نخستین 200 خط.
= قسمت 48 =-
مون سون هو کجایی؟
من به قولم عمل کردم و تنها اومدم زود باش بیا بیرون
مون سون هو کجایی؟
یون سو کجاست؟
گفتم یون سو کجاست؟
جنگیدن بلدی؟
یون سو کجاست گفتم؟
هیونگ وو زود باش سوار شو
زود باش - یون سو -
حالت خوبی؟ آسیب که ندیدی؟
اول به پلیس زنگ بزن
زود باش
کارگاه کیم منم
الان نزدیک کوه گاماک توی پاجو هستم
بایید خیابونارو ببندی احتمالا داره فرار می کنه
بله تمام پاجو از ایلسان تا مونسان
ماشینو نگه دار ، من می رونم - نه نمی خواد -
می تونم خودم
بیا بخور
آرومت می کنه
برای چی تو اینطوری؟
تا حالا شده به خودت فکر کنی؟
چطوری توننستی با همچین شرایطی بیای؟
می دونستی که برات خطرناکه
تو هم همین کارو برا من کردی
وقتی که توی اون کانتینر گیر کرده بودم
تو چندین بار بخاطر من به سمت مرگ رفتی
چطوری می تونی یه کارو بارها و بارها تکرار کنی؟
من فقط یه انتخاب دارم
اونم وقتی تو در معرض خطری
اگه اتفاقی برات می افتاد چی؟
فکر کردی من می تونم خوب باشم؟
هی شنیدم یه موضوع اضطراریه کسی از زندان فرار کرده
نمی دونم والا مثل اینکه می خوان یکی رو بگیریم
فقط بلدن مارو تو زحمت بندازن
خدای من
چین هیونگ وو چی شد؟
فرار کرد
اون همه زحمت کشیدم بندازمش تو دستات
من باید از کشور خارج بشم
پلیسا همه جا هستن
چی داری می گی؟
احتمالا تا الان ممنوع الخروج شدی
چطوری می خوای فرار کنی تا قیافه تو توی فرودگاه ببینن گرفتنت
حداقل کاری کن قاچاقی برم
مهم نیست چین باشه یا ژاپن
تو منو بفرست بیرون خودم بقیه شو درست می کنم
وقتی این کارو می کنم که تو پولشویی رو تموم کرده باشی
الان کجایی؟ بیا همو ببینیم حرف بزنیم
ممکنه شمام تحت نظر باشی
دوباره بهت زنگ میزنم
حالا باید چیکار کنیم؟
پلیس خودش همه کارارو می کنه کاری نیست که ما انجام بدیم
اون اسناد و مدارک و لپ تاپی که با خودم آوردم کجاست؟
لپ تاپت همینجاست
چیکار می کنی؟ - می خوام ببینم کلاهبرداری که می خواد بکنه چیه -
خدای من چرا دوباره زنگ زد
باید جلوی خودشو بگیره
پولی که قول داده بودی کوش؟
منظورت چیه؟
من به زنت 10 ملیون دادم
من شنیدم اون از حساب بنیاد وونکانگ بوده
نه از جیب شما
من نمی تونم برگردم بخاطر پلیسا
شما هر کاری ازم خواسته بودی کردم
...حتی نامه ای رو که گفته بود
بر علیه خانم شین فرستادم
اگه پولو نفرستی هر چی در مورد شما می دونم به دادستانی می گم
داری منو تهدید می کنی؟
من تمام زندگیمو بخاطر این کار به خطر انداختم
سریع بفرستش
خدای من چرا همه کارا اینقدر پیجیده شده
چرا این اتفاقا برا من می افته
یون سو
فکر نمی کنی خواسته زیادی از هیونگ وو داری؟
اگه با هیونگ وو بمونی اونم به خطر میندازی
همینطوری که بارها این اتفاق افتاده
و تا الان تو دو بار ازدواج کردی
بیا یه اطلاعیه از طرف پلیس
فقط با یه مدرک نمی تونیم اونو متهم کنیم
در ضمن خانم کانگ تبرئه شدن
به نظر میاد آقای کوان از چند مهره استفاده کرده
...فکر نکنم بتونم کاری بکنیم
مگر اینکه دخترتون خودش شهادت بده
"....حالا می تونم حلقه گلی که مادرم دستش بود ببینم"
"وقتی که ازدواج می کرد خیلی ظریف بود"
"...این زیر دریایی داشت"
"مستقیم وارد اقیانوس می شد"
وااااو اقیانوس
"این ماهی رو ببین"
"واقعا خوشگله"
...ببین ...ماهی
چی گفتی؟
می ری الان ... چیزی گفتی؟
سعی کن دوباره بگی
مامان
مامان" ؟ "
لطفا دوباره بگو
مامان
