The King's Woman

The King's Woman (秦时丽人明月心)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

THE KINGS WOMAN E33 34
ناشر Rahpooyan
فقط اپلود شده است

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2017-11-11
تعداد دانلود: 27
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫ زن پادشاه

‫ قسمت33

‫حالا که غلبه بر شائو دچار ممانعت شده, من فکر میکنم که اول بهتره به هان و ویی غلبه کنیم

‫این دوتا ضعیف هستن. و برای چین هدف خیلی اسونین واصلا سخت نیست که به پیروزی برسیم

‫یک نبرد پیروزمندانه قطعا میتونه روحیه سربازان رو تقویت کنه

‫به محض اینکه ارتش ما بتونه روحیه اشو برگردونه

‫دیگه اون موقع دیر نیست که بریم سمت شمال

‫اگر من ارتشمو از شائو عقب بکشم

‫ایا بانو خوشحال خواهند شد؟

‫درسته که من از اهالی شائو هستم, و دارم در چین زندگی میکنم

‫چیزی که من به فکرشم

‫قطعا منفعت چینه

‫به جز این, من به هیچ چیز دیگه ای فکر نمیکنم

‫اگر همسر بتونن اینطوری فکر کنن من احساس ارامش خواهم داشت

‫ لیان گرن ! لیان گرن !

‫من یک خبر خوش دارم

‫چطور ممکنه توی این روزای معمولی خبر خوبی باشه؟

‫بانو لی واقعا جرات کرده به ولیعهد یان دان کمک کنه که از چین فرار کنه

‫این جریان توسط بانو مین افشا شده

‫هم شاهد هست و هم مدرک

‫دیشب, بانو لی در زندان یانگ شیانگ زندانی شده.

‫- اینی که میگی درسته؟ ‫- بله

‫اون هرزه واقعا خیلی گستاخه

‫مگه اعلیحضرت نبرده بودشون برای شکار؟

‫شنیدم که درست در راه شکار بهاره

‫بانو لی و بانو مین در یک ارابه بودن

‫و بخاطر بحثی که بینشون شده, بانو لی خنجرشو بیرون کشیده بوده و میخواسته بانو مین رو ساکت کنه

‫با خنجرش به بانو مین صدمه زده

‫اون خنجر مخصوصا توسط اعلیحضرت بهش برگردونده شده بوده

‫واقعا قدرناشناسی کرده و جرات کرده همچین جرکتی بکنه

‫اون جادوگر حتی جرات کرده همچین حرکت غیر مسئولانه ای رو زیر نظر پادشاه بکنه

‫قطعا به اعلیحضرت هیچ توجهی نکرده

‫حالا, بانو لی زندانی شده

‫حتی شنیدم که اعلیحضرت به عالیجناب تینگ وی و سرپرستان اجازه دادن که اونو شکنجه کنن و ازش بازجویی کنن

‫اون شکنجه ها واقعا عذاب اورن.

‫بهش فکر کن. اگر چندتایی زخم روی بدن بانو لی بیافته,

‫کی ممکنه بمونه که بخواد هنوزم از اون در این زمان خطیر دفاع کنه؟

‫پس این جریان شادی بخشیه که ازش حرف میزدی

‫ لیان گرن بخاطر بانو لی خیلی رنج و عصبانیت کشیدن

‫حالا که جناب تینگ وی مسئول این قضیه هستن

‫مطمئنم که ایشون روی لیان گرن

‫برای دیدن بانو لی رو زمین نمیندازن

‫درسته. هوای امروز خیلی خوبه

‫واقعا زمان خوبی برای بیرون رفتن, قدم زدن, و حرکت دادن ماهیچه ها و استخون ها

‫-بریم. ‫- بله

‫- چنگ.... ‫- بانو.....

‫دستات خوبن؟

‫چطور ممکنه زخمهای کوچیک من قابل قیاس با شما باشه؟

‫بانو.بانو.

‫- تکون نخور ‫- چگار میخوای بکنی؟

‫- تکون نخور ‫- سعی داری چه کار کنی؟

‫- بانو رو ول کنید ‫- حرکت نکن

‫- ول کنید ‫- چه نقشه ای ریختین؟ ‫- درست رفتار کن

‫واقعا میخواید چکار کنید؟

‫چکار دیگه ای میتونیم بکنیم؟

‫البته, این درخواستیه که برای جبران رنج لیان گرن باید پس بده

‫نمیتونید با بانو اینجوری رفتار کنید....

‫به چنگ دست نزن

‫چو لیان گرن ...

‫بانو .بانو

‫توی جادوگر

‫اگر امروز بهت یک درس درست حسابی ندم, چیزی یاد نخواهی گرفت

‫افراد!موهای سرشونو بتراشید

‫بله

‫کافیه

‫کی به شما اجازه داده که اینکارو بکنید؟

‫بانو لی یک جنایتکار مهمه که در زندان یانگ شیانگ زندانی شده

‫هنوز نوبت شما نشده که شکنجه اختصاصی بخواید بدید

‫اگر بی ملاحضه باعث ایجاد دردسر بشید, نمیترسید که مجازات بشید؟

‫سرپرست شانگ چنگ, اینطور که پیداست زندان یانگ شیانگ حوزه فعالیت شما نیست.

