نخستین 200 خط.
...اوه اما رئیس
تو مهربونتر از اون چيزي بودي که فکرشُ ميکردم
اين ديگه چه مزخرفيه؟
فکر کردي من روزاي آخرمه
براي همين هم بخاطر مهربونيت به من اين قرارداد ِ مسخره رو قبول کردي
پس تو ... ميدوني اين مسخره ست؟
تو نگران شدي و دارو آوردي
وقتي که حتي دعوا کردن بلد نيستي ازم مراقبت کردی
.. خب
اگه به کارات نگاه کنيم تو خيلي هم باحالي
رئيس اگه يه کم کلمات ِ بهتري رو استفاده کني
مَرد عالی ای میشی
این زمان
يک ساعت و بيست دقيقه بيشتر وقت گرفتي
ما فردا رو کنسل ميکنيم و هفته ي آينده
يک و نيم ساعت بيشتر همديگرُ مي بينيم هفته ي ديگه مي بينمت
...اون
نميتونم اونُ الان استفاده کنم؟
چی؟- يک ساعت و سي دقيقه رو -
بيا همين حالا استفاده ش کنيم
امشب... با من بخواب
آقای جه سو هو
:ترجمه و زيرنويس .:.:(zshkoo)زهرا:.:. .:.:(Rahasam_86) رها:.:.
افسانه ی ِشانس = قسمت 5 =
تو چی گفتی؟
الان چی گفتی؟
گفتی که وقت نداری
پس اگه امشب رو باهام بمونی
قرارداد قرار گذاشتن مون تموم میشه
بعدش دیگه لازم نیس بریم سر قرار - صبر کن -
.... پس تو فقط راجع به
همین جوری خوابیدن حرف نمی زنی
این راجع به گذروندن یه شب ِ زن و مردِ
اقامت رایگان توی هتل و منظره شب همه بهونه بودن؟
اینا همش مقدمه شروع این جور چیزی بود؟
درسته
حتی از زمانی که ازت خواستم باهام بیای بیرون
اینو به عنوان بخشی از قرارداد در نظر گرفته بودم
... اوه ؛ پس
... این همه سر و صدا درست کردی که بریم قرار
و بعد این که مست کردی پریدی روم
تو دیوونه مَردایی؟
تو گفتی منو دوست نداری ؛ گفتی این یه رابطه الکیه
و حالا ازم می خوای که باهات بخوابم ؟ تو اولین قرارمون؟
بله
باید از اولش بهم می گفتی
بعدش من این قرارداد رو امضا نمی کردم
... می تونی منو به عنوان
... یه غریبه در نظر بگیری ؟ فقط
به من به عنوان یکی فکر کن که توی کلوب یا مشروب فروشی دیدی
شنیدم مَردا بهش به عنوان ورزش فکر میکنن
! بو نوئی - ... من -
نه باهات شوخی دارم نه دارم گولت میزنم
کاملا باهات روراستم
می تونه پیش بیاد ؛ بدون دوست داشتن یا عاشق طرف بودن
به میل خودت می تونی با بدنت هر کاری خواستی بکنی
این روزا ؛ این حتی چیز بدی هم نیس
چه تو دیوونه مَردا باشی یا معتاد اونا
... میدونم که من
در موقعیتی نیستم که سرزنشت کنم
ولی بی خیال من بشو
مهم نیس چه زندگی آزادی داری
من این جور آدمی نیستم
بهت التماس میکنم
التماس میکنم
پس لطفا امتناع نکن
هر کاری میکنم ؛ هر کاری بخوای میکنم
... چرا
داری این کارو میکنی؟
تو نمیمیری و اینم آخرین آرزوت نیس
اگه ناامید شدی ؛ خب دنبال یکی دیگه بگرد
آدمای زیادی اون بیرونن که می خوان با یه غریبه بخوابن
اون باید تو باشی
... اون باید
تو باشی
تو باید باشی
تو باید باشی
تو دیوونه مَردایی؟
مهم نیس چه زندگی آزادی داری
من این جور آدمی نیستم
... منم دلم می خواد یه رابطه معمولی داشته باشم
... با کسی که دوسش دارم
مثل بقیه مردم
درسته ؛ می بینم
! تو بودی - ! امکان نداره -
هی ، واقعا اومدی ها ! بیا بشین
این دوستمه ، خیلی زشت تر از منه
اینجا سر و صدائه و همه جا بوی عرق میاد ، جای ساکتی نیس؟
نه نیس
بیا بعدا بریم یه رستوران خوب و یه چیز خوشمزه بخوریم
صبر کن ؛ نه ، واسم صبر کن ، خانما! الان بر می گردم
چی شده؟ - چیز خاصی نیس -
نمی تونی خَرم کنی
یهویی بهم زنگ زدی و ازم پرسیدی که کجام
... اومدی کلوب که ازش نفرت داری و حالا هم داری الکل می خوری
