نخستین 190 خط.
www . AnimeSubtitle . ir | instagram.com/animesubtitle.ir | t.me/animesubtitle
www . AnimeSubtitle . ir | instagram.com/animesubtitle.ir | t.me/animesubtitle
چهار سال پیش
بندر اشتیمر لایدنشافتلیش
کاپتان دایتهارد بوگنویلیا.
برادرتون اومده تا شمارو ملاقات کنه.
سلوم گیل!
حالت چطوره؟ مثل همیشه قیافهت گرفتهس که.
عین بابامون شدی.
داداش شما هم زیاد فرقی نکردی
اگه بابا بود، حتما به مدل موهات گیر میداد.
احتمالا با شمشیرش اونارو می برید
انگار میذاشتم.
همیشه همینطور بودی.
خوشحالم که مرده.
اه، میبخشی.
خب حالا، اینجوری نگام نکن
به خاطر ترفیع درجهت یه هدیهی خیلی خوب واست دارم.
ببین چی میگم. مثل یه اسلحه ازش استفاده کن.
بهش دل نبند.
بازش کن.
هوی، پاشو بینم.
دختره رو تو جبههی شمالی پیداش کردم.
اسمش...
وایولت اورگاردن هستم.
ایشون از امروز بهعنوان کاراموز عروسک نامهنویس مشغول میشن.
لطفا خم و چم کار رو بهش یاد بدین
چـــــــــــشم.
احساسی رو صورتش دیده نمیشه.
درست مثل یه عروسک.
مثل کاری که الان میخواد یادش بگیره
درست مثل یه عروسک ماشینی.
خب، اول اینکارو میکنی...
چقدر از کار عروسک نامه نویس میدونی؟
اونا به درخواست دیگران نامه مینویسن.
سرهنگ دوم هوجینز... نه، منظورم،
جناب مدیر به من گفتن.
درسته!
نمیگم که کاملا اینکارو درک میکنم ولی فکر میکنم میتونم وظیفهم رو انجام بدم.
چرا فکر میکنی کارمون انقدر راحته؟ اصلا تو چی میدونی؟
آیریس، بشین کارت رو انجام بده.
چشم
اه داشت یادم میرفت که باقی عروسکهارو بهت معرفی کنم.
خب، عروسک میشه...
میدونم که خلاصه شدهی عروسک نامه نویس هست.
- پریروز فهمیدمش. -باریک الله
دختری که قبلا دیدی... اسمش آیریس هست.
اون تازه وارده و آموزشش تازه تموم شده
و ایشون هم اریکا خانم هستن.
من و ایشون مدتی میشه که بعنوان عروسک داریم فعالیت میکنیم.
این شرکت نوپاست،
پس همهی ما یه جورایی تازهکاریم.
من که اینطور فکر نمیکنم.
وایولت، میدونی چطور از ماشین تحریر استفاده کنی؟
قبلا که کار نکردم.
پس چرا اول با تمرین تایپ کردن شروع نکنیم؟
واقعا فکر میکنه عروسک شدن راحته؟
آیریس، میشه راهنمای تورو قرض بگیریم؟
چشم
خب، بفرما بشین.
اطاعت میشه
بهتره دستکشهارو دراری.
باشه
مشکلی نداری؟
نه چیزی نیست.
خب، چرا امتحانش نمیکنی؟
کاغذ رو اینطوری میذاری داخل.
دستگیره رو میچرخونی و میکشی تو.
انگشت اشارهت رو روی ب و ت بذار و شروع به تایپ کردن کن
باشه
درسته، همینطوری.
فقط ملکهی ذهنت کن که انگشتها برای فشار دادن حروف باید به کجا بره
سعی کن چیزی که توی راهنما هست رو تایپ کنی.
یه لحظه وایولت.
وایولت! وایسا!
میشه یه خورده...
نرمتر بزنی؟
خیلی ممنونیم.
یک و دو دهم لیبر، پس ۱۰ بسته میشه.
- خیلی ممنونیم. - آخیش، وقت ناهار شد!
نرینه، لیلیان.
بیاین باهم ناهار بخوریم. اونقدر خریدم که به هرسه تامون برسه.
نه مرسی.
بعدشم، دیگه با بدن عرقی اینطرفا آفتابی نشو
آخه اون دخترا چشونه؟
وقتی مردی رو میبینی که انقدر زحمت کشیده
یه خسته نباشین خشک و خالی نباس بگین؟
اینطرفا آفتابی نشو رو دیگه کجای دلم بذارم؟
زنای امروزه خیلی کاسب تشریف دارنا. عطرشونم خیلی بوی تندی داره
فقط منتظرن ۴ تا آدم پولدار ببین تا مخشو بزنن.
بیخیال، خونت رو کثیف نکن.
خسته شدم. دیگه دختر بی دختر.
- هی دخترا، بیاین رشتهی سرخ شده - نمیخوام
خواهشا دیگه دخترا هم نگو.
رفیق، من همراهیت میکنم
بازم امروز فقط نوشتن آدرسها نصیبم شد
هردوی مشتریهایی که عصر داشتیم
سراغ کاتلیا رو گرفتن.
