How To with John Wilson

How To with John Wilson

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

How To with John Wilson S01E01 WEB-DL Dream Per
ناشر CinemaDreaming
🟦 Cinema Dreaming • حامی مغیثی 🟦

برچسب‌ها

webdl
cinema_dreaming
persian_cc
تاریخ انتشار: 2024-07-06
تعداد دانلود: 73
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫قوی‌تر از همیشه باشید ‫به امید ایرانی آزاد

‫سلام نیویورک.

‫تو شهرهای بزرگ فرصت بی‌شماری...

‫واسه خوش و بش‌های کوتاه دارن.

‫حتی با این وجود که عده‌ای از مردم ‫به هر قیمتی می‌خوان ازش فرار کنن.

‫خوش و بش کردن مثل چسبیه ‫که جامعه رو به هم متصل می‌کنه،

‫همچنین مثل سپریه که از ما...

‫در مقابل تلخ‌ترین افکارمون محافظت می‌کنه.

‫آدم وقتی می‌خواد دوستی رو ببینه،

‫سر قرار عاشقانه‌ای بره،

‫یا در برقراری رابطه‌های حرفه‌ای، ‫خوش و بش‌های کوتاه به کارش میان.

‫اگر آدم بلد نباشه که چطور ‫با جامعه خودش ارتباط بگیره،

‫ممکنه به زندگی در انزوای اجتماعی محکوم بشه.

‫ولی اگه بلد باشه چطور ‫با بقیه خوش و بش کنه،

‫تا حد زیادی می‌تونه بهش کمک کنه.

‫پس به جای اینکه بقیه رو ‫وادار کنین تا تمام...

‫مشکلات شما رو به دوش بکشن،

‫تو این قسمت همراهم باشین ‫تا بهتون یاد بدم...

‫که چطور هر مکالمه‌ای که قراره ‫از این به بعد برقرار کنین...

‫خوش و بش کوتاه باشه.

‫یکی از روش‌های مناسب برای شروع ‫اینه که از آپارتمانتون خارج بشین،

‫بعد کسی رو پیدا کنین ‫که مایل به هم‌صحبتی باشه.

‫از شانس خوبمون، ‫نیویورک پر از آدم‌های مهربونه،

‫پس قاعدتا عین آب خوردنه.

‫یکی از کارکردهای خوش و بش کردن...

‫اینه که قبل از برگشتن ‫به حریم شخصی خودتون،

‫می‌تونین بینش رو با مکالمات ‫محترمانه‌ای پر کنین.

‫پس یادتون نره که در مورد ‫روزمره خودتون صحبت کنین...

‫که همه باهاش همذات‌پنداری می‌کنن ‫به راحتی فراموشش می‌کنن.

‫می‌تونین در مورد هوای خوب شهر صحبت کنین،

‫ولی بدون اینکه اشاره‌ای...

‫به تغییرات اقلیمی بکنید.

‫می‌تونین در مورد ‫برنامه‌های تلویزیون صحبت کنین،

‫ولی حواستون باشه که فقط در مورد...

‫- بخش‌های خوبش صحبت کنید. ‫-

‫می‌تونین در مورد گیاهانی ‫که ازشون نگهداری می‌کنین صحبت کنین،

‫ولی اشاره نکنین که اون گیاه ‫یه یادآور تلخ...

‫از شریک زندگی سابقتونه ‫که بهتون هدیه داده بودش،

‫چون علی‌رغم اینکه شما...

‫از لحاظ احساسی قادر به ‫ادامه رابطه نبودین،

‫شما رو دوست داشت.

‫حیوانات خانگی هم همیشه موضوع خوبی ‫برای خوش و بش کردن هستن.

‫همیشه می‌شه در موردشون حرف زد.

‫ولی مثل کار توی مشاور املاکی،

‫برای خوش و بش کردن تا حد زیادی ‫باید به موقعیت مکانی دقت کنید.

‫می‌تونین یک سوال واحد رو...

‫در دو محیط متفاوت مطرح کنید...

‫و در عین حال، ‫دو جواب کاملا متفاوت دریافت کنید.

‫می‌تونین سوالی از یه فیلسوف بپرسین...

‫به نظرتون نسل بشر می‌تونه ‫دوباره روند مثبتی طی کنه؟

‫امیدوارم.

‫البته اگر بتونه، آم... ‫به تغییرات اقلیمی، نابرابری اجتماعی،

‫و سلاح‌های نابودسازی جمعی ‫که واسه خودمون ساختیم...

‫غلبه کنه و از بین ببردشون.

‫ولی همین سوال...

‫ممکنه تو رسلمانیا، ‫جواب متفاوتی داشته باشه.

‫به نظرتون من‌کایند (نسل بشر) ‫می‌تونه دوباره موفق بشه؟

‫نه، امروز که نمی‌تونه.

