نخستین 200 خط.
پس برو بيرون
چرا؟؟ فک کردم گفتي تنهايي و اينا
ميخوام يکاري کنم يه لحظه هم تنها نباشي
بيا باهم زندگي کنيم باشه؟؟
بيا با هم زندگي کنيم
فک کردي اينجام که پولمو برگردونم؟
!ناسلامتي من مدير بخش فروشگاه سون جينم
در ضمن...اگه نميدوني بدون
من پسر مخفي رئيس چا هستم
دقيقا همينه
يونگ سو خيلي بافکر بود
حتي هويتمو از خونواده ـشم مخفي کرد
...بيشتر زندگيم تنها و بي کس بودم
براي همين هميشه خانواده ي گرم يونگ سو برام آرزو بوده
!بهش حسوديم ميشد
پس براي همينه دهنت نميچرخه به پدرت بگي بابا
!دقيقا همينطوره آقا
چطور ميتونم نسبت به مسائل خانواده ي يونگ سو بي تفاوت باشم؟؟
من يه جا براي زندگي پيدا ميکنم و شما هم خونه ـتونو نمي فروشين
!عجب معامله ي خفنـي
!تو که خرپولي! برو هتـل
!نميدوني بدون ...يه مدير بايد صرفه جو و اسوه و نمونه باشه
موافق نيستم
!من معذب ميشم باهات يه جا بمونم !سرِ خونه هم باهات معامله نمي کنم
نه نه، نمي تونم
!خب بسته به مقدار رضايتم بهتون شيتيل ميدم
اگه خيلي حال کنم کرايه زياد ميدم بهتون
و از بدهيتون کم ميکنم
پس ديگه مجبور نيستيم جا به جا شيم و نياز نيست منم مدرسمو عوض کنم
مگه نه؟مگه نه مامان؟
آره، خيييلي خوشحالم
...اما
!نکنه سطح رضايتت خيلي فضايي باشه و اينا
همچين سخت گيرم نيستم
هر وقت راضي بودي، يه برچسب بچسبون اينجا
باشه، پس هر وقت ازينا چسبوندم بدهيتونو حساب کتاب ميکنم و کرايه ميدم بهتون
ازون آدما نيستم هي غر بزنم بگم پولمو بدين
!مامان، مامان
خوبه، فقط به يه شرط
وقتي برچسبا تموم شد، بايد ازينجا بري
ميدوني که رو غذا خيلي سخت گيرم پس مثل هميشه غذا درست کن
و
لطفا باهام مثل اعضاي خانواده رفتار کنين
اين تنها چيزيه که ميخوام
بيا
چيکار ميکني؟ بگيرش ديگه
اين چيه ديگه؟
!کرايه ي دو ماهه
با اين پول وام هاتو تسويه کن
اگه خونه نداشتي باشي که نميتوني بهم کرايه ـش بدي
ببخشيد
ممنون، به هرحال
به هر حال؟؟ اين يني چي الان؟
اگه خيلي ممنوني، برام يه فنجون قهوه درست ميکني؟
ايش
"قسمت نهم" "آجوشي برگرد"
چيکار ميکني؟
ايول اومدي
نميخواد باهام نرم و لطيف رفتار کني بزن، اره بزن
شنيدم رفته بودي خونه ي رئيس چا
!ديگه زياده روي نکن
دقيقا منم ميخواستم همينو بگم بهت
يوهيوکُ دادي دست ناسوک چول، آره؟
!به تو ربطي نداره
يوهيوک گفت ميخواد درستکارانه زندگي کنه اما تو هلش دادي به سمت گناه
الان راضي اي از خودت؟
دوس دارم بهت بگم هرجور دوس داري زندگي کن
اما خب لي يون بدون تو چيکار کنه؟
اوضاع پيچيده اي شده
يکم ديگه بهم وقت بده
مغازه ـتونو بهتون برميگردونم
اينجا رو باش! تو کار و بار همه اينطوري سرک ميکشي؟
برو
نگران نباش
اگه به پامم بيفتي يه ماه ديگه ميرم
!چه خبر خوشي
چي؟ خانوم چقدر آرومه
تعجب نداره، بالاخره مادره
عاليه
خيلي خوبه
پدرجون، الان برات آب ميارم
باشه، برو بخواب
باشه، تو هم بايد بري بخوابي- باشه-
دخمل کوشولو، ميخواي باز سرم غر غر کني؟
نه نه، نميخوام
گفتم نه- واقعا؟-
آره آره، نميخوام
چقدر دلم براي اين صدا تنگ شده
!ببخشيد!ببخشيد
ديگه واقعا با اين نميتونم کنار بيام
خانومم! ديشب يه خوابي ديدم که نگو
...تو خوابم مرده بودم اما
خــ...خوبي؟
انگار اين خواب ترسناک که تو منو نميشناسي تموم بشو نيست
چون من مرده ـم
واقعا که
شازده خانوم کسي ازت خواست اين غذاهاي اعيوني رو بپزي؟؟
!گفتم چيزايي که هميشه درست ميکني رو بپز
خب ما هميشه همينطوري غذا ميخوريم
کم مونده پايه ي ميز بشکنه بس که غذا درست کردي
واقعا ميخواي همينکارا رو ادامه بدي؟
ببخشيد، عروسم همه اينا رو سرصبح درست کرده
سخت نگير بهش
دقيقا نکته همينه پدرجان چرا بايد با من مثل غريبه ها رفتار کنه!؟
