نخستین 200 خط.
تهیه، تنظیم و ترجمه زیرنویس ماهان ح
در اواخر قرن گذشته، زمانی که تاریخ هنوز رز بر تن داشت و سیاست هنوز از والس پیشی نگرفته بود
یک رسوایی بزرگ سلطنتی در فضای جلویی اروپا زمزمه شد. هرچقدر هم که داستان واقعی باشد
اما هرگونه شباهت داستان زندانی زندا با قهرمانان و اشرار، زنده یا مرده تصادفی است و با قصد قبلی نمیباشد
قطار سریع السیر شرقی کاله - وین - استرلساو (شهری خیالی) - قسطنطنیه (استانبول) ر
مسافرین لطفا پیاده شوند مسافرین لطفا پیاده شوند
روزنامه های تمام قسمتهای اروپا
لطفا برای کنترل پاسپورت به داخل تشریف ببرید
این مسخره بازیها در مورد پاسپورت چیه؟ پاسپورت رو باید در مرز کنترل کنن
اینجا یه ناآرامی سیاسی وجود داره
نرخهای ویژه برای تاجگذاری نرخهای ویژه بالا
کسانی که پاسپورتشون کنترل شده برن داخل لطفا
رودولف رازندیل از انگلیس، هدف از بازدید تفریحی
اسم هتلتون در استرلساو آقای رازندیل؟
اوه من بهش فکر نکردم
بهتره بهش فکرکنین اگه نمیخواین در پارک بخوابین
در 24 ساعت اول ورودتون آدرس رو به پلیس اطلاع بدید
این قانونشه
وقتی فکر میکنم میبینم نباید تا بعد از تاجگذاری به استرلساو میومدم
امیدوارم بهتون بر نخوره ولی من با یه ناراحتی ذاتی
نسبت به شلوغی بدنیا اومدم
و من واقعا اومدم به کشورتون که
ببخشید مشکلی پیش اومده؟
البته میدونم شما در کشورتون اینطوری لباس نمیپوشید
اما همونطور که میبینید ما در انگلیس مدل شما لباس نمیپوشیم
کنترل بار از این طرف
ممنون
ممنون بابت اینکه به این سرعت کاری کردید که حس کنم انگار تو خونه خودم هستم
قطارتون قربان، قطارتون رفت
من به تاجگذاری نمیرم بهترین جا برای ماهیگیری همینجاست ممنون
منم به همین خاطر اومدم اینجا ، برای ماهیگیری نه برای تاجگذاری
من تاجگذاری دوست ندارم ولی ماهیگیری رو دوست دارم
حالا اگه بهم این لطف رو بکنی و بهم بگی کجا میتونم مجوز ماهیگیری رو بگیرم
کر هستی؟
امیدوارم قزل آلای شما همانقدر خوب باشه که بنظر میرسه
اونوقت منم یه ماهیگیری خوب بکنم
بر شیطون لعنت
یه اصلاحش بکنی میشه عین پادشاه
میشه اسمتون رو بپرسم قربان؟
از اونجا که شما اولین قدم رو در باب آشنایی برداشتید
یه راهنمایی در مورد اسمتون بفرمایید
ایشون سرهنگ زاپت هستند و من فریتز فون تارلنهایم هستم
ما در خدمت اعلیحضرت پادشاه هستیم
من رودولف رازندیل هستم که از انگلیس برای سفر اومدم
البته خیلی وقت نمیگذره از اینکه در خدمت ملکه بودم
رازندیل؟ پس ما همه برادر شمشیریم
رازندیل، خدایا قیافه ات مشخص نبود
داستان رو میدونی فیرتز آره یه چیزایی شنیده ام
پس اسکلت منحصرا به کمد رازندیل محدود نمیشه؟
فریتز کجایی؟ همینجا اعلیحضرت
گیج شدم فکر کردم گمتون کردم
این آقا کی هستند؟
ایشون میخواین یکی از منسوبان شما بشن قربان
منسوبان؟ منظورت چیه از منسوبان؟
یه چیزی هست که شما نمیتونین من رو کاملا سرزنش کنین اعلیحضرت
کی رو سرزنش کنم؟
اگر بخوام حدس بزنم میتونم بگم که این سرزنش به اندازه برابری بین
بین پدر پدر پدر پدر بزرگ رودلف شما
و مادر مادر مادر مادر بزرگ من آملیا اتفاق افتاد