اونم وقتی که تو معمولا آب گازدار می خوری ؛ یه چیز مورد داره
چیزی نیس
به خاطر سول هی ِ؟ - نه نیس -
زنی که توی خاطراتت بوده حالا پیدا شده ؛ ترسناکه
اون نیس
فراموشش کن - ای بابا ! داری منو می ترسونی -
دیگه باهات حرف نمی زنم
چرا فکر میکنی یه دختر ازت خواسته که باهاش بخوابی؟
چطور می تونه اون کارو بکنه ؟ نمی فهمم
.... تو ... تو
تو با اون دختره خوابیدی؟ - ! ای بابا -
تو با اون دختره خوابیدی؟ - تمومش کن ! دیوونه شدی؟ -
.. دوست من - ! بسه -
... این فرصت رو داشته تا - بسه دیگه -
... که یه زن
بهت پیشنهاد داده که یه شب پر حرارت رو باهاش بگذرونی
ولی تو قبول نکردی ، آخه خل و چلی من باید باهات چیکار کنم؟
چطور با این کارش منو خل و چل جلوه داده؟
این کار بدیه وقتی که من حتی دوسش هم ندارم
نمی تونم باور کنم که یه دختر به تور جه سو هو خورده
جالبه
بگذریم ؛ خیلی مست کرده بود؟ - نه -
مواد کشیده بود؟ - نه -
خوشگله ؟ - آره -
... خدای من
تو به یه دختر خوشگل آسیب زدی
من این کارو کردم؟ - آره -
ببین
به اون خانم های خوشگل نگاه کن
مهم نیس چقدر مست باشن بیشتر شون واسه اولین بار بهت نزدیک نمیشن
حتی با این که آدما الان روشن فکر شدن
واسه یه زن راحت نیس که این جوری با یه مرد برخورد کنه
مخصوصاً وقتی که هوشیاره
باهام بخواب
آقای جه سو هو
اون هوشیار بود ، ولی اینو خیلی راحت گفت
واقعا ؟ اون واقعا سول هی نبود؟
... ای بابا - نیس ؟ پس کیه؟ -
بونوئی بود؟ اون بیماری ناعلاج داره
این آخرین آرزوش بود؟
اون نمیمیره ؛ کودن
واقعا؟
چه خبر خوبی
چرا بونوئی باید بخواد که با تو بخوابه؟
! بونوئی نبود
اشکالی نداره اگه بترسی ؛ همه اولش می ترسن
حتی منم از اولش می ترسیدم
این چیزی نیس که قبلا انجام میدادم
طبیعیه که بترسی
همیشه دلم می خواد که اولین تجربه خوب و زیبایی داشته باشی
ولم کن ؛ گرمه
می خوای راهنماییت کنم؟
! بسه دیگه
اینجا چیکار میکنی؟
آه
داشتم هوا می خوردم
اون رفتش؟
آره
چی شده؟ تو دردسر افتادی؟
بعد این که رفتم باهات بدخلقی کرد؟
نه چیزی نیس - چیزی شده -
از قیافت می تونم بگم
واقعا چیزی نیس
من خیلی خودخواه بودم و فقط به خودم فکر می کردم
اون توی سال ببر به دنیا اومده؟
از کجا فهمیدی؟ - تو چی ازش می خوای؟-
با یه مردی که توی سال ببر به دنیا اومده باید چیکار کنی؟
باید باهاش بخوابم - شوخی نمی کنم -
باید باهاش بخوابم
فقط در اون صورته بورا به هوش میاد
داری چی میگی؟
منظورت چیه بورا هوشیاریش رو به دست میاره؟
و چرا باید با اون بخوابی؟
اون پیشگوئه اینو گفته؟ مسخره س
.... تو هم
فکر میکنی من دیوونه ام؟
میدونم
کاری که دارم میکنم مسخره اس
ولی نمی تونم همین جوری بشینم و کاری نکنم
این واسه بورا وضعیت مرگ و زندگیه
من دوباره نابودش کردم
از کجا می تونم یه ببر رو پیدا کنم و همه چی رو از اول باهاش شروع کنم؟
سرم داره منفجر میشه
بیا بریم
کجا؟ - یه جای خوب -
تو باید باشی
فقط باید تو باشی نه کس دیگه ای
... اون بهم گفت
... از اول
که منو دوست نداره
کجا داریم میریم؟
فقط دنبالم بیا
بیا
این جوری باید یه راکت رو بگیری
این جوری هدایتش کنی
همین طوری انجامش میدن
من هیچ وقت قبلا تنیس بازی نکردم
من پرتاب میکنم ؛ فقط تمرکز کن
داری چیکار میکنی؟
هِی
به اطراف حرکت کردن بهترین راه تخلیه ذهنته
بهم اعتماد کن ؛ میدونم دارم درباره چی حرف میزنم
این کار میکنه ؛ نه؟
آفرین
همینه
No comments yet. Be the first to leave one.