اعضاي خانواده با هم اينطوري رفتار ميکنن؟؟
راضي شدي؟؟
آجوشي... خب پس قضيه ي اون برچسباي انگور چي؟
برچسب انگور؟؟
اونم وقتي روي اين ميز اين همه غذاي عجيب غريبه؟
اصن درست نيست با مردم يجور رفتار کني انگار هفت پشت غريبه ـن
واو! ماشين خودته آجوشي؟
پس چي، سوار سو- خيلي خفنه-
!چيزه....صبر کن هي! هانا
خيلي باحاله- خيلي باحاله-
هي، ميگم اينا لباساي من نيست؟
"من پنج کيلو چاق شدم بگيرشون"
وقتي اينارو بهم دادي دقيقا همينارو گفتي
چيه، نکنه ميخواي پس بگيريشون؟
در بيارشون
!واو، خيلي خوشکلي دختر رعد و برقي
با مال من عوض کن
واااو
اما ميدوني، اينجا همچين آشنا ميزنه
چي؟؟
چه کوفتــي
!وانـــــگ جـــــــو يــــــون
ممنون براي کمکتون بخاطر فيلمبرداري جناب رئيس
من کمکي نکردم
...مدير بخش لي هه جون اينکارو
×لي هه جون×
مدير بخش، فک ميکنم درباره ـم دچار سوتفاهم شدين
هيچ وقت تو زندگيم رشوه نگرفتم
چون خانواده ـم خارج از کشورن و منم تنها نون آور خانواده ـم
...ممکنه فقط يه کوچولو، خيلي کم رشوه
چرا بهونه هاتو براي رئيس چا نميبري؟؟
ازون دست آدماست که همش ميگه کمپاني ما مسئوليتي دراين زمينه نداره
حتي اگه از کار زياد بميري
سلام مدير بخش
شماها همگي، يه نفسي تازه کنين
اين فروشگاه که به هرحال محکوم به شکسته
پس چه فايده خودمونو پاره کنيم؟
اصن کسي ازتون خواسته خودتونو بکشين؟
!آخرشم که اين مزخرفاتُ ميشنوين پس سخت نگيرين
اين روزا مردمي که زياد کار ميکنن ته تهش به چشم احمق ديده ميشن
قربان، بعنوان خانواده ي رئيس شما حق ندارين اينجا اينکار ها رو بکنين
خانم يونگ وون- بله مدير بخش؟-
بفرما، بشين، اوضاع پات خوبه؟
نه... يني آره
قربان کارکنان اين بخش نمي تونن بشينن
تا حالا ده ساعت يه لنگه پا سرپا وايستادي؟؟
نه قربان
لطفا استراحت کن- بله قربان-
بيا، بخور، بخور و زندگي کن بگو؛ آآآ
آآآ
مدير بخش، خوردن قدغنــه
فقط يکم بخور باشه؟- مدير بخش-
!مرگ تـهِ همه چيزه
!پس مراقب خودتون باشين پاتون درد ميکنه؟ خب بشـينين
گشنه اين؟ بخورين خوابتون مياد؟ بخوابين
چش شده؟؟
شنيده بودم ...داره از يه مرده استفاده ميکنه که رئيس شه اما
چي ميگي؟؟ اون همه رو از اشتباه درآورده
استايل خودمه
اولين ارشديه که نگران پام بود
هنوزم ازم عصباني اي؟
خانم وانگ جو يون
اگه انقدر وقت داري اين مسخره بازيا رو دربياري به جاش بازيگريتو بهتر کن
دوباره اين دلقک بازيا رو درنيار
امروز يه مهمون خاص مياد اينجا! بايد ببينيش
!سلام کارگردان
خانم سونگ، اشکالي نداره فقط يه نقش کوچيکه؟
البته، از شروع کارم هميشه يه ستاره بودم
براي همين هميشه دلم ميخواست يه نقش کوچيک مثل اينم بازي کنم
واقعا مشکلي نيست؟ اونم تو اين فروشگاه؟
من خوبم، اينم خوبه مشکلي ندارم واقعا
مي تـــو
ببين ببين، اين زن چرا انقدر دير کرده
مدير بخش، خريدمشون
ديرمون شده، ديرمون شده بيا اينجا
کجا ميريم؟- فقط سوار شو-
امروز يه ناهار خفــن برات ميخرم
اگه دير کنيم ديگه جا براي نشستن نداريم زود باش
چيکار ميکني؟ بدو
خوش اومدين
اينجا با مدير جانگ غذا خورده بودي نه؟
چي خورده بودين حالا؟ همونو سفارش بده
چيکار ميکني؟
نيومدم اينجا بازي کنما، خب بايد ذائقه ـم رو بشناسي تا بتوني برام غذا درست کني
آندراستند؟ ببخشيد
نوش جونتون- بخوريم-
خيلي وقته دوتايي با هم غذا نخورديم
ولي اين اولين باره
هميشه يکي بود که وقتي غذا ميخوردم مراقبم بود
بهم گوشت بده
ازين به بعد بيا بيشتر با هم غذا بخوريم
اين قيافه ي داغون چيه ديگه
ميخواي با اين لباساي عجق وجق تو فروشگاه من راه بري؟
مگه چشــه؟
زيادي خوشکل شــدم؟
به گمونم ديگه هيچ غرور و شأني برات نمونده
No comments yet. Be the first to leave one.