Dream Horse

Dream Horse

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Dream Horse 2020 1080p WEB-DL x264 RMT
Dream Horse 1080p WEB-DL DD5 1 H264-CMRG
Dream Horse 1080p WEBRip x264-[YTS LT]
Dream Horse 720p WEBRip 800MB x264-GalaxyRG
Dream Horse 1080p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-EVO
Dream Horse 1080p WEBRip 1400MB DD5 1 x264-GalaxyRG
Dream Horse HDRip XviD AC3-EVO
Dream Horse 720p WEBRip x264 AAC-[YTS MX]
ناشر MATIN78124
🔲► Matin78124 | UPTV.co ◄🔲

برچسب‌ها

webrip
web
x264
720p
720
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
TS
YTS
hdrip
HDRip
XviD
AC3
HD
تاریخ انتشار: 2021-06-19
تعداد دانلود: 51
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

"بر اساس داستانی واقعی"

‫امروز حالت چطوره؟

حالت بهتره؟

‫خوب باش.

ترجمه و تنظیم @ Matin78124

‫16.38 پوند لطفاً

‫32.28 پوند لطفاً

‫-سلام جان ‫-سلام جان

‫سلام کت

‫مامان؟

‫- حالت خوبه؟ ‫- خوبم عشقم.

‫فقط دراز کشیدم و سعی کردم تا آتیشـو روشن کنم

‫دیگه نتونستم بلند بشم

‫بعدش که نشسته بودم،گفتم بذار ‫یکمی استراحت کنم

‫واقعاً جای نرمـیه

‫بنظرم رفتنی بود

‫اگه سعی میکردم اونـو بلندش کنم،

‫اونوقت خودم پهن زمین میشـدم

‫پس با خودم گفتم بهتره جان بیاد

‫و من گفتم مزاحمـش نشو،اون توی تسکوئه

‫کوآپ مامان،من توی کوآپ کار میکنم

‫و چندبار بهت گفتم که بذار من آتیشـو درست کنم؟

‫متنفرم که احساس میکنی باید ‫همه کاری برای ما انجام بدی

‫چرت نگو،اون فقط برایان بی مصرف رو داره

‫که ازش مراقبت کنه

‫اون حتی کبوتر هم نداره

‫علاوه بر اون،یه دختر اگه ‫از پدرمادرش مراقبت نکنه به چه دردی میخوره؟

‫قبلاً بهت گفتم پسر،اگه خونه ات ‫نزدیک تر بود اونوقت من میتونستم انجامش بدم

‫و دیگه نیازی نبود پول به پرستار بدی

‫خیلی خب،خداحافظ

‫امان از دست پدرمادرم

‫بابا زنگم زد،گفت که ‫مامان افتاد زمین

‫جوری افتاد که بابام فکر کرد سکته کرده

‫-حالش خوبه؟ ‫-آره،فقط خورده بود زمین،همین

‫اگه اونا میـومدن پیشمـون زندگی میکردن ‫خیلی آسونـتر میشد

‫حالا که دنیس و ساشا رفتن به نست، ‫واسـشون جا داریم

‫میدونم که تو و پدرم توی یه خونه باشید ‫ آبتـون توی یه جوب نمیره ولی..

‫زمان ما از دست کش استفاده نمیکردیم، ‫فقط تف میزدیم و میمالیدیم

‫همون وقت ساعتـم رو اونجا گم کردم

‫برایان؟

‫من برنده لاتاری یورو میلیونی شدم

‫با پُستچیـمون جاهن ریختم رو هم

‫کاملاً چرنده!

‫-میخوام ولـت کنم برایان ‫-قبلاً این حرفارو زدی

‫چای آماده شد عشقم؟

‫نزدیک بود تصادف کنم

‫اون اسب های وحشی دوباره از کوه اومدن بیرون

‫آره،با چیپس و سُس گول خوردن

‫دپرس نباش گروین، ‫ممکنه هرگز اتفاق نیوفته

‫منظورت اینـه که حسابـت رو صاف نکنی؟ ‫خودم قبلاً به این نتیجه رسیدم

‫دیگه اعتباری نداری.

