نخستین 189 خط.
زیرنویس
و
ترجمه
A
m
i
n
.
F
A
n
i
m
W
o
r
l
d
.
N
e
t
K
o
n
a
n
_
S
m 75 160 l 1153 171 1152 282 74 265
m 75 160 l 1153 171 1152 282 74 265
m 75 160 l 1153 171 1152 282 74 265
. این فیلم شامل صحنه هایی میشه که ممکنه به مزاج برخی از بینندگان خوش نیاد ، دیگه هر جور صلاح میدونید
. ما به جستجومون برای پیدا کردن شاهین ادامه میدیم
... اون
! شاهین روشنایی
! غیرممکنه
چرا اینجاست ؟
... یعنی چی
تو کی هستی که ــــ
ها ؟
! سرورم
! همینجور اینجا واینسین
! بکشیدش
! پرتاب
! صبر کنین
... هیچکدوم بهش نخورد
از همشون جاخالی داد ؟
! اما خیلی بودن
! احمق ها ! چرا خوابتون بُرده
! یه دسته ی دیگه پرتاب کنید
... یعنی چی
نشان شمشیر بالدار
تو از افراد اونی ؟
! اونم بکشید
اون جنگجو کیه ؟
! اون یه هیولاست
! نگرخین ... اونا فقط 2 نفرن
! زود باشید اون یکی رو بکشید
. دشمنان من ، از اینکه بر اسب سوارم ، منُ عفو کنید
. اسم من لوکوس ـه
. وحی الهی من رو به این سرزمین رهسپار کرد
. باور دارم که شما شاهین روشنی هستین
درست میگم ؟
. جناب لوکوس ، شوالیه ی مهتاب
. من شمشیر شما رو به خدمت میگیرم
! افتخار بزرگی نصیبم شده
... شاهین روشنایی
. شاهین ... ممکن نیست
. شنیده بودم اون مُرده
، نه ، من قیافه ـشو تو میدون جنگ ویندام دیده بودم . باهاش مو نمیزنه
. اون خدای محافظ حقیقی سرزمین میانی ـه
! خودشه
! اونه
! هی ، تو
! هی ، مراقب باش
! گریفیث
. بادی که تو گوشم نجوا میکرد
. حالا وقتشه که دنیا تغییر کنه
! جلوشُ بگیرید
! جلوی اون دوتا رو بگیرید
. سرورم
. صبر کنین
. با اینهمه آدم ، خوش رقصی کردن واسمون آب و نون نمیشه
. در عوض ، تو بازار شامی که بپا شده ، شاهین رو گیر میندازیم
. خیلی زیباست
. آدم شک میکنه که این انسان باشه
! مواظب باش
. غیرممکنه
ما رو عقب زد ؟
. آروم ، نمیخواد عصبی بشین
. اینا تاپاسا ، بهترین های باکیراکا هستن ؟ حالم بهم خورد
! اون ماسک
! تو راکساس هستی
چرا تبعیدی خاندان اینجاست ؟
. پیشگویی ـش بهم رسیده بود
. پس تو شاهینِ روشنایی هستی
. خیلی زیبایی
. یه روزی ، سرتُ میزنم و تصاحبش میکنم
. تا اون روز ، به هیچکس اجازه نمیدم بهت آسیبی بزنه
. وقت بازی ـه
! دروازه های قلعه رو ببندین
! مسیرهای فرارشون رو مسدود کنین
یه غول ؟
ناگا ؟
. عقب نکشین ، فقط یه دونه حریف بیشتر نیست
! مسلح بشین
! پیامی دارم
! به تمام افراد ، مسلح بشین
... چی
شما کی هستین ؟
... چه بوی متعفنی میاد
. مغزم از بس بوی شدید خون بهش خورده ، کرخت شده
. همه چی رنگ قرمز شده
، همه چیز چرک قرمز شده
... رنگ قرمز به پرتوهای خورشید که رو خون میتابن ، غالب شده
... این منظره باید خیلی برام وحشتناک باشه ، اما با اینحال
، با اینحال شبیه یه نقاشی میمونه . چیزی فراتر از یه اثر هنری
بدون شک ، همه ی ما . تو حکایتی دخیلیم که فراتر از درک انسانی ـه
