Wild Cards

Wild Cards

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 2

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Wild Cards S02E08
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2025-03-11
تعداد دانلود: 49
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

آنچه در برگ های برنده گذشت

من موفق شدم دفتر خاطرات ویدیویی جاناتان اشفورد رو گیر بیارم

همه چیزهایی که باید بدونی رو بهت میگه

اگه ما اشتباه کامل رو انجام بدیم

هیچکس حتی نمیدونه که ما اونجا بودیم

اومدیم ؛ خرابکاری کردیم

هیچی نمیدونی ؛ درسته؟

نه

برای توئه؟

اون بهترین دوست منه

چی میخوای؟

شش ماه دیگه از محکومیت بابام مونده

دو هفته

حتما شوخیت گرفته ؛ اون یه کلاهبرداره

با پدرم، جورج گراهام آشنا شو

قبوله

مکس ؛ یه بمب تو ایستگاه هست

تو باید همین الان از ساختمون خارج بشی

اگه بلند بشم بمب منفجر میشه

بمب‌گذار به محض خارج شدن خواسته هاش رو میگه

قرار نیست هیچکس دیگه داخل ساختمون باشه

من جایی نمیرم

با شماره سه

یک، دو، سه

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu

....:::: ترجمه : مـحـمـد حـیـدری ::::.... telegram : @subforu

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

بابا چی شده؟

مشکلی پیش اومده؟

تو با یه بمب تو کلانتری گیر کرده بودی

مشکل اینه

دوباره؟ ساعت چنده؟

وقتشه که این کار پلیسی رو تمومش کنی

بابا ساعت پنج صبحه ماجرای بمب مال هفته پیش بود

و با این حال نمیتونم یه شب بدون فکر کردن بهش چشم رو هم بزارم

من خوبم

من هنوز نفهمیدم چرا تصمیم گرفتی بمونی

قرار بود چیکار کنم؟

بگو برات بده یه بمب زیرت بود

بعدا میبینمت

تو همونی هستی که بهم گفتی هیچوقت کسی رو تنها نزارم

این یه قول بین دوستان و خانواده است

خب ؛ رئیس لی دوستمه ما تو یه تیم هستیم

عزیزم ؛ پلیس ها دوستت نیستند

بعد از کار ازت میخوان که باهاشون نوشیدنی بخوری؟

برای شام تعطیلات دعوت میشی؟

نه

من خانواده تو هستم ریکی خانواده توئه

با پلیس ؛ این یه رابطه خوبه

اونا پرونده تو رو کوتاه می کنند جرائم منو کم می کنند

برای همینه که بهت زنگ زدم میخوام تمومش کنی

درخواست سختیه

تو بخاطر من تو زندانی ؛ یادته؟

عزیزم ؛ من میتونم بقیه زمانم رو اینجا بگذرونم

نمیخوام برای من جونت رو به خطر بندازی

بابا من دوستت دارم اما این به تو ربطی نداره

چشمم به جایزه افتاد

به زودی به عنوان یه مرد آزاد میای بیرون

نمیتونم تو رو از این موضوع دربیارم مگه نه؟

نه فقط برو استراحت کن و بزار دوباره بخوابم

خیلی خب

ببخشید که بیدارت کردم عزیزم

طوری نیست ؛ دوستت دارم

منم دوستت دارم عزیزم

...با عشق

دیگه چیه؟

متاسفم فکر کردم تو بابای منی

خب به هر حال من بیدارم ممکنه یه پرونده قتل رو هم حل کنم

میریم بررسیش می کنیم ممنونم

بالاخره باران مردها میباره اما براش متاسفم

هیچوقت فکر نمی کردم چیزی بدتر از این

که مرده و لخت پیدا باشی وجود داشته باشه

اما اون مرده و پوشک بزرگسالان پاشه

قطعا کیک رو میگیره

یا چیزی که من بهش میگم معالمه خراب‌کن

بی اختیاری حدس منه

با افکار خودکشی مرتبطه

غم انگیزه ؛ این فقط یکم شاشه

دربارش بهم بگو هربار که عطسه می کنم

عجیبه

معمولا وقتی مردم به سمت مرگ میرند

از یک طاقچه پایین میان و مستقیم به پایین سقوط می کنند

اما ماشین باید حداقل ۱۰ فوت از ساختمون فاصله داشته باشه

خب شاید اون از راه دور دویده

...کاراگاه

دیشب چند حرکت بی اهمیت انجام داد درسته؟

کاغذبازیت ؛ میدونی چطوریه

هویت مقتول رو شناسایی کردید؟

بله قربان

همسایه ها میگند اسم اون لوگان هسه و ۳۳ سالشه

تنها تو طبقه ۱۵ زندگی می کنه

تو گفتی لوگان هس تو زاگان دسیگنه؟

آره اون خودشه

وایسا ؛ تو می شناسیش؟

آره من یه سری از لباس های اونا رو دارم

اون و همکارش طراح لباس های خیابونی هستند

من دارم از کلاه های سطلی لباس های ورزشی، ضربات یکپارچه سازی با سیستم عامل صحبت می کنم

