هماهنگ با نسخه‌های زیر

Doom at Your Service ~ E10 ~ HD-TV 🌼[ProMovi ir]🌼
ناشر Hnoozna
💞ترجمه اختصاصی پروموویز💞

برچسب‌ها

HD
تاریخ انتشار: 2021-06-08
تعداد دانلود: 35
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

،تمامی شخصیت ها، مکان ها، سازمان ها، مذاهب

و حوادث ذکر شده در این سریال خیالی می باشند

قسمت دهم

چیه؟

چیزی شده؟

عاشقـتم

...من

عاشقـتم

پس بیا قرار بذاریم

چی؟- بیا از امروز باهم قرار بذاریم-

تاک دونگ کیونگ

بیرون سرده. کجا رفته؟

تاک دونگ کیونگ- خاله-

دارم با تلفن حرف می‌زنم. الان میام تو

برو. فردا بهت زنگ می‌زنم

به سلامت بری

با کسِ دیگه‌ای قرار می‌ذاری؟

چی؟- با کسی قرار می‌ذاری؟-

نه- کسی هست که دوسـش داشته باشی؟-

حتی اگه هست، با من قرار بذار

برام مهم نیست که اون آدم کیـه ما اول همو دیدیم

من اول دوسِت داشتم

...و

هنوزم دوسِت دارم

واقعاً رو مخی

از دستـت دارم دیوونه میشم

نخند

رو مخ- این لباس کثیفـاتـه؟-

من تصمیم گرفتم با اون قرار بذارم

دیروز لی هیون گیو اومد دیدنم

همون لی هیون گیو؟

خب؟ زدیـش؟

وایسا. ولی "اون" کیه؟

چرا اومد؟ چی از جونـت می‌خواد؟

اول جوابِ منو بده. "اون" که میگی کیه؟

می‌شناسیش، همونی که اون روز دیدیـش

گفت عاشقـمه

چی؟

پس شما قبل از اینکه قرار بذارین باهم زندگی می‌کردین؟

خب شد دیگه

...اون موقع که ازش خواستم بیاد باهام زندگی کنه

نمی‌دونستم که اینجوری میشه

الان رسماً باهم قرار می‌ذاریم ولی دیگه نمی‌تونیم باهم زندگی کنیم

بخاطرِ خاله‌ام

خداییش تو کی هستی؟

تازگیـا هی دارم از دستـت شاخ درمیارم

به خاله‌ام نگو

چیو؟ اینکه با اون یارو زندگی می‌کردی یا اینکه الان باهم قرار می‌ذارین؟

دقیقاً کدومـو میگی؟ البته معلومـه که منظورت اولیـه

واقعاً؟

ها؟ چت شده؟

خودت چی اونی؟ بالاخره هیون گیو رو زدی یا نه؟

نزدمـش، ولی یه کاری تو همین مایه‌ها کردم

یه چیزی براش پرت کردم

چی؟ مثلاً قلبـتو؟

اصلاً تابلو بود که بدون فکر پاشده اومده

ولی من جلوش عین احمقـا رفتار کردم

همین که لبخند زد، شدم همون دختر 18 ساله‌ی قدیم

واقعاً بدبختم. بدبخت

بدبخت چیه بابا

...من عاشقِ اون نا جینایِ 18 ساله‌ام

که وقتی پایِ عشق میومد وسط حسابی شجاع میشد

تاک- ...البته-

عاشقِ این نا جینایِ 29 ساله هم هستم

منم عاشقـتم تاک- ریختیـشـا، ریختیـش، هی-

خب تاک

کی میری بیمارستان؟

خاله‌ام بهت نگفت؟

...من- درهرصورت باید بری بیمارستان-

...اگه دوباره مثل اون دفعه از حال بری

واقعاً دق می‌کنم

دیگه اونجوری نمیشم- چرا نمی‌خوای بری بیمارستان؟

نه اینکه نخوام برم

فقط یه سری کار دارم

...باید یه چند نفری رو ببینم

و یه سری کار دارم که باید انجام بدم

برای همین

...یعنی بعد از اینکه اونـا رو دیدی

و کارهایی که می‌خوای رو انجام دادی میری بیمارستان؟

وایسا

بله. لی هیون هستم

جان؟

بله متوجه شدم

من باید برم

چیزی شده؟- نه نه نه، نگران نباش-

نه

اول باید تورو برسونم- بیخیال توروخدا-

خیرسرم دوست پسر دارم- آره راست میگی، دوست پسر داری-

بهش بگو بیاد دنبالت و برسونتت همون یارویی که همیشه ادای باحالا رو درمیاره

اگه چیزی شد بهم زنگ بزن

باشه دیگه

فکر کردی بچه‌ام؟

به چشم من، تو همیشه بچه‌ای

یه دختر 17 ساله که هودی تنشـه

دیگه رفتم

اونی

هوم؟

مرسی

چه غلطا! خدافظ

سلام

