Doctors

Doctors (닥터스)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Doctors E10 www sunflowermag com
ناشر Rahasam_86
مترجمان: رها و نازنینsunflowermag.com

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2016-07-21
تعداد دانلود: 37
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

پزشکان = قسمت 10 =

ملاقات با يه آدم بي ريا ميتونه تو رو تغيير بده

آدمي که الان باهاش هستم ميتونه زندگيمُ تغيير بده

بخاطر همين، اميد ِ يه نفر ممکنه به ياس و نااميدي تبديل بشه

ازم پرسیدی میتونم بهت اعتماد کنم بعنوان یه پزشک بهت اعتماد ميکنم

الان بايد براي تشکر تعظیم کنم؟

اما بعنوان ِ همراه بيمار بهت اعتماد نميکنم

اگه موقع عمل اشتباهي رخ بده ميکُشمت

طالعم ميگه عُمر طولاني دارم تا زمانيکه

مدفوعمُ به ديوار بمالم

خوبه پس

من واقعاً ازت متنفر بودم، پرفسور

من کسي هستم که از گانگستر جماعت ميترسم

تو گانگستر نيستي و فکر ميکنم آدم کاملاً ساده اي باشي

اما فکر ميکنم امروز دوسِت دارم

اين يه تعريفه؟- تعريفه-

بخاطر زني که بين ماست با هم رقيبيم

داري میگي ميخواي با هه جونگ بري کافه تريا غذا بخوري؟

به زودي با هم غذا ميخوريم

بايد باهاش غذا بخوري که بهش بگي ما رقيبيم

رو زخم ِآدم نمک ميپاشه

:ترجمه و زيرنويس .:.:(Nazi_00)نازنین:.:. .:.:(Rahasam_86) رها:.:.