حالت خوبه؟
خوبم
اینهمه راه رو تا لایدن اومدم تا یه عروسک بشم.
اما هر روز خدا فقط نوشتن آدرسها نصیبم میشه
هر روزم میان تا درخواست افراد گمشده در جنگ رو بدن.
همهی کارم شده همینا.
درسته
بگذریم، شنیدم اون دختره جدیده، قبلا تو ارتش بوده.
با اینکه هنوز یه بچهس؟
تازه...
حالا چرا عروسکش کردن؟
خیلی سرد و بی ملاحظهس
اصلا به درد این شغل نمیخوره.
وای، چقدر دوست دارم نامههایی که هیجانانگیزترن بنویسم.
مثل نوشتن نامه برای یه آدم معروف. یا یه نامهی عشق مخفی برای یه بازیگر معروف
اما همهی کارهای باحال نصیب کاتلیا میشه.
وایلت-چان چطوره؟
واسه ناهار دعوتش کردم اما گفت نیازی به خوردنش نداره.
همهی مدت درحال تمرین تایپ کردن بود.
که اینطور
شرمنده واسه زحمت.
خب، چرا بجاش من رو به شام دعوت نمیکنی، کلودیا.
با اسم صدام نکن!
فکر کنم پدر و مادرت بدجوری دختر میخواستن که اسمت دخترونهس.
فک کن موقع جیغ کشیدن تو رختخواب اسم دخترونه رو صدا بزنی چی میشه.
بس کن! تورخدا!
به ای زودیا نمیتونم والا.
اینماه از حقوقم هیچی نمونده.
نوشتن آدرسا رو تموم کردم.
حسابی خسته نباشی.
اینارو به واحد ارسال میرسونم.
ممنون
وایولت، خداقوت. واسه امروز دیگه بسه.
ببینم ببینم.
وای، خیلی خوب پیشرفت کردیا.
این اسلحه شگفت آوره.
اسلحه. آره راس میگی.
واسه خانمهایی که مثل ما کار میکنن این اسلحه بهترین چیز برای جنگیدن تو جامعه و تلاش کردنه.
فردا تورو کنار یه عروسک واقعی میذارم تا کنارش باشی و ازش یاد بگیری.
دارم به یه سرویس درخواستی میرم.
اگه کسی بخواد،
میریم خونه یا محل کارشون تا نوشتن رو انجام بدیم.
منم، میتونم ببرمش؟
ماشین تحریر رو؟ کجا؟
به اتاقم. تا تمرین کنم.
و...
آدرس؟ واسه گیلبرت؟
بله، تا بهش بگم نوشتن رو شروع کردم و دارم تمرین میکنم
میخوام از وضعیت فعلیم مطلعش کنم.
میدونم که سرگرد هنوز مشغول هستن...
و نمیتونم شخصا گزارش رو بهش برسونم، درسته؟
اوهوم.
فهمیدم، بذار خودم براش ارسال میکنم.
خب، از تمریناتت چه خبر؟
خوب پیش میره.
مشکلی هم ندارم
میدونین که
پول درآوردن هر روز داره سخت تر میشه.
همانطور که مطلع هستید، وضع معیشت چندان مطلوب نمیباشد.
داری اشتباه مینویسی.
بهش بگو که هرماه دو کلور بهش میدم کلور=واحد پول
-و هرماه -اگه هرماه بخواین دو کلور پرداخت کنین،
دقیقا ۱۲۰ سال طول میکشه تا باهاش تسویه حساب کنین.
جناب، مطمئنین اونقدر عمر میکنین؟
معمولا خیلی مهربونه.
اما یه وقتایی هم هست که خیلی عصبانی میشه.
بنده عمیقا متاسفم که فرزند دلبندتان را آزار دادم.
شایدم نتونستم به خوبی تربیتش کنم.
فنون تربیتی ما ناکافی بود.
آخه چرا...؟
کجارو کج رفتم اخه؟!
-اوم... -با گریه کار مارو راحت نمیکنید خانم.
-لطفا گریهکردنتون رو جای دیگه انجام بدید -چی میگی!
هی! این چه وضع نامه نوشتنه؟
از درخواست خودخواهانهم متاسفم...
-منظورت از خودخواهانه دیگه چی بود؟ -معذرت
از تاخیر به وجود اومده معذرت میخوام؟
طوری نوشتی که انگار همهچی تقصیر من شده!
فک کردی تخم و ترکهی کی هستی ها؟
ایشون اریکا-ساما هستن.
کی اسمش رو پرسید!
به هر حال، ازین نامه خوشم نیومده.
پولم واسش حروم نمیکنم!
عدم پرداخت به علت اینکه عشقتون کشید خلاف قوانینـه.
از چیِ نامهی به این خوبی خوشتون نیومد؟
بزن به چاک!
لطفا واضح باشید. دقیقا بگید که از چی خوشتون نیومد.
خلاصه و در کمال ایجاز باشه.
شنیدم چندتا مشتری از شما شکایت داشتن.
مشکلی به وجود آوردن؟
خب، نه دقیقا...
احوالت چطوره؟
No comments yet. Be the first to leave one.