نخستین 182 خط.
من کجام؟ چی شده؟
آهای؟
یکی به دادم برسه
هر کسی میخوای باش، من ازت نمیترسم، فهمیدی؟
با بد کسی در افتادی، حالا میبینی
آخرین بار، از 9 نفری که منو گروگان گرفتن 8تاشون خودکشی کردن
نهمی هم از نقرس مُرد
لعنتی، اصلا میدونی من کی هستم؟
اوه، من دقیقا میدونم کی هستی
پرنسس بلاسم
سؤالی که باید بپرسی اینه که من کی هستم
به قعر هزارتو خوش اومدی من رو تا ابدیت به اینجا تبعید کردن
این مارپیچ مرگبار جاییه که من از روح کسایی که جرئت کردن
به اعماقش پا بذارن، تغذیه میکنم
با وجود این که دوست دارم همین الان یه لقمه چپت کنم
قول دادم صبر کنم
ولی فقط به مدت یه روز، و بعدش
مال خودم میشی
و... کات
ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید @officialcinama
و وقتی کالسکهمون به مدرسه رسید
بهمون گفتن پرنسس بلاسم نیستش
حتما توی راه بین اینجا و مدرسه ناپدید شده
چرا شماها همراهش نبودین؟
بهمون اجازه نمیداد فرن توی کالسکه حالش بد میشه
هم از بالا، هم از پایین
باید قند عسلمو پیدا کنیم
بد وضعیتی شده، براف
اگه یه نفر داره خدمتکارای خوشگل رو میدزده دوست دخترم، اسلون ممکنه نفر بعدی باشه
فکر نکنم مشکلی برات پیش بیاد
سروران من، گروگانگیر بلاسم، یه نامه فرستاده
24ساعت فرصت دارید" تاج و تخت را واگذار کنید
"وگرنه دخترتان خورده خواهد شد
خدای من
من خودمو قاطی بازیهای مسخرهشون نمیکنم نیروهای ویژه رو بفرست اونجا
ولی نمیدونیم کجا باید بفرستیمشون - توی آدرس فرستنده نامه نوشته -
مارپیچ مینتار"؟"
کل ارتش کوفتی رو بفرست اونجا
تقریبا کل نیروهای ارتش به خاطر طاعون از پا در اومدن
و اگه نیروهای باقیمونده رو بفرستیم هیچ نیرویی برای دفاع از قلمرو باقی نمیمونه
فرصت زیادی نداریم، مریمن !باید یه کاری کنیم، هر کاری
خیلی خب، نقشه کشتون یه نقشه جدید داره
هر کس پرنسس رو از مارپیچ نجات بده
یه میلیون دلار پاداش میگیره؟
آخ جون، بالاخره میتونم برم دانشگاه درس بخونم
زمان ارباب بیرحمیه
...هیچگاه از خود رحم و مروتی
آخ، کیر توش، کیر توش سُم خودمو به گا دادم
گندش بزنن خیلی از این مشعل استفاده نمیکنم
...من - ناشی -
یه بازیگر واقعی هیچوقت بازی مزخرفشو نمیندازه گردن وسایل نمایش
تو که نمیدونی گفتن مونولوگهای حماسی چه فشاری به آدم وارد میکنه
فکر کردی نمیدونم وضعیت زندگیت چجوریه؟
ناسلامتی من پرنسس بلاسم هستم
بهترینها منو گروگان گرفتن
و دیدم که چه حرفای شرارتآمیزی میزنن
تقلیدکار
کاربلد
اون یارویی که وسط راه از نقرس سقط شد
نهایت سعیشو کرد
فکر کردی نمیفهمم با استعدادی یا نه؟
میتونم تو رو از یه مینتار ساده به یه ستاره تبدیل کنم
ولی ارزش وقتمو نداری
لطفا، بهم آموزش بده
یه سطل ادرار دیگه برام بیار اون موقع راجع بهش فکر میکنم
اوه، پتریک
باورم نمیشه بخاطر اون روانی داری جون خودتو به خطر میندازی
کارم همینه، اسلون
تو خیلی شجاعی
بیادبیه اگه بخوام مخالفت کنم
براف، خوار پرنسس گاییدهست
من بدترین ملازم روی زمینم توی همه مأموریتهام ریدم
پتریک، هر وقت دچار شک شدی شعار وایکینگها رو یادت باشه
"اینقدر اداشو دربیار تا بالاخره درست انجامش بدی"
واقعا شعار وایکینگهاست؟
راستش، شعار وایکنیگها رو یادم رفته
ولی خب دارم اداشو درمیارم تا بالاخره درست انجامش بدم
بلارنی، تو اینجا چیکار میکنی؟
میتونم توجهتون رو به یه بادکنک مینتار شکل جلب کنم؟
چه جمع عجیب و غریبی
اون روانیه که پوست پاگنده برفی میفروشه هم اینجاست
مامانی امشب زیر یه پتوی لطیف از جنس پوست مینتار میخوابه
آره
اسلپجک فلیپ
اون تنهایی سفر میکنه
آقای اسلپجک میشه همسفر من بشید؟
من تنهایی سفر میکنم
!تنهایی سفر میکنه دیگه، ترینا، عجبا
همگی جمع بشید
مسابقه یک میلیون دلاری مینتار به زودی شروع میشه
...با علامت من، شرکتکنندگان وارد
!ترینا فرنکلینز
یهو چه مرگشون شد