‫جدی میگم رفقا

‫اسب ما،سوییت جما،توی مهم ترین مسابقه ‫زندگیـش بود

‫و میدونی چی بهش برتری داد؟ ‫پرورش خوبـش

‫اون از نژاد اصیل بونا بود.

‫توی مسابقه که بودن،اون هنوزم داشت خوب پیش میرفت

‫با اسب سوم حدوداً 4 لنت فاصله داشت

‫داشتم برنده میشدم

‫و بعدش دیگه جلوی چشمم نبود

‫فکر کردم اون زمین خورده، ‫فکر کردم اسبم افتاد زمین

‫بعدش گُرخیدم و رفتم ببینم حالش چطوره

‫و دیدم سوویت جما اونجاست، ‫داره تمام تلاشش رو میکنه

‫و از کنار اومد توی زمین و برنده شد

‫-از کنار اومد و.. ‫-کاملاً غیرقانونیـه

‫باشه کاملاً غیرقانونیـه،و بعدش دویدم سمتش تا ‫بهش تبریک بگم

‫اون اسب من بود و برنده شد!

‫اونـو قبلاً اینجا ندیدم

‫حتماً باید رویای بزرگی داشته باشی..

‫هاورد دیویس،حسابداره

‫نوشیدنی "کرازکیز"میخوره

‫پنجشنبه بعد از اسکوآش اومد اینجا

‫صاحب یه مسابقه اسب سواریـه مگه نه؟

‫صاحب بود،عضو یه اتحادیه بود، ‫بعدش همه چی خراب شد

‫-چی شد؟ ‫-دوست نداره راجب این موضوع حرفی بزنه

‫میگن که اون همه چیشـو از دست داده،

‫کُل پولشـو،خونه اش،خانمـش..

‫همه چیـش نابود شد

‫کی یکی دیگه میخواد؟

‫نوشیدنی "سیکس استلا"لطفاً

‫-شما هاواردی،درسته؟ ‫-درسته

‫گمونم صاحب یه مسابقه اسب سواری بودی درسته؟

‫نتونستـم گوش نکنم

‫-حتماً تجارت گرونیـه ‫-چی؟

‫که یکیـشو بخری

‫خب،بذار ببینم

‫شیخ عمری 16 میلیون واسه اسب"فرنچ اور" هزینه کرد

‫برنده مسابقه ملی بزرگ ولش

‫اینم توجه داشته باشید که دلار بود،نه پوند

‫پس از اون چیزی که فکرشـو میکنی ‫ارزون تره

‫میشه لطفاً بیاریش اونجا؟ممنون

‫خودت دست داری،مگه نه؟

‫گروین گفت اینـو بزن به حسابم

‫توی راهرو ششُم اسپیلج هست

‫شبیه کورما چیکنـه

‫-چای آمادس عشقم؟ ‫-تازه گذاشتم دم بیاد

‫سلام.

‫باورت نمیشه

‫بُز قارچ گرفته

‫میدونستم این اردک هم مثل بقیه مریضی داره

‫بیا،این یارو داره اون آلپاکا رو اخته میکنه

‫این یه کار دو نفره اس

‫یکی باید پاهاشـو بگیره و اون یکی ‫کارو انجام بده

‫میشه خاموشش کنی؟

‫میخوام کمکم کنی که یه مادیان بخرم

‫عمراً توی این سن بتونی ‫سوارکاری یاد بگیری

‫میخوام اسب مسابقه ای پرورش بدم

‫خیلی خب،منم شنبه آینده قراره ‫واسه تیم ویلز بازی کنم

‫من مرغ عشق و خرگوش و سگ پرورش دادم

‫و جوایزی هم گرفتم،مگه نه؟ ‫کبوتر هم پرورش دادم

‫اولین زنی که در روز اول ‫ رقابتهای "ولش اوپن" برنده شد.

