نخستین 200 خط.
«تیم ترجمه ی کُریا تایمز با افتخار تقدیم میکند»
!ای بابا ترسوندیم
دیدن منظره ی اقیانوس تو سوز سرما چطوره؟
چنین چیزی برای روح پوسیدت آرامش بخش هست؟
!ساحل؟ این وقت سال؟ حسودیم شد
امروزی مسابقه ای چیزی نداری؟
هی، قبل حرف زدن یکم فکر کن، میشه؟
...بازیا چطور شروع شه
وقتی افتتاحیه فرداست
نمیتونی اینطوری باهام حرف بزنی من ازت بزرگترم
چطوره این بار مدال طلا بیاری
که آویزونش کنی گردن داداش بزرگترت؟
اوپا
چیه؟
این آرزوی مرگته؟
تو فقط ده دقیقه زودتر از من به دنیا اومدی
و فکر کردی کل زندگیم میشی برادر بزرگترم؟
البته
هیچ چیزی این حقیقت که من بزرگترم رو تغییر نمیده
!باشه
!داداش بزرگه
!اوپا، اوپا، اوپا، اوپا
بیا، راضی شدی؟
فردا تعطیلات زمستونیم شروع میشه یکشنبه میام بوسان
باید یه چیزی بهت بگم
یه چیزی بگی؟ چی؟
...خب
دیدمت بهت میگم
!چی هست؟ بهم بگو
فوضولیم گرفته
یه راهنمایی کن - ...اِی -
چیه؟ هان؟ چیه؟
چی هست؟
هی، یه لحظه صبر کن
"منطقِ ساختار داده"
اون چیه دیگه؟
این چیه؟
تماس خاتمه یافت اوک چان گیو
انتقام دیگران :::: @KoreaTimes ::::
چی شد؟ چی شد؟
!برای سری اول، پر کنید
هفدهمین دوره مسابقات قهرمانی تپانچه کشور" "جام خدمات امنیتی ریاست جمهوری
حاضر
توقف خالی کنید
اوک چان می ...از دبیرستان سو یونگِ بوسان
با پنج امتیاز کامل جلوتر از بقیست
لی یون سون از دبیرستان هه گیل، در رتبه ی دومه
یه امتیاز بینشون فاصلست
!برای سری بعدی، پر کنید
حاضر
...وقتی بچه بودم
...منو برادر دو قلوم، تو جین هه رها شدیم
جایی که فستیوال شکوفه های گیلاس برگزار میشه
هر وقت در مورد سگ های رها ...شده تو جاذبه های گردشگری
...تو فصل تعطیلات چیزی میشنوم
یاد داستان خودم میوفتم - توقف، خالی کنید -
مدال برنز نهایی شد
مدال برنز متعلقه یه اوک چان می از دبیرستان سو یونگِ بوسان
حداقل وقتی رها شدم برادرمو داشتم
ما به عنوان خواهر و برادر
خیلی صمیمی بودیم
برنده ی مدال برنز، اوک چان می از دبیرستان سو یونگِ بوسان
برنده ی مدال نقره، ها سونگ مین از دبیرستان ورزشی چونگ بوک
تو قهرمانی تپانچه ی 25 متر، سوم شدم
میتونستم ببرم
ولی اشتباه مسخره ای کردم
...حین تیراندازی
یاد آخرین تماسم با برادر دوقلوم افتادم
ورزشکارا، لطفا بایستید !تعظیم کنید، تبریک میگیم
خب، خب !یک، دو، سه
تیم تیراندازی دبیرستان سو یونگ
!اِ
چان می، چیکار میکنی؟
قسم میخورم سه تا کیف داشتم یکیشو گم کردم
اونی که رو شونته چیه پس؟
!ای خدا اون کِی رفت اونجا
!به نظرم قطعا تو مراحل اولیه ی آلزایمری
تیم تیراندازی دبیرستان سو یونگ
خوش اومدید - اینو امروز گرفتم، تازست -
نوش جون
ممنون - یه چی بنوشیم -
!امیدوارم همشو بفروشید
خیلی ارزونه - میدونم -
!خیلی تازست
اوک چان گیو
...مشترک مورد نظر
چه خبره؟ سه روزه خاموشه
فطعا ساحل - آره -
خیلی ترسیدم
« Helenmigmig, Iitsoye, Marie, Pani :مترجمین » « Dragon :ادیتور » :::: @KoreaTimes ::::
بولینگ کینگ کونگ
!خوبه
بفرمایید
اگر اندازه نبودن، بهم بگید
بهتون خوش بگذره - ممنون -