صبر کنین ببینم ملازمها گوش کنید
به نظر من شماها برای ورود به مارپیچ آماده نیستید
و به احتمال هزار درصد اون داخل میمیرید
ولی اگه بتونید پرنسس رو نجات بدید
"این نشان شایستگی "بانوی گریزان رو به دست میارید
وای - بدجوری میخوامش -
مال خودمه
این کار ما نیست، ما که رفتیم
این آخرین فرصت برای برگشتنه
بلاسم بهمون احتیاج داره ...شاید اگه با همدیگه همکاری کنیم
با وجود این که فکر باحالی به نظر میاد ولی امکان نداره اون یه میلیون رو با کسی تقسیم کنم
بریم اون مینیاتور رو بگیریم
مینتار، اسکل
کی مینتار بادکنکی میخواد؟
کصکش لاشی
خیلی خوش میگذره یاد اردوی مدرسهمون افتادم
آره، اردوهای مدرسه ما خیلی مزخرف بود
بیشتر بچههای توی کار کشاورزی بودن
و قانون آخر هیچوقت یه گاو رو نبرید طبقه بالا
چون نمیتونن برگردن پایین شاید فکر کنین شوخی بامزهایه
ولی بعدش میبینین یه گاو مُرده توی راه پله طبقه سوم خونهتونه
هنوزم فکر میکنین اومدیم یه اردوی تفریحی باحال؟
اینو با اون یاروی بدون صورت بگین
بچهگربه
باشه، گربه کوچولویی که صداشو توی مغزم میشنوم، باهات میام
براف، اون گربه یه توهمه مارپیچ میخواد بندازتت توی تله
میگه اسمش برنمیلکه
براف - برنمیلک، صبر کن بابایی هم بیاد -
رفت
ناموسا کیرم تو این مارپیچ
خب، اصلا قراره درمورد اون چکشهایی که ازشون رد شدیم، صحبت کنیم؟
نه خیر، قرار نیست
فرض کن این مسابقه رو بردی، پتریک
با اون یه میلیون دلار چیکار میکنی؟
اوه، تو که... میدونی پادشاه یه میلیون پول نداره، درسته؟
جانم؟
آره، حکومت کاملا ورشکستهست
پس یعنی از سر حس وظیفهشناسی پاتو گذاشتی توی این جهنمدره؟
معلومه، پرنسس بهمون نیاز داره
باریکلا، تحت تأثیر قرار گرفتم
ملازمهایی مثل تو خیلی به کارمون میاد، پتریک
وای، ممنون
صبر کن ببینم، مگه تو هم از سر حس وظیفهشناسی نیومدی اینجا؟
من 5 تا بچه دارم، پس نه انگیزهم کاملا مالی بود
توی نجات اون عنتر خانوم موفق باشی
پشمام
گروهبان مگن، نه!
...شنها فرو میریزند و ساعات
...چیزه، ساعات گذران
"ساعات گذرانِ دوران جوانیت را میشمارند"
لامصب، یا دیالوگهاتو حفظ کن یا از روی صحنه گمشو پایین، فهمیدی؟
خدایا، داری حالمو به هم میزنی
دارم سعی میکنم
فکر میکردم دارم به یه بازیگر آموزش میدم نه به یه کسی که تازه میخواد سعی کنه
دوباره
کی بود؟ - آماده شو -
اوه، فقط یه ملازمه
و تو هم یکی از اون ضدقهرمانهای جنگل نشینی
نکنه میخوای جایزه رو بین فقرا تقسیم کنی؟
برو بابا، الکی خندیدم ترجیح میدم پولا رو آتیش بزنم
ولی حتما تو به خاطر قلب رئوفت اینجایی
هه، اگه من برنده شدم میخوام
بدم یه مجسمه مرمری در حال دراز و نشست زدن ازم بسازن
تا سبک زندگیمو به نمایش بذارم، و بعدش با استفاده از اون برنامه میزگرد خودمو راه بندازم
و توش درمورد نکات زیبایی و سلامتی مندرآوردی صحبت کنم
اسمم روبنه
هولدن
خب، میبینمت
فکر کنم باید همون راهی رو که تو میرفتی برم بپا جا نمونی، پیرمرد
پیرمرد؟ اگه راست میگی بیا یه نخ موی جو گندمی روی بدنم پیدا کن
اون نقاشی داره بهم چشمک میزنه؟
نه، من هنر رو درک نمیکنم
به سالن تخریب عواطف
خوش اومدی، پتریک
اینقدر تخریبت میکنیم تا خودت خودتو تخریب کنی
تو عرضه هیچ کاری رو نداری، پتریک
به همه مصیبتها و خرابیهایی که به بار آوردی، نگاه کن
شنیدم، از پادشاهت اخاذی کردی
از نظر فنی، آره
آرزوهای پدرمونو به باد دادی
تنها چیزی که دوست داشت ببینه یه کراکن بود و من خرابش کردم
یه حکومت دموکراسی توی ابرها پیدا کردی
و با نسل کشی تموم شد
درسته، همهشونو به کشتن دادیم
تنها عشق حقیقی دختری رو که میخوای نجاتش بدی، به قتل رسوندی
وای خدایا، تا کی قراره گلچین کارهایی رو که انجام دادم نشونم بدن؟
وای، نه
باریکلا، تحت تأثیر قرار گرفتم
ملازمهایی مثل تو خیلی به کارمون میاد، پتریک
No comments yet. Be the first to leave one.