Chio chan no Tsuugakuro

Chio chan no Tsuugakuro

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Chio-chan no Tsuugakuro 2018 E06
Chio-chan no Tsuugakuro 2018 E07
ناشر Rahpooyan
[AnimWorld]

برچسب‌ها

TS
تاریخ انتشار: 2018-08-27
تعداد دانلود: 14
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

: ترجمان

kiakong

چیو چان

راه مدرسه ی

راه هر کسی

مانانا، ایمیل هوسوکاوا سان رو دیدی؟

.....آره

همونی که میگه کاپیتان باشگاه کبدی گم شده؟

کوشیتوری سنپای از باشگاه کبدی گم شده نه توی خوابگاه بوده و نه اومده مدرسه چیزی درباره اش شنیدی؟ ...ولی خانواده اش زیاد نگرانش نیستن

.آره همون

.شاید درگیر حادثه ای چیزی شده

.....نه، فکر نکنم

اون چی بود؟

یه جور موجود چهار پا؟

.نوعی سگ، همونی که گوشه ی تصویر هست

ساموید پیدا کردی؟

.سنپای پیدا شد

سنپای پیدا شد

.....هنوز مونده

.داره یه کاری میکنه

!ششششش

!یه ست دیگه

....این... این تکل کافی نیست

!یه کابا ی دیگه

چیکار میکنه؟

....نگو که

تموم این مدت اینجا بوده؟

چطور پیش میره؟

!استاد

!استاد؟

.برات آب رودخونه آوردم

.تو یه هفته ای هست که اومدی

.ولی مثل اینکه به زندگی کردن توی اینجا عادت کردی

.بله، به لطف شما

.....از اینکه توی کوه دارم تمرین میکنم هیجان زده بودم

.ولی فکرش رو نمیکردم که چیزی برای خوردن پیدا نکنم

و فکرش رو نمیکردم که کسی .رو اینجا توی اعماق جنگل ببینم

.نه... اینجا... فقط یه پارک ساده است

واقعا نمیخوای مدرسه بری؟

.بله، تا تکنیکم رو کامل و بی نقص نکردم، برنمیگردم

.یه کسی هست.... که باید شکستش بدم

.....نکنه

ها؟

چون که اون بازی کبدی رو به تو باخت؟

.نه نه، امکان نداره

.چون که اون مسابقه، آخرش خیلی دوستانه تموم شد

!یه روزی شکستت میدم

اون... منم؟

خب، حالا که پیداش کردیم

.بریم بهش بگیم که برگرده مدرسه

.مطمئنم هوسوکاوا سان خیلی نگرانشه

.ولی بنظر نمیاد که بخواد تمرینش رو تموم.... اوه لگد هم زد

.....من برم اوضاع یکمی پیچیده میشه، پس

.....مانانا، تو

هه؟

!برو یه چیزی بهش بگو و سرحالش بیار

چیو چان؟

!سیستم، روشن

!مانانا راکت، پرتاب

نونومورا؟

!سنپای! بالاخره پیدات کردم

.خیلی اتفاقی حرفاتو شنیدم

......اگه مشکلی چیزی داری... خب

......خب.... میگم

!یه چیزی بگم که سرحال بیاد

فکر نکنم لازم باشه که برای .یه ورزشی که خیلی محبوب نیست مثل کبدی خیلی تلاش کنی

نه؟

این چی داره میگه؟

.فکر کنم میخواد سرحالت کنه

.چه کوهای های جالبی داری

هوی! کوشیتوری؟

....از آخرین باری که دیدم.... یه هفته میگذره

....یک هفته

*صدای راه افتادن آب دهن*

کوشیتوری سنپای؟

.تو هم خیلی سختی میکشی

......آ... نه

.داشتم از هوش میرفتم

......این احساس... خوب نیست... اصلا خوب نیست

مارمولک دوست داری؟

ها؟ سنپای؟

!بـ.... برو عقب

!ای امیال دنیوی دور شو

......من اینجا اومدم تا از شر این افکارم خلاص بشم

......تا واقعا کبدی بازی کنم

.تا زمانی که نگاه نکنم، مشکلی نیست

!من...من... با این دستم... میگیرمش

!با این دستم.... میگیرمش

!میگیرمش

.....میگیرمش

.اگه گرفتنت، اینجوری

.....میگیرمش

یه کاری کن که تعادلش رو از دست بده

.....میگیرمش

!عمرا ولت کنم

.....میگیرمش

