پیش من برگرد که من مثه گذشته به چشمت بیام
شاید حق با توئه
شاید همه چی تموم شده
شاید من نتونستم منظورم رو واضح بگم
یه موقعی من تلاش می کردم که....
خدای من ...
این آهنگه
اون یادشه
این همون آهنگی هست که اولین قرارمون پخش میشد
" ما میخوایم سکوت کنیم"
من تو رو می بینم
می تو رو می بینم
لولا من تو رو می بینم
من اون دختری رو میبینم
که قبلا دزدکی به ساحل آتیش بازی میومد
و موزیک های راک گروه "سایکدلیک فرز" رو
گوش میداد لولا
لولا من تو رو می بینم
من دختری رو میبینم
که یکبار نـُه تا پیک مشروب خورد
و صبحش خمار بیدار شد
لولا من تو رو می بینم
من اون دختری
که عاشقشم رو می بینم
ایول
چیزی نیست
فکر کنم الان بهتره برم پائین
چی بهش می گفتی ؟
چیز .... می دونی
اینکه همه چی درست میشه
به خاطر همه کارایی که کردم معذرت میخوام ...من فقط ...
اون منو میبینه
نورمن به من توجه داره
آره لولا همه تو رو دیدن
متاسفانه الان همه میبینن که دستگیر میشی
این حق رو داری که
سکوت کنی
هرچیزی که الان بگی توی دادگاه بر علیه ات استفاده میشه
- دوستت دارم - می تونی وکیل بگیری
اگه وکیل نگیری دادگاه یه وکیل تسخیری برات میفرسته
اون سیب زمینی ها رو واقعا له کردی
تموم شد
کار تو هم تموم شد
آروم باش ، همه چی درست میشه
ما عصر خوبی خواهیم داشت ، غذای خوب
- مکالمه های خوب - آره
ترجیح میدم خودمون باهم وقت بگذرونیم
نه اینکه با شوهر قبلیم و دوست پسرش شام بخوریم
خیلی ممنون مامان ، منم دوستت دارم
نه نباید درکم کنید
منظورم به شما دو نفر نبود
من فقط از اینکه میخواید شبتون رو با این خانواده پردغدغه
بگذرونید احساس بدی دارم
خب این قرار رو سه بار برنامه ریزی کردی
که من بتونم بیام و سپر انسانی باشم ؟!
سپر انسانی مامان هستی یا گِلِن ؟
توضیحی ندارم
سلام به همه ما اومدیم
اومدش
مامان
می دونم که این اتفاق عجیب و غریبه
ولی گلن واقعا آدم خوبیه
اون پدر رو خوشحال میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.