چی؟ درسته بخدا
این مرد راسندیله از انگلستان انگلیس؟ راسندیل
و از زمان آملیا قربان
صورت الفبرگ هراز گاهی روی یکی از ما ظاهر میشه
خوشبختم پسرعمو
برای این سورپرایز بی جهت منو ببخشید
آدم انتظار نداره بدل خودش رو ببینه مگه نه فریتز
اینجا چی کار میکنی پسرعمو
باید قبول کنم که شاید خطاکار باشم
تا حدودی بخاطر جرم جد مشترکمون
چرا خب؟ بخاطر ماهیگیری در آب ممنوعه
خوبه، خیلی خوبه، این مرد خیلی بذله گوئه
تو باید فردا بیای برای تاجگذاریم
من 1000 کرون میدم که قیافه مایکل رو ببینم
وقتی هردوی ما رو همزمان ببینه
ولی تو برادرم مایکل رو نمیشناسی مگه نه؟
خب متاسفانه قربان افتخارش رو نداشتم
باید برنامه ای بریزیم تا از این افتخار لذت ببره مگه نه فریتز
تو میتونی توی کلبه شکار من بمونی
و امشب شام سلطنتی بهت میدیم
اجدادمون یه شراب خیلی خوبی در زیرزمین این کلبه انداخته اند پسر عمو
یکی دو تا بطری از این شرابها تو رو هم میندازه
تمام خانواده، تمام خانواده
پیشنهاد یه بسلامتی خوردن رو میدم پسرعمو رودلف گوش میدم، گوش میدم
بسلامتی
بسلامتی دوم برای جدمون اون جنایتکار سرکش رودولف دوم خدا رحمتش کنه
گوش میدم، گوش میدم
بسلامتی
با اجازتون قربان
پیشنهاد میکنم که به افتخار مادر مادر مادر مادربزرگ من آملیا هم بنوشیم
عالیه
سلامتی
بسلامتی مادر مادر مادر مادر بزرگ آملیا
سلامتی
با اجازتون قربان؟ اجازه صادر شد
یه سلامتی دیگه سلامتی
حالا ببینیم بعدیش کیه؟ برادرتون مایکل؟
مایکل؟ چرا شراب خوب رو هدر بدیم؟
یه راز رو از برادرم مایکل برات تعریف میکنم
اون منو دوست نداره نداره؟
نه مایکل فکر میکنه دنیا همش اشتباهه
اون فکر میکنه باید جای ما با هم عوض میشد
ولی بیا وقتمون رو با مایکل هدر ندیم، بیا بسلامتی دخترعمو فلاویا بنوشیم
که بزودی همسر من و ملکه خواهد شد
گوش میدم
خیلی خجالت آوره که نمیتونی ملکه رو ببینی
لااقل اونا بهم میگن که خجالت آوره، من اونو سالهاست که ندیدم
بهمین خاطر نتونستیم تا الان خوب با هم کنار بیایم ولی شاید الان باید بتونیم
اوه امیدوارم همینطور بشه قربان چون میخواهید با اون ازدواج کنین
اونا میگن اون برام خیلی زیادی خوبه شایدم حق دارند
میدونی در مورد من چی میگن؟ نمیدونی؟ من زیادی مشروب میخورم
میدونم که شما میتونین در اون مواقع هم از خودتون به خوبی مراقبت کنین اعلیحضرت
من در کل زندگیم زیاد مشروب خوردم و نمیتونم بگم که از پس کارهام برنیومدم
اما فردا
در کلیسا
وقتی تاج رو روی سرم گذاشتند و منو بعنوان پادشاه معرفی کنند
برای باقی عمرم پادشاه اونها خواهم بود
امشب
امشب من با دوستانم مینوشم
دوستانم
میدونی ازت خوشم میاد راسندیل، تو رفیق خوبی هستی
با اینکه انگلیسی هستی ولی آدم خوبی هستی
میخوام یکی به سلامتی تو بنوشم
شیطان برو یکی بیار، چرا دیگه شراب نداریم؟ ژوزف، ژوزف
وظیفه من اینه که فردا رو مجددا بخاطرتون بیارم
چی مجددا؟ مجددا
خب باشه بهم گفتی حالا برو بشین و مشروبت رو بخور
شما وظیفه ای دارید قربان وظیفه، وظیفه درست آخرین شب آزادیم؟
سوال اینه که چرا باید آزادیتون شما رو در شرایطی بذاره که