آقا میشه امروز ساعت 4 برم؟
شنبه ست چطور بذارم 4 بری؟
من از هفته ی پیش اجازشو گرفتم، شما هم گفتید باشه
باید یکی رو میذاشتی جات
گیونگ سوک امروز یهو به سرش زده نیاد چه غلطی کنیم؟
هی، یکی نوشیدنی ریخت تو لاین 3 بدو برو
ببخشید - مشکلی نیست، رو خودتنونم ریخت؟ -
آه بله - مشکلی نیست -
مراقب باشید - ببخشید -
ممنون
مربی، اضطراریه
میشه لطفا تو سالن بولینگ، جام وایسید؟
همین الان
مربی: ببخشید، نمیتونم
هی سو هون! تو شماره 5 گیر کردن
چشم
هی سو هون
...ببینم، چرا همه
مربی فکر کردم گفتید نمیاید
خب، حالا که دارم بهت لطف میکنم یکی بهم بدهکاری
درست میگم؟
هیونگ، فکر کردم گفتید سرتون شلوغه
هیونگ؟
چطور به مالک ساختمون زنگ زدی؟
باید بدهیمو به سو هون بدم
راستش اون مربی رقص منه
آهان !بله، بله
افسر پارک، تو حتی پیاممو نخوندی
!حالا که اینجام مرد
اینجا یکم زیادی شلوغ نیست؟
من نمیدونم، سه تایی یه جوری جمع و جورش کنید
!ببخشید، ممنونم و ببخشید - !هی، هی -
!هی، هی، وایسا - !سو هون -
رفت؟
بله؟
سلام، چطورید؟ - اومدی سو هون؟ چطوری؟ -
این برای شماست
بهت گفته بودم برام چیزی نیاری
مشکلی برای مادرم پیش نیومده؟
نه، حالش خوبه
ببخشید اینو میگم
ولی حسابت داره یکم سنگین میشه
شرمندم هر چه سریعتر واریز میکنم
ببخشید
مدیریت حتی در نظر داره ...مادرتو مرخص کنه، پس
ببخشید هر چه زودتر پول میزنم
پس من میرم مادرتو بیارم
!پسرم
!مامان
اومدی
حالت خوبه؟ - اوم -
امروز چه جیگر شدی مامان
تو هم خوشتیپ شدی
مامان، من همیشه خوشتیپ بودم
کارا تو مدرسه خوب پیش میره؟
بله، اوضاع تو مدرسه خوبه
مامان شبا خوب میخوابی؟
اوهوم
نمیخواد تند تند بهم سر بزنی رو درسات تمرکز کن
تا نبینم حالت خوبه نمیتونم رو درسا تمرکز کنم
فکر میکنی سال دیگه بتونی بری یه دانشگاه خوب؟
سال دیگه؟
آره آره سال دیگه میرم یه دانشگاه خوب
نگران نباش مامان
!عزیزم! زنگ بزن آمبولانس - !حالا چیکار کنیم؟ خدای من -
!دست نزن! دست نزن !سریع زنگ بزن آمبولانس
خوبی؟ - خوبی؟ چیکار کنیم؟ -
چی شده؟ - هی، خوبی؟ -
!هی، هی
پرورشگاه هان سونگ
بیا تو
!جَجَن
!خوشگله
!آره! آره
آه
چان می، از لطفت ممنونیم - چان می، از لطفت ممنونیم -
دخترا، به هر کدومتون یکی دادم که دعوا نکنید
باشه - باشه -
خیلی دیره. سریع برید بخوابید - شب به خیر -
شب به خیر اونی - شب به خیر -
این چیه؟
...خب
شونه شونه شونه ...دستاتونو بذارید
رو شونه ی هم خوبه
میخوام عکسو بگیرم، حالا لبخند
یک، دو، سه
یکم سرتونو ببرید بالا خوبه، عالی شد
لبخند بزنید، واو امروز چه خوشگل شدید
یک، دو، سه
حالا، یکم بیشتر لبخند بزنید
آره آره. سراتونو بذارید کنار هم آره همینطوری خوبه
یکم لبخند بیشتر !یک، دو، سه
چان می، چان گیو
شونه، دستاتونو بندازید رو شونه ی هم خوبه، لبخند
این آخریه
یکم بیشتر لبخند میزنید؟ !یک، دو، سه
خوبه
دیگه خدافظی کنیم؟
چان گیو
خدافظ
خدافظ چان می
چرا انقدر شل و ولی؟ مگه مرد نیستی؟
قرار نذاشتیم ناراحت نباشیم؟
ناراحت نیستم که
وقتی بزرگ شدیم تو ارتش میبینمت
No comments yet. Be the first to leave one.