نخستین 200 خط.
«آنچه گذشت»
به کمکت نیاز دارم - بهم میگی چی شده یا نه؟ -
درباره کیسیه - کیسی قبلا هم گم شده
میدونم یه مشتری با یه وانت قرمز کیسی رو سوار کرده
من بیرون خونهم یه وانت قرمز دیدم
فکر میکنی داشته تعقیبتون میکرده؟ - نمیدونم -
کیسی تاحالا رفته فرودگاه؟ - نه -
دختری که این هفته اوردز کرده بود یه دستمال از هفتبرادر
نزدیک فرودگاه از خودش جا گذاشته
میرم ببینم کسی قربانیها رو میشناسه یا نه
آره، اون دختر رو میشناسم
با یه یارو به اسم جیمی اسکانلون اینجا بود
یه دعوای خیلی شدید داشتن
میخوام با جیمی اسکانلون صحبت کنم
چند روزه نیومده اینجا
هنوز قانع نشدم که برای میکیلا اتفاقی نیفتاده
من نگران اون پسربچهم
تا حالا اسم داک مککلاچی به گوشت خورده؟
نه - اون توی چند تا عکس توی صفحه فیسبوک کیسی -
تگ شده
میشناسیش؟
نه
چیه؟
هیچی
میخوای بری دنبالش بگردی، مگهنه؟
سلام، میکی
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
من رو میشناسی؟
کیسی ازت تعریف کرده
«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n
من دنبال دردسر نیستم
فقط میخوام خواهرم رو پیدا کنم
عه؟ من هم همینطور
یه چیزی ازم دزدیده
...هر چی هست، مطمئنم - هر چی که هست -
بین من و اونه
میدونم اینجا بوده چون کفشهاش رو توی اون اتاق دیدم
حالا یهو برات مهم شده؟
بهت که گفتم، اینجا نیست
حالا برو
جات اینجا نیست
بگیرش
بگیر، برو
این شلیک هشدار بود
من آدم بیانصافی نیستم
کانال تلگرام زیرنویسهای ما @SubKio
دیگه برنگرد اینجا
میدونی که کار من چیه؟
تو چی؟ میدونی کار من چیه؟
نمیدونم چرا اینقدر دلت میخواد پیداش کنی
مگه مسائل مهمتری نداری؟
مثلا چی؟
مثلا پسرت
توماس، درسته؟
بچه خوشگلیه
به پسرم نزدیک نشو
تو هم به خونه من نزدیک نشو
«رودخانهی طویل روشن»
خب، همه کارتهاشون رو بهشون دادی بعدش چی؟
اون وقت میبینم افزایش میدن یا نه
آفرین
به مادرت نگو نوشابه خوردم، باشه؟
یه راز بین خودمون بمونه
باشه
هستی یا نه؟
راست میگه، مکگیونی هستی یا نه؟
این بچه وقتش رو از سر راه نیاورده
ماشالله
چی؟
اون اینجا چی کار میکنه؟
آره، این بچه اینجا چی کار میکنه؟
مکگیونی، خواهشا ساکت شو
بچه داره خوشگذرونی میکنه
عه؟ این بچه قرار بوده تکالیف ریاضیش رو توی خونهت انجام بده
خب داره همین کار رو میکنه دیگه
داریم درست احتمالات رو کار میکنیم
خیلیخب، برو کتـت رو بپوش
ازت یه کار خواستم
یه کار. چرا نمیتونی انجامش بدی؟
آروم باش. بچه چیزیش نمیشه
من خودم تو رو بزرگ کردم بچه بدی نشدی که
آره، زندگیم هیچ مشکلی نداره
تو عصبانیای
از دست تو عصبی نیستم
از دست پدرجد بچهسالت عصبیام
ولی اونجا داشت بهم خوش میگذشت
میدونم ولی هدف این نبود
بابابزرگ جی باید بیشتر ملاحظه کنه
خواهش میکنم دلخورش نکن
ترومن: فکر کنم از داک مککلاچی یه سرنخ پیدا کردم
داری برای فردا بار میبندی؟
آفرین عزیزم
شانس وقتی اتفاق میفته که برای فرصتها
آمادگی داری - آره -
چون از بابابزرگ ناراحتم
دلیل نمیشه نریم به دیدنش
باورت نمیشه؟
ما به دیدن هیچکدوم از فامیلهامون نمیریم