هنوزم يه دفعه اي مياي

دستهات واقعاً بزرگن

اينطورين؟

بار اول که ديدمت

ميتونم سرتُ تو يه دستم بگيرم مثل ِ يه بچه عصبي بودي

چرا؟

دليل نداره

ميدونستي هرگز انتظار نداشتم عاشق هم بشيم؟

دلم برات تنگ شده

قدم بزنيم عاشقتم

تو تمام ِزندگي ِ مني تو دليل ِ زندگي ِمني

امروز واقعاً کار ِتُ خوب انجام دادي معجزه اي که نميتونم توضيحش بدم

اگه با عشق ميخوای منُ تسلي بدی

يه قدم بيا نزديکتر

اينا براي چيه؟

اينا رو بده پرفسور هونگ

اينا رو با تمام وجود بعنوان يه مادر زن براش آماده کردم

غذاي سالم براي بدن خوبه سوپ ِ جوجه و جينسينگ

...تو جداً

جداً فوق العاده ام؟

اما اين مجاني نيست

پي يونگ گوک

!دینگ دونگ دینگ

ميخواي در موردش چيکار کنم؟

....نيازي نيست تو در موردش کاري کني فقط

بفرستش کافي شاپ باقيشُ خودم درست ميکنم

هووووم، خوشمزه ست- همينطوره-

واقعاً وادارم ميکني اين کارا رو انجام بدم

بچه ي ناز ِمن

چطور اينقد خوب از احساس ِمن خبر داري؟

معلم هونگ، فقط معلمت نبود

معلم مدرسه م بود، از اونجاييکه يه معلم هميشه يه معلمه

بيا با هم ازدواج کنيم؟

فکر کردم جدي ميگي

واضحه دروغ گفتم- نخور، من خوب ميخورم، ميخورم-

يو هه جونگ

اوه، هه جونگ

باشه، پسوردُ بهت ميگم برو تو منتظر بمون

سلام

کِي ميخواي با من غذا بخوري؟

چي؟- حتي نميتوني به ياد بياري؟-

ما اون دفعه گفتيم يه بار تو کافه تريا با هم غذا ميخوريم

چقدر از اون موقع گذشته اما ما هنوز با هم غذا نخورديم

ميخواي امروز با هم غذا بخوريم؟

!خوبه

چرا ميخندي؟

فقط بامزه اي دکتر

زيادي واکنش نشون نده

داری چيکار ميکني؟

ولش کن، شايد همه چيز بهم ريخته باشه اما همش يه نظم ِ خاصي داره

چقدر منتظر شدي؟

زیاد نه، هنوز صبحونه نخوردي؟

نه هنوز، اين چيه؟

سون هي گفت برات بيارمش

سون هي ميخواست؟ اما تو نميخواستي؟

منم ميخواستم برات بيارم

ما اينُ خودمون نپُختيم فقط خريديم و گرمش کرديم

از این کارا هم بلد بودی و ما خبر نداشتيم؟

بله، از این کارا بلد بودم

حدس ميزنم تو نميدونستي چون فقط گاه گاه منُ ميديدي

اول سوپُ بخور بعداً گوشتُ بخور

باشه

آه! داغه

من اين کارُ بعنوان دستيار ِ پرفسور جراحي انجام ميدم

ميدونم، تونستي گزارشات ِ بيهوشي مادربزرگتُ پيدا کني؟

چطور ميتونه تو چنين شرايطي به من اهميت بده؟

دوباره داري جواب نميدي

گفتن: پرونده هايي روکه ده سال ازشون بگذره نابود ميکنن- خب بعدش؟-

رزيدنتي که پرونده ي عملُ نوشته بود

هنوزم تو شعبه فرعي بيمارستانه و بعنوان رئيس بخش فعاليت ميکنه

ميخوام برم باهاش حرف بزنم

اما از کجا ميدوني که حتماً تو جراحي مادربزرگت اشتباهي رخ داده؟

...سرطانش پخش نشده بود و

درصد بالايي امکان بهبودی داشت

مهم تر از همه، تو چارت ثبت شده حین ِ عمل مُرده

تو گزارشات سرطان معده ثبت شده بود

و والدينت؟

فکر ميکنم پول غرامتُ گرفتن تا سريع روي اون سرپوش بذارن

نميتونيم اين کارُ دو نفري با هم انجام بديم؟

اول مراقب خودت باش نميتوني

باز سخت گرفتي

در روز چند ساعت ميخوابي؟- زياد ميخوابم-

بايد جواب دقيقي مثل ِ جوابي که من بهت دادم، بدي

حتماً پنج ساعتُ ميخوابم گاهي اوقاتم تمام طول ِ روز

تو ميتوني همزمان روي چند تا موضوع تمرکز کني؟

البته، من کسي نيستم که مثل ِ تو بتونم تمام انرژيمُ روی ِ يه چيز بذارم

متوجه ام پس پرفسور خوشحالي؟

خوشحالم

چطور از شاد بودنت مطمئني؟

زنده ام، کسيُ دارم که دوسِش دارم و داريم با هم غذا ميخوريم، همين برام باعث ِشاديه

تو واقعاً مرد ِخوبي هستي و به ظاهر آدم قَويي هم مياي

تو يه دفعه چته؟ چيزي شده؟

دکتر جونگ يون دو

دکتر جونگ يون دوئه بايد براي جراحي رئيس آماده بشم

همه ي اينا رو بخور

بله دکتر

رئيس هونگ دو سيک، کسيه که پرونده ي بيمار کانگ مال سونُ گرفته

مطمئني؟

فردي که پرونده رو گرفته از رمز ورود رئيس هونگ- استفاده کرده پس باید باهاش آشنا باشه برام پیداش کن-

