نخستین 200 خط.
یکم منو خفه کن. خوشم میاد
:تـــرجـــمـــه « Highbury و AbG ســــروش »
:فصل نهم، قسمت سیزدهم « شرکت مدلهای اصلی؛ شمارۀ ۱۷۶ »
ویچا، اگه میرسا بتونه ذهن منو بخونه...
تو میتونی ذهن اونو بخونی؟
- نه. - نمیخوای یا نمیتونی؟
دنبال قاتل الیزابت میگردم...
این حس اجباری که دارم...
سرزنشش نمیکنم که رفته.
میرسا به خاطر کاری که تو میکنی نرفته
رفت چون کاری که میکنی...
نشون داد مرد متفاوتی شدی...
نسبت به وقتی که باهاش در خونهش در کوهستان...
بودی
وقتی این جریان تموم شد و دوباره همون مرد شدم...
خواهرت منو قبول میکنه؟
هنوز اون مرد جایی در وجودت هست؟
باید هارولد باشه
فکر کردم یه پرونده داری
دارم و یه مراسم سوگواری
وقتی بهت پرونده رو بدم، میرم به مراسم برسم
متاسفم. مراسم دوستته، شما دو تا بهم نزدیک بودین؟
بودیم
در این سالها بارها پیش اومد که با هم کار کنیم
مرد خوبی بود
حرف از تازه درگذشتگان شد...
جسد سفیر وارن پیدا شده...
بعد از اینکه با یکی بهتر از خودش...
همبستر شده
در آگهی فوتش نوشته یه مرد خونواده دوست مهربون بوده...
که در خونهش به قتل رسیده
بهش زرق و برق دادن تا حقیقت کثیف رو بپوشونن
نوشته پلیس هیچ سرنخی نداره
چون آشنایی نزدیک و صمیمی...
با فدریکا کارالس ندارن...
بانوی ثروت و نفوذ
- و تو داری؟ - طبیعیه که دارم
اطلاعات داره، رازهای کوچیک و بزرگ داره
و سفیر مشتریش بوده؟
تا همین تازگی
به ظاهر، بهش خبر داده که میخواد حسابش رو ببنده...
و لذتهای جدید رو تجربه کنه
چه ارتباطی با مرگش داره؟
خب، در زمانی داشته لذت میبرده...
که وقت مرگش فرا رسیده
اسمی از این خدمات جدید داری؟
چیزی با اسم «مدلهای اصلی» پیدا نشد...
چه در اینترنت و چه خارجش
فکر کنم آدمهای پولدار و قدرتمند...
اینجور هوا و هوسها رو...
از صفحات آخر مجلات هفتگی...
یا موتورهای جستجوی قابل ردیابی دنبال نمیکنن
ببخشید، اما واقعا میخوایم...
در مورد چنین چیزی تحقیق کنیم؟
ردینگتون ازمون میخواد از منافع خانمی محافظت کنیم...
که باهاش رفیقه؟
بررسیش میکنیم
اگه مشخص بشه ردینگتون ما رو دنبال نخود سیاه فرستاده...
به دست پلیس محلی میسپاریمش
بیاین خانم کارالس رو بیاریم و ببینیم کی پشت...
قتل سفیر بوده
بازم در مورد مدلهای اصلی تحقیق کنین
خوب نیستم. عالیم
ببخشید که اینو میگم، اما حقیقته
که واقعا امیدوارم دلیلش رو بهم بگی
مشروبفروش چیزی توی نوشیدنیت میریزه، تو از حال میری، بیدار میشی...
و برای قتل معشوقهی زنت گیر میافتی
همه چی مستقیم به مشروبفروش میرسه، اون کشته میشه
یکی از دوستانش که زن بود گفته غیب شده
تمام سرنخها از بین رفته تا اینکه...
شرایط عوض میشه
- دوستش رو پیدا کردی؟ - آره
فعلا منو تشویق نکن...
و مطمئن شو که ما بهش برسیم...
قبل از اینکه کارآگاه سمج و مریض هیبر پیداش کنه
دقیقا کجاست؟
در یه میخونه ارزون در اولد فورس وارد، آتلانتا
دوست دختر سابقش صاحب اونجاست
قبلا اونجا پشت پیشخون وامیستاده تا اینکه بهم زدن...
و اسبابکشی کرده و رفته دیسی
چندان مطمئن نیستم که پای یه آدم بیگناه دیگه رو به این مخمصه باز کنم
این زن در معرض خطر بوده
ممکنه همون قطعه پازلی باشه...
که تو رو از قتل داگ کاستر تبرئه کنه
چی اینقدر اضطراری بوده که باید...
منو از کلاس پیلاتز میکشوندین اینجا؟
میدونین که انعطافپذیری از اصول مهم کاره
راستش نمیدونستم، اما حالا که حرفشو زدین...
- میتونم تصور کنم... - بله، مطمئنم که میتونی
سفیر وارن
- دن از دوستان خوبم بود - مشتری هم بوده
یه مشتری و یه دوست خوب بود
من به همسرش معرفیش کردم
خب، مطمئنم تا ابد ازت سپاسگزاره
تمام روابط اونقدر که فکر میکنی...
عادی نیست، مامور...
رسلر
خب، مامور رسلر
تو میتونی هر وقت بخوای منو زمین گیر کنی
دنبال ارتباطی بین...
مرگ سفیر و خدمات همراهی به اسم...