مثلا برای روز شکرگزاری یا کریسمس و غیره
دیوید توی مدرسه بهم گفت هر هفته و هر مناسبتی بشه
دخترخاله، پسرخالههاش رو میبینه
ازشون خوشت نمیاد؟
چرا خوشم میاد
ولی خب معمولا توی اون مناسبتها باید برم سرکار
امسال هم باید بری سرکار؟
نمیدونم
چون من برای شجرهنامهم ازشون عکس لازم دارم
و اگه برای روز شکرگزاری بریم پیششون ...میتونم برای مد
من ازشون عکس دارم، بیا
خیلیخب
خب
این دخترخاله هیلیه
این کیدنه
میتونی ببریشون
ببر شجرهنامهت رو درست کن
تاحالا این عکس رو ندیدم
این تویی؟ - آره -
چند سالت بوده؟
فکر کنم هشت سال
خیلی خوشگله، نه؟
خیلی شبیه اونی
و این هم باباته
آره، برای خیلی وقت پیشه - قبل از مرگش -
چرا هیچوقت دربارهش حرف نمیزنی؟
آخه وقتی بچه بودم زیاد پیشمون نبود
مثل بابای من
پدر اونها کجاست؟
جی نمیخواست اون، اینجا باشه
شنیدم حالش این روزها خوب نیست
حرفهای زیادی میزنـن ولی خودت دلیل اصلیش رو میدونی
همهمون میدونیم
آخرش اون مواد کوفتی کار دستش داد
بیچارهها
اون شما دو تا رو از همه بیشتر دوست داشت
یادتون نره
میک، ببین باباییه
کیسی، از کنار پنجره بیا اینطرف
جی میبینه
حرومزاده
چهطوری روت شده بیای اینجا موادی بدبخت
آقای اوبراین، خواهش میکنم - تو این کار رو باهاش کردی
تو اون رو کشتی تو دخترکم رو کشتی
میکی، مامان رفته
آره
اون رفته - رفته بهشت؟ -
آره
دیگه برنمیگرده؟
نه
کی قراره مامان من باشه؟
من مامانت میشم
و تو هم مامان من میشی
اسمش چیه؟
اون داک رو میشناسه؟
اسمش وینتونه
یه مغازه لاستیکفروشی توی کی و وستمورلند داره
کرکرهش رو میکشه پایین
چرا؟
چون داخل، یه اتاق تزریقات نظارتشده داره
به صورت غیررسمی
دیشب بعد از این که رفتم چی کار کردی؟
سلام، میکی
باید به توماس برای تکالیفش کمک میکردم
میخواد فامیلها رو برای روز شکرگزاری ببینه
اون وقت چرا قیافهت تو همه؟
چون فامیلهای به دردنخوری داریم
نمیذاری باباش رو ببینه؟
اگه بخوای باهات میام
خونه فامیلهات. میدونی شاید سه نفری بهشون بچربیم
نمیخوام همچین بلایی سرت بیاد
اینطوری یه لطف داری در حقم میکنی
شیلا داره دخترها رو میبره خونه مامانباباش
هنوز به ندیدنشون توی تعطیلات عادت نکردم
از وقتی که جدا شدیم
بهنظرت رابطهتون درستشدنی نیست؟
شیلا فکر میکنه هنوز قمار میکنم
میکنی؟
شیلا که حرفم رو باور نکرد
دیگه چرا قمار نکنم؟
تو و پدر توماس چی؟
بهنظرت درست شدنیه؟
رابطه ما قبل از به دنیا اومدن توماس تموم شد
برای همین انتقالی گرفتم به سیام
تمام مدتی که همکار بودیم این رو بهم نگفته بودی
چی بگم والا
الو
میفهمـم
باشه بعد از سرکارم، میام
هی! تو. بیا اینجا
اون پاتوقش اینجاست
همهچی مرتبه؟
سایمون دیگه پول شهریه رو نمیده
پس همهچی مرتب نیست
بدون هیچ خبر قبلیای
برای همین خونه رو فروختی؟
برام سوال شده بود که چرا
یه پدر چهطور میتونه با ندیدن بچهش کنار بیاد؟
اون لیقاتش بهتر از اینه
تو هم همینطور، میک
آره، داک رو میشناسم
هرازگاهی میاد اینجا از اتاق پشتی استفاده میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.