‫پس بیا یه کفتر دیگه واست بگیریم،شایدم دوتا

‫میخوام اسب مسابقه ای پرورش بدم، ‫تحقیقاتم رو کردم

‫مطمعناً باید چیزای بیشتری یاد بگیرم

‫ولی یه یارویی هست که اومده توی کلاب

‫-کدوم یارو!؟ ‫-هاوارد،همون که یکمی مغروره

‫ولی حرفه ایـه، ‫و امیدوارم که بهم کمک کنه

‫دیوونگیـه محضـه

‫منظورم اینه واسه پرورش دادن یه اسب مسابقه ای

‫باید یه مادیان اصیل بخری

‫از کجا میخوای یکیـشونو بخری؟

‫"اسب مسابقه ای بازنشسته با اصل و نصب"

‫300 پوند؟

‫اوه جان بیخیال

‫300 پوند

‫با اون پول میتونستم برم بندیدورم

‫-اون اسب مسابقه برتر بود ‫-نه نبود،من تحقیق کردم

‫گرچه اصل و نسب خوبی داره

‫پدرِ پدرِ پدرش اسب نر خفنی بود

‫مایع منیـش توی ‫همه دنیا پخش شده

‫چه دوست داشتنی هستی، ‫واقعاً هستی

‫کدوم قبرستونی میخوایم اونـو نگه داریم!؟

‫این چه کوفتیـه؟

‫امیدوارم مجوز این کار رو داشته باشی دیزی

‫ببند دهنـتو مالدوین

‫طبق مقررات شورا

‫یه ساختمان چوبی نباید بیشتر از

‫حداکثر دو و نیم متر ارتفاع داشته باشه

‫اوه، این سر و صدا واسه چیه؟

‫امیدوارم گواهی مجوزش رو داشته باشی

‫اینجا هیچ تجارتی نیست که چنین ماشین ‫بزرگی رو لازم داشته باشه

‫ممنون از راهنماییت گوس.

‫شانست گفت که کامیون در دسترس بود جان

‫کُل زمستون رو توش جاروبرقی انبار کرده بودیم ‫گرچه قانونی بود

‫سلام.

‫سلام.

‫خیلی خب

‫بیا روبل

‫بیا روبل

‫بیا روبل

‫یالا

‫-بیا عشقم ‫-بذار من بیارمش

‫مگه چندتا حیوون نیاز دارن؟

‫امیدوارم اینجا رو تمیز کنن

‫نمیتونن اون حیوون رو از ‫کامیون بیارن پایین

‫از اینا دوست داری؟

‫خوشت اومد؟

‫میخوای بریم پایین؟ ‫برو بریم

‫آره

‫خیلی خب

‫دختر خوب،بجنب

‫برو بریم

‫اونقدرا خوب نیست،ولی اینجا خونه توئه

‫خب،دوتا پاینتز بدید لطفاً

‫خب،شروع کردم،مگه نه؟

‫ببخشید؟

‫اسمش روبلـه

‫اونـو توی ساحل

‫کنار بقیه الاغهـا توی جزیره بری پیدا کردن

‫شنیدم توی یه مزرعه نگهـداری میشد

‫یعنی جدی رفتی یه مادیان خریدی؟

‫حالا باید اسب نر مناسب رو پیدا کنم

‫یه چندتایی رو نگاه کردم

‫آره؟

‫ده هزار دلار واسه نگهـداریـش داری یا نه؟

‫هزینه های دام،نگهـداری،بیمه؟

‫و همه اینا مالِ قبل از اینـه که مسابقه بده، ‫اصلاً اگه مسابقه بده

‫ولی در موردش خوندم

‫این روزا کُلی راه واسه این کارا هست،مگه نه؟

‫یه اتحادیه تشکیل میدیم..

‫مثلاً اگه 20 نفر توی روستا

‫به مدت دو سال،هفته ای ده دلار بذارن کنار..

‫میدونم پیچیده اس،اما..

‫آره پیچیدس،ولی بیشتر افراد روستا

‫آهی در بساط ندارن

‫معمولاً آدمای حرفه ای و ثروتمنـد ‫چنین کارهایی رو انجام میدن

‫میشه بیاریش اونـطرف لطفاً؟

‫به هر حال،ازت درخواست کمک نکردم

More Farsi Persian subtitles for Dream Horse

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left