مدلهای اصلی میگردیم
باید هر چی که میدونی رو بهمون بگی
هیچکدوم از دخترهای من سمت مدلهای اصلی نرفتن
که عجیبه و نمیتونم حتی رد یه رابط رو بگیرم...
نه اسمی، نه آدرسی، نه هیچی از مدلهای اصلی ندارم
هر کی پشت این جریانه خوب خودشو مخفی کرده
از دست این مردها
از دست این مردهای افتضاح و کثیف...
هر چیزی که دورشون باشه رو خشک میکنن
استفاده و سواستفاده میکنن...
طوری رفتار میکنن انگار دنیا زمین بازی اختصاصی اوناست
ناراحت نباش، عزیزم
این مردها شاید عادت کرده باشن به چیزی که بخوان برسن
اما حالا به لطف ما...
بالاخره به چیزی میرسن که حقشونه
معمولا وقتی شرکت خدماتی همراهی جدید تاسیس میشه...
بعضی از دخترهام میرن برای اونا کار میکنن
چند ماه بعد، با عجله برمیگردن پیش خودم...
چون هیچکس بهتر از مامان کارالس باهاشون رفتار نمیکنه
فکر میکنی مدلهای اصلی چیزی میده...
که خدمات همراهی معمولی نمیدن؟
نمیدونم
اما دومین مشتری بهم گفت دیگه نمیخواد با ما کار کنه
نگرانم کار مدلهای اصلی باشه...
چون خود سفیر اونو بهم معرفی کرد
اسمش چیه؟
نمیتونیم به مشتریت خبر بدیم توی خطر افتاده...
مگه اینکه بدونیم کیه
نماینده کنگره، اسپیت
مت اسپیت
گوش کن، تو بهم زنگ بزن...
وقتی آماده یه بیمه مناسب برای خودت و...
همسرت که عاشق بانجی جامپینگه بودی
استیو هومن فقط به درد دلقک بازی میخوره
قطعا در مورد استیو همینطوره
میدونی، در حیطه کاری من به عنوان وکیل طلاق...
چیزی که تو بهش میگی بیمه، ما بهش میگیم قرارداد پیش از ازدواج
خوشحالم تو رو اینجا میبینم
استیو هومن، درسته؟
کاساندرا!
مثل همیشه خوشگل شدی
خودت هم چندان بد نیستی، ریموند
کاساندرا، ایشون ویچا شو هستن
ویچا، یه دوست قدیمی، کاساندرا بیانکی
خب، امیدوارم اونقدر قدیمی نباشم
از شنیدن خبر مرگ بارنی ناراحت شدم
مرد خیلی خوبی بود
با کمیابترین خصوصیات...
صداقت تمام و کمالی داشت
حقه و حیله اصلا در کار بارنی نبود
و در کار ما، همین میتونه دردسرساز باشه
و منظورت چه کاریه؟
چیزهایی رو میگیرم که مال من نیستن
چند سال قبل، آقای هومن متخصص دلقک بازی رو راضی کردم...
تا از یه دلال سلاح خاورمیانهای همراه با من دزدی کنه
در میون چیزهایی که کش رفتیم یه گردنبند بسیار گرانبها وجود داشت...
که دلال سلاح قرار بود در جشن تولد زنش...
کادو بده
تنها کسی که در دنیا بهش اعتماد داشتیم...
تا اونو آب کنه، بارنی بود
اما قبل از اینکه بتونه خریداری پیدا کنه...
گردنبند از گاوصندوق فروشگاه...
عتیقهجات بارنی دزدیده شد
هرگز پیدا نشد
یه گردنبند یاقوت بود؟
بله، بزرگترین یاقوتی که در میانمار از زیر زمین بیرون کشیده شده
تو از کجا میدونی؟
چون همین الان دارم بهش نگاه میکنم
متاسفم، فکر نکنم با هم آشنا شده باشیم
ماتیلدا هستم، همسر بارنی، بیوهش
از گفتن این کلمه متنفرم
استیون هومن هستم، از دوستان قدیمی شوهرتون
واقعا بهتون تسلیت میگم
بارنی مرد عزیزی بود
لیلیان الکساندر هستم
هر دو خیلی بارنی رو دوست داشتیم
بارنی عزیزم رو از کجا میشناختین؟
از عتیقهجات
یه چیزهایی رو میخریم و میفروشیم
کار حساس و سختیه...
و شوهر شما در این کار نظیر نداشت
ماتیلدا، نمیتونم جلوی خودمو بگیرم از گردنبندت نپرسم
احتمالا حیرتانگیزترین جواهریه...
که تا حالا دیدم
بله
ممنونم، این باارزشترین دارایی منه
یه هدیه از طرف بارنی برای سالگرد ازدواجمون بود
خیلی خوشحالم که میتونم این هدیه اونو روی قلبم بذارم
شرمنده، میشه منو ببخشید؟
به ظاهر بارنی از من استفاده کرده تا کارهای کثیفش رو براش بکنم
منظورت چیه؟
بارنی بهم گفت که پیتر فینچی...
گردنبند رو دزدیده
شریک تجاری بارنی؟
همون موقعها ناپدید شد، نه؟
بعد از دزدیده شدن گردنبند...
بارنی بهم گفت که...
چند تا انباری مخفی پیدا کرده که پیتر سالها...
از اون پنهانشون کرده، انباری که محتوی...
No comments yet. Be the first to leave one.