نخستین 200 خط.
گمشدگان در فضا
حال کاناتا چطوره؟
داروی بیهوشی نداریم، برای همینم .مجبور شدم بدون بیهوشی عملش کنم
.باورم نمیشه چطوری دردُ تحمل کرد
...چیزی جز احترام براش ندارم
.الان وضعیتـش تو تخت ثابته
...کهاینطور
...پس دستش هم
.البته، هیچ راهی برای برگردوندنش نیست
.مطمئنم یکی پیدا میشه براش دست مصنوعی بخره
مگه نه، عالیجناب؟
.انقدر بدجنس نباش
.تا اونجا که بتونم مهربون رفتار میکنم
.با روش بزرگ شدن چارس همدردی میکنم
...ولی وقتی فکره کاناتا رو میکنم
.زک، تو باید منو زندونی کنی
،بعدش، وقتی رسیدی آسترا، میتونی به پلیس تحویلم بدی
.همراه اون اصلیها که ازمون کلون درست کردن
...چارس
.احتیاجی به این کار نیست
!کاناتا؟
!کاناتا
!تو باید خواب باشی
...خیلی درد میکنه، ولی خب حس میکنم تنهام
.چارس، من هیچ کینهای ازت به دل ندارم
.من به تصمیماتی که خودم گرفتم عمل کردم
.اگه تو جلوی خلع رو نمیگرفتی، من مُرده بودم
.بخاطرش ممنون
،اگه ما توضیح بدیم چیشده، تو به چیزی متهم نمیشی .از این کارمون مطمئن میشیم
،واسه همینم باید انتخاب کنی که
.از این به بعد برای خودت زندگی کنی
پس میخوای بهش اعتماد کنی؟
.اعتماد دارم
اگه یه خلع دیگه بیاره چی؟
.پس میتونه دست چپ منم قطع کنه
چرا از الان نباید بهش اعتماد کنیم؟ مگه همهی این سفر دروغ بوده؟
،همهچی همونطوری که بود میمونه ،اگه کسی باهاش مشکل داره
!همه یکی یکی میاین، همه تونُ با یه دستم حریفم
...یکی یکی با چی
.مشکلی نیست، فقط میخواستم از زبون خودت بشنوم، کاپیتان
.هیچکی تو این تیم نمیخواد کسی رو بندازه بیرون
...گرفتی؟ باید سخت تلاش کنی
.تا پُشت کاناتا بشی
.من واقعاً از همگی معذرت میخوام
.ازتون ممنونم، الان دیگه خودمم
.از الان میخوام اصلیه خودم باشم
.میخوام با همه تون برم خونه
.آره، معلومه
.بعدشم، ما کلی سوال داریم که باید بپرسیم
.میدونم
.هرچی که میدونم رو بهتون میگم
.حقیقتی که تو ویکسیا ثبت شده
ناراحتی
"ناراحتی" ها؟
.دستم درد میکنه
!تابلوعه
!کاناتا
.همینطورم، سرگیجه دارم
بازم، تابلوعه! فکر میکنی چقدر خون از دست دادی؟
.کاناتا الان باید استراحت کنه .حرفای مهم بمونه برای بعداً
.باشه، فهمیدم
.خیله خب بچهها، بقیه مون فردا شروع به گشتن میکنیم
قسمت دوازدهم کشتی دوستی
.پ.م: عنوان این قسمت دو تا معنی داره یکی به معنی دوستی یکی به معنی کشتی دوستی
!آی، آره
...آی، آرـــه
.تو باید استراحت کنی
سیارهی گالم .صد و هفدهمین روز گمشدن در فضا
اردوگاه تیم بی پنج .هفتمین روزه روی سیارهی گالمیم
خوشبختانه، سیارهی گالم پر از مواد غذایی و آبه .و آب و هواشهم پایداره
.جمع آوری غذا همینطور درحال پیشرفته
کاناتا برای اینکه زخمش خوب بشه .روی غذا خوردن و خواب تمرکز کرده
ها؟
.از اینکه کاناتا خستهس، حس بدی دارم
m 134 -207 l 457 -207 l 459 -114 l 138 -116 l 135 -206
بازی خسته کننده و .حوصله سر بری که زک ساخته
.از اینکه کاناتا خستهس، حس بدی دارم
.برای همینم چند سری رفتم ملاقتش و باهاش حرف زدم
چقدر چیزای براق تو همهجاس .این سیاره خیلی قشنگه
.آره، چشم اندازش اصلاًشبیه هیچ جایی نیست