برای تاجگذاری فردا آماده نباشید
سوال من اینه که آیا حق گفتنش رو به من داری یا نه
من در طول زندگی پدرتون هم در خدمتش بودم قربان
سوال من اینه که آیا حق داری پدر من رو وارد این داستان کنی یا نه
پدرتون در مورد الزامات تاجگذاریشون مطلع بودند
و من نیستم
منظورت همینه؟
اون هیچوقت به فکر خودش یا لذتهاش نبود
اون هیچوقت فراموش نکرد که پادشاهه
من شما رو ترک میکنم اعلیحضرت
زپت
تو چی میخوای؟ شراب 1868 که منو دنبالش فرستاده بودید قربان
من این کارو کردم؟
ژوزف؟ اعلیحضرت
من برای نوشیدن مشروب زیاد دارم
بهتره اونو ببریش بله اعلیحضرت
نه صبر کن ما یه مهمون داریم
یه همراه عالی، انگلیسی
همراه عالییه ژوزف ولی نمیتونه بنوشه
من میتونم بنوشم من پادشاهم
بهتره بری بخوابی ژوزف
شب بخیر اعلیحضرت شب بخیر
خوب بخوابی ژوزف
همگی خوب بخوابید
همه خوابیدند بجز پادشاه
من به شوخیهات اهمیتی نمیدم آقا
فکر میکنی شوخیه؟
شوخی نیست مرد انگلیسی
یه شب کامل بود مگه نه؟
چه اتفاقی افتاده؟ ژوزف اونو اینطوری روی زمین پیداش کرد
شما از این مشروب نخوردید مگه نه؟
نه یادم نمیاد بهتره یادتون بیاد که خوردید یا نه
چرا؟ سمی بود؟ بله سمی بود
پزشک این اطراف دارید؟ تا فاصله 10 مایلی خیر
و هزار تا دکتر هم نمیتونن اونو برای امروز آماده کنند من میدونم چی کار میکنه
اون برای 7 تا 8 ساعت بعد تکون نخواهد خورد
اما چرا، چطور، کی کرد؟ چه کسی بجز مایکل میتونه باشه؟
چه کس دیگه؟ مایکل
برادرش؟ برادر ناتنیش
مادر مایکل مورد قبول خاندان سلطنتی نبود
ولی این باورنکردنیه، چی توی فکر مایکله؟
اون تخت پادشاهی رو میخواد که از طرف مردم بهش داده شده
اون میخواد خودش رو بعنوان ناجی مردم از افراط پادشاه بی کفایت نشون بده
اگه اون امروز تاجگذاری نکنه
هیچوقت تاجگذاری نخواهد کرد
مرد انگلیسی من از تو خیلی پیرترم
بعنوان یه پیرمرد میگم که اون باید سرنوشتش رو بپذیره
سرنوشت تو رو آورد به اینجا، سرنوشت تو رو به استرلساو آورده
چی؟ بنظر احمقانه میرسه مگه نه؟
اما بدون ریش شرط میبندم که میتونی برادرت رو فریب بدی
تو باید دیوونه شده باشی
این یه ریسک برای کاریه که قطعا اتفاق میافته
سرهنگ عزیزم من اومدم برای اینکه اینجا ماهیگیری کنم چون ماهیگیری رو دوست دارم
من یه انگلیسی ساده ام
من نمیتونم پادشاه بشم حتی سعی هم نکردم تا الان
من نمیخوام کسی رو فریب بدم
داری به چی میخندی؟
صحنه ای میشه ها مگه نه؟
کلیسا پر از مردم میشه
ناقوسها به صدا درمیان، من زانو زدم که پادشاه بشم
بعد دوستت مایکل میاد جلو و فریاد میزنه
این پادشاه نیست این یه انگلیسیه به اسم رودولف راسندیل
نه من از چیزی نمیترسم مرد انگلیسی
پس مایکل امشب روی تخت میشینه
و پادشاه یا توی زندان یا توی قبرش میخوابه
خارج از این حرفها، قراره فقط برای یک روز باشه مگه نه
امشب براحتی و اطمینان از مرز رد خواهی شد
پادشاه برای یک روز
اگه من شکست بخورم چی میشه؟
زندگی تو، من و فریتز
باشه ریشم رو بزنش، من که بشدت به این ریش علاقه داشتم
امیدوارم تاج بیشتر بهم بیاد
No comments yet. Be the first to leave one.