. خواهش میکنم اجازه بده که ما هم بهت ملحق بشیم
. زود باش ، تو هم زانو بزن
شماها چی میخواین ؟
! بدجور مشکوک میزنین
چطوریه که از اینرو به اونرو شدین ؟
، شرط میبندم با اولین فرصتی که گیرشون بیاد ! کله پامون میکنن
... من دیگه خودمُ از قید و بند رهبانیت رها کردم
. دیگه تحت دستور هیچ کسی نیستم
! خر که نیستیم اعتماد کنیم ! شماها خون اشرافیت تو رگ هاتونه
میخوام حقیقت رو در مورد
. پیش افتادن از نظام سفارش شده ای که بهش چسبیده بودم بفهمم
و میخوام یاد بگیرم
. چطور تو تاریکی که نور حقیقت بهش تابیده نمیشه زنده بمونم
. میخوام از تو یاد بگیرم
. خواهش میکنم راهنمایی ـمون کن
شاید بتونی قلمبه سلنبه حرف بزنی ! ولی با بچه که طرف نیستی
. آره ، ما خر نمیشیم
اون کاری که با کاسکا اونِ - چان کردی رو چطوری میخوای ماست مالی کنی ؟
چطوری میخوای ماست مالی کنی ؟
! دیر رسیده بودیم ، زنده زنده سوخته بود
، اگه حرفت اینه که یه شبه دشمن آدم میشه دوست جون جونی شاید بهتر باشه خودتُ بندازی رو زمین و بگی غلط کردم ، ها ؟
میتونی از پسش بربیای ، اشراف زاده ی از خود راضی ؟
اوه ، جانم ؟ میخوای بجنگی ؟
! بـ ... بیا جلو
. تنها کاری که الان از دستم برمیاد همینه
. قسم میخورم که جبران کنم
. یه کلام دیگه بگی ، خودتُ کوچیک کردی
چرا کشیش ها و اشراف زاده ها انقدر اغراق تو کارشون هست ؟
. هر جور خودت صلاح میدونی
... پـ ... پس
. خب ، چقدر سریع
. من نه عذرخواهی ـتون رو میخوام نه جبران کردنتون
. منم افراد تو رو کشتم . این به اون دَر
. اما نه ، خیلی ممنون ، من کسی رو راهنمایی نمیکنم
. کار من نیست
نمیدونم چی میخواین بفهمین ، اما . همونکاری رو بکنین که میخواین
، فقط سر راه من قرار نگیرین . منم کاری به کارتون ندارم
. ممنونیم
. هنوز واسه اینکار زوده
با ما همراه شدن ، معنیش اینه . که از خواب شبونه خبری نیست
اوه ؟
پس بازم قراره اشباح و هیولا و جَک و جونور ببینیم ؟
! ا ... از این بهتر نمیشه
. یه چیزی میلنگه
چرا گاتس باید بزاره کسایی که نمیدونه کی هستن ، بیان تو دم و دستگاه ـش ؟
... اگه فقط من بودم
، اگه مثل همیشه فقط خودم بودم . تو یه ثانیه پسشون میزدم
. اما این بار ، دست و بالم بسته ـس
. برو هیزم جمع کن
این اولین باریه که
. دارم رو کسایی که نمیشناسمشون حساب باز میکنم
. امشب نباید بزاریم آتیش خاموش بشه
حالا کی گفته رئیس تویی ؟
. از نفرتی که درونمه ، وحشت دارم
. حس میکنم این وحشت از درون خردم کرده
آخرین باری که لبخند رو لب داشت کی بود ؟
من اینکارو بخاطر خاندان سلطنتی ! یا بالا نگه داشتن پرچم افتخار خودم نمیکنم
اینکار
! واسه نجاتِ مَردمم ـه
! عقب نکشین
! دنبال من
... این
یه گروگان سرزمین میانی ؟
! وقتی گفتم ، پرتاب کنین
! پرتاب
! اونا دارن مَردان خودشون رو تیربارون میکنن
! سواره نظام ، حمله
! نابودشون کنین
این آخرشه ؟
! مراقب باش
No comments yet. Be the first to leave one.