Flower of Evil (Akui Kkot / 악의 꽃)

Flower of Evil (Akui Kkot / 악의 꽃)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

악의-꽃 Flower of Evil E10 2020
ناشر Mahboobe1994
▶️▶️m@hsa

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2020-08-29
تعداد دانلود: 38
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

هی‌سونگ، قبول شدم

چی؟

قبول شدم. قبول شدم

واقعاً؟

من الان پلیسم

انقد خوشحالی؟

آره، خوشحالم

قلبم از خوشحالی داره میترکه

تو هم خوشحالی، نه؟

معلومه که خوشحالم

...می‌دونی پیش‌تر مامانم بهم گفت

که از مهدکودک دوست داشتم پلیس بشم

من نه تنها کار گیر آوردم بلکه به آرزوی بچگیم هم رسیدم

واقعاً برام خوشحالی؟

گفتم که خوشحالم

گل شیطان

بهت یه ساعت وقت میدم

یه ساعت وقت داری برگردی پیشم

دلم برات تنگ شده

باشه

قسمت دهم

اسمم یوم سانگ‌چوله

می‌تونی آقای یوم صدام کنی

انتظار نداشتم به این سادگی به کسی اعتماد کنی

درست برعکس

...به اینکه کی هستی و چه نیت‌هایی داری

،و اینکه چرا داری کسایی که داریمُ می‌بری

هیچ علاقه‌ای ندارم

...معامله ما

بیشتر به این بستگی داره که تو به من اعتماد کنی

منظورت چیه؟

جه‌ریم دونگ

جه‌ریم دونگ؟

آخه اونجا چیکار میکنی؟

تماس دریافتی: همسر

عزیزم؟

کجا بیام؟ بیام پاسگاه پلیس؟

بیا پارک روبروی پاسگاه

...راستی

...یه قطره از این به بالشتت بزن

مثل بچه‌ها میخوابی

بذار قبل اینکه برم برات درستش کنم

الان داری چیکار میکنی؟

زیاد طول نمیکشه صبر کن

منظورم این نبود

زیاد طول نمیکشه

چه جَو خوبی ایجاد میکنه

مگه نه؟

وقتی بیشتر از هر وقتی بهت احتیاج داشتم فرار کردی

،فکر کردم فراموشش کردی

ولی انگار نکردی

...نمیخوام به خاطر رفتار اون موقعم

معذرت خواهی کنم

منم هیچوقت ازت نخواستم

فقط دارم میگم که دیگه بهت نیاز ندارم

میگم تو نمیتونی هیچ کاری برام بکنی

اون موقع فرار کردم

...واسه همین الان

تو رو بهتر از هر کسی تو این دنیا درک میکنم

من آدم کشتم

،ولی از اون بدتر

گذاشتم هیون‌سو گناهشُ گردن بگیره

...عزیزترین کس هیون‌سو

فکر میکنه اون یه قاتل سنگ‌دله

باید حقیقتُ افشا کنم

پس سعی نکن جلومُ بگیری

،هه‌سو

این بهترین راه حل نیست

گفتم جلومُ نگیر

،هی

...زانوی غم بغل گرفتن و

...و خون گریه کردن

فقط ثابت میکنه که چقد رقت انگیزی

فهمیدی؟

چرا فکر میکنی نمیتونم کاری برات بکنم؟

،وقت‌هایی که مریضی چی

،یا وقت‌هایی که توالتت گرفته

یا وقتی برای بلند کردن چیزی کمک میخوای؟

...یا وقت‌هایی که یهو بی‌هیچ دلیلی ترس برت میداره

و داری از ترس میمیری؟

...حتی نصف شب‌هام

،من بیدارم

پس بهم زنگ بزن

باشه؟

این ترحم نیست

این به خاطر این نیست که دوست دارم شرایط مثل قبل بشه

...من فقط

از اینکه ببینم داری تنهایی همه چیزُ تحمل میکنی، متنفرم

همین

دو هه‌سو

بله، چا جی‌ون هستم

زنگ زدم حرفی که دفعه قبل ...می‌خواستم بهتون بزنمُ

بگم

بله؟

...من

قاتل واقعی سرکارگر روستای گاکیونگری رو می‌شناسم

قاتل واقعی؟ منظورتون چیه؟

...هیون‌سو

دو هیون‌سو کاری نکرده

اون کسی رو نکشته