‫کلی مسابقه «هل این ا سل» باخته.

‫- عه، جدی؟ ‫- آره.

‫ولی کلا نظرت در مورد نسل بشر چیه؟

‫آها، از من‌کایند منظورت... ‫مردم کل دنیا بود؟

‫حالا اونقدر بد که نیست، ‫می‌تونه بهتر باشه،

‫من که از زندگیم راضی‌ام.

‫شما... شغلتون چیه؟

‫عه، من کودک‌آزار گیر می‌ندازم.

‫اگه خواستین ارتباط بگیرین، ‫تو فیسبوک اسمم «جناب ۱۷۵۴۰»ئه.

‫تو وقت آزادم به این کار مشغولم.

‫گفتی کودک‌آزار گیر می‌ندازی؟

‫- بله که می‌ندازم. ‫- آخه چطوری؟

‫براشون دام اینترنتی پهن می‌کنم، ‫باهاشون تماس می‌گیرم،

‫بعد سراغشون می‌رم.

‫- جدی؟ ‫- بله جناب.

‫در پایان مکالمه‌مون،

‫اون آقا ازم دعوت کرد ‫تا به دفتر اصلی محل کارش...

‫واقع در پنسیلوانیا برم.

‫من هم گفتم اگه حضوری برم و...

‫شاهد کارش باشم، ‫شاید چیزی یاد بگیرم.

‫خب، برنامه امروز چیه؟

‫امروز که... قراره یه کودک‌آزار بگیریم.

‫جدی؟ براش دام پهن کردی؟

‫آره بابا، طرف بیست و هشت سالشه،

‫فکر می‌کنه من پونزده سالمه،

‫بهش گفتم کاندوم بیاره،

‫قراره همدیگه رو ببینیم تا سکس کنیم.

‫از اونجا که شغلش ایجاب می‌کنه ‫با افراد زیادی...

‫در مدت زمان طولانی ارتباط بگیره،

‫با خودم گفتم حتما استعداد خاصی...

‫تو برقراری مکالمات دوستانه داره.

‫الان داری بهش چی می‌گی؟

‫الان بهم گفت...

‫البته بهت گفته بودم ‫که این افراد رو پیدا می‌کنم،

‫پروفایلشون رو رصد می‌کنم ‫و ازشون سوال می‌پرسم.

‫بهش گفتم از سگش خوشم اومده. ‫بهم گفت «نظر لطفته».

‫بعد بلافاصله نوشت:

‫«یه الکهوند نروژی و لابرادور شکلاتی دارم.»

‫بعدش پرسید: «تو اینجا چیکار می‌کنی؟»

‫چون بهش گفته بودم پونزده سالمه.

‫می‌خوام بهش بگم اومدم خوش بگذرونم و...

‫مامان‌بزرگم یه سگ با همین نژاد داشت.

‫واقعا مامان‌بزرگت چنین سگی داشته؟

‫نه بابا.

‫انگار که موقع خوش و بش کردن،

‫اشکالی نداره آدم دروغ بگه. ‫چون اینطوری...

‫می‌تونه زندگی شخصیش رو باز نکنه...

‫چون در اون صورت ممکنه ‫مکالمه خسته‌کننده‌ای بشه.

‫مثلا شده با عده‌ای حرف بزنم ‫که فقط از مشکلاتشون می‌گن،

‫«مادرزنم تو بیمارستان بستریه»،

‫یا «دوست‌دخترم بهم خیانت کرده»،

‫من هم واکنشم اینطوریه که...

‫حوصله چنین مکالماتی رو ندارم.

‫بلاکشون می‌کنم و سراغ نفر بعدی می‌رم.

‫ولی وسط مکالمه که بودیم...

‫نقشه‌هاش شکست خورد.

‫گندت بزنن!

‫الان داره می‌گه که نمی‌خواد بیاد.

‫لحظه آخری داره جا می‌زنه.

‫فکر کنم بهترین جواب اینه که بگم:

‫«باشه، مرسی که وقتم رو تلف کردی.»

‫«خیر سرم امروز مدرسه رو پیچونده بودم.»

‫پس گمونم بهتره آدم زیاد صحبت نکنه،

‫که یه‌وقت طرف مقابل رو نترسونه.

‫چون آدم هر چقدر بیشتر ‫با یکی صحبت کنه...

‫مخفی کردن ذات واقعیش سخت‌تر می‌شه.

‫اخیرا آگهی یه فرش ‫تو کریگزلیست دیده بودم.

‫تو آگهی نوشته بود که چند ‫قطره خون روی فرش ریخته...

‫که از یه سانحه استرس‌زا بوده.

‫عه، ولی خلاصه مجانی بود.

‫وقتی رفتم فرشه رو تحویل بگیرم،

‫به جای اینکه در مورد دکوراسیون داخلی ‫با هم گپ بزنیم و خوش و بش کنیم،

‫طرف تمام مدت داشت تعریف می‌کرد...