خب بریم ببینیم چرا با پوشک مرده

چطور این مبلمان قراره راحت باشه؟

راحت نیست ؛ هنریه

این نوع مبلمان کاندوی استاندارد رو

به یک چیز زیبا تغییر داده

مثل وقتی که وارد ماشینت میشم از جایی کسل کننده به جایی شگفت انگیز تبدیل میشه

چرا تو قسمت بیرونی یه قلاب هست؟

پس کسی که داخله نمیتونه بیرون بیاد؟

اینجا اتاق خواب لوگانه

حتما از اینجا پریده

مچ بند؟

هر کی عقده های خودش رو داره ؛ باشه؟

ما کی هستیم که قضاوتش کنیم؟

...پس

تو و گروهت واقعا برای یه شب با مسایل بی اهمیت دور هم جمع میشید؟

اونا آره

یعنی از من دعوت می کنند

و همه چیز برام اشتباه پیش نمیره

اما من فقط راهی برای خروج پیدا میکنم

اون چیه؟

این یه مهره شش‌گوشه

هیجان انگیزه

میتونه باشه

اگه شل میشد میتونست خودش رو آزاد کنه

جوری حرف میزنی انگار که اون اینجا زندانی بوده

یه پیچ و مهره روی دره

مچ‌بندهایی به تخت بسته شده

منظورم اینه این مکان و هرچیزی که داره

اما فکر می کنم اون سعی داشته فرار کنه

خیلی بد فرار کرده درست از پنجره به بیرون پریده

باشه ؛ من خیلی از چیزهایی رو که اینجا می بینم میدونم

نشون میده تو خونه اش زندانی بوده

اما آستر خز روی اون سرآستین ها چیز دیگه ای میگه

تو اشتباه نمی کنی

بزار ببینم

نه غیرممکنه

متاسفم تو کی هستی؟

من جکسون هستم من دستیار لوگان هستم

چطور این اتفاق افتاد؟ اون چطور بیرون اومد؟

خدای من ؛ باورم نمیشه که این اتفاق میفته

باشه ؛ ما رو قدم به قدم از مسیر بگذرون

تو هر شب این کار رو انجام میدی؟

بله ؛ این بخشی از کارمه

من اونو به تخت می بندم

طناب ها رو تست می کنم و اونو تو اتاق حبس می کنم

بعد ساعت هفت برمیگردم و اونو باز می کنم

خیلی خب ؛ من شنیده بودم که دستیارها درخواست های عجیبی دریافت می کنند

اما این خیلی عجیبه

لوگان از خواب‌آلودگی رنج میبره

تملک؟

مشکلت چیه؟ یعنی راه رفتن تو خواب

آره اون حتی یه قرص خواب هم مصرف می کنه

هیچ راهی نداره که اون بتونه

اینطور دوباره به سمت پنجره و بیرون بدوه

دوباره؟

وقتی ۲۰ ساله بود درست کنار پنجره راه میرفت

تو طبقه اول بود پس آسیبی ندید

پس چرا کاندو باید یه آپارتمان تو طبقه ۱۵ بخره؟

اون تو محله ای فرسوده بزرگ شد

پس داشتن دیدگاه به این معنا بود که اون بالاخره موفق شده

علاوه بر این ؛ اون گوشیش رو کنار تخت میزاشت

تا با سیری حرف بزنه و اون بتونه با پلیس تماس بگیره

...خب اگه مجبور به استفاده از

باشه پس برای همین پوشک میپوشید

نمیتونید دربارش به کسی چیزی بگی

من تازگی قرارداد عدم افشا رو امضا کردم

ما اونو دیدیم که تقریبا لخت روی سقف یه ماشین دراز بود

تقریبا مطمئنم از اون مسیر بهش رسیده

حالا ؛ این مهره شش‌گوشه رو زیر تختش پیدا کردم

باید شل شده باشه

این غیرممکنه

هر شب چکش میکنم

من یه فیلم دارم

تو فیلم می گیری؟

چون لوگان یه خواب‌گرده ؛ اون باید ثابت می کرد

اون باید اقدامات احتیاطی برای محافظت از خودش انجام میداد

بدون اون پروانه تجاری اون کاملا باطل میشد

و کسب و کارش چه ربطی به

راه رفتنش تو خواب داره؟

بدون لوگان ممکنه شرکت زاگان دیزاین سقوط کنه

ما باید اون فیلم رو ببینیم

میتونی برای اقوام نزدیک ؛ باید با کی تماس بگیریم؟

اون هیچ خانواده ای نداشت

پس شریک تجاریش نزدیک ترین کس به اون بود

ممنونم

اون مترو پی.پی بود

اونا زین و دستیارش رو نگه داشتند

تا به اداره پلیس برگردیم

باورم نمیشه که قراره با زین فینچ ملاقات کنیم

من استرس دارم تو استرس داری؟

یکم هم ندارم

اما اون پسر چهره جدید مد خیابونیه

فکر می کنم اینجا چیزی برات دارم

اینم از این

نه، روسری سرم نیست

البته که نیست احمقانه میشه

خداروشکر که امروز کت کتانی پوشیدی

واقعا همه اینا لازمه؟

البته که هست

نحوه لباس پوشیدن تو نشون دهنده شخصیت تو در دنیای بیرونه

آره ؛ نشان برای همینه

واقعا؟ از کجا بدونم؟

Wild Cards subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Wild Cards

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left