و اینکه رئیس خونه نرفته

پس کجا رفته؟

ماشينش هنوز تو بيمارستانه اما نميدونم کجاست

داره چيکار ميکنه؟ دنبالش بگرد؟

باشه

هونگ دو سيک تا کجا ميخواد دنبالم بیاد؟

جراح مغز و اعصاب هونگ جي هونگ

:پرونده ي جراحي بيمار کانگ مال سون

دستيار جراحي: کيم چي هيون

پرفسور هونگ جي هونگ هستم، از کارمنداي ِ بخش ِ

مغز و اعصاب ميتونم با رئيس بخش شعبه ي فرعي

بيمارستان، دکترکيم چي هيون صحبت کنم، لطفاً؟

آي سي يو ِ بخش ِ جراحي مغز و اعصاب

بايد آزمايش بگيري؟

چيزي نيست

اين چيکار ميخواد کنه؟ شاید این يه فرصت براي منه؟

به هر حال من نبايد کاري کنم گير بيُفتم

بالاخره ميتونم براش کاري انجام بدم

چون هرگز نميدوني چي ميشه

بيمار وي آي پي جديدي به بخش ِ ما اومده؟

بيماران ِ وي آي پي حتي تو پرونده هاي کامپيوترهامون هم قابل دسترسي نيستن

وقت تلف کردنُ تموم کن و براي خودت يه مرغ سوخاري سفارش بده

اين عوضيُ، وقت تلف کردن؟

فقط چون يو هه جونگ پشت ِ توئه، متکبرانه رفتار ميکني

ها؟ من هنوز نزدمت چطور جرات ميکني واکنش الکي نشون بدي؟

عوضي، بايد باهاش چيکار کنم؟

چه احساسي داري؟

چه احساسي بايد باشه؟ دارم براي جراحي آماده ميشم

نميخواد جلوي من وانمود کني شجاعي

چون جلوي تو هستم شجاعتر هم ميشم

چيه؟

فقط تو هستی که باید بهت نگاه کنم

نميدوني بخاطر بودنت چه احساس ِ امنيتي ميکنم

فکر کنم براي همين مردم ميگن بايد بچه داشته باشي

ميان ازت آزمايشها رو ميگيرن

باشه، بعداً مي بينمت

باشه

چرا داري ميدُویي؟

تا سريع برسم اينجا

خوبم

براي همين اونجا مونده بودي

اين اتفاق افتاد چون تو سعي ميکني از من دوري کني

خجالت آوره

همکارها ميتونن اينجوري باشن، چيش خجالت آوره؟

اينجوري کنار من بودنت باعث ناراحتيه

اين حسُ به من ميده که با هم صميمي هستيم

نميتونيم با هم صميمي باشيم؟

نه

!پرفسور

حالا منُ ديدي؟

تو هم اومدي اينجا؟

آره

کِي ناهارتُ ميخوري؟ بيا با هم بخوريم

!تو... تو نميتوني

اون اول با من موافقت کرده ناهار بخوره، مگه نه؟

...آه...آره

پس ميخواي شامُ با هم بخوريم؟

بهتر ِشامم با من بخوريد

منظورم اينه که، اگه جراحي رئيس خوب بود

نبايد يه وعده غذا مهمونم کني؟

باشه، پس شامُ با هم بخوريم

فکر کنم شما دو تا با هم صميمي شديد

نه، بيا بريم آزمايشاتُ بگيريم

رئيس، سلام

اوه، تو اينجايي؟ حالت خوبه؟

بله، بعد از مرخصيتون بياييد بريم ماهيگيري

از ماهيگيري خوشِت مياد؟

من واقعاً ماهيگيريُ دوست دارم ولی جي هونگ ِما، از ماهيگيري متنفره

اما وقتي با توئه تحمل ميکنه پس بيا اغلب با هم بريم ماهيگيري

چشم رئيس. ايشون دکتر جونگ يون دو هستن

شنيدم که دکتر جراحم تو هستي؟

بله رئيس

رئيس، ميخوام ازتون خون بگيرم

دو سيک، تو يکي از اتاقهاي وي آي پي بيمارستانه

همونطور که انتظار ميرفت خيلي سريعي

برام جاي سوال بود که ماشين رئيس چرا تو بيمارستانه

بستري شده، اما چرا؟

انگاري بيماريش برگشته- ميخواي بري ملاقات؟-

نه، فکر ميکنم اون بخاطر ما داره جراحيُ مخفيانه انجام ميده

More Farsi Persian subtitles for Doctors

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left