.هیچوقت منظره ها و وقتایی که باهم بودیم یادم نمیره
.آره، باید از حافظه تصویریت ممنون باشی
.منظورم این نبود
.این یه چیز احساسیه
.باشه .. گرفتم، شیر فهم شدم
.منم همین حسُ دارم، همه این تجربه ها خیلی ارزشمند بود
.البته گاهیهم سختی هارو رد کردیم
دستت چطوره؟
خیلی فجیح درد میکنه، ولی میتونم از پسش بربیام .باید قویبشم و به درد عادت کنم
میخوای لمسش کنی؟
این چیزی نیست که گفتم !به زخمم دست نزنیا
.با این حال، امیدوارم این سفر یکم بیشتر طول بکشه
.یکم ناراحتم که این آخرشه
سیارهی گالم .صد و بیستمین روز گمشدن در فضا
!و بالاخره،اونقدر غذا جمع کردیم که از این سیاره بیرون بریم
!و بالاخره،اونقدر غذا جمع کردیم که از این سیاره بیرون بریم
!خوبه
بچهها آمادهاین؟
،واقعا خطر از بیخ گوشمون گذشت .درست همون موقعه که بور بور حمله کرد رو میگم
کی فکرشو میکرد که اون چیز های چتری اینقدر کمک میکرد؟
میدونستی، گل ماندالای بنفش بوش خیلی بده؟
.ممنون، حس خیلی خوبی دارم
به چی میخندی؟ داری با خندهات سروصدا میکنی، مگه نه؟
دفعه بعد که سفینه میشینه، روی آسترا میشینه، مگه نه؟
.اگه ما سالم برگردیم
اگه اصلی هامون بفهمن که ما زندهایم .حتماً دست به یه کاری میزنن
.امکانش زیاده، ما باید یه جوری آماده باشیم
.بذار اول از چارس بشنویم
.وارد شدن به سرعت سریعتر از نور
!مقصد: سیاره ی آسترا
...باشه
.همه مون اینجاییم، و همه مونم کلی وقت داریم
.میتونی حالا بهمون بگی، چارس؟ عجله نکن
.بله
.الان رازی که آسترا داره بهتون میگم
.تو گذشته، سیارهای به اسم زمین وجود داشت
بشریت برای اینکه توسط برخورد سیارک منقرض نشه .تصمیم گرفت سیارهی دیگه ای پیدا کنه
.پر آسپرا، اد آسترا، شعار بشریت برای غلبه بر سختیها بود
بشریت برای پیدا کردن یه سیارهی جدید باهم کار کرده بودن .و حرکت کرده بودن
دو سال بعد از اون، تقریباً به صورت معجزه آسایی .شبیه سیارهی زمین پیدا شد
این سیاره که 5000 سال نوری از زمین دور بود .اسمش آسترا بود
.این همونیه که پولینا بهمون گفته
...مسئله اینه که
چرا ما از این بخش مهم تاریخ خبر نداشتیم؟
...این راز دنیای ماست، فقط چند مقام عالیرتبه دولتی
.و پادشاه ویکسیا از این راز خبر دارن
.بخش سلطنتی ویکسیا برای محافظت از این راز ساخته شده
.به همین خاطره که اون کشور اینقدر محافظ کار هستش
.و این راز از شاه به شاه بعدی منتقل میشه
.البته، پادشاه فعلی قصد داره برای همیشه پادشاه باقی بمونه
پس منظورت اینه که واقعیت های تاریخی ای وجود دارن که ما نمیدونیم، درسته؟
.تاریخی که شما میدونین از حقیقت منحرف شده
.ولی همه اینکارا به نام صلح انجام شده
.کرم چالهی مصنوعی مهم بود که مهاجرت آدما رو ممکن کنه
.دروازهها تو کل دنیا ساخته شدن
.بیشتر از 10000 تونل از زمین به آسترا
.ساختن شهر هایی که فقط کوله باری از مسئولیت بود .مردم به سختی تلاش میکردن
ولی از اونجایی که میشد فنآوریهای موجود را از ،طریق کرمچالهها انتقال داد
.این فرآیند سریعتر و سریعتر شد
.همون موقع بود، که پروژه مهاجرت به همه دنیا گفته شد