!هوسوکاوا سان هم طبق نقشه مستقیم حمله کرد

.....میگیرمش

!کبدی

.برای اینکه ولم کنه، اینجوری

.....میگیرمش

!میگیرمش

!میگیرمش

.....میگیرمش

میگم... کوشیتوری سنپای؟

....میگم

!میگیرمش

ها؟

!سنپای! میامو سان داره میره

ها؟

کوشیتوری سنپای؟ دستت دستت دستت

....اون موقع

.....وقتی که باسن یوکی چان رو گرفتم

!چه حس خوبی داشت

!سنپای؟

!وای نه

!نـ... نه

!نــــه

!نــــه

.....نباید

......نکن

.....نه! نـ

چی؟ چی شده؟

......من.... برای اینکه دخترا رو لمس کنم

!کبدی بازی نمیکنم

.که اینطور، حالا فهمیدم

......استاد

.بذار یه داستان از قدیم برات تعریف کنم

باورت بشه یا نه، بیست سال پیش

.من یه جنگجو ی شرکت شناخته شده ای بودم

ولی همینجوری بیشتر .و بیشتر از خودم کار میکشیدم، مثل یه برده

.....بله، بله

.....واقعا معذرت میخوام

.پول داشتم، ولی روحم کاملا پژمرده شده بود

.دیگه به آخر خط رسیده بودم

....تا اینکه، یه صبح

.توی قطار چند تا دختر دبیرستانی رو دیدم

.دوتاشون پر از انرژی بودن

.من تقریبا حس میکردم که یکمی از این انرژی شون به من هم میرسه

!خداحافظ

!بای بای

.....برای همین

.....من فقط میخواستم، که یذره ی دیگه

.فقط یذره ی دیگه به من انرژی بدن

.تا بتونم در طول روز به زندگیم ادامه بدم

.....فقط یذره از..... انرژیش رو

بعد از اون، من همه چیزم .رو از دست دادم و اومدم اینجا

.......نمیدونستم

.کوشیتوری، واقعا بهت حسودیم میشه

.خوب گوش کن

این که بتونی به دخترای دبیرستانی !دست بزنی، یه امتیاز ویژه است که دخترای دبیرستانی دارن

احساسات واقعی تو چی ان، کوشیتوری؟

....من

....من

....من

.....استاد

......میخوام

.........چند تا باسن رو بگیرم

!سه امتیاز

خب.... خوب نشنیدم که چی میگن، ولی

ولی مثل اینکه همه چیز حله؟

.آفرین، مانانا

.پس، من زنگ میزنم هوسوکاوا سان و میگم که من همه ی کارا رو کردم

.و چون خیلی این قضیه مهم بوده، کلی امتیاز میگیرم

خوب گفتی، خب؟

.حالا احساسات رو راست و ریست کردی

یه دید جدیدی به زندگی نگرفتی؟

میگم، میشه یکی توضیح بده که چه خبره؟

این احساس.... دیگه چیه؟

.......حسش میکنم، در مقیاس مولکولی

........این احساسی که خونم رو به جوش میاره

هه؟

!حالا.... کاملا فهمیدم

.راه کابا از گرفتن و مالیدن میگذره

راه کابا از گرفتن و مالیدن میگذره

.مثل اینکه راه خودش رو توی کابا پیدا کرده

راه کابا؟

......استاد.... و نونومورا

.شماها واقعا چشمام رو باز کردید

من هم؟

.....حالا خودم میتونم ببینم .تکنیک مخفی کبدی

.نونومورا

بله؟

تکنیک منو قبول میکنی؟

!هه؟

.....نه... نه... نه.... نه

.قول میدم که آسیبی نبینی، فقط میخوام امتحانش کنم

!اومدم

!میامو سان اونجا مخفی شده

!خیانتکار

!ها؟ اصلا درد نداره

.راستش... مثل این میمونه که انگار یه پتوی خیلی نرم دورته

عجب چیزیه، نه؟

!بی نقصه! بهترین تکل

!میامو! خیلی وقت بود ندیده بودمت

میگم، میگم، سنپای؟

میشه منو بخاطر مسابقه ی اون روزی ببخشی؟

!اون دیگه مهم نیست

!الان فقط میخوام باسنت رو بمالم

!نه

Chio chan no Tsuugakuro subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Chio chan no Tsuugakuro

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left