‫که چی شد از همسرش طلاق گرفت.

‫خانم سابقم خیلی سلیقه خوبی داشت.

‫البته هنوز که طلاق نگرفتیم.

‫از پرادا، ژیوانشی،

‫و موارد از این قبیل خوشش می‌اومد.

‫من هم عاشق همین ویژگیش شدم.

‫آدم وقتی در رنج و عذاب زیادیه،

‫به سختی می‌تونه...

‫مکالمه‌ای رو تو محدوده امن نگه داره.

‫خانم سابقم دستور داد ‫که وسایلم رو بردارم و برم.

‫ولی یه خوش و بش‌کننده حرفه‌ای،

‫می‌دونه علی‌رغم فشاری ‫که درونش حس می‌کنه،

‫چطور باید...

‫ظاهر باثباتی به خودش ‫و مکالماتش بده.

‫مثلا اگه شما می‌خواین ژاکتی رو...

‫از کسی پس بگیرین ‫که یه زمان تو رابطه بودین،

‫بهتره اول براش پیغامی بفرستین.

‫تا ببینید که آیا شماره‌تون رو ‫از گوشیشون پاک کردن یا نه.

‫ ‫ ‫

‫بعدش خیلی آروم و محترمانه ‫اسمتون رو یادآوری کنین.

‫ممکنه مدت زیادی از آخرین باری ‫که همدیگه رو دیده بودین، گذشته باشه،

‫پس وقتی به آپارتمان طرف رسیدین...

‫تا ژاکت رو بردارین،

‫حواستون باشه که حرف‌های مثبت بزنید...

‫و تمرکز بحثتون سر ژاکت باشه.

‫که فکر نمی‌کنم کار سختی باشه،

‫چون قبل از اینکه به هم بزنید،

‫خانمه... بهتون گفته بود ‫که شما خیلی جامعه‌گریز هستین.

‫بعد هم که بهتون گفت ‫الان دوست‌پسر جدید داره،

‫براش آرزوی موفقیت و سلامتی کنین،

‫و در اسرع وقت با دوچرخه برگردین خونه.

‫اگه واقعا نیاز داشتین تا...

‫در مورد روابط سابقتون صحبت کنین...

‫فقط باید با دوستان نزدیک ‫و صمیمی خودتون در میون بذارید.

‫کسی که هر زمان بخواید می‌تونید ‫بهش زنگ بزنید و تجدید خاطرات کنید.

‫واقعا یادم نمیاد آخرین بار کی بوده...

‫که در مورد دوست‌دخترهای ‫سابقمون با هم صحبت کردیم.

‫واقعا نمی‌دونم...

‫خیلی‌خب.

‫یعنی شک دارم اصلا تا این حد...

‫با هم داداشی شده باشیم.

‫گمونم برای اینکه کسی ‫دوستتون محسوب بشه،

‫لزومی نداره که حتما...

‫عه، از مسائل خصوصیتون براش تعریف کنید.

‫اگه کلا آدم اهل مکالمه‌ای نیستین،

‫می‌تونین از تکنیکی استفاده کنین،

‫تا بقیه مجاب بشن باهاتون صحبت کنن.

‫عه، این تکنیک شامل پوشیدن ‫یا انجام دادن کار خاصی می‌شه...

‫که نظر بقیه رو به صحبت کردن ‫با شما جلب می‌کنه.

‫مثلا می‌شه از نحوه پوشش ‫یا وسیله نقلیه استفاده کرد.

‫یا از نحوه حرکت کردن بدنتون...

‫یا جوری که غذا می‌خورین ‫استفاده کنین.

‫مدل موی جدید هم خیلی نتیجه می‌ده.

‫یا می‌تونین مثل یه شلنگ لباس بپوشین.

‫پوشیدن یه تی‌شرت با طرح ‫بند و گروه خاصی هم می‌تونه...

‫بقیه رو در فضای عمومی ‫مجاب کنه باهاتون حرف بزنن.

‫ولی اگه پول تهیه بلیت...

‫کنسرت بلو چیپ رو ندارین...

‫همچنان می‌تونین به کنسرت ‫یه گروه دیگه برین...

‫که آهنگ‌های معروف کاور می‌کنن ‫و تا حدی شبیه گروه واقعی می‌مونن.

‫به محض اینکه وارد سالن شدین، ‫با عجله سمت فروشگاه برین...

‫تا قبل از جمعیت اونجا برسین.

‫بعد جسورانه‌ترین لباس ممکن رو ‫انتخاب کنین و بخرید.

‫بعدش باید به بلندترین آسانسور...

‫تو کل شهرتون برین، ‫بعدش زیاد طول نمی‌کشه...

‫تا یکی گول این دام رو بخوره...

More Farsi Persian subtitles for How To with John Wilson

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left