...مردم گیج شده، و وحشت زده و
.اونا سر مالکیت سرزمینی(کشوری) تو سیارهی جدید باهم جنگیدن
...نژاد، دین، روابط بین الملل قدرت دار
.این جرقه ای بود که باعث شد حباب تمام مشکلات انسان ها منفجر بشه
،طِی دو ماه در سال 2052 .نصف جمعیت بشریت از بین رفت
خیلی بد بود؟
.کرم چالهها کمک کردن تا همه چی بدتر بشه
راجبش فکر کنین که بهتون امکان میده .خیلی سریع برین یه جای دیگه
.این همه حملههای تروریستی و ترورها رو آسونتر کرد
...اونا برای این ساخته نشدن
.همون چیزی که تو طول تاریخ بشر دیده میشه
.همیشه قبل از ترسیدن، اول میسازیمش
.بازمونده های جنگ پشیمون بودن و قسم خوردن که صلح کنن
.کشور ها منسوخ شدن .منابع ملت ها با هم تقسیم شدن
،زبان یکی شد، دین و اسلحه برداشته شدن
.(به عنوان علت تضاد (مترجم: بیشتر جنگهای تاریخ سر دین و اسلحه بوده
.بالاخره بشریت از طریق حرکت و تنظیم دوباره ی دنیا به صلح رسید
.داره کم کم تبدیل به تاریخی میشه که ما میدونیم
.این سفر بزرگ طی چهار سال انجام شد
،روز پنجم جولای، سال 2057، یکم بعد از اینکه سفر تموم شده بود
.سیارک همونطور که انتظار میرفت با زمین برخورد کرد
وقتی همه چی راه افتاد .دولت جهانی تاسیس شد
.اولین کاری که کردن این بود که کرم چاله ها رو برای همیشه خاموش کردن
...برای همیشه خاموش کردن
.یه انتخاب منطقی، که برای صلح لازمه
.همه کرمچاله ها به همراه فناوری هاشون نابود شدن
کسایی که اینکارو کردن صنایع ویکس بودن که .اونارو ساخته بودن
.جد خانوادهی سلطنتی
قدرتی که از طریق این کار بدست آوردن بهشون اجازه داد که .یه بخش سلطنتی بسازن
اون کرمچاله ها که تو استفاده کردی چی؟
.ویکس یه کرم چاله رو مخفی کرد
...وایسا، ولی اگه کرمچالهها از تاریخ جدا بشن
.آره
چطوری کسی توضیح میده این سفر انجام شده؟
.آره، لازمه توضیح داده بشه که این کرمچالهها چطوری کار میکنن
.برای همینم اونا مهاجرت رو از تاریخ پاک کردن
چی؟
اینکه هیچ مهارجت سیارهای وجود نداره .بخاطر اینه که اونا یه تاریخ دروغی ساختن
غیر ممکنه! چطوری میشه تاریخ رو اینطوری پاک کنن؟
تو گفتی که اونا این سیاره رو از صفر ساختن ،درسته؟
.هیچ راهی نیست که اونا بتونن روند ساختن تمدن رو از هیچی قایم کنن
.بعدشم، منطقی نیست که مهارجت تو سال 2057 تموم شده
.الان ساله 2063ـه
.هیچ راهی نیست که تو شیش بتونیم به این سطح تمدنی برسیم
...درسته، حتی با این تکنولوژی پیشرفته، حداقل
...صد سال...
.گرفتم ... الان گرفتم
.اونا تاریخُ صد سال عقب نگهداشتن
چی؟
منظورت چیه؟
،تاریخ ما میگه که دولت جهانی سال 1963 تاسیس شد
ولی در واقع سال 2063 بوده .تو همین روزای پیشرومون
.پس اونا تاریخ رو صد سال کشیدن عقب تا به تمدن فعلی برسن
برگردوندن عقب ...؟ ولی چطوری؟
.دولت این تصمیم رو گرفت و مردم هم هیچوقت این دروغ رو بچههاشون نگفتن
.همهش همین
.غیر ممکنه
.ولی در واقع، شما نمیدونین
.والدینتون هم نمیدونستن، و والدین اونا هم نمی دونستن
تنها کسایی که این موضوع رو میدونن .کسایی هستن که مهاجرت واقعی رو تجربه کردن
No comments yet. Be the first to leave one.