قاتل واقعی یکی دیگه‌ست

...وقتی زمانش برسه

،هرکاری لازم باشه میکنم

و بهتون میگم اون روز دقیقاً چه اتفاقی افتاد

...لطفاً حرفای امروزمُ

یادتون بمونه

دقیقاً 58 دقیقه طول کشید

...پس جز من

کسی رو نداشتی

،حتی الانم

جز من کسی رو نداری

جی‌ون

زخمی نشدی؟

چرا زخمی بشم؟

...راجع‌به اون تماس تلفنی - ...وقتی گفتم میخوام ازت جدا شم -

منظوری نداشتم

...وقتی گفتم ازت متنفرم هم

منظوری نداشتم

هوم، می‌دونم

نه، نمیدونی

...کاش

...فقط یه روز جاهامون باهم عوض شه

...تا بتونی حس کنی چقدر

عاشقتم

اون موقع اینقدر ناراحت نمیشم

...برات

،اتفاقی افتاده

مگه نه؟

اصلاً می‌فهمی الان داری چی میگی؟

داری میگی که یه قاچاقچی انسان تو پرونده قتل‌های سریالی دست داشته؟

میتونی چیزی که گفتی رو تضمین کنی؟

مدرک داری؟

نه، این فقط نظر منه

به زمان بیشتری نیاز دارم

زمان احتیاج داری؟

اگه هوانگ جونگ‌سون بمیره چی؟ چطور میخوای بفهمی کی پشت اونه؟

عملش تموم شد

باید امشبُ از سر بگذرونه

وای، چی شد که شرایط اینجوری پیچیده شد؟

...هوانگ جونگ‌سون باید هوشیاریشُ به دست بیاره

تا بتونیم تحقیقات بکنیم

به هرحال به محض اینکه بهتر شد بهم خبر بده

آره، خسته نباشی

کارآگاه چوی جه‌سوپ هستم، بفرمایید

کی؟ او بوکجا؟

همون او بوکجایی‌ام که تو روستای هومیِ گاکیونگری زندگی میکنه

نامچون‌میون، گاکیونگری، روستای هومی

بله؟

گفتین عکس پنج سال پیش دو هیون‌سو رو دارین؟

نشناختین؟ - ـ البته که میشناسم

خانم، اتفاقی افتاده؟

من پیش دخترم بودم و امروز برگشتم خونه

،داشتم اتاقمُ تمیز میکردم

که یه چیز عجیب پیدا کردم

این چیه؟

...چرا به فکرم نرسید هوانگ جونگ‌سون

میتونه از پنجره فرار کنه و تنهاش گذاشتم؟

فکر کنم خیلی به خودم مغرور شدم

روم نمیشه با تیمم روبرو شم

اوضاع خیلی بده؟

فکر نکنم دیگه بتونم تحمل کنم

باید فقط با درآمد خودت زندگی میکنیم

...منظورم اینه که

دو سال دیگه اون‌ها میره مدرسه

...تازگی به این فکر افتادم که

مدرسه خارج از شهر چطوره؟

شنیدم این روزا مُده

،این پرونده رو که تموم کنم

میخوام اون‌ها رو تو یه محله‌ تمیز و خوش آب و هوا بزرگ کنم

...میای

این کارُ بکنیم؟

...هنوز یادمه وقتی اینُ واسه اولین بار پوشیدی

چقدر خوشحال بودی

اشکالی نداره

دیگه جالب نیست

امروز یه ذره عجیب غریب شدی

نه، نیستم

دیگه برو. من باید برگردم سر کارم

یه کوه کار رو سرم ریخته

می‌بینمت

منُ ببخش

بابا دیگه باید بره

امشب ساعت 12 منتظر تماسم باش

بگو

معامله نیمه شب فردا شروع میشه

اول صد میلیون ون نقد بیار دفترم

،اگه کسی رو از بین اونا انتخاب کردی معامه‌مون از فردا شروع میشه

ولی اگه سفارش بدی، یه کم طول میکشه

کسی رو نمیخوای؟

اون بچه

اون بچه رو میبرم

اسم و عکس همدست دو مین‌سوک

باهم می‌خوامشون

،اگه این‌طوری کنی

نمیتونم رد کنم

گوشی مشتری رو بده بهش

اعتباری‌ـه

فقط از این باهام تماس بگیر

بذار شرایط معامله‌مونُ توضیح بدم

اگه حتی یه ذره پا رو شرایط بذاری معامله فسخ‌ـه

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left