‫فکر میکنم بهتره که اینطور تظاهر کنید که چیزی ندیدید

‫درسته. زندان یانگ شیانگ واقعا زیر نظر من نیست

‫ولی من امروز اومدم اینجا به نیابت از بانو مین برای دیدار ایشون

‫یک طبقه چهارم لیان گرن

‫جرات اطاعت نکردن از دستورات معشوقه بالا رتبه ای رو نداره درسته؟

‫-تو..... ‫- کافیه

‫باشه. حالا که بانو مین میخوان با این جادوگر حرف بزنن

‫منم دیگه باهاشون مخالفت نخواهم کرد

‫خواهر کوچکتر, اینده بسیار بلنده

‫دفعه بعدی برمیگردم که باهات صحبت کنم

‫امیدوارم دفعه بعد، شما هنوز شکنجه ها نافرم رو تجربه نکرده باشید.

‫این خیلی زشت میشه که شما بینی نداشته باشید(تهدیدش کرد به بریدن بینی)

‫بانو لی، بنظر میرسه که اعلیحضرت واقعا شمارو ول کردن

‫ایشون قبلا خیلی به شما علاقه داشتن

‫ولی حالا,میزارن دیگران براتون دردسر درست کنن و مسخرتون کنن.

‫سرپرست شانگ چنگ روراست باشید

‫من واقعا در حالی نیستم که بتونم به شما بخندم

‫بانو مین ما واقعا نگران شما هستن.

‫ایشون فقط هیچ مانعی رو در راه شائو نمیخواستن که سد راه بشه

‫ولی قطعا ایشون از یک روش سطح پایین و تحقیر امیز مثل این استفاده نمیکرد تا شما رو شکنجه بده و حذف کنه

‫ایشون لرد هان فی رو کشت،این سطح پایین نیست؟

‫بعد از کشتن لرد هان فی،منو مقصر جلوه داد

‫این به اندازه کافی پست نیست؟

‫من دوست ندارم که دروغ بگم

‫ولی میتونم بین انسان و هیولا فرق بزارم

‫بانو لی، شما در حال حاظر در زندان هستید باید بدونید که چی براتون خوبه

‫اگر مایلید که به شائو ما کمک کنید،میتونم از بانو مین بخوام که برای بخشش شما به اعلیحضرت التماس کنه و زندگیتونو بهتون ببخشه.

‫اگر منظور بانو مین از کمک به شائو کشتن افراد صادق و محترمی مثل لرد هان فیه

‫صرفنظر از اینکه درسته یا غلط,من نمیتونم کمکتون کنم

‫بانو لی, جرمی که شما مرتکب شدید جنایت بزرگیه.

‫حتی اگر بتونید از اینجا زنده بیرون برید قطعا تبعید میشید و برای بقیه زندگیتون سختی خواهید کشید.

‫من بهتون اصرار کردم که قبل از مردن تسلیم بشید

‫اون موقع, دیگه منو سرزنش نکنید برای اینکه بهتون هشدار ندادم

‫اوه،من فقط دارم حرف میزنم

‫- افراد ‫- بله

‫بیاریدشون پایین

‫بله

‫بانو ،شما خوبید؟

‫بانو....

‫چنگ،درد داشت؟

‫بانو....

‫قلبم برای شما بدرد اومده

‫چنگ اینا همش تقصیر منه که تو داری زجر میکشی

‫چطور ممکنه اینا تقصیر شما باشه؟

‫اینا همش تقصیر بانو مینه

‫این تقصیر منه که قادر نبودم

‫نقشه شیطانیشونو بفهمم

‫و گذاشتم بانو لی زجر بکشن.

‫ژنرال فان، لطفا دوباره بهش فکر کنید ‫

‫اون کسایی که ولیعهد رو دزدیدن چی گفتن؟

‫هان شن

‫دست از تظاهر جلوی من بردار

‫از وقتی که اومدی, ولیعهد دزدیده شدن

‫و لرد تیانگ هوانگ بیهوش در رختخواب دراز کشیدن

‫همه اینا توسط تو انجام شده

‫ژنرال فان,بزارید چندتا چیز رو بگم.