نمی‌دونستم میای اینجا

بهرحال مهمونِ منی

آره، راست میگی مهمونـم

می‌خواستم بهت زنگ بزنم

خب می‌زدی

دیگه گفتم بیام اینجا بهتره

می‌تونستی قبل از اومدن زنگ بزنی

فکر می‌کردم وقتی تو رابطه‌ای خیلی متعهد باشی

رابطه؟- ها؟ الان چی گفتم؟-

خب تو هم الان عینِ مایی

دیگه می‌تونی منتظر بمونی

تخصصـم همینه. منتظر موندن و تماشا کردن

ولی دیگه این کارو نمی‌کنم

چرا؟- وقت هدر دادنـه-

چرا رفتی اونور؟- خب جا بازتر شه-

ما رو اون تختِ کوچیک با هم خوابیدیم

خودت ازم خواستی باهات بخوابم

نه. کوچیک نبود

تختـت خیلیـم جادار بود

واااای اینـو. این قیمتـش چنده؟

بذارش پایین. بیا حرف بزنیم

هی

می‌ترسی بشکونمـش، آره؟

نمی‌خوای حیف شه؟

بذار پایین و بیا حرف بزنیم

هوم؟ چرااااا؟ نمی‌خوام

فکر کنم واقعاً خییییلی گرون باشه

بخاطر این نه

اینجوری دستـت خالی نیست

ها؟

و پشتـتم دیواره

هی، ا ا اگه بیای جلو اینـو می‌شکونمـا

این خیلی گرونـه

قیمتـش نجومیـه

عه گوشیـم زنگ می‌خوره

خب؟

باید جواب بدم دیگه

عه سون کیونگ

باید اول از همه از شرِ این سون کیونگ خلاص میشدم

هی

...خب

دقیقاً کدوم قسمت سرقت ادبی شده؟

اون قسمتی که دانش آموزا دارن دوکبوکی می‌خورن؟ این قسمت؟

برای همین با عقل جور درنمیاد دیگه

اگه به این بگیم سرقت ادبی ...که هیچ کدوم از نویسنده‌ها

دیگه نمی‌تونن هرچی بخوان بنویسن

بله؟

مگه نگفتید بیام اینجا تا بگید از کارِتون سرقت ادبی کردم؟

...با اینکه نویسنده‌ای ولی

واقعاً مسائلُ دیر می‌گیری

اصلاً من کی گفتم تو از من سرقتِ ادبی کردی؟

فقط گفتم یچیزی مشکوکـه

...شما خیلی واضح گفتید

...یه سری از طرفدارام

گاهی ازین کارا می‌کنن

آخه این سرقت ادبیـه؟

...اگه بعداً کسی اینـو داستان کرد

میگم که خودم بهت اجازه‌اشو دادم

بله؟

...من فقط نگران بودم که

آخرش بخاطرِ این اذیت شی

اینقدر نگران بودم که اصلاً نمی‌تونستم بخوابم

برای همین خواستم ببینمت

همیشه انقدر خجالتی ای؟

اکثراً انقدر ساکتی؟

ولی باید بگم شایعه ها درسته ها واقعا خوشگلی

تازه فهمیدم چرا خانم تاک تورو بهم معرفی نمیکرد

جواهر هر چی گرون تر باشه باید بیشتر مخفیش کرد

کاملا گرفتم قضیه چیه

ببخشیدا گوش کنین

لازم نیست پیش من معذب باشی

من فقط تو اینترنت یه نویسنده معروفم

کلا آدم معمولی ایَم

آقای نویسنده

شنیدم نخواستی قرارداد جدید با این شرکت ببندی

با مدیرعامل بوکس باکس خیلی صمیمی ام

کمکت میکنم ببینیش

پس چطوره ما باهم غذا... نه

بریم مشروب بخوریم

یه جای خوب میشناسم

چرا سرپرست چا باید بره جلسه؟

برم عین آدم باهاش حرف بزنم؟

فکر کنم من برم دو کلوم حرف حساب بزنم سریعتر باشه

این یارو به هیچکس گوش نمیده

چرا همتون جمع شدین اینجا؟

چرا انقدر طول دادین سرپرست چا؟

جلسه طول کشید چطور؟

...جیجو کینگ به نویسنده لی هیون گفته بیاد شرکت

بهش بگه کارش سرقت ادبی از اونه

...فکر کن منم رفیقتم

ایشش از دست تو و مزخرفاتت

چی؟- فکر میکنی من از اوناشم؟-

ما تاحالا همدیگرو ندیدیم

همین امروز همو دیدیم با خودت چی فکر کردی میخوای مخ منو بزنی؟

چی... چی؟ خل شدی؟

نه اتفاقا قشنگ عقلم سر جاشه

اگه خل بودم لپ تاپو پرت نمیکردم

اول یه مشت میخوابوندم تو صورتت

چته؟

این زنیکه روانی رو از اینجا ببرین همین الان بندازینش بیرون

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left