نخستین 185 خط.
پیتر! پیتر
پیتر
پیتر
سلام عزیزم
نگاه کن
ببین، میدونم عاشق کریسمسی ولی دیگه لازم نیست با درخت عشقبازی کنی
خیلی عالی شده بود
فکر کردم قرار بود با بچهها درخت رو تزیین کنیم
من اون تزیینات مقوایی دستمال توالتشون رو نمیخوام
باید محشر باشه، بله
چیزی نشکسته عزیزم؟
بذار کمکت کنم
برای یک بار هم که شده، فقط دلم میخواد این خانواده یه کریسمس بینقص داشته باشه
میدونی چی میتونست بینقص باشه، عزیزم؟
جزایر باهاما
من، تو، بچهها و نوشیدنیهای پینا کولادا
احمق نباش پیتر، ما که نمیتونیم مامان رو ببریم باهاما
پس تکلیف خواهرهام چی میشه؟
کلید رو میذاریم زیر پادری، حالشون خوب میشه
خیلی کار سرم ریخته
باید برم حلقهی گل رو بگیرم و برم دنبال بچهها
یه فرچه توالت نو بخر، رودههای مامان باز ریخته به هم
اوم
درخت رو هم که معلومه باید از نو بچینی
باید کادوها رو هم ببرم «نایتینگل لاج»
البته که باید ببری عزیزم
خب؟ حالا کادوها کجان؟
بالا تو اتاقخواب. کدومشون عزیزم؟ ما که اینجا کلی اتاق داریم
مال خودمون. مال خودمون؟
خب، فکر کنم این خودش یه پیشرفته
کارولین عزیزم، کدوم ساکه؟
خانوادگیها سمت چپ، نایتینگل سمت راست
باشه
عزیزم، راستِ من یا راستِ تخت؟
آخه پیتر، تو رو خدا اذیت نکن
باشه، باشه
درسته
کریسمس مبارک! ممنون، کریسمس شما هم مبارک
دیزی ببین، مامانه
ببخشید که اینجام، ببخشید که دیر اومدم
مامانه! بیاین بچهها
ممنون. مشکلی نیست
کریسمس مبارک
کریسمس مبارک، خداحافظ
بیاین دیگه بچهها. خب، مهمونی چطور بود؟
الایزا برای کریسمس داره سوتین کادو میگیره
ایول، خوش به حال الایزا
تو چی؟ بالاخره تونستی یه ذره شکلات بخوری؟
ده تا تیکه خورده. اوه
نمیخوام نقش مریم رو بازی کنم، استرسش خیلی زیاده
ولی این نقش اصلیه، تو که بازیگر نقش مکمل نیستی
میخوای چی بشی؟ گوسفند؟ آخه باید آواز بخونم
بهبه، ببین کی اینجاست، مریم مقدس
اوه، آلن
نه با تو نبودم
اوه بله، ببخشید که دیر کردیم
کارولین کریسمس-هوپ، خانمی مثل شما هیچوقت دیر نمیکنه
اون دقیقا همون موقعی که خودش بخواد میرسه
زبونباز! کادوها رو کجا بذاریم؟
معلومه دیگه، زیر درخت
اوه، ممنون. بیاین بچهها
اوه، ماری
ماری نه، کارولین
سلام به همگی، کریسمس مبارک. کریسمس مبارک
ادنای عزیز، کفشهات رو لنگه به لنگه پوشیدی
یه جفت دیگه هم دقیقا لنگه همینها داره
منتظر نمایش کریسمس هستی؟
دیزی قراره نقش مریم مقدس رو بازی کنه. مامان
من توی تئاتر ملی نقش مریم مقدس رو بازی کردم
خدای من، با چه کسایی که نخوابیدم تا اون نقش رو بهم بدن
خداحافظ همگی
بدوید
خب، همه پیاده شید
بفرما، اوه، یه لحظه صبر کن
خب، اینم از این
یالا، بجنبید دیگه
خب، همه چی رو برداشتید؟ ساکها؟ خوبه، عالیه، بریم تو، بفرمایید
یالا، بریم تو
سمت راست، سمت راست، از این طرف
هی، بچهها
فکر کردم میتونیم اینو با هم تمومش کنیم
اوه، پیتر
چطوره اینو بذاریم اون بالای درخت؟
میدونی، ایده خیلی خوبیه، آره
هست، مگه نه؟ ایده خوبیه، آره
با من بیا
این دیگه خیلی زیاده
آره
دفعه قبلو یادت میاد؟ همه جا رو پر کردیم
یادت میاد؟ من میتونم بهترین "پای"ها رو درست کنم
ولی خندهدار بودا
آها
داریم چیکار میکنیم؟ پای درست میکنیم
عالی به نظر میاد، دست مریزاد
