نخستین 200 خط.
«مترجم: «تارخ علیخانی تلگرام: aManOfWar@
دارکنون از اولش بوده.
الان نزدیک 9 ساله که بازی میکنم.
بخاطر برادرم به سمتش کشیده شدم.
دیدم که توی کامپیوترش بازی میکرد.
و با هم بازی میکردیم.
دیگه بازی رو خیلی بلدم.
ولی همیشه یه چیز جدیدی پیدا میکنم.
گیاهی جدید
صخرهای درخشان توی نور خورشید.
ابری توی آسمان.
وقتمون رو صرف جنگیدن میکنیم.
تا دلت بخواد آدم کشتیم.
معمولا روزی صد تا میکشیم.
شبهایی که سرمون شلوغه حتی هزار نفر میکشیم.
دارکنون واسه ماست.
جزیرهی ماست.
جای موردعلاقهام توی کل دنیاست.
تمام لذتهای مورد نیازمون رو داره.
تمام دردهامون رو داره.
و همینطور خاطراتمون.
من اینجا زندگی میکنم.
از محلهی خودمون بیشتر میشناسمش.
دارکنون از اولش باهام بوده.
پابلو!
در نیمهشب اول زمستان سرور برای همیشه تعطیل میشه.
تغییرات فناوری و بازار ما رو مجبور به این تصمیم کرده.
دارکنون در صنعت بازیهای ویدئویی تاریخسازی کرد و تا ابد در قلب ما ماندگار خواهد بود.
ریدم توش.
نیمهشب اول زمستان کی میشه؟
حدودا کریسمس گمونم.
چرا باید تمومش کنن؟
ظاهرا این سری دیگه گفتن کارشون تمومه.
چه مسخره.
- شب میبینمت. - خداحافظ.
سلام.
- خوبی؟ - آره.
شصت تا دیگه؟
آره.
صبر کن...
اینجا چیکار میکنی؟
- اینجا چیکار میکنی؟ - اومدم احوالپرسی کنم.
سر به سرم نذار!
عوضی!
میزنم دهنت رو سرویس میکنم!
بسه کیلین، بیا بریم!
- دفعه بعدی میکشمت! - تف توش...
ولم کن!
تف توش.
هنوز خونریزی داری.
- کمکت کنم؟ - چیزیم نیست!
به چی میخندی؟
به تو.
خنده داره؟
همیشه انقدر عصبانیای؟
اسم من پابلوئه.
من هم نایتم.
- نایت؟ - آره.
نایت!
باید بریم.
خداحافظ.
تکون نخور.
بدجور کتک خوردی.
- سوسول شدی؟ - قلقلک میاد.
تکون نخور.
- تموم شد؟ - آره.
بازی کنیم؟
الان نه.
یک چهارم قرص کافیه.
ممنون.
حال میده روی اونها امتحان کنیم.
تا حالا ازش استفاده کردی؟
نه، هنوز نه.
دستت رو بیار.
یه همکار میخوام.
ظاهرا شغل مزخرفی داری.
علاقهای داری؟
پولش خوبه؟
بدک نیست.
- کارمون چیه؟ - همه کار.
تولید. پخش.
رئیس هم نداریم. ساعتش هم مشخص نیست.
بهت یاد میدم، پنجاه، پنجاه تقسیم میکنیم.
دو تایی راحتتره.
لازم نیست عجله کنی.
فکر کن و خبرش رو بهم بده.
مال خودت.
هدیه بود.
سلام.
- چطوری؟ - خوبم، تو چی؟
چطور پیش رفت؟
خوب، ولی خیلی لوسه.
سلام عزیزم.
سلام مامان.
چطوری؟ دلم برات تنگ شده بود.
- پیش عمو مودب بودی؟ - نه.
دوباره لوس شده بودی؟
- خیلی هم خوب بودم. - دروغه.
چه نقاشی قشنگی.
- بریم دستهات رو بشوریم. - نه.
چرا، بیا!
توی راهنمایی...
با ماریجوانا شروع کردم.
یکی از دوستهام کلی پرورش میداد.
پولش خوب بود. واسه همین ادامه دادم.
تا اینکه یکی لوم داد.
اخراج شدم و رفتم سر کار.
- چه کاری؟ - مکانیکی.
ولی خیلی میکشیدم. بیست و چهاری سر مواد بودم.
پوست و استخون شده بودم.
واسه همین ترک کردم.
نایت...
بیا.
خیلی وقته داریش؟
حدود یه سال.
اوایلش باحال بود. مثل توی آهنگها.
- حالا پشیمونم. - چرا؟
توی قفس بودن خوب نیست.
خیلی بهش توجه نمیشه.
یا توی مغازه زندانیای یا توی قفس.
شبیهان دیگه.
گمونم باشن.
بزن بریم.
نوبت توئه.
این دستگاه فشاره.
بشین.
اینجا مواد لازم واسه قرص پانصدتایی، دویستتایی...
صدتایی و پنجاهتایی رو داریم.
با صدتایی شروع میکنیم.
ترازو رو میگیری...
روشنش میکنی و روی صفر تنظیم میکنی.
اول رقیقکننده.
یه قاشق بزرگ واسه دز زیاد.
اینجا.
هیجده هزار و سیصد.
آره، 18.3 گرم.
آروم تکون میدی که دقیق بیاد.
عالی.
میریزی توی قوطی.
با این...
قیف درست میکنی. اینطوری میگیریش.
بیا.
کارت درسته!
خیلیخب.
- خوشت اومد؟ - آره.
حالا نوبت متیلِندیاکُسیمتاآمفتامینه.
کریستالش رو میگیری و آسیاب میکنی.
- 16900 تا. - درسته.
بریز.
- از کجا میاریش؟ - از دارکوب.
حالا ریزش میکنیم.
ملت دارو و کتامین و کافئین میریزن توش.
من آمفتامین میزنم.
قوی و اقتصادیه.
روشنش کن.
بذارش روی صفر.
- خب... - حالا.
- 1.7. - خودشه.
باید خیلی احتیاط کنی که نریزه. آروم بریز.
عالی.
بریز توش.
با یه برس همهاش رو میریزی.
و حالا...
رنگش رو انتخاب میکنی.
قرمز.
دو و نیم گرم.
پودرش خیلی خوبه.
بریز داخل.
انقدر قاطیش میکنی که سفیدیش از بین بره.
حالا خوب تکونش بده.
بیست بار کافیه.
- راحتتر نیست آماده بخریش؟ - چرا.
ولی گرونتره.
و خوشم میاد درستش کنم. بهم آرامش میده.
الکش میکنی که صاف بشه.
کارت رو بگیر...
تودههاش رو له کن. بیا.
حالا، امضای کار.
شکلت رو انتخاب کن.
بیا.
این یکی.
انتخاب خوبیه.
خوب فروش میره.
قالب رو میذاری و سفتش میکنی.
مخلوط رو میریزی توی قیف کوچیک.
چرخ رو میچرخونی.
عالیه. همینطور بچرخون.
- همیشه دیر میکنه؟ - آره، خیلی اذیت میکنه.
- یه دو دقیقه دیگه بهش وقت میدیم. - باشه.
اینجا به دنیا اومدی؟
آره، فقط همینجا رو بلدم.
تو چی؟
نه، من در حرکت بودم.
با خواهرم اینجا زندگی میکنم.
No comments yet. Be the first to leave one.