‫به زخم لرد تیانگ گوانگ نگاه کنید

‫و بخاطر بیارید که من با برخی از این قاتلان جنگیدم،

‫من به اینکه اونا از بخش داندینگ هستن مشکوکم

‫بخش داندینگ؟

‫برادر, تو فکر میکنی که اینا توسط شیا هوانگ انجام شده؟

‫وقتی که دفعه قبلی خواهرو نجات دادم, شیا هوانگ دست به بستن کانال های اصلی زد

‫اون موقع, من اماده بودم, و توسط اون زخمی نشدم

‫برادر ارشد, ببین لرد تیانگ هوانگ امروز هیچ جای زخمی اشکاری نداره

‫ولی هنوزم تا همین حالا اون بیهوشه

‫این نشون میده که مهارتهای رزمی طرف مقابل فوق العاده است

‫جنگ جوی جوان جینگ,حالا که تو میدونی اینا توسط بخش دانیانگ انجام شده

‫بیاید بریم دنبال این بخش و ولیعهد رو نجات بدیم

‫ژنرال فان بهتره عجله نکنید

‫با اینکه من معتقدم اینکار توسط دانیانگ صورت گرفته

‫هنوزم نمیدونیم که اونها کجا هستن

‫ولی اینم خوب نیست که بشینیم اینجا و نگران باشیم

‫جنگجوی جوان جینگ, تو باید یک راهی پیدا کنی

‫مهم نیست چی

‫ما باید قبل از شیا هوانگ محل ولیعهد رو پیدا کنیم

‫ببرش پیش چین

‫برادر, یادت میاد استاد از مردی به نام چین شیئودی اسم میبرد؟

‫اون شخص؟

‫ تصور کن

‫یادم میاد که اون همیشه اطلاعات به روز و فراوانی داشت.اگر بهش چندتا چیز مفید بدیم

‫ممکنه بتونیم محل شیا هوانگ رو پیدا کنیم

‫اما...

‫کجا باید بریم تا پیداش کنیم؟

‫شخصی که علاقه زیادی به قمار داره. قطعا سخت نیست پیدا کردنش

‫برادر!برادر

‫چیه؟ ‫- برادر

‫من باید چامبر لین رو ببینم

‫کمکم کن یک پیغام بهش بدم

‫امکان نداره. جناب تینگ وی قبلا دستور دادن

‫که بانو لی نمیتونن کسیو ببینن

‫پس اون روزی که چو لیان گرن اومد اینجا شلوغ بازی کرد کی بهش اجازه ورود داد؟

‫تو از چو لیان گرن رشوه قبول کرده با اینحال بازم جرات میکنی که دروغ بگی

‫اگر من این جریان رو به عالیجناب تینگ وی گزارش کنم

‫ایشون در موردش تحقیق کنه, تو حتما مجازات خواهی شد.

‫اون موقع، بزار ببینیم کیه که میتونه فرار کنه

‫هی،توی هرزه

‫قربان

‫برادر، باشنیدن لحجه ات انگار از چین نیستی

‫درسته

‫من از اهالی ویی هستم. حالا که چی؟

‫هممون از کشورهای خارجی هستیم. با اینکه در چین زندگی میکنیم, این ازادی رو که بخوایم مستقل عمل کنیم نداریم

‫منم امروز اینکارو برای خودم نمیکنم

‫بلکه برای افراد عمارت ولیعهد انجام میدم

‫برادر بهش فکر کن

‫اگر همین حالا خانواده ات زندانی بشن,

‫تو قطعا ارزو میکنی که کسی باشه هم دلاور و هم شجاع تا اونارو فراری بده،درسته؟

‫مهم نیست که چی بگی, این غیر ممکنه که بزارم شماها همو ببینید

‫این چطوره؟ اگر نامه ای داری که میخوای به چامبر لین بدم

‫منم به راهی فکر میکنم که بتونم ببرمش بیرون

‫باشه ممنونم برادر

‫ممنونم

‫بانو, چرا میخواید برای چامبر لین نامه بدید؟

‫افرادی از یان که از قصر ولیعهد برده شدن,واقعا اطلاعی ار اینکه من چه طرحی برای نجات ولیعهد داشتم رو ندارن

‫برای همینم, باید اعلیحضرت رو قانع کنم تا بزارن اونا برگردن به جی

‫بانو، حالا که شما این بلا سرتون اومده

‫هنوزم دارید به دیگران فکر میکنید؟شما خیلی مهربونید

‫اگر اعلیحضرت میتونستن تمام کارهای شمارو ببینین, چقدر خوب میشد؟

‫چطوره که اعلیحضرت هیچی نمیدونن؟

‫قلب اعلیحضرت برای دنیا میتپه برای همینم چیزهای کوچک رو نمیبینن

‫ایشون میخوان 6 کشور متحد بشن برای همینم باید مسائل ممکلت رو حل کنن و برای جنگ اماده بشن. ایشون خیلی چیزها دارن که نگرانش باشن

‫برای منفعت چین

‫باید کارهای خشنی بکنن تا بشه به جلو حرکت کرد

‫من میفهمم که چرا ایشون ازم متنفرن

‫ولی حتی اگر ایشون منو نبخشن

‫ من هنوزم کارهایی دارم که باید انجام بدم

‫ وقتی که یان دان هنوز توی چین زندانی بود اون با اعلیحضرت همچون یک برادر بود

‫ جنگ بین کشورها خیلی بی رحمه و سخته که یک دوست صمیمی بتونی پیدا کنی

‫ اعلیحضرت نسبت به من تنفر دارن

‫ پس لطفا منو مجازات کنید.

‫ ولی خواهش میکنم مردم یان دان رو بخاطر این موضوع سرزنش نکنید.

More Farsi Persian subtitles for The King's Woman

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left