نخستین 200 خط.
اون مال کیه؟
مال منه
پسش بده
پسش بده
اِثم
آخ
این آشغالها رو بردار
جدی؟ داری جاسوسی میکنی؟
جاسوسی نمیکنم، دارم چک میکنم
اون خیلی جوونه تو 20 سالگی خیلی جوون نیست
دیروز وقتی برگشتن دانی بویی مثل روغن سرخ کن میداد
فکر کنم کل بعدازظهر رو تو مک دونالد گذرونده
بارون میومده میدونم
فقط فکر کردم که شاید باهاشون کار میکنه
من یه لیست کامل بهش دادم آره دیدم
ببین، همیشه بودن یه نفر تو خونه عجیب بوده ، درسته؟
ممم یه مهمون خوبه
برای بچه ها هم خوبه
من باید تموم روز رو تو خونه بگذرونم هر روز، و با همسر زیبام کار کنم
خب، چی بگیم؟
همه چیز خوبه اون مثل دخترمه
اون تلویزیون رو روشن کرده ؟
اوه، بس کن
متاسفم
تو دفتر نمیری؟
امروز صبح تو خونه کار میکنم
باید یه تماس بگیرم
صبح بخیر سلام
امروز رو موفق باشی، آره؟ آره، ممنون
ممنون
پس امروز صبح تو جزیره کارتو تکمیل میکنی ؟
شروع کسب و کار نیاز به سرمایه داره
خرید هم نباید به ما ربط داده بشه، مگه نه، کال؟
نه
هی دختر بچه
هی، دوریس
اوه، تقریباً تمومش کردی، نه؟
اوه، عالیه، ولی در واقع
ممکنه بخوای کمی کوچیکترش کنی
آره آره
کوچیکتر کوچیک، آره
پس وقتی میرم باشگاه مشکلی نداره اونا رو ببری پارک، آره؟
باشه عالیه
میشه آی پد پیشم باشه؟ بعد از ناهار میتونی نیم ساعت پیشت باشه
بعد از ناهار آره، قانون رو که میدونی، نه؟
آه حالا اگه قصد دویدن داری فقط مراقب باش که لگنت نشکنه
نگران من نباش
من تو شرایط فیزیکی عالی هستم
بابا، تو خیلی خجالت میکشی
از وقتی سیگار رو ترک کردم، یه مرد جدید شدم درسته؟
درسته، من یه سر میرم تا باشگاه
آره، میبینمت عزیزم
خداحافظ خداحافظ مامان
خداحافظ مامان
آخرین مهلت ساعت 9:30 ـه؟ مطمئنی؟
آره
موقعیه که معامله جزیره بسته میشه
وکیل تو ادینبورگـه؟
آره، ولی پول میتونه از هر جایی بیاد
اونا پول روز از طریق تعدادی از حساب های اونور آب منتقل میکنن
ولی وقتی تو اسکاتلند باشه میتونیم ردیابیش کنیم؟
آره نقشه همینه
بازم اینا ؟ آره
بریم دوست من
یکیشون از کوره در رفته، رئیس؟ بله حتما، رفیق
هوی، هوی
هوی، تو، بیا اینجا بجنب
هی
هی
وایسا، جرد
جرد؟ بیا دیگه
جرد؟
جرد؟ اوه خدای من، اوه خدای من
عزیزم، صدامو میشنوی؟
جرد؟ تو... گوشی داری؟
میشه به آمبولانس زنگ بزنی، لطفا؟ جرد.
جرد. جرد، صدامو میشنوی؟ کمک
اوه، خدایا کمکمون کن
آماده شوک
چی شده؟ این جرده
جنازه رو دیدم روش یه چادر کشیده بودن
پلیس ها همه جا بودن
مطمئنی جرد بود؟
برو و مالکی رو بیار
بازرس کان این اتفاق نیوفتاده
هیچ اثری از پول تو حساب وکیل وجود نداشت
متاسفم
لعنتی باشه، ممنون که بهم خبر دادی
بدیهیـه که به نظارت ادامه ادامه میدیم آره
اونا ضرب الاجل رو از دست دادن
بهم گفتی که این استراحت بزرگمون تو کال موریس ـه
اینکه اون با انجام این خرید میتونه راهی برای ورود به
شرکت های صوریش بهمون بده، اجازه بده حساب های خارج از کشورش رو ردیابی کنیم
با توجه به اطلاعاتی که داشتیم باید داشته باشه
نظارت و پیگیری موریس رو به جزیره مرتبط کرد
اون خریدار بوده خب حالا چی میشه؟
احتمالاً فروشنده در رو به روی پیشنهادهای دیگه باز میکنه
اوه اما من نمیفهمم
وکیلشون حتی فشار میآورد که تو یه تاریخ زودتر بسته بشه
چرا باید همه این کارها رو انجام بدی و بعدش در آخرین لحظه کنار بکشی؟
شاید ترسیده، شایدم برنامه بهتری داشته
کی میدونه؟ واقعیت اینه که کارمون تو اینجا تموم شده
... اما اگه بتونیم ثابت کنیم که چرا نظرش رو تغییر داده نه
فراموشش کن، اون نخریدش
تو نمیتونی پولش رو ردیابی کنی تو هیچ سرنخی ازش نداری
تو در حال حاضر بیشتر از مدیریت عملکرد شرکت برام استفاده داری