این ریخت و پاش رو ببین
مامان، مامانبزرگ کی میاد؟
فردا، عزیزم
قراره با خاله جوانا دعوا نکنی، مگه نه؟
معلومه که نه، عزیزم
کریسمسه دیگه
میتونی اینو نگه داری؟ آره، حتماً
ممنون
سلام مامان، همه چی داره خیلی خوب پیش میره
این قراره بهترین کریسمس عمرمون بشه
لازم نیست همه چی بینقص باشه عزیزم. چرا، هست
من ۲۷ سال رفتم تراپی تا سعی کنم دیدگاهم رو به کریسمس عوض کنم
از وقتی اون بابای عوضیمون درست روز کریسمس ما رو ول کرد و رفت
نگو لازم نیست بینقص باشه، چون لعنتی حتماً باید بینقص باشه
پس چرا به هامیش نمیگی گازشو بگیره؟ همین الانشم دیر کردید
یه مشکل کوچیک پیش اومده
هامیش حالا شده فلیکس. اون معاملهگرش رو با یکی جدید طاق زده
اونو بده به من
عالیه! چیز دیگهای هست که باید بدونم؟
کارولین کریسمس-هوپ
باید یه کم آروم باشی
فقط یه کریسمس لعنتیه
مهمترین روز سال
امسال نمیخوایم تو اتاق "برونته" بمونیم
خیلی تنگ و کوچیکه، ما یه تخت واقعاً راحت لازم داریم
فلیکس کمردرد داره
سیاتیکه عزیزم، ۸۳ سالم که نیست؛ ما اتاق "کوئین" رو برمیداریم
ولی مامان تو اتاق ملکه میمونه
پاهاش درد میکنه، تازه اون
از اون دو تا جیغجیغوی وروجکت هم خوشش میاد
من بهشون آلرژی دارم، واسه همین توافق کردیم جامون رو عوض کنیم
فعلاً! باشه
دوباره آمپر چسبونده، مامان
جوآنا کریسمس، مهربون باش. تا یه ساعت دیگه پیشتیم
باشه
خداحافظ
مرسی که منو رسوندی
هی، هی! خاله ویکی
سلام! هی
سلام آبجی
آبجی! ویکی
پیتر پنتس
هیچوقت معلوم نیست چطوری سر و کلهت پیدا میشه. امسال امیدوار بودم با یه هواپیمای "رد اَرو" بیای
بیا درخت کریسمسمون رو ببین. همهی تزییناتش رو خودمون درست کردیم
خدای من عزیزم، اونجا رو نگاه کن. رولز رویسه
هوم
چقدر باحاله
هوم
باز هم همگی دور هم جمع شدیم
کریسمس در عمارت دانِک
وسط برهوت
سلام آبجی
سلام
سلام، وای، عاشق ماشینتم. سلام
کریسمس مبارک. هی، اینجا واقعاً رویایی و دنجـه
بله، هامیش، بالاخره از دیدنت خوشحال شدم. خیلی تعریفت رو شنیده بودم
هامیش نیست، فلیکسه. فلیکس
هامیش و جوآنا از هم جدا شدن
چه تیپی زدی! اوه
سرکوب امیال جنسی مد شده
واسه یه بار هم که شده تو زندگیت، از بقیه جلوتری
خب، احتمالاً اینطوری بهتر شد. شنیده بودم هامیش یه احمق به تمام معناست
پس تو خیلی بهتری
خوش اومدی، فلیکس
هوم
خانهی قشنگیه. بله
باید کلی پیاده شده باشی واسهش. خب، نه واقعاً
فکر کنم حدود ده پوند بود
وقتی یکی از اجداد فئودالم چند قرن پیش خریدش
جدی؟ پس لازم نیست تحت تاثیر قرار بگیریم
به من که ربطی نداره
بذار همه جا رو بهت نشون بدم، بیا. اوه، حتماً
اِم
همسرم، اِ، کارولین
سلام، من فلیکسم. سلام
خوش اومدین. باعث افتخاره
عزیزم
کارولین! کارولین عزیزم، من... من... فکر کنم گیر کردم
مامان
نه، واقعاً... واقعاً گیر افتادم
سلام، سلام
کریسمس مبارک عزیزم. میشه اون دکمه رو بزنی؟
پائولینا
کریسمس مبارک، پائولینا
یا شاید هم باید بگم دکترِ موسیقی، پائولینا؟
هنوز نه، اول باید پایاننامهام رو تموم کنم
کارتنهای من رسیدن؟
آره، همهشون
خب، راه بیفتید، بریم داخل تا بتونی شاهکارت رو کامل کنی
هوم
قرار بود تمِ کار «۱۲ روزِ کریسمس» باشه
No comments yet. Be the first to leave one.