مامان" ؟ "
بله "می ری" مامان اینجاست
عزیزم دلم دیگه می تونی حرف بزنی
واقعا داری بهتر می شی
چی باعث شده بیای اینجا؟
تو خیلی دل گنده ای
خانم کو گفت اغلب توی این کتابخونه ای
چطوری می تونی بیای جایی که سایه مردی که کشته هست
چند بار باید بهت بگم کار من نبوده
واقعا؟
من هیچ مجرمی رو ندیدم که به گناهش اعتراف کنه
ایل جو
داری در مورد خودت حرف میزنی
فهمیدم
بازم در مورد دخترته؟
اون اطلاع رسانی رو دیدی؟
من توسط دادستانی تبرئه شدم
حالا می خوای چیکار کنی؟
من کسایی رو دارم که هوامو دارن
اما تو هیچ کسی رو نداری
یه بار آقای کانگ گفت
"انجام کارهای خوب سخت تر از کارهای بده"
تو داری سخت تلاش می کنی تا خودت رو پنهان کنی
بخاطر همین اجازه میدم
ولی مطمئن باش این شرم تا دم مرگت باهاته
تو به عنوان یک دروغگو ، بدنام ، و متهم شناخته می شی
تو برای خودت زندان ساختی
این زندگی خیلی سخت تر از گوشه زندانه
یه روز متوجه می شی
منظورت چیه؟
من می بخشمت
اما تو خودت نمی تونی خودتو ببخشی
آقای کانگ
کار درستی کردم؟
...الان خیلی احساس بهتری دارم
تا زمانی که ازش نفرت داشتم
اما آقای کانگ
نمی تونم آقای کوان ببخشم
برای اینکه اون شما رو کشته
و الانم داره سعی می کنه هیونگ وو رو بکشه
چطوری می تونم ببخشمش؟
بخاطر همه چیز ازتون ممنونم پدر
فکر نکنم دیگه به اینا نیاز باشه
آیگو
ما هیچ وقت به اینا نیاز نداشتیم
این فقط از اضطراب بود
من اینو بخاطر اینکه به من شک داشتی برات فرستادم
ومن بخاطر قلب بزرگم تو رو پذیرفتم
من واقعا متاسفم پدر
...اگه واقعا اینطوری فکر می کنی
یه راهی برای انتقام پدرت و دوست قدیمی من بگیر
قربان فکر کنم آقای مو هیوک داره کاری می کنه
الان دیگه داره چیکار می کنه؟
باید یه نگاه بندازین
همینجا صبر کن ، الان میام
الو؟
مون سون هو" ؟"
یون سو کجاست؟
مون سون هو کجاست؟
مارو تنها بذار
دنبالم بیا
کجا ایشالا؟
می خوام برم سراغ اون عوضی جون هیوک
الان دیگه چی به سرت زده؟
بهش زنگ زدم گفتم سهامو برگردونه اما اون عوضی بهم فحش داد
اون بهم گفته مریض روانی ، گفت دیوونه
می خوام پیداش کنم و لهش کنم
خب راست می گه تو همچین عاقلم نیستی
بخاطر همین از سربازی معاف شدی
داری از اون عوضی دفاع می کن؟
می دونی که نه ، حساس شدی
می دونی که بلای بدتری به جز سهام سرش آوردم
مال اون بیشتر از منه
آه نکنه این کارت عمدی بوده؟
نکنه اون عوضی رو از اینجا دورش کردی که بهش 200 ملیون دلارو بدی؟
همچین چیزی نیست
بیا بریم دکتر
فکر کنم مریضیت برگشته باید درمان بشی
می خوای منو توی تیمارستان زندانی کنی و همه ارثتو بدی به اون مرتیکه عوضی
مو هیوک
تو هم مثل همونی
فکر کردی نمی دونم؟
تو دلیلی نداشت که اون عوضی رو قبول کنی
!بخاطر اون مامان رفت و دیگه بر نگشت
بله ...مطمئنم اونو به پسر کوچیک و دیوونه ات ترجیح میدی
برای همین نیست که ازش دفاع می کنی؟
ولم کن ، ولم کنین
خدای من ، خیلی به آقای کانگ حسودیم می شه
ببین من چه وضعی دارم
دکتر لیم"؟ "
پولو فرستادی؟
دیشب بهت گفتم
...اگه اینکارو نکنی به پلیس می گم شما آقای کانگ کشتی
و شین یون سو بی گناهه
فکر نکنم الان دیگه 10 ملیون دلار کافی باشه
برام 20 ملیون باید بفرستی
اومدم گوشی آقای کوان ببرم
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.
چی داری می گی؟
گذاشتی مو هیوک بره؟
No comments yet. Be the first to leave one.