با کمال احترام، هر کسی میتونه نظارت صوتی رو کنترل کنه
من یه بازرس مالیام
و بعنوان یه محقق مالی، شما این واقعیت رو
در مورد جزییات کوچیکی که دیگران از دست میدن نشون میدین
این همون چیزی نیست که بهم گفتی؟
پس خودت برگرد اونجا و برام یه سرنخی که به جایی وصل باشه پیدا کن
لعنتی
نه، پولی که از کیمن ها جا مونده رو میشناسم
نه، این... سوال این نیست
نه، باید... باید بدونم که پولها توی
بانک سیتی رویال آزاد شده؟
اونا به وکیل مراجعه کردن یا نه؟
باشه درسته
خوب، خوب، گوش کن، فقط تلفن دیمیتری رو برام بگیر تا بفهمم
دیمیتری، سلام
پس چیزی نشده؟ شکست کامل
هیچ پولی انتقال ندادن
لعنتی
بله
موریس همه چی رو تنظیم کرده بود تا ناشناس بتونه خرید کنه
اون آشکارا از پول نقد غیرقانونی استفاده میکرده
اون باید اینکارو میکرده ما اونو میدیدیم و
خیلی بزرگ بوده
خب حالا چی؟ هیچی
بازرس کل گاتری ازم میخواد که به نظارت صوتی عمومی برگردم
درست زمانی که فکر کردم از شرت خلاص شدم
میدونم، این دقیقاً حوزه تخصصی من نیست
نمیتونم باور کنم که در نهایت اونو به یه رهبری مالی
علاقه مند کردم و همه چی بیهوده بوده
اون شخصیت یا انگیزه های واقعی خودشو نمیشناسه
با گاتری همه چی به مواد مخدر و اسلحه های بزرگ ختم میشه
بله
شوهرت رفته دنبال دویدن؟
ببخشید؟
گفتی شوهرت بهت گفته که برای دویدن میره؟
آره، در واقع، نه
اون فقط... لباس دویدنش رو پوشیده بود
صبح ها این روال همیشگی اونه؟
خوب، گاهی اوقات، اگه اون تو خونه کار میکرده
خوب. خوب، ما سعی میکنیم بفهمیم که دعوا چطور شروع شده
و چه کسی درگیر بوده
مطمئنی که هیچکدوم از پسرهایی که
به شوهرت حمله کردن نشناختی؟
من واقعاً صورتشون رو ندیدم
فقط اونو دیدم
باشه
از اینکه وفت گذاشتین خیلی ممنونیم
باید در نقطه ای یه بیانیه مناسب بدیم
ولی در تماس هستیم
باشه
ام، خانم نوبل
شوهرت برای امرار معاش چکار میکرد؟
اون یه حسابدار بود
بنابراین، سه انتقال اول طبق برنامه انجام شده.
بعد یه پیک وجوه رو بصورت نقدی از بانکی در مالت برداشت کرده
و طبق هماهنگی اونا رو به حساب دوم واریز کرده
آره برای شکستن زنجیره
بله، پس جرد قرار بوده این انتقال رو
به حساب هلدینگ دیمیتری در قبرس انجام بده
تا بتونه پول رو اینجا در ادینبورگ به وکیل بپردازه
که تا ساعت 9:30 اونو به فروشنده تحویل بده
باید اینقدر پیچیده انجام میشد؟
جرد میخواسته مطمئن باشه که ردیابی ما رو پوشش میده
پس چرا دیمیتری زنگ نزد که بگه پول رو دریافت نکرده ؟
بله، به نظر میرسه در مورد زمان بندی یه بینظمی صورت گرفته
که با قبرس دو ساعت جلوتره
در حالی که مالتا
خدای من
خب درسته
با وکلای اسکاتلندی تماس بگیر و بهشون بگو که به چند ساعت وقت نیاز داریم
من این جزیره رو از دست نمیدم
...موضوع اینه که
چی؟
جرد کسی بوده که دومین حساب مالتی رو راه اندازی کرده
بله، ولی باید جزئیات رو به شما داده باشه
شوخی میکنی؟
دو و نیم میلیون من تو حسابیه که نمیتونی بهش دسترسی پیدا کنی؟
خریدی در این حد و اندازه ما رو آسیب پذیرتر و در معرض حمله قرار میده
بنابراین ما توافق کردیم که نباید هیچ ارتباطی رو به خطر بندازیم
جرد مُرده
چطور پولمو بگیرم؟
من نمیتونم اونو باور کنم
و بچه ای هم بود؟
مممم
خدایا، این... این چیزی است که ما با آن سر و کار داریم.
همه اونا چاقو حمل میکنن و می خواهند به مرد بزرگ نگاه کنند.
اسما چطوره؟
- او هنوز نمیدونه. ام... - اوه، عشق.
او در مدرسه است.
فقط نمی دانم چطور به او بگویم.
اوم پلیس گفت امروز باید برم سردخانه.
درست. آره
نیاز به شناسایی رسمی وجود دارد.
بله، و اونا همچنین گفتند که باید بیانیه ای بدهم.
No comments yet. Be the first to leave one.