نخستین 200 خط.
هرگونه استفاده از اين زيرنويس = = بدون ذکر منبع ، ممنوع و غير مجاز است
با نانا حرف زدی؟
آره
یکمی حرف زدیم
درمورد چی حرف زدین؟
مشکلی نیست عیبی نداره
آب و چیزی روم نپاشید
نانا داشت گریه میکرد
آره داشت گریه میکرد
اوهوم،گریه کرد
و شاید تقصیر من باشه
سر در نمیارم
خب...چطور باید بگم
تو حالت خوبه؟
دیروز یکم بحثمون شد
درمورد آدمای شنوا
آدمای ناشنوا
و آدمایی که طی زندگی شنواییشونو از دست دادن
اون میگفت که همه ماها متفاوتیم
و من گفتم پس ماها هیچکدوم نمیتونیم همو درک کنیم
این قضیه به تو مربوط نیست پس خودتو نگران نکن
هیچ ربطی به من نداره؟
بابت اینکه تورو هم درگیر کردم متاسفم
عیبی نداره
مترجم : نائوشی @mixnonaz2
ممنون بابت کتابایی که بهم قرض دادی
اومده بودم کتابایی که بهم قرض دادی پس بدم
چک کن ببین چیزی کم نیست
دوباره دیدنت برای برگردوندن اونا برام مشکل ساز میشه
باشه
من همینجا صبر میکنم
کتابخانه جنوب ستاگایا
...این
معذرت
خیلی کتاب بهت قرض دادم
برای همین نمیدونم همش همیناست یا نه
راستش من هنوز نصفشونو نخوندم
میتونی وقتی خوندیشون بهم برگردونی
نه نمیخونمشون پس عیبی نداره
راستش کتابایی که پیشنهاد دادی خیلی برای من جالب نبودن
تو که گفتی جالبن
بخاطر اینکه تو گفته بودی دوستشون داری
برای همین منم وانمود کردم که دوستشون دارم
مجبور نیستی منو رد کنی
اونی که یکیو رد میکنه آدم بده جلوه داده میشه،درسته؟
من پیش دل خودم از تو خوشم اومد
تو دوست من بودی و تا همیشه خواهی بود
نیازی نیست تو آدم بده باشی
من رو به راهم
فعلا
برای اگاهی از جدیدترین ترجمه ها تلگرام و اینستاگرام ما را دنبال کنید Telegram : @mixnonaz2 Instagram : dreams_hearts_
باید اینو ببرم
سکوت @mixnonaz2 کاری از تیـم ترجمـه
مترجم : نائوشی @mixnonaz2
چیکار میکنی؟
هوم؟تو فکر این بودم یسری کتاب قرض بگیرم
از خود سو پرسیدی؟
گفتش میتونم هرکاری خواستم با چیزایی که خونه جا گذاشته بکنم
سو دوستای دوران دبیرستانشو دیده؟
آره،مثل اینکه خوب باهم کنار اومدن
عه!؟از چی ناراحتی؟بنظرت عالی نیست؟
داداش خوشحال بنظر میرسه
با میناتو-کون فوتبال بازی میکنه،مثل دوران دبیرستان
نمیتونه مثل دوران دبیرستان باشه،الآن خیلی چیزا فرق کرده
همه این سالها
مشغول به کاری بوده که لازم نباشه مردمو ببینه
نانا-چانم تنها دوستیه که داره
اون حتی دیگه به ندرت از صداش استفاده میکنه
همش برای اینه که اگه با آدمایی که میتونن بشنون درگیر بشه ،آسیب میبینه
برای همین اینجوری زندگی میکنه
...من فقط
نمیخوام وقتی که بالاخره میتونه یه زندگی ساکت و آروم داشته باشه
با آدمایی درگیر بشه که زندگیشو پر غم میکنن
...این
...این
فقط محض رضای خودتونه مامان
خیله خب دیگه جزئیات که نیاز به بازبینی داشته باشه نیست
سوالی دارین؟
هوم،باشه؟
...میگم
از چه زمانی شنواییتون شروع به کمتر شدن کرد؟
هجده سالگی
عه خب پس در این صورت
شما مگه نمیتونی حرف بزنی؟
شما مگه نمیتونی حرف بزنی؟
به هرحال هیچ مشکلی نیست
من فقط کنجکاو بودم که بدونم
نه ببخشید ببخشید، بابت کار هم
ما میتونیم مثل همیشه از طریق ایمیل در ارتباط باشیم هیچ مشکلی نیست
ببخشید که چیز نامربوطی گفتم
ببخشید که منتظرت گذاشتم
عیبی نداره
رفته بودی کسیو ببینی؟
باید بابت کارم میرفتم اداره
دلم نمیخواد با مردم در ارتباط باشم
برای همین سراغ شغل فعلیم رفتم
ولی بعضی وقتا که مجبور میشم برم اداره
عصبی میشم و خستم میکنه
شرمنده
میشه یبار دیگه بگی؟من خیلی متوجه نشدم
عیبی نداره فقط داشتم درمورد کار غر میزدم
که اینطور؟
بابت اون روز،همه چی مرتبه؟
اون دختر...نانا-سان
نیازی نیست خودتو بابتش نگران کنی
من سفارش دادم دیگه
خیل وقته دوتایی با هم نیومدیم رستوران خانوادگی
درسته،از موقع دبیرستان تا حالا ؟
عادت کرده بودیم تا دیروقت حرف بزنیم و معمولا سرزنشمون میکردن،آره؟
کارمندای رستوران
و همین طورم خانواده
و همین طورم هیکارو-کون
درسته،هیکارو هم
عصبانی میشد
اون حتی الآنم ازم عصبانی میشه
چقدر حرف میزدیما،نه؟
من خیلی وقته که کنجکاوم
درمورد؟
چرا با صدای خودت حرف نمیزنی؟
از خیلی از آدمایی که قبلا میتونستن بشنون شنیدم
که هنوز با صدای خودشون حرف میزنن
برای همین مونده بودم تو چرا اینکارو نمیکنی
منظورم این نیست که ازت بخوام حرف بزنی ها
فقط بابت وقتایی میگم که من درست و حسابی زبان اشارتو متوجه نمیشم
فکر میکنم برات زحمت باشه
که دوباره بخوای بگی یا تایپ کنی
منظورت اینه که بعضی وقتا دلسرد میشی و من باید حرف بزنم؟
نه! منظورم این نبود
من فقط به فکر این بودم که شاید دلیلی داشته باشه
به هرحال تو صدامو دوست داری،نه؟
من فقط فکر میکردم زبان اشاره کافی باشه
من فقط با نانا حرف میزدم
برای همین نیازی نبود از صدام استفاده کنم
که اینطور،فهمیدم
من نهایت تلاشمو برای بهتر یاد گرفتن زبان اشاره میکنم
معذرت
حالتون خوبه؟صدمه ندیدی؟- خوبم-
واقعا بابتش متاسفم
چیشده؟
هیچی چیزی نیست
ممنون که منتظر موندید
کی اسپاگتی سفارش داده بود؟- من-
ایتاداکیماس
اگه سر قرار بودی فقط کافی بود قرار ملاقاتمونو کنسل کنی
قرار نبود که،فقط تو یه رستوران خانوادگی شام خوردیم
غذا خوردن با کسی که دوستش داری تو یه رستوران خانوادگی ،قراره با اجازتون
اون چیزی که مشخص میکنه قراره یا نه مکان نیست،آدمیه که باهاشی
داره زنگ میخوره ها- هوم-
کیه؟
همونیه که دوستش داشتی سوموگی
بفرمایید
الو؟بله؟
چی؟عروسی؟
نه نه نه،توگاوا-کون نیست
اوه!نه هیچ مشکلی نیست،به هر حال دوست نزدیکشونم
دعوتنامه رو برام بفرست،باشه
عا سوموگی الآن پیشمه،چیزی نمی خوای بهش بگی؟
نه! فهمیدم فهمیدم
سوموگی چی؟
میشه یه دقیقه گوشیو بدی؟- آره-
حتما،بفرما
چیه؟
یه چیزی میخواستم بپرسم ازت
باشه
شما دوتا هنوزم همو میبینین؟
سو؟آره بعضی وقتا میریم یه چیزی میخوریم
که اینطور
مگه سو چی؟
میناتو وقتی باهام حرف میزنین،با صداش صحبت میکنه؟
موندم که از صداش استفاده میکنه یا نه؟
نه بیشتر وقتا تو گوشیش تایپ میکنه
درسته
آها!ولی یبار اسممو صدا زد
اون موقع که داشتیم تو خونه تو باهم حرف میزدیم
من داشتم از اپلیکیشن استفاده میکردم
که پاشدم رفتم و صدام به گوشی نمیرسید ولی خودم متوجه نشده بودم و داشتم همینطوری حرف میزدم
هوم
"بعدش سو گفت "میناتو
بهم گفت اگه فکر میکنم بهتره تا حرف بزنه
ولی من فکر کردم اگه نمیخواد لازم نیست خودشو مجبور به این کار کنه
آره
فکر میکنم بعضی اوقات آدم دلش نمیخواد توضیح بده چرا دوست نداره یکاریو انجام بده
حق باتوئه
نانا-سانو میشناسی؟دوست سو؟
آره
اون کسیه که سو مجبور نیست باهاش حرف بزنه
شاید برای همین باشه که اون تونسته در قلبشو به روش باز کنه
عا شرمنده چیز نامربوطی گفتم
نه... شاید من بودم که چیزای نامربوطی گفتم
غصه نخور
تا وقتی بتونی رو در رو باهاش حرف بزنی همه چی رو به راهه
ممنون
خواهش
عام پس...دیگه گوشیو میدم به ماکو،باشه؟
توگاوا-کون
بله
خب پس تو لاین در ارتباطیم
باشه!فعلا
اتفاقی افتاده؟
مثل اینکه خیلی از آدمایی که قبلا میتونستن بشنون هنوز از صدای خودشون برای حرف زدن استفاده میکنن
No comments yet. Be the first to leave one.