نخستین 200 خط.
"بر اساس داستانی واقعی"
امروز حالت چطوره؟
حالت بهتره؟
خوب باش.
ترجمه و تنظیم @ Matin78124
16.38 پوند لطفاً
32.28 پوند لطفاً
-سلام جان -سلام جان
سلام کت
مامان؟
- حالت خوبه؟ - خوبم عشقم.
فقط دراز کشیدم و سعی کردم تا آتیشـو روشن کنم
دیگه نتونستم بلند بشم
بعدش که نشسته بودم،گفتم بذار یکمی استراحت کنم
واقعاً جای نرمـیه
بنظرم رفتنی بود
اگه سعی میکردم اونـو بلندش کنم،
اونوقت خودم پهن زمین میشـدم
پس با خودم گفتم بهتره جان بیاد
و من گفتم مزاحمـش نشو،اون توی تسکوئه
کوآپ مامان،من توی کوآپ کار میکنم
و چندبار بهت گفتم که بذار من آتیشـو درست کنم؟
متنفرم که احساس میکنی باید همه کاری برای ما انجام بدی
چرت نگو،اون فقط برایان بی مصرف رو داره
که ازش مراقبت کنه
اون حتی کبوتر هم نداره
علاوه بر اون،یه دختر اگه از پدرمادرش مراقبت نکنه به چه دردی میخوره؟
قبلاً بهت گفتم پسر،اگه خونه ات نزدیک تر بود اونوقت من میتونستم انجامش بدم
و دیگه نیازی نبود پول به پرستار بدی
خیلی خب،خداحافظ
امان از دست پدرمادرم
بابا زنگم زد،گفت که مامان افتاد زمین
جوری افتاد که بابام فکر کرد سکته کرده
-حالش خوبه؟ -آره،فقط خورده بود زمین،همین
اگه اونا میـومدن پیشمـون زندگی میکردن خیلی آسونـتر میشد
حالا که دنیس و ساشا رفتن به نست، واسـشون جا داریم
میدونم که تو و پدرم توی یه خونه باشید آبتـون توی یه جوب نمیره ولی..
زمان ما از دست کش استفاده نمیکردیم، فقط تف میزدیم و میمالیدیم
همون وقت ساعتـم رو اونجا گم کردم
برایان؟
من برنده لاتاری یورو میلیونی شدم
با پُستچیـمون جاهن ریختم رو هم
کاملاً چرنده!
-میخوام ولـت کنم برایان -قبلاً این حرفارو زدی
چای آماده شد عشقم؟
نزدیک بود تصادف کنم
اون اسب های وحشی دوباره از کوه اومدن بیرون
آره،با چیپس و سُس گول خوردن
دپرس نباش گروین، ممکنه هرگز اتفاق نیوفته
منظورت اینـه که حسابـت رو صاف نکنی؟ خودم قبلاً به این نتیجه رسیدم
دیگه اعتباری نداری.
جدی میگم رفقا
اسب ما،سوییت جما،توی مهم ترین مسابقه زندگیـش بود
و میدونی چی بهش برتری داد؟ پرورش خوبـش
اون از نژاد اصیل بونا بود.
توی مسابقه که بودن،اون هنوزم داشت خوب پیش میرفت
با اسب سوم حدوداً 4 لنت فاصله داشت
داشتم برنده میشدم
و بعدش دیگه جلوی چشمم نبود
فکر کردم اون زمین خورده، فکر کردم اسبم افتاد زمین
بعدش گُرخیدم و رفتم ببینم حالش چطوره
و دیدم سوویت جما اونجاست، داره تمام تلاشش رو میکنه
و از کنار اومد توی زمین و برنده شد
-از کنار اومد و.. -کاملاً غیرقانونیـه
باشه کاملاً غیرقانونیـه،و بعدش دویدم سمتش تا بهش تبریک بگم
اون اسب من بود و برنده شد!
اونـو قبلاً اینجا ندیدم
حتماً باید رویای بزرگی داشته باشی..
هاورد دیویس،حسابداره
نوشیدنی "کرازکیز"میخوره
پنجشنبه بعد از اسکوآش اومد اینجا
صاحب یه مسابقه اسب سواریـه مگه نه؟
صاحب بود،عضو یه اتحادیه بود، بعدش همه چی خراب شد
-چی شد؟ -دوست نداره راجب این موضوع حرفی بزنه
میگن که اون همه چیشـو از دست داده،
کُل پولشـو،خونه اش،خانمـش..
همه چیـش نابود شد
کی یکی دیگه میخواد؟
نوشیدنی "سیکس استلا"لطفاً
-شما هاواردی،درسته؟ -درسته
گمونم صاحب یه مسابقه اسب سواری بودی درسته؟
نتونستـم گوش نکنم
-حتماً تجارت گرونیـه -چی؟
که یکیـشو بخری
خب،بذار ببینم
شیخ عمری 16 میلیون واسه اسب"فرنچ اور" هزینه کرد
برنده مسابقه ملی بزرگ ولش
اینم توجه داشته باشید که دلار بود،نه پوند
پس از اون چیزی که فکرشـو میکنی ارزون تره
میشه لطفاً بیاریش اونجا؟ممنون
خودت دست داری،مگه نه؟
گروین گفت اینـو بزن به حسابم
توی راهرو ششُم اسپیلج هست
شبیه کورما چیکنـه
-چای آمادس عشقم؟ -تازه گذاشتم دم بیاد
سلام.
باورت نمیشه
بُز قارچ گرفته
میدونستم این اردک هم مثل بقیه مریضی داره
بیا،این یارو داره اون آلپاکا رو اخته میکنه
این یه کار دو نفره اس
یکی باید پاهاشـو بگیره و اون یکی کارو انجام بده
میشه خاموشش کنی؟
میخوام کمکم کنی که یه مادیان بخرم
عمراً توی این سن بتونی سوارکاری یاد بگیری
میخوام اسب مسابقه ای پرورش بدم
خیلی خب،منم شنبه آینده قراره واسه تیم ویلز بازی کنم
من مرغ عشق و خرگوش و سگ پرورش دادم
و جوایزی هم گرفتم،مگه نه؟ کبوتر هم پرورش دادم
اولین زنی که در روز اول رقابتهای "ولش اوپن" برنده شد.
پس بیا یه کفتر دیگه واست بگیریم،شایدم دوتا
میخوام اسب مسابقه ای پرورش بدم، تحقیقاتم رو کردم
مطمعناً باید چیزای بیشتری یاد بگیرم
ولی یه یارویی هست که اومده توی کلاب
-کدوم یارو!؟ -هاوارد،همون که یکمی مغروره
ولی حرفه ایـه، و امیدوارم که بهم کمک کنه
دیوونگیـه محضـه
منظورم اینه واسه پرورش دادن یه اسب مسابقه ای
باید یه مادیان اصیل بخری
از کجا میخوای یکیـشونو بخری؟
"اسب مسابقه ای بازنشسته با اصل و نصب"
300 پوند؟
اوه جان بیخیال
300 پوند
با اون پول میتونستم برم بندیدورم
-اون اسب مسابقه برتر بود -نه نبود،من تحقیق کردم
گرچه اصل و نسب خوبی داره
پدرِ پدرِ پدرش اسب نر خفنی بود
مایع منیـش توی همه دنیا پخش شده
چه دوست داشتنی هستی، واقعاً هستی
کدوم قبرستونی میخوایم اونـو نگه داریم!؟
این چه کوفتیـه؟
امیدوارم مجوز این کار رو داشته باشی دیزی
ببند دهنـتو مالدوین
طبق مقررات شورا
یه ساختمان چوبی نباید بیشتر از
حداکثر دو و نیم متر ارتفاع داشته باشه
اوه، این سر و صدا واسه چیه؟
امیدوارم گواهی مجوزش رو داشته باشی
اینجا هیچ تجارتی نیست که چنین ماشین بزرگی رو لازم داشته باشه
ممنون از راهنماییت گوس.
شانست گفت که کامیون در دسترس بود جان
کُل زمستون رو توش جاروبرقی انبار کرده بودیم گرچه قانونی بود
سلام.
سلام.
خیلی خب
بیا روبل
بیا روبل
بیا روبل
یالا
-بیا عشقم -بذار من بیارمش
مگه چندتا حیوون نیاز دارن؟
امیدوارم اینجا رو تمیز کنن
نمیتونن اون حیوون رو از کامیون بیارن پایین
از اینا دوست داری؟
خوشت اومد؟
میخوای بریم پایین؟ برو بریم
آره
خیلی خب
دختر خوب،بجنب
برو بریم
اونقدرا خوب نیست،ولی اینجا خونه توئه
خب،دوتا پاینتز بدید لطفاً
خب،شروع کردم،مگه نه؟
ببخشید؟
اسمش روبلـه
اونـو توی ساحل
کنار بقیه الاغهـا توی جزیره بری پیدا کردن
شنیدم توی یه مزرعه نگهـداری میشد
یعنی جدی رفتی یه مادیان خریدی؟
حالا باید اسب نر مناسب رو پیدا کنم
یه چندتایی رو نگاه کردم
آره؟
ده هزار دلار واسه نگهـداریـش داری یا نه؟
هزینه های دام،نگهـداری،بیمه؟
و همه اینا مالِ قبل از اینـه که مسابقه بده، اصلاً اگه مسابقه بده
ولی در موردش خوندم
این روزا کُلی راه واسه این کارا هست،مگه نه؟
یه اتحادیه تشکیل میدیم..
مثلاً اگه 20 نفر توی روستا
به مدت دو سال،هفته ای ده دلار بذارن کنار..
میدونم پیچیده اس،اما..
آره پیچیدس،ولی بیشتر افراد روستا
آهی در بساط ندارن
معمولاً آدمای حرفه ای و ثروتمنـد چنین کارهایی رو انجام میدن
میشه بیاریش اونـطرف لطفاً؟
به هر حال،ازت درخواست کمک نکردم
No